بیان رخداد:

روسیه با جمعیت 144 میلیونی خانه دست کم 11 میلیون مهاجر اغلب از کشورهای همسود مانند مالدوی، اوکراین، ازبکستان و تاجیکستان بوده است. چنانچه در تابستان گذشته اداره خدمات مهاجرت روسیه از حضور 5 میلیون شهروند آسیای مرکزی در شهرهای مختلف روسیه (از 4 میلیون و 877 هزار و 163 نفر از شهروندان جمهوری‌های آسیای مرکزی 2 میلیون و 551 هزار شهروند ازبک، 1 میلیون و 170 هزار شهروندان تاجیک، 555 هزار شهروند قرقیز، 580 هزار شهروند قزاق و 20 هزار شهروند ترکمن در خاک روسیه است) خبر داد؛ اما طی شش ماه گذشته مسکو محدودیت های جدیدی بر مهاجرت های قانونی اعمال کرد و از اول ژانویه میلادی اجرایی شد؛ یعنی مسکو با اعمال تغییراتی در قانون فدرال در مورد وضعیت حقوقی اتباع خارجی در فدراسیون روسیه، شرایط نوینی را برای حضور شهروندان دیگر کشورها و بویژه مهاجران کاری وضع کرد. بر اساس این قانون، شهروندان خارجی که به فدراسیون روسیه وارد می‌شوند، تنها در صورتی می‌توانند گواهی کار دریافت کنند که در کارت مهاجرت آنها هدف از سفر به روسیه انجام کار و یافتن شغل عنوان شده باشد. در واقع از اول دی‌ماه سال 2015 ورود شهروندان ازبکستان، تاجیکستان و برخی از دیگر کشورهای مستقل همسود بدون گذرنامه خارجی به قلمرو روسیه ممنوع اعلام شد و آنها موظف به یادگیری و امتحان زبان روسی، دانستن قوانین و تاریخ روسیه جهت دریافت گواهی‌نامه ویيه می‌باشند. در همین حین نیز در نتیجه کاهش قیمت نفت و تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا علیه روسیه افت ارزش روبل در مقابل دلار طی سال 2014، تقریباً به نصف کاهش یافته و تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا، میلیاردها دلار سرمایه از روسیه خارج شده و بر رکود اقتصادی در روسیه را شدت بخشیده است؛ یعنی با وضع قانون جدید در آینده با کاهش چشمگیر کارگران مواجه خواهد شد. بر اساس گزارش دفتر خدمات مهاجرت فدرال روسیه از نخستین هفته ژانویه، ورود مهاجران کارگر-اکثرا از آسیایی مرکزی و قفقاز- نسبت به مدت مشابه سال گذشته افتی 70 درصدی داشته است. این امر بر وضعیت کارگران حاضر در روسیه بر کشورهای همسود تأثیرات بسیاری گذاشته است.

 

تحلیل رخداد:

پیامدهای وضعیت کارگران حاضر در روسیه بر کشورهای آسیای مرکزی

تأثیر اقتصادی بر کشورهای آسیای مرکزی: هر چند نگاه جدید مسکو به مهاجران کاری کشورهای منطقه برای شهروندان بلاروس، ارمنستان، قزاقستان، اوکراین و همچنین برای اتباع قرقیزستان (که در حال الحاق به اتحادیه اقتصادی اوراسیا قرار دارند) استثنا است؛ اما بر سایر کشورهای منطقه تأثیر دارد. در واقع تا کنون کارگران آسیای مرکزی در روسیه بخش عمده درآمد خود را برای خانواده‌های‌شان ارسال می‌کردند و همین مسئله اقتصاد کشورهای آسیای مرکزی را به وجوه ارسالی وابسته می‌کرد. چنانچه بر اساس گزارش بانک جهانی، وجوه ارسالی 42 درصد تولید ناخالص داخلی تاجیکستان را تشکیل می‌دهند و این رقم بالاترین سطح در جهان است. قرقیزستان با 32 درصد تولید ناخالص داخلی حاصل از وجود ارسالی، در رتبه دوم جهان قرار دارد. دراین‌بین رئیس خدمات مهاجرت روسیه از تصمیم مسکو برای کاهش 70 درصدی تعداد مهاجرین کاری در سال 2015 خبر داده و کاهش درآمد کارگران در اثر کاهش ارزش روبل و اخراج آنها از روسیه موجب پیامدهای منفی گسترده در این کشورها شده است. دراین‌بین باید توجه داشت که فروپاشی ارزش روبل بحران را به داخل منطقه. چنانچه کاهش درآمد کارگران بر افت ارزش پول قرقیزستان در برابر دلار (تا بیش از 17 درصد) و کاهش ارزش پول تاجیکستان در برابر دلار (نزدیک به 14 درصد) موثر بوده است و کشوری چون قرقیزستان تا 70 درصد از درآمدهای دلاری را ازدست‌داده است و منابع معيشتي مورد نياز 85 در صد از خانواده‌های تاجيکستاني به شدت کاهش‌یافته و وجوه ارسالی به ازبکستان در چهار ماه آخر سال 2014 نسبت به سال گذشته، 9 درصد کاهش پیداکرده است. در بعد دیگری نرخ ارز دولت‌های منطقه نیز کاهش‌یافته و دو کشور قرقیزستان و تاجیکستان با تورم دورقمی مواجه هستند و کالاهای کشورهای آسیای مرکزی در بازار روسیه توانایی رقابت نداشته باشند و این امر هم ممکن است میلیون‌ها مهاجر کاری آسیای مرکزی را از کار بیکار کند.

