نزدیک به پنج سال است که سیاهترین ابر خونچکان بر فراز افغانستان سایه افگنده و خفاشان قرون وسطایی، بالهای شوم خویش را بر این سرزمین گستردهاند؛ خفاشانی که هر پدیدهٔ انسانی، تمدنی و فرهنگی،بهویژه زن، مکتب، دانشگاه، آزادی و آگاهی... ،را به تیر جهل و کمان تعصب بستهاند.
آنان با استقرار یک نظام تماماً تمدن ستیز استبدادی، انحصاری، ضدملی و ضدمردمی، کشور را به اسارت کشیدهاند؛ منابع طبیعی افغانستان را به تاراج برده، داراییهای مردم را غصب کرده، کوچهای اجباری و کتلوی را سازماندهی نموده و خانهها و زمینهای مردم را همچون غنیمت جنگی میان خود و بیگانگان تقسیم میکنند.
افغانستان را عملاً به گورستان خاموش انسانیت و جهنمِ روی زمین مبدل ساختهاند.
امروز افغانستان از مدار جامعهٔ جهانی بیرون افتاده و در کهکشان ظلمت، استبداد، بیعدالتی و تباهی سرگردان است؛ جایی که هر لحظه صدای جنایت و فاجعهٔ انسانی از گوشهوکنار آن به گوش میرسد.
کشور به بزرگترین پایگاه تروریسم جهانی مبدل گردیده و این اردوگاه عظیم افراطیت، به مخزن باروتی شباهت دارد که در زیر تهداب وطن جاسازی شده است؛ باروتی که انفجار آن، آیندهٔ افغانستان را با خطر نابودی کامل روبهرو خواهد ساخت.
طالبان، که خود گروهی نیابتی و وابستهاند و هفتهوار حدود پنجاه میلیون دالر هزینه آنرا دریافت میدارند، افغانستان را به میدان جنگهای نیابتی منطقهای و بینالمللی بدل کردهاند؛ سرزمینی که از در و دیوار آن خون میچکد و بوی مرگ و خاموشی برمیخیزد.
جهان امروز در جستجوی فتح سیارات، تسخیر کهکشانها و کشف اسرار کائنات است؛ اما ماشین عقبگرای طالبانی، با شتابی هولناک، بهسوی قهقرا، تاریکی و اعماق قرون وسطا در حرکت است.
اما آنچه در این گردونهٔ شگفتانگیز و در عین حال یأسآلود، دردناکتر و تکاندهندهتر به نظر میرسد، سکوت مرگبار بخشی از جامعهٔ روشنفکری افغانستان در برابر این فاجعهٔ عظیم تاریخی است؛ سکوتی که خود به همدستی خاموش با استبداد شباهت یافته است.
تلختر از همه، رفتار انترناسیونالیستهای رنگباخته و مسخشدهٔ دیروز است؛ کسانی که نهتنها در برابر این غول تمدنستیز و سقوط کشور در پرتگاه نیستی خاموش ماندهاند، بلکه شماری از آنان در برابر هر پدیدهٔ نوظهور، آزادیخواه، ترقیطلب و ضد استبدادی صفآرایی میکنند و با موجی از تکفیر، تهمت، تحریف و روایتهای ارتجاعی به حمایت طالبان به میدان میآیند.آنان چنان قلم های بیچاره را شکنجه میدارند تا بنویسند که افغانستان تحت سلطه طالبان عالیترین وعادل ترین نظام روی جهان است.
در این میان، مبارزین آماتور و گروهکهای خیالی بلند پرواز و نامنهادی نیز پیدا شدهاند که خود را وارث و متولی نهضتهای پیشین معرفی میکنند، اما در واقع بر سکوی توهمات سیاسی و خیالات خمارشکنانهٔ خویش خزیدهاند. آنان، برخی با نامهای واقعی و اکثراً با نامهای مستعار، همسفر تاریکترین نیروی تاریخ شده، قلم و حنجرهٔ خویش را به حراج گذاشته و علیه هر راهکار نجاتبخش، برنامهٔ ترقیخواهانه و گزینهٔ مهار بحران افغانستان، با ترفندهای فریبنده، دسیسههای ریاکارانه میآفرینند.
این جماعت، اگرچه شاید جرئت نداشته باشند آشکارا در کنار طالبان بایستند، اما از لابهلای واژهها، کنایهها و ترفندهای سیاسیشان، عشق پنهان و وابستگی فکریشان چه بطرز آگاهانه و چه به شکل تغافل جویانه به امارت طالبانی آشکار میگردد.گاهی مرض حسادت های سیاسی برکژ رفتاری این قلم ها نیز تاثیر می اندازد.
امروز، فراتر از بحران چندلایهٔ سیاسی، امنیتی و اجتماعی افغانستان، بزرگترین بحران، بحران روشنفکری و گمگشتگی اندیشه است؛ بحرانی که در آن، برخی از بافتههای رنگباختهٔ سرخ و سیاه، در شعارهای امارت حل شدهاند و مرز میان آزادی و استبداد را گم کردهاند.
این قلمهای شکسته، پس از خوابهای آرام در بستر آسایش و امنیتی که از اقلیم طالبانی برمیخیزد، تنها زمانی بیدار میشوند و قد بلند میکنند که جریانها، حرکتها و فاکتورهای نوین، نجاتبخش و ضد استبدادی وارد میدان سیاست افغانستان شوند.
انگار هیچ روایتی نیست که از حلقوم این قلمهای شکسته بیرون نیامده باشد و هیچ نسخهای نیست که برای زنجیرزدن پدیدههای بالنده، آزادیخواه و مردمی تجویز نکرده باشند.
آیا این خود یک فاجعهٔ بزرگ وجدانی و روشنفکری نیست که در برابر" مهبانگ طالبانی" سکوت اختیار کنند، اما تمام توان و انرژی خویش را صرف تخریب و آماجساختن نیروها و پدیدههای مخالف آن نمایند؟
امروز افغانستان بیش از هر زمان دیگر، قربانی سکوتها، معاملهٔ وجدانها و مرگ رسالت قلمها شده است؛البته قلمهایی که مستدام در محور نظام طالبانی میچرخند و مخالفان آنان را به رگبار اتهام و تکفیر سیاسی میبندند و عدالت را پامال میدارند.
تاریخ، بدون تردید، روزی در مورد این کژ روی هاو خاموشی شرمآور در خصوص رخدادهای فاجعهبار کشور ، در حالیکه نیروهای آزادیخواه و رهاییبخش هدف آنها قرار میگیرند، قضاوت خواهد کرد.
با احترام
محمد عارف عرفان
ماه می۲۰۲۶
