مورخ ۱۹ ماه می ۲۰۲۶ میلادی

دیباچه

جبههٔ رهایی و همبستگی مردم افغانستان، هم‌پیمانی سیاسی–مردمی، فراگیر، فراتر از قومیت و ایدئولوژی است که بر بنیاد ارادهٔ آزاد شهروندان و در پاسخ به بحران ژرف سیاسی، اجتماعی و انسانی کشور پدید آمده است.

این جبهه با ارادهٔ پایان‌دادن به خودکامگی، انحصار قدرت، تبعیض ساختاری و افراط‌گرایی، و برای برپایی یک نظام سیاسیِ فراگیر و مردم‌سالار بر پایهٔ کرامت انسانی، نیروهای سیاسی، مدنی، اجتماعی، فرهنگی، زنان، جوانان و چهره‌های مستقل را در زیر یک چتر سازمانی گرد می‌آورد.

جبههٔ رهایی و همبستگی افغانستان بر پیکار مدنی، مسالمت‌آمیز و سازمان‌یافته پای می‌فشارد و خود را پایبند به استقلال کشور، داد اجتماعی، برابری حقوق شهروندی و فرمانروایی ارادهٔ مردم می‌داند.

 

بخش یکم: بنیادها

بند ۱: نام و نامِ کوتاه

نام این هم‌پیمانی «جبههٔ رهایی و همبستگی مردم افغانستان» است که در این آیین‌نامه به‌گونهٔ کوتاه «جبهه» خوانده می‌شود.

بند ۲: سرشت

جبهه نهادی مردم‌پایه، فراگیر، فراتر از قومیت و ایدئولوژی، مستقل و شهروند‌محور است که بر پیکار مدنی، مردم‌سالار و داد‌محور استوار است.

بند ۳: گسترهٔ کار

جبهه، با درنظرگرفتن اوضاع سیاسی و امنیتی، در درون و بیرون از افغانستان به فعالیت می‌پردازد.

 

بخش دوم: آرمان‌ها و کارویژه‌ها

بند ۴: آرمان‌ها

جبهه آرمان‌های زیر را دنبال می‌کند:

پیکار با خودکامگی، انحصار قدرت، هراس‌افکنی و افراط‌گرایی،

برقراری برابری کامل حقوق شهروندی و برپایی داد اجتماعی،

استقرار نظام سیاسی فراگیر، نامتمرکز و مردم‌سالار،

پاسداشت حقوق زنان، اقلیت‌ها و آزادی‌های بنیادین شهروندان،

نگهداشت استقلال، یکپارچگی سرزمینی و فرمانروایی مردم افغانستان،

بند ۵: کارویژه‌ها

پدیدآوردن همبستگی سیاسی و سازمانی میان نیروهای همسو با مردم‌سالاری، داد و حقوق شهروندی،

سامان‌دهی پیکارهای مدنی و مسالمت‌آمیز،

تدوین راهبرد گذار سیاسی،

بازتاب‌دادن خواست‌های مردم در سطوح درونی و جهانی،

 

بخش سوم: بنیادهای تغییرناپذیر

بند ۶

تصمیم‌گیری همگانی، ارج‌نهادن به گوناگونی دیدگاه‌ها، نفی خشونت کور، شفافیت، پاسخ‌گویی و استقلال سیاسی، بنیادهای استوار جبهه‌اند.

بند ۷

مشروعیت قدرت سیاسی تنها از ارادهٔ آزاد مردم سرچشمه می‌گیرد.

بند ۸

جبهه با هرگونه تبعیض قومی، زبانی، دینی، مذهبی، جنسیتی و اجتماعی به‌گونه‌ای استوار و قاطع مخالفت می‌کند.

 

بخش چهارم: عضویت

بند ۹: شرایط عضویت

پذیرش آیین‌نامه و بنیادهای جبهه،

پایبندی عملی به آرمان‌ها و برنامه‌ها،

نداشتن وابستگی به گروه‌های تروریستی یا سرکوبگر،

بند ۱۰: روند پذیرش

درخواست عضویت پس از بررسی و تصویب هیئت اجرایی رسمیت می‌یابد.

بند ۱۱: حقوق اعضا

مشارکت در تصمیم‌گیری،

حق برگزیدن و برگزیده‌شدن،

بیان آزاد دیدگاه‌ها در چارچوب بنیادهای جبهه،

بند ۱۲: مسئولیت اعضا

رعایت آیین‌نامه و مصوبه‌ها،

پاسداری از همبستگی سازمانی،

دفاع از اعتبار و استقلال جبهه،

بند ۱۳: تعلیق و لغو عضویت یا اخراج

در صورت نقض بنیادهای جبهه، شورای رهبری پس از شنیدن دفاع عضو، می‌تواند با رأی اکثریت، تصمیم به تعلیق یا لغو عضویت تا مرز اخراج بگیرد.

 

بخش پنجم: ساختار سازمانی

بند ۱۴: ستون‌های جبهه

۱. کنگره،

۲. شورای رهبری،

۳. هیئت اجرایی،

۴. کمیته‌های تخصصی،

۵. مرکز اندیشه (اتاق فکر)،

۶. چهره‌های مستقل سیاسی،

۷. دبیرکل (هماهنگ‌کننده نشست‌ها و سامان‌دهنده اسناد)،

دبیرکل عضو هیئت اجرایی است.

بند ۱۵: کنگره

کنگره بلندترين نهاد تصمیم‌گیری جبهه است و دست‌کم هر دو سال یک‌بار برگزار می‌شود. به تصویب رساندن آیین‌نامه، برنامهٔ سیاسی و تعیین راهبرد کلان در اختیار آن است.

بند ۱۶: شورای رهبری

شورای رهبری (رهبران سازمان‌های عضو) هدایت سیاسی جبهه و نظارت بر کار هیئت اجرایی را بر عهده دارد. نشست‌های آن با حضور اکثریت اعضا رسمیت می‌یابد و هر دو ماه یک‌بار برگزار می‌شود.

بند ۱۷: هیئت اجرایی

هیئت اجرایی بازوی اجرایی جبهه است و از ۱۱ تا ۱۳عضو به‌گونهٔ دوره‌ای و مردم‌سالار برای یک سال برگزیده می‌شود.

این هیئت مسئول اجرای مصوبه‌ها، ادارهٔ امور روزمره و هماهنگی فعالیت‌ها است.

در شرایط اضطراری، تصمیم‌های موقت هیئت اجرایی باید در نخستین فرصت به تأیید شورای رهبری برسد. نشست‌های آن دست‌کم ماهی یک‌بار برگزار می‌شود.

ریاست جبهه به‌گونهٔ جمعی اعمال می‌شود و شامل یک رئیس، سه معاون و یک دبیرکل است.

 

بخش ششم: کمیته‌های تخصصی

بند ۱۸: کمیتهٔ سازمان‌دهی (تشکیلات)

مسئول سامان‌دهی درونی، ایجاد ساختارهای ولایتی و تنظیم امور عضویت است.

بند ۱۹: کمیتهٔ فرهنگی

مسئول تبیین گفتمان فکری–سیاسی، برنامه‌های آموزشی و فعالیت‌های فرهنگی جبهه است.

بند ۲۰: کمیتهٔ پیوند و هماهنگی

مسئول سامان‌دهی روابط سیاسی، اجتماعی و جهانی و مدیریت ارتباط‌های رسمی جبهه است.

تبصره: تشکیل کمیته‌های دیگر بر پایهٔ نیاز و با تصویب شورای رهبری امکان‌پذیر است.

 

بخش هفتم: مرکز اندیشه

بند ۲۱

مرکز اندیشه نهادی مشورتی برای بررسی اوضاع، تدوین راهبردها و ارائهٔ پیشنهادهای کلان است.

این نهاد اختیار اجرایی ندارد و زیر نظر شورای رهبری فعالیت می‌کند.

 

بخش هشتم: شیوهٔ تصمیم‌گیری

بند ۲۲

تصمیم‌ها بر پایهٔ هم‌رأیی گرفته می‌شود و در صورت نبود هم‌رأیی، رأی اکثریت سادهٔ اعضای حاضر معتبر است.

 

بخش نهم: منابع مالی

بند ۲۳

منابع مالی جبهه از کمک‌های داوطلبانه، شفاف و قانونی فراهم می‌شود.

هیئت اجرایی موظف است گزارش دوره‌ای مالی را به شورای رهبری ارائه کند.

 

بخش دهم: بازنگری آیین‌نامه

بند ۲۴

بازنگری یا اصلاح این آیین‌نامه و برنامهٔ سیاسی جبهه تنها با تصویب کنگره امکان‌پذیر است.

در صورت ناتوانی از برگزاری کنگره، این صلاحیت به شورای رهبری سپرده می‌شود.

 

بخش یازدهم: تعلیق، لغو و اخراج عضویت

بند ۲۵

در صورت نقض بنیادهای جبهه، شورای رهبری می‌تواند با رأی اکثریت، عضویت فرد یا نهاد عضو را لغو کند.

 

بند پایانی

 

این آیین‌نامه سند بنیادین جبههٔ رهایی و همبستگی مردم افغانستان است و برای همهٔ اعضا لازم‌الاجرا می‌باشد.

مورخ دهم ماه می ۲۰۲۶

 

به‌نام خداوند دادگر و دادخواه

به مقام عالی سازمان ملل متحد،

نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر،

و تمامی مراجع مسئول در قبال صلح، عدالت و کرامت انسانی

با عرض احترام،

 

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، که به تاریخ ۱۹ اپریل ۲۰۲۶ تأسیس گردیده است، به‌عنوان یک ساختار فراگیر ملی و مردمی، این پیام را در شرایطی به حضور شما تقدیم می‌دارد که افغانستان در یکی از بحرانی‌ترین مراحل تاریخ معاصر خود قرار گرفته است.

کشور ما امروز با بحران عمیق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حقوق بشری روبه‌رو می‌باشد. حاکمیت کنونی، با ماهیت انحصاری و غیرپاسخگو، نه‌تنها از اراده مردم برنخاسته، بلکه با محدودسازی آزادی‌ها، سرکوب جامعه مدنی و حذف مشارکت سیاسی، زمینه‌های یک بحران پایدار را فراهم ساخته است.

گزارش‌های نهادهای معتبر بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد و عفو بین‌الملل، بیانگر نقض گسترده حقوق اساسی شهروندان افغانستان است. به‌ویژه، محروم‌سازی زنان و دختران از حق آموزش، کار و حضور اجتماعی، یکی از جدی‌ترین نمونه‌های نقض حقوق بشر در جهان امروز به‌شمار می‌رود.

همچنان شواهد نگران‌کننده‌ای وجود دارد که افغانستان در حال تبدیل‌شدن به بستری برای رشد و فعالیت گروه‌های افراطی و تروریستی است؛ وضعیتی که امنیت مردم افغانستان، منطقه و جهان را تهدید می‌نماید.

در چنین شرایطی، نقش و مسئولیت سازمان ملل متحد و نهادهای بین‌المللی بیش از هر زمان دیگر برجسته و تعیین‌کننده است. ما باور داریم که رسیدن به یک راه‌حل عادلانه و پایدار، مستلزم شناسایی نیروها و آدرس‌های واقعی و مردمی افغانستان می‌باشد.

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، به‌عنوان یک چتر گسترده متشکل از احزاب، سازمان‌های سیاسی و اجتماعی، نهادهای مدنی، شخصیت‌های مستقل، زنان و جوانان، خود را به‌عنوان یک آدرس معتبر ملی و صدای برحق مردم افغانستان معرفی می‌نماید.

این جبهه، بر بنیاد اصول مشارکت، عدالت، شفافیت و مردم‌سالاری، مأموریت خود را در راستای تأمین همبستگی ملی، ارائه راهکارهای نوین برای خروج از بحران و زمینه‌سازی برای استقرار یک نظام مردم‌سالار و فراگیر تعریف نموده است.

ما آمادگی داریم تا در چارچوب موازین بین‌المللی، با سازمان ملل متحد و نهادهای مرتبط، وارد تعامل سازنده و مشروع گردیم؛ تعاملی که هدف آن، دستیابی به یک راه‌حل سیاسی، عادلانه و پایدار برای بحران افغانستان باشد.

از دیدگاه ما، هرگونه تلاش برای حل بحران افغانستان بدون مشارکت واقعی نیروهای ملی، مردمی و دموکراتیک، نمی‌تواند به نتیجه مطلوب دست یابد.

از همین‌رو، ما از سازمان ملل متحد و جامعه جهانی تقاضا می‌نماییم که:

در سیاست‌های خود نسبت به افغانستان، رویکردی واقع‌بینانه و مبتنی بر خواست مردم اتخاذ نمایند؛

از مشروعیت‌بخشی به ساختارهای انحصاری و غیرپاسخگو خودداری کنند؛

از حقوق اساسی مردم افغانستان، به‌ویژه حقوق زنان، حمایت عملی و قاطع به‌عمل آورند؛

و زمینه را برای شکل‌گیری یک نظام مشروع، فراگیر و مردم‌سالار فراهم سازند.

مردم افغانستان، که سال‌ها قربانی جنگ، افراط‌گرایی و بی‌عدالتی بوده‌اند، امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند حمایت صادقانه و اقدامات مؤثر جامعه جهانی‌اند.

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، با تکیه بر ظرفیت‌های گسترده مردمی و ترکیب متنوع و فراگیر خود، آماده است تا در مسیر ایجاد آینده‌ای بهتر برای افغانستان، نقش فعال و مسئولانه ایفا نماید.

ما باور داریم که با همکاری صادقانه میان نیروهای ملی افغانستان و نهادهای بین‌المللی، می‌توان راهی به‌سوی صلح پایدار، عدالت اجتماعی و ایجاد دولت مشروع و پاسخگو گشود.

با احترام

 

هیئت رهبری جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان

مورخ: دهم ماه می ۲۰۲۶

 

به‌نام خداوند دادگر و سرنوشت‌ساز

مردم شریف و رنج‌دیدهٔ افغانستان!

رهبران گرامی احزاب و سازمان‌های سیاسی و اجتماعی!زنان شجاع، جوانان بیدار، روشنفکران و همه نیروهای آزادی‌خواه و میهن‌دوست!

امروز افغانستان در یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین مراحل تاریخ خود قرار دارد. بحران‌های عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، سرزمین ما را در تنگنایی دشوار قرار داده و آینده نسل‌های ما را با خطر جدی مواجه ساخته است.

در چنین شرایطی، جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، که به تاریخ ۱۹ اپریل ۲۰۲۶ میلادی اساس گذاشته شد، به‌مثابهٔ یک چتر بزرگ ملی و مردمی برای گردهم‌آوردن همه نیروهای وطن‌دوست و عدالت‌خواه شکل گرفته است؛ چتری که هدف آن پایان‌دادن به پراکندگی، همسو ساختن اراده‌ها و ایجاد یک نیروی نیرومند و مؤثر برای نجات کشور می‌باشد.

این جبهه آغازگر فصل نوینی از مبارزه ملی است؛فصل عبور از تفرقه به همبستگی،از انحصار به مشارکت،و از ناامیدی به امید.

ما باور داریم که دیگر زمان رقابت‌های فرسایشی و جدایی‌های بی‌حاصل سپری شده است. امروز، نیاز زمان و خواست مردم، اتحاد، همگرایی و ایجاد یک آدرس مشترک ملی است.

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، خود را به‌عنوان یک آدرس معتبر ملی و مردمی معرفی می‌کند؛ آدرسی که صدای واقعی مردم را نمایندگی نموده و می‌تواند راه‌حل‌های دموکراتیک، عادلانه و فراگیر را برای آینده کشور مطرح سازد.

هدف ما روشن است:نجات افغانستان از بحران‌های ویرانگر،استقرار نظام مردم‌سالار، قانون‌مدار و پاسخگو،تأمین عدالت اجتماعی و برابری شهروندی،و تضمین مشارکت واقعی مردم در سرنوشت سیاسی کشور.

دوستان گرامی!

ما به این باور رسیده‌ایم که هیچ حزب، سازمان یا شخصیتی به‌تنهایی قادر به نجات افغانستان نیست. نجات کشور تنها از مسیر همبستگی ملی و اتحاد نیروها ممکن خواهد بود.

از همین‌رو، ما با احساس مسئولیت تاریخی، همه شما را فرا می‌خوانیم:

به احزاب و سازمان‌های سیاسی!به نهادهای مدنی و اجتماعی!به شخصیت‌های مستقل و روشنفکران!به زنان پیشگام و جوانان آگاه!

بیایید در این چتر بزرگ ملی گردهم آیید.بیایید جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان را تقویت نمایید.بیایید آن را به محور وحدت و همگرایی ملی بدل سازیم.

بیایید مرزهای گذشته را کنار بگذاریم؛بیایید اختلاف‌ها را مدیریت کنیم، نه اینکه اسیر آن‌ها بمانیم؛بیایید با درک نیازهای امروز و مسئولیت‌های فردا، تصمیمی بزرگ و تاریخی بگیریم.

مردم عزیز افغانستان!

این جبهه از شماست و برای شماست.این صدا، صدای شماست.این حرکت، حرکت شماست.

از شما می‌خواهیم که با آگاهی و اراده، از این جبهه حمایت نموده و در کنار آن بایستید تا بتوانیم آن را به نماینده واقعی و مدافع راستین مردم افغانستان مبدل سازیم.

امروز زمان انتخاب است؛انتخاب میان تفرقه یا همبستگی،میان سکوت یا اقدام،و میان تداوم بحران یا آغاز نجات.

بیایید دست در دست هم، برای ساختن افغانستانی آزاد، عادلانه، آباد و مردم‌سالار گام برداریم.

زنده باد افغانستان!زنده باد همبستگی مردم افغانستان!

با احترام

 

هیئت رهبری جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان

به‌نام خداوند هستی‌بخش و دادپرور،

سرزمین ما، افغانستان، در یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخ خود ایستاده است. بحران‌های پی‌درپی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، جنگ‌های ویرانگر، مهاجرت گسترده، فروپاشی ساختارهای دولتی و گسترش تبعیض و نابرابری، وجود نظام استبدادی قرون وسطایی شالودۀ زندگی مردم ما را آسیب‌پذیر ساخته است.

 در کنار این چالش‌ها، مداخلات بیرونی، رقابت‌های منطقه‌ای، رشد افراط‌گرایی، موجودیت نظام تمدن ستیز وارتجاعی وانحصار قدرت، افغانستان را از مسیر طبیعی توسعه و آرامش منحرف کرده است.

در طی سه دهه ای اخیر، شیرازه های اتحاد و همبستگی سیاسی ومردمی در جامعه افغانستان وبویژه در میان احزاب، سازمان های سیاسی، نهاد های مدنی وسازمان های اجتماعی به شدت در هم شکسته و یکی از مهمترین فاکتور ها را برای مهار بحران کنونی ونجات افغانستان، از کارایی باز داشته و میدان را برای مداخلات خارجی، تداوم جنگ های نیابتی وفعالیت گروه های تروریستی ودهشت افکن باز گذاشته است.

افغانستان در وضعیت کنونی با حاکمیت تک‌صدایی، انزوای بین‌المللی، بحران اقتصادی، محدودیت گسترده حقوق شهروندی، به‌ویژه حقوق زنان و فقدان یک ساختار سیاسی فراگیر روبه‌رو است؛ این شرایط نه‌ تنها ثبات پایدار ایجاد نکرده، بلکه شکاف دولت–ملت را ژرف‌تر ساخته است. راه گذار از این بن‌بست می‌تواند از طریق شکل‌گیری و تقویت یک جبهه مردمی فراگیر متشکل از نیروهای سیاسی، مدنی، قومی، فکری و عقيدتی متعهد به استقلال، عدالت و حقوق برابر شهروندی دنبال شود؛ جبهه‌ای که با تکیه بر اجماع داخلی، مبارزه سیاسی غیرخشونت‌آمیز، دیپلماسی فعال منطقه‌ای و بین‌المللی و ارائه یک نقشه‌راه روشن برای نظام سیاسی فراگیر و مبتنی بر قانون اساسی، بتواند بدیلی مشروع و قابل اعتماد برای آینده افغانستان ارائه دهد.

طوری که نمایان است هم در داخل افغانستان و هم در بیرون از مرز ها، شعار های واحد و حرکات دادخواهانه وازادی طلبانه برای رهایی و نجات افغانستان از چنگال نظام استبدادی مستدام در چرخش بوده چنانکه جنبش های گسترده اعتراضی علیه ظلم، خشونت و جنایت طالبان در حوزه فرامرزی ابعاد خشم مردم را به نمایش گذاشت، اما وجود گسست های ساختاری و ناهماهنگی سیاسی و اجتماعی در میان احزاب، سازمانها وجنبش ها نتوانست تا پتانسیل لازم را برای تغییر و سمت دهی تحولات افغانستان ایجاد نماید.

افتراق سیاسی و پراکندگی سازمانی نیروها، یکی از عوامل اصلی تداوم بحران و ناتوانی در ایجاد بدیل مؤثر در افغانستان است؛ چنددستگی، رقابت‌های شخصی و نبود راهبرد مشترک، ظرفیت تأثیرگذاری جمعی را به‌شدت تضعیف کرده است. از این‌رو، اتحاد سیاسی و سازمانی بر محور اهداف حداقلی مشترک، مانند نظام فراگیر، حاکمیت قانون و حقوق برابر شهروندی، یک ضرورت تاریخی است که می‌تواند نیروها را از انفعال به کنش مؤثر رسانده و زمینه شکل‌گیری یک جبهه نیرومند و قابل اعتماد را فراهم سازد.

در چنین شرایط خطیر، نیاز مبرم به یک «چتر فراگیر مردمی» احساس می‌شود؛ چتری که بتواند ظرفیت‌های پراکنده را گرد آورده، صدای واحد مردم را نمایندگی کند و راهی نو برای نجات وطن بگشاید.

«جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان» نهادی است فراقومی، فراایدئولوژیک و مبتنی بر اراده مشترک شهروندان؛ نهادی که حضور احزاب سیاسی، جریان های سیاسی، سازمان‌های اجتماعی و فرهنگی، نهادهای مدنی، اتحادیه‌ها، انجمن‌ها، شخصیت‌های مستقل سیاسی، زنان، جوانان و تمامی نیروهای وطن‌دوست را در کنار هم می‌پذیرد وآنرا شرط اصلی برای قالب بندی یک نیروی بالقوه سیاسی به مثابه کلید بحران سیاسی افغانستان می پندارد.

این جبهه باور دارد که آینده افغانستان نه در تداوم انحصار، افراطیت سیاسی، مذهبی، دینی و تک‌صدایی، بلکه در همبستگی مردمی، مشارکت گسترده و مدیریت خردمندانه جمعی رقم می‌خورد.

جبهه باید بر پایه گفت‌وگوی شفاف و فراگیر میان نیروهای سیاسی، مدنی و اجتماعی شکل گیرد و از ابتدا بر معیارهای روشن استوار باشد؛ از جمله پایبندی به استقلال، نظام سیاسی فراگیر، حقوق برابر شهروندی، نفی انحصار قدرت و پذیرش تصمیم‌گیری جمعی. جبهه زمانی پایدار و مؤثر خواهد بود که عضویت در آن نه بر اساس وابستگی‌های شخصی و قومی، بلکه بر تعهد عملی به برنامه مشترک، ساختار سازمانی منظم و پاسخ‌گو و یک نقشه‌راه مشخص برای گذار سیاسی تعریف شود.

بدینوسیله میتوان وظایف جبهه را در سه مرحله طبقه بندی کرد:

 

۱-برنامه های کوتاه مدت:

-سازماندهی و هماهنگ‌سازی نیروها و جریان‌های همسو و آزادی‌خواه،

- آگاهی دهی سیاسی و بسیج مردمی،

. جلب حمایت سیاسی و حقوقی در سطح منطقه و جهان.

 

۲-برنامه های میان مدت:

. فراهم سازی زمینه گفتگوی ملی و فراگیر،

. طرح بدیل سیاسی برای اداره کشور،

. دفاع از حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان و همه شهروندان افغانستان،

. آمادگی برای انتقال قدرت مشروع.

۳-برنامه های دراز مدت:

. باز سازی نهاد های دولتی،

. توسعه متوازن اقتصادی و اجتماعی،

. تامین صلح پایدار وثبات سیاسی،

. ادغام افغانستان در جامعه جهانی به عنوان کشور مسؤل.

 

این سند شامل اصول بنیادین، جهت‌گیری‌های سیاسی و تعهدات راهبردی جبهه است و نه برنامهٔ اجرایی دولت آینده.

 

اصول بنیادین و جهت‌گیری‌های اساسی جبهه

۱

-شیوهٔ کارکرد جبهه:

-شیوهٔ های گوناگون مبارزه برای تامین دموکراسی، عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی،

- تصمیم‌گیری جمعی و اجتماعی،

- احترام به تنوع فکری و سیاسی اعضا،

-ایجاد اتحاد و همبستگی میان نیروهای دموکرات، ترقی‌خواه و عدالت‌خواه و دیگر نیروهای آزادی‌خواه و شهروندی افغانستان، با اتکا به اکثریت خاموش جامعه.

 

۲. استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی

حفظ استقلال سیاسی، دفاع از سرحدات کشور و جلوگیری از هرگونه دخالت بیرونی در سرنوشت کشور وظیفه‌ای همه‌ی شهروندان و تغییرناپذیر است. حاکمیت ملی در افغانستان به مردم تعلق داشته و اراده مردم از طریق انتخابات آزاد، سری و دموکراتیک در دایره قدرت سیاسی بازتاب می‌یابد.

 

۳. تکیه بر اراده مردم

مشروعیت سیاسی تنها از رأی آزاد، مستقیم، شفاف و برابر شهروندان برمی‌خیزد. جبهه طرفدار ایجاد یک نظام انتخاباتی غیر متمرکز، معتبر و قابل اعتماد است.

 

۴. دولت قانون‌مدار و قانون‌محور و پاسخگو

تقسیم صلاحیت‌های سه قوۀ دولت (اجراییه، مقننه وقضائیه) باید روشن، متوازن و عاری از مداخله باشد تا هیچ نهاد یا فردی نتواند قدرت را انحصار کند.

 

۵. حقوق و آزادی‌های زنان

محرومیت زنان از آموزش، کار و حضور اجتماعی نه مشروعیت دینی دارد و نه مبنای عقلانی. جبهه از حقوق کامل مدنی، اجتماعی و سیاسی زنان دفاع می‌کند.

 

۶. تمرکززدایی و مدیریت محلی

تقویت ارگان‌های محلی و توزیع متوازن قدرت میان مرکز و ولایت‌ها، یکی از پیش‌شرط‌های رشد اقتصادی، عدالت اداری و شکوفایی فرهنگی است.

جبهه به این عقیده است تا اشکال اقتدار سیاسی بطرز افقی تنظیم گردیده و اجازه داده شود تا مردم به طور انتخابی، والی ها، ولسوالی ها وشهر دار ها را از میان مردمان بومی در یک پروسه دموکراتیک انتخاب نمایند.

 

۷. نظام شهروند‌مدار

جبهه، استقرار نظام جمهوری دموکراتیک شهروند‌محور را لازمهٔ شکل‌گیری دولت–ملت مدرن و وحدت پایدار شهروندان افغانستان می‌داند.

 

۸. مبارزه با تبعیض و ستم

جبهه در برابر تمام اشکال تبعیض قومی، زبانی، دینی، مذهبی، جنسیتی و اجتماعی ایستادگی می‌کند و بر ایجاد ساختارهای عدالت‌محور تأکید دارد.

 

۹. مشارکت آزاد نیروها و جریان‌ها

آزادی فعالیت احزاب، نهادهای اجتماعی و سازمان‌های مدنی باید تضمین شود تا زمینه برای گسترش دموکراسی، شفافیت و مشارکت سیاسی فراهم گردد.

 

۱۰. پشتیبانی از فرهنگ و ارزش‌های مردمی

احترام به باورهای دینی، سنت‌های پسندیده و میراث مشترک فرهنگی اقوام افغانستان جزئی از هویت همگانی و مشترک ماست. جبهه خواهان فضای باز فرهنگی و رشد سالم فرهنگی است.

 

۱۱. آزادی اندیشه و بیان

این آزادی‌ها باید به‌عنوان پیش‌شرط توسعه، آگاهی و پیشرفت جامعه به رسمیت شناخته و حراست شوند.

 

۱۲. جدایی دین از دولت

جبهه از تفکیک نهادهای دینی از ساختار قدرت سیاسی، با حفظ آزادی باورهای دینی شهروندان، حمایت می‌کند و آن را در قانون اساسی الزامی و ضروری می‌داند.

 

۱۳. مبارزه با افراط‌گرایی

افغانستان خانه مشترک همگان است. جبهه با تحمیل هرگونه نظام استبدادی و تبدیل کشور به پایگاه گروه‌های تروریستی مخالف است و از جمهوریت مبتنی بر دموکراسی و حقوق شهروندی پشتیبانی می‌کند.

 

۱۴. توسعه اقتصادی و حمایت از سرمایه‌گذاری

تقویت اقتصاد کشور، حمایت از سرمایه‌گذاری سالم داخلی و خارجی و توسعه پروژه‌های زیربنایی از اولویت‌های اساسی جبهه است.

 

۱۵. مبارزه با مواد مخدر

خشکاندن ریشه‌های تولید و تجارت مواد مخدر، ایجاد کشت بدیل و فراهم‌ساختن مراکز درمانی برای معتادان از ضرورت‌های حیاتی کشور است.

 

۱۶. مقابله با فقر و نابرابری

ایجاد برنامه‌های حمایتی، شبکه‌های همبستگی و سیاست‌های اقتصادی عدالت‌محور وظیفه دولت آینده خواهد بود.

 

۱۷. سیاست خارجی مبتنی بر منافع کشور

روابط خارجی باید بر اصل بی‌طرفی فعال، حفظ استقلال کشور و توازن منافع با همسایگان و جهان استوار باشد.

جبهه خواهان نقش گسترده سازمان ملل در حل بحران کنونی است، و از تمام نهاد های بین المللی، کشور های جهان و دولت های صلحدوست و عدالتخواه جهان، کشور های همسایه، می‌طلبد تا مردم افغانستان را برای استقرار نظام ملی ودموکراتیک یاری رسانیده، از شناخت رسمی نظام طالبان اجتناب نموده وکمک های شانرا برای چرخانیدن ماشین سرکوبگر نظام طالبان قطع نمایند.

 

۱۸. وحدت فراگیر و اقدام جمعی

هیچ گروهی به‌ تنهایی توان پایان‌دادن به بحران افغانستان را ندارد. تنها با همکاری، گذشت از منافع گروهی و تشکیل یک جبهه بزرگ مردمی  می‌توان به آینده امیدوار بود.

 

۱۹. ساختار باز و برابر

جبهه دارای ساختار باز، داوطلبانه و غیرهرمی است که در آن تمامی اعضا، احزاب و جریان‌های عضو، فارغ از وزن سیاسی یا پیشینه، از حقوق برابر در مشارکت، اظهار نظر و تصمیم‌گیری برخوردارند.

 

جنبش های اعتراضی

۲۰ - جبهه از جنبش های اعتراضی فرامرزی که در راستای منافع افغانستان برگزار میگردد، با قاطعیت دفاع مینماید.

 

جامعه مهاجر

۲۱-جبهه همبستگی وهمصدای خود با جامعه مهاجر افغانستان در بیرون از مرز ها را اعلام میدارد.

۲۲-تمام احزاب، نهادها و شخصیت‌هایی که اصول این جبهه را می‌پذیرند، عضو برابر و صاحب حق در تصمیم‌گیری جمعی هستند.

 

فراخوان جبهه

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، آغاز یک حرکت گسترده، صلح‌محور، مردم‌مدار و عاری از وابستگی‌های تنگ‌نظرانه است.

ما، همه نیروهای مردمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، زنان، جوانان، متخصصان و نخبگان را فرامی‌خوانیم که برای نجات کشور و ساختن آینده‌ای سالم و شرافتمندانه، زیر یک چتر مشترک و با صدای واحد گرد آیند.

به‌سوی افغانستان آزاد، آباد، واحد و عادلانه باهم گام برمی‌داریم.

 

پایان

محمد عارف عرفان بنیاد گذار و رییس منتخب جبهه
محمد عارف عرفان بنیاد گذار و رییس منتخب جبهه

 

به‌نام خداوند هستی‌بخش و دادپرور

خواهران و برادران گرامی،

شخصیت‌های ملی، رهبران احزاب، سازمان‌ها و جریان‌های سیاسی-اجتماعی، نمایندگان جامعه مدنی، زنان پیشگام، جوانان آگاه و همه نیروهای آزاده و عدالت‌خواه افغانستان!

قبل از همه، حضور نیک و مقدم پربار تان را در این همایش بزرگ که به مناسبت اعلام حضور رسمی جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان برگزار گردیده است، به نمایندگی از سران و نمایندگان جبهه شادباش گفته و درودهای گرم و صمیمانه خویش را نثارتان می‌نمایم.

امروز مصادف است با گشایش جدیدترین فصل تاریخ سیاسی افغانستان و نویدبخش تجلی ستاره تابناک در سیاست بحرانی افغانستان؛ روزی که در اوج تلاطم سیاسی کشور۳۲ حزب، سازمان سیاسی و اجتماعی، نهاد های مدنی و شخصیت های مستقل سیاسی، تحت چتر واحد گرد آمده و با یک صدا، آهنگ اتحاد، همیاری و همبستگی را سر داده و بزرگ‌ترین ساختار تاریخی را به‌نام جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان اعلام می‌دارند.

دوستان و سروران گرامی!

درست شش ماه پیش، انگار که امواج فریاد تاریخ و صدای رنج‌آگین جامعه، غلغله بزرگ و ندای همبستگی ملی را به‌راه انداخته بود. جمعی از رهروان راه عدالت، آزادی و دادخواهی، با روایت‌های نوین و در قالب طرحی تازه، تهداب‌گذاری یک چتر بزرگ سیاسی را به‌مثابه سایه‌بان مشترک آزادی‌خواهان، دادخواهان و وطن‌پرستان کشور مطرح ساختند و با همیاری و همبستگی مشترک، گذرگاه امید را پیمودند.

این طرح، از دل درد مردم، از ضرورت زمان و از تجربه تلخ پراکندگی‌ها برخاست. هدف آن، ایجاد یک خانه مشترک برای همه نیروهای ملی و مردمی، وطن‌پرست، دموکرات، عدالت‌خواه، زنان، جوانان، شخصیت‌های مستقل، نهادهای مدنی و جریان‌های سیاسی بود.

امروز با افتخار می‌توان گفت که این تلاش شش‌ماهه، با حضور و سهم‌گیری حدود سی‌ویک حزب، جریان های سیاسی، اجتماعی و نهاد های مدنی، به شکل‌گیری جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان انجامیده است.

اجازه دهید تا از ژرفای قلب سرشار از تعهد، پیمان سیاسی و سوگند خدمت برای مادر وطن، این دستاورد بزرگ را به همه شما تبریک و شادباش بگویم.

با توجه به اقلیم بحرانی کشور و گستره بزرگ تشتت و انقطاب نیروهای ملی، وطن‌پرست و ترقی‌خواه جامعه، میعاد زمانی شش ماه، زمان کوتاهی است؛ اما چشم‌انداز دیدگاه نوین، تأمین اعتماد بزرگ، تولید اندیشه‌های همگرایی، اتحاد و همبستگی در بستر فکری و سازمانی، و طرح اولویت‌های سیاسی فراتر از منافع حزبی و سازمانی در راستای نجات افغانستان، این گذرگاه دشوار را برای هم‌پیمانان جبهه بیش از پیش هموار ساخت.

این دستاورد، تصادفی نیست؛ بلکه محصول تلاش‌های پیگیر و خستگی‌ناپذیر، گفت‌وگوهای دشوار، اعتمادسازی تدریجی، تحمل متقابل، عبور آگاهانه از مرزهای تنگ گذشته و ترجیح منافع ملی بر منافع گروهی است.

اجازه دهید به نمایندگی از رهبری جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان،  از تمام یاران و دوستان گرامی، خانم‌ها و آقایانی که مصمم و مسئولانه در این راه گام برداشتند و به این دستاورد سترگ و بی‌سابقه نایل آمدند، سپاس‌های بیکران خویش را ابراز نمایم.

درین لحظات شور انگیز میخواهم سپاس های بیکران خویش را از حزب دموکراسی وترقی افغانستان که اینجانب وهمه هم‌رزمان گرامی ام  را در راستای تاسیس این جبهه یاری رسانیدند ابراز نمایم.حزب دموکراسی وترقی افغانستان بزرگترین رسالت تاریخی خود را در کنار سایر احزاب ،سازمان ها  وجریان هادر خط شکل دهی وتاسیس جبهه به انجام رسانید .

در امتداد این مسیر امیدبخش، رهبران، رؤسا و نمایندگان احزاب، سازمان‌ها، جریان‌های سیاسی، اجتماعی و مدنی و نیز شخصیت‌های مستقل سیاسی، در گردهمایی گسترده مورخ ۱۹ اپریل ۲۰۲۶ گرد هم آمدند و در فضای سرشار از همدلی، هماهنگی و احساس مسئولیت مشترک، جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان را بنیاد نهادند.

در این اجلاس، پلتفرم جبهه و آیین‌نامه سازمانی آن به اتفاق آرا به تصویب رسید. همچنان، نام «جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان» به‌گونه رسمی مورد تأیید قرار گرفت.

شایان تذکر است که پلتفرم وآیین نامه سازمانی جبهه تمامی خطوط دموکراتیک ونظر خواهی گسترده را در همه سازمان ها و ساختار های مربوط به جبهه پیمود ودر نهایت به اسناد بنیادین جبهه مبدل گردید.

در بخش ساختاری جبهه، با توجه به سطح مشارکت و حضور متوازن همه رهبران و نمایندگان احزاب و سازمان‌ها و جلوگیری از رقابت‌های شکننده اقتدار سیاسی، اصل رهبری دورانی در همه ارکان رهبری جبهه به‌مثابه یک اصل زرین پذیرفته شد و در آیین‌نامه سازمانی جبهه درج گردید.

در بخش انتخاب رئیس جبهه، اینجانب با توجه به تجربه‌های فرساینده گذشته در مسیر اتحادها، که بعضاً با رنگ انحصاری حزبی تجلی یافته بود، نخواستم خود را در هیچ مقام رهبری جبهه کاندید نمایم. اما تمامی رؤسای احزاب، سازمان‌ها و جریان‌های سیاسی و اجتماعی، با توجه به تلاش‌ها، کارکردها و تجارب پیشین اینجانب در مسیر پایه‌گذاری جبهه، با یک صدا بر گزینش اینجانب به‌حیث رئیس جبهه تأکید نمودند که از اعتماد همه دوستان گرامی صمیمانه سپاسگزاری می‌نمایم.

همچنین اجلاس، سه تن از شخصیت‌های گرامی؛ حفیظ حازم، رئیس حزب راه وحدت؛ صمد کارمند، نماینده شورای تفاهم؛ و هما قسیم، رئیس انجمن فرهنگی و کلتوری زنان افغانستان در فنلاند را به‌عنوان معاونان جبهه برگزید.

بر اساس آیین‌نامه سازمانی، حضور زنان در ساختار رهبری جبهه، بیانگر تعهد ما به عدالت جنسیتی و نقش تعیین‌کننده زنان در آینده افغانستان است.

در جلسه به تعداد ۱۳ تن از روئسا ونمایندگان احزاب وسازمان های سیاسی ،اجتماعی ونهاد های مدنی به حیث اعضای کمیته اجراییه جبهه به اتفاق آراء انتخاب گردیدند.

همچنان، چهار تن از شخصیت‌ های معتبر سیاسی و فرهنگی آقایان دستگیر نایل، داکتر حبیب منگل،داکتر حیدر عدل وبانو زرغونه ولی  به‌عنوان مشاوران ارشد جبهه برگزیده شدند.

در این اجلاس، کمیسیون ویژه طراحی نشان جبهه و کمیسیون تدارک برگزاری اجلاس باشکوه اعلام رسمی جبهه نیز انتخاب گردید.

این نشست، که بیش از پنج ساعت به طول انجامید، نمونه درخشانی از فرهنگ گفت‌وگوی سیاسی، فضای اعتماد، همبستگی و همکاری اجتماعی را به نمایش گذاشت.

خواهران و برادران گرانقدر!

یکی از دردناک‌ترین واقعیت‌های تاریخ سیاسی ما، پراکندگی نیروهای ملی، وطن‌پرست، عدالت‌خواه و ترقی‌خواه بوده است. سال‌ها نیروهای سیاسی، اجتماعی و مدنی افغانستان، با وجود داشتن اهداف نزدیک و درد مشترک، در مسیرهای جداگانه حرکت کرده‌اند. بی‌اعتمادی‌ها، رقابت‌های فرسایشی، برداشت‌های محدود ایدئولوژیک، حساسیت‌های قومی و زبانی و نبود یک چتر واحد سیاسی، بارها مانع شکل‌گیری یک بدیل نیرومند ملی شده است.

ما همه این مؤلفه‌های رنج‌آگین را در آیینه حقیقت زمان دیده‌ایم؛ اوضاعی که طی چند دهه گذشته، عزم، اراده و خلاقیت سازمان‌ها و نهادها را زنجیر زده و تمامی راه‌های اتحاد و همبستگی را بسته بود. این وضعیت، امید، توانایی و پتانسیل سیاسی نیروهای میهن‌دوست را به فرسایش کشانیده و بن‌بستی واقعی را به‌مثابه سدی بزرگ، به وسعت دیوار چین، میان نیروهای ملی ایجاد کرده بود.

در چنین فضایی، انگیزه ایجاد یک جبهه بزرگ مردمی، آهسته‌آهسته شکل گرفت و در مسیر تکاملی خویش به یک پتانسیل بزرگ سیاسی و اجتماعی تبدیل گردید.

اما امروز، ما به این حقیقت رسیده‌ایم که هیچ حزب، هیچ سازمان، هیچ شخصیت و هیچ جریان سیاسی به‌تنهایی قادر به نجات افغانستان نیست. نجات کشور تنها از مسیر همبستگی ملی، اتحاد نیروها و ایجاد یک آدرس مشترک ممکن است.

دیگر زمان آن گذشته است که هر نیرو به‌تنهایی فریاد بزند و صدایش در طوفان گم شود. امروز باید صداها یکی شود، اراده‌ها یکی گردد و راه نجات در یک مسیر مشترک تعریف شود.

دوستان و سروران عزیز!

امروز در لحظه‌ای ایستاده‌ایم که تاریخ، با صدایی رسا، ما را به مسئولیت فرا می‌خواند. افغانستان عزیز ما، این سرزمین رنج‌کشیده و سربلند، در یکی از دشوارترین و سرنوشت‌سازترین مراحل حیات سیاسی و تاریخی خود قرار دارد.

افغانستان امروز در چنبره یک بحران چندلایه گرفتار است؛ بحران سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، حقوق بشری و بحران عمیق اعتماد ملی.

افغانستان در نتیجه برنامه‌های مهندسی خارجی و حاکمان مزدور داخلی، تحت سلطه نظام ای قرار گرفته است که با ماهیت انحصاری، استبدادی و تک‌صدایی، کشور را از مسیر پیشرفت، آزادی، دانش و مدنیت دور ساخته و به‌سوی تاریکی، فقر، ترس و انسداد کشانیده است.تاریخ هرگز خیانت زمامداران که جاده را برای استقرار نظام طالبانی در افغانستان گشودند،فراموش نخواهد کرد.

اکنون وحشت وبربریت بطرز انکار ناپذیر در افغانستان در جریان بوده،فضای افغانستان جلوه گاه گورستان خموش است.

مکاتب و دانشگاه‌ها به‌روی دختران بسته شده‌اند. زنان، که نیمی از پیکر جامعه‌اند، از حق آموزش، کار، مشارکت اجتماعی و حضور سیاسی محروم گردیده‌اند. جوانان با بیکاری، مهاجرت، ناامیدی و سرکوب روبه‌رو شده‌اند. فقر، گرسنگی، مهاجرت میلیونی، خاموشی رسانه‌ها، سرکوب آزادی بیان، خشونت، ترور، حذف سیاسی، تبعیض و گسترش فضای رعب و اختناق، سیمای امروز افغانستان را تحت سایه نظام امارتی طالبانی شکل داده است.

افغانستان تحت حاکمیت قرون وسطایی و جبار طالبان، از کاروان تمدن معاصر عقب رانده شده و به میدان رقابت‌های نیابتی، افراط‌گرایی و پروژه‌های استخباراتی مبدل گردیده است. حضور و فعالیت گروه‌های افراطی و تروریستی در خاک کشور، نه‌تنها برای مردم افغانستان، بلکه برای منطقه و جهان یک خطر جدی است وسوگوارانه که مردم افغانستان همین اکنون بنابر همین رویکرد ،قیمت بزرگی را که حیات وزندگی شان است پیوسته می پردازند.

دوستان عزیز!

افغانستان جدا از محیط منطقه‌ای و جهانی خود نیست. جهان امروز با رقابت‌های ژئوپولیتیکی، جنگ‌های نیابتی، فروپاشی نظم‌های کهنه و صف‌بندی‌های تازه روبه‌رو است و کشور ما نیز از این تحولات متأثر می‌باشد.

جامعه جهانی و سازمان ملل متحد، با همه ادعاهای خود، تاکنون نتوانسته‌اند پاسخ روشن، مؤثر و عادلانه‌ای به بحران افغانستان ارائه کنند. سیاست‌های دوگانه و سکوت در برابر نقض حقوق زنان، درد مردم ما را درمان نکرده است.

آدرس‌هایی که ملل متحد و جامعه جهانی به‌حیث نمایندگان مردم افغانستان برگزیده‌اند، در بسیاری موارد آدرس‌های ناکام و برخاسته از ساختارهای فرسوده قدرت بوده‌اند که خود در شکل‌گیری بحران افغانستان نقش داشته‌اند. فقدان نیروهای ملی، ترقی‌خواه، دادخواه و وطن‌پرست در این روند، یکی از خلاهای بزرگ سیاسی امروز افغانستان است.

از همین‌رو، افغانستان به یک آدرس معتبر ملی و مردمی نیاز دارد؛ آدرسی که بتواند با جهان سخن بگوید، صدای مردم را نمایندگی کند و راه‌حل ملی، مردمی، دموکراتیک و فراگیر را در برابر جامعه جهانی مطرح سازد.

دوستان و سروران گرامی!

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، یک ساختار فراقومی، فرازبانی، فراایدئولوژیک و مردم‌محور است. در این جبهه، هیچ قوم بر قوم دیگر برتری ندارد، هیچ زبان بر زبان دیگر سایه نمی‌اندازد و هیچ جریان سیاسی حق انحصار ندارد.

در این جبهه، تنوع نه تهدید، بلکه سرمایه است. اختلاف دیدگاه نه ضعف، بلکه نشانه زنده بودن اندیشه سیاسی است. احترام متقابل، دگراندیشی و دگرپذیری از اصول بنیادین کار ماست.

افغانستان خانه مشترک همه اقوام، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و باورهاست. معیار اصلی ما شهروندی، برابری، عدالت و کرامت انسانی است.

جبهه آمده است تا یک آدرس نو بسازد؛ آدرسی که مردم افغانستان آن را از خود بدانند، جهان بتواند با آن گفت‌وگو کند و نیروهای سیاسی بتوانند خود را در آن شریک ببینند، نه حاشیه‌نشین.

ما روایت نو داریم؛ روایت عبور از تفرقه به همبستگی، از انحصار به مشارکت، از ترس به امید، از خاموشی به فریاد و از پراکندگی به سازمان‌یافتگی.

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، در استراتژی خود، به‌مثابه بدیل سیاسی آینده عمل خواهد کرد. هدف ما صرفاً اعتراض یا اعلام موجودیت نیست؛ هدف ما ساختن یک نیروی معتبر مردمی است که بتواند در آینده افغانستان نقش تعیین‌کننده داشته باشد.

ما با هدف ایجاد یک بدیل سیاسی مؤثر و ملی، برای تأسیس دولت مردم‌سالار، قانون‌مدار، شهروندمحور، پاسخگو، دادخواه و فراگیر مبارزه می‌کنیم؛ نظام ای غیرمتمرکز و مبتنی بر حقوق شهروندی که در آن قدرت از اراده مردم سرچشمه گیرد، قانون بر همه حاکم باشد، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مدنی، حقوق زنان، مشارکت جوانان و برابری شهروندان تضمین گردد و هیچ فرد، قوم یا گروهی نتواند قدرت و ثروت را در انحصار خود نگه دارد. ما این مسیر را برای گذار از حاکمیت استبدادی طالبان، تحقق صلح پایدار، استقرار دموکراسی واقعی و رهایