تحولات اخیر در دکترین هسته‌ای روسیه و گسترش حضور نظامی کشورهای عمده اروپایی در پیرامون مرزهای روسیه، بیانگر ورود اروپا به مرحله‌ای تازه از رقابت‌های ژئوپلیتیکی و امنیتی است؛ مرحله‌ای که شباهت‌های قابل توجهی با فضای تقابل دوران جنگ سرد دارد.

از یک‌سو، روسیه با بازنگری در دکترین هسته‌ای خود، دامنه شرایط استفاده از سلاح هسته‌ای را گسترش داده و آشکار ساخته است که حملات متعارف گسترده، حملات علیه زیرساخت‌های راهبردی، و حتی اقداماتی که از سوی کشورهای غیرهسته‌ای اما با حمایت و پشتیبانی قدرت‌های هسته‌ای انجام شود، می‌تواند در محاسبات بازدارندگی هسته‌ای این کشور منظور گردد. این تحول نشان می‌دهد که مسکو تهدیدهای پیرامونی را جدی‌تر از گذشته ارزیابی کرده و تلاش دارد از طریق افزایش سطح بازدارندگی، مانع گسترش فشارهای نظامی غرب گردد.

از سوی دیگر، حضور فزاینده بریتانیا در استونیا، استقرار نیروهای آلمان در لیتوانیا، همکاری‌های نظامی فرانسه با لهستان، رومانی و مولداوی، و تلاش برای ایجاد دهلیزهای سریع انتقال نیرو در قالب «شنگن نظامی»، از نگاه روسیه صرفاً اقدامات دفاعی تلقی نمی‌شود،بلکه بخشی از روند پیشروی تدریجی ناتو به سوی مناطق حساس امنیتی روسیه به شمار می‌رود.

همزمان، حملات اوکراین به برخی تأسیسات و زیرساخت‌های راهبردی روسیه و افزایش حمایت‌های نظامی، اطلاعاتی و مالی غرب از کی‌یف، سطح تنش را به گونه‌ای بی‌سابقه افزایش داده است. هرچند دولت‌های غربی این اقدامات را در چارچوب دفاع از اوکراین توجیه می‌کنند، اما از منظر روسیه، این روند بخشی از یک راهبرد گسترده‌تر برای فرسایش توان نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی این کشور تلقی می‌شود.

در این میان، برخی نشانه‌های اختلاف نظر میان ایالات متحده و شماری از دولت‌های اروپایی درباره نحوه مدیریت بحران‌های بین‌المللی از جمله جنگ با ایران و هزینه‌های امنیتی اروپا، می‌تواند در محاسبات راهبردی کرملین تأثیرگذار باشد. اگر رهبران روسیه به این جمع‌بندی برسند که واشنگتن در همه شرایط حاضر به مداخله مستقیم برای دفاع از متحدان اروپایی نخواهد بود، ممکن است در ارزیابی ریسک‌ها و گزینه‌های خود جسورانه‌تر عمل کنند.

دکترین جدید هسته‌ای روسیه همچنین این پیام را در بر دارد که مسکو هرگونه حمله گسترده متعارف مورد حمایت قدرت‌های هسته‌ای را صرفاً یک اقدام محدود نظامی تلقی نمی‌کند، بلکه آن را می‌تواند تهدیدی علیه موجودیت و امنیت راهبردی خود بداند. چنین برداشتی موجب شده است که مرز میان جنگ متعارف و بازدارندگی هسته‌ای بیش از گذشته مبهم گردد و خطر محاسبه اشتباه از سوی طرف‌های درگیر افزایش یابد.

با وجود این، سخن گفتن از حتمی بودن جنگ هسته‌ای هنوز زودهنگام است،اما بستر برخورد هسته ای بیش از پیش هموار شده است. آنچه امروز بیشتر مشاهده می‌شود، افزایش سطح بازدارندگی، تشدید رقابت نظامی، مسابقه تسلیحاتی و کاهش اعتماد متقابل میان روسیه و غرب است. اما ادامه این روند می‌تواند خطر تشدید بحران، سوءبرداشت راهبردی و حتی رویارویی مستقیم میان روسیه و ناتو را بیش از هر زمان دیگری افزایش دهد.

اروپا امروز در نقطه‌ای قرار گرفته است که کوچک‌ترین اشتباه سیاسی یا نظامی می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای قاره اروپا داشته باشد و امنیت بین‌المللی را با چالش‌های بی‌سابقه مواجه سازد. در چنین شرایطی، حفظ کانال‌های دیپلماتیک، مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید تنش‌ها بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت راهبردی برای تمامی بازیگران بین‌المللی تبدیل شده است.

با احترام

محمد عارف عرفان

 

لندن،جون ۲۰۲۶