تأثیرات سیاسی: هر چند در گذشته دولت‌های آسیای مرکزی از اینکه کارگران به دیگر کشورها بروند خرسند بوده و مهاجرت نیروی کار را نوعی فرصت اجتماعی برای به عقب انداختن رکود اقتصادی درآمدهای اقتصادی برای کشور و دفع بی‌ثباتی سیاسی داخلی می‌دانستند ولی اکنون نسل دیگری از کارگران بیکار در حال بازگشت به آسیای مرکزی هستند و این امر می‌تواند پیامدهایی سیاسی داشته باشند. در واقع در شرایط کنونی انتظار می‌رود بیش از یک‌چهارم از مهاجران کاری کشورهای آسیای مرکزی در روسیه، به خانه‌هایشان برگردند و بازگشت صدها هزار نیروی جوان بیکار به این کشورهای دارای اقتصاد ناتوان، یکی از دلایل اصلی نگرانی مقامات آسیای مرکزی می‌باشد. در این شرایط آنها امیدوارند که مهاجرت فشارهای سیاسی را بر دولت افزایش ندهد. چنانچه پس از بحران اقتصادی 2008 و افت شدید قیمت نفت، اقتصاد روسیه سقوط ناگهانی را تجربه کردند و مهاجران بیکار شده به قرقیزستان دولت قربان بیگ باقی‌یف را در آوریل 2010 سرنگون کردند. گذشته از این نیز باید توجه داشت که با توجه به اینکه (اتحادیه گمرکی اوراسیا به رهبری روسیه تشکیل شد و کشورهای بلاروس، قزاقستان و ارمنستان عضو این اتحادیه شدند تا اتحادیه اقتصادی اوراسیا را شکل دهند) و کشورهای عضو این اتحادیه از مقررات جدید برای کارگران مهاجر در روسیه استثنا هستند، اکنون دولت‌های منطقه تلاش می‌کنند تا راه‌حلی برای حل مشکل کارگران و کاهش فشارهای سیاسی ناشی از این امر بیابند. در این راستا از یک سو برخی دولت‌ها چون قرقیزستان به دنبال تقویت روابط خود با روسیه از طریق پیوستن به اتحادیه اقتصادی اوراسیا می‌باشند تا از فشار اقتصادی و اخراج کارگران رهایی یابند. در همین راستا جمارت اوتوربایف وزیر امور خارجه قرقیزستان اظهار داشته که بیشکک هیچ راهی به‌جز پیوستن به اتحادیه اقتصادی اوراسیا ندارد. در بعد دیگری با توجه به اینکه روسیه در نظر دارد تا در سال 2015 تقریباً 70 درصد ورود و خروج مهاجران و اتباع خارجی به کشورش را نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش دهد مسلماً کاهش تعداد مهاجرین کاری آسیای مرکزی به نوعی فشار سیاسی مسکو بر کشورهای آسیای مرکزی در جهت ورود سریع تر به اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز هست. در این میان کشورهای آسیای مرکزی به ناچار برای جلوگیری از بیکاری اتباع خود یا به پیوستن به اتحادیه اقتصادی اوراسیا بدون هیچ تردیدی تلاش خواهند کرد و یا به تلاش گسترده‌ای در جهت حل مشکل بیکاری با کمک های اقتصادی اتحادیه اروپا، امریکا و کشورهایی چون چین و کره جنوبی و ژاپن خواهند رفت. دراین‌بین بهره‌گیری از ارسال کارگر به کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس بویژه قطر و عربستان نیز از هم اکنون در صدر نگاه پایتخت های منطقه است.

 

چشم‌انداز رخداد:

آنچه مشخص است وضعیت اقتصادی روسیه و چالش کاهش درآمد کارگران آسیای مرکزی حاضر در روسیه می‌تواند فرصت وهم تهدیدهایی برای دولت‌های منطقه آسیای مرکزی و بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی فراهم کند. دراین‌بین دولت‌های این منطقه اکنون در برابر چالش‌هایی چون چگونگی تأمین رفاه و حق معیشت کارگران بازگشته به کشور، رصد گروه‌های تندرو و سلفی منطقه برای عضوگیری از بین بیکاران جدید در کشور، چگونگی مذاکره با مسکو برای تأمین اقتصاد کشور و یا بهره‌گیری از کمک های کشورهای منطقه‌ای و بین‌المللی (چون کشورهای عربی و غربی و آسیایی) و... هستند. در این راستا بی‌شک تداوم اخراج کارگران منطقه و مقاومت کشورهای در نپیوستن به اتحادیه ارواسیا در کوتاه‌مدت موجب بروز مشکلات گوناگون امنیتی، سیاسی و اقتصادی در این کشورها خواهد شد و میان‌مدت می‌تواند نفوذ اقتصادی و سیاسی ایران، چین، هند، ترکیه، اتحادیه اروپا و سایر بازیگران عربی را در این منطقه افزایش دهد و از وابستگی به روسیه بکاهد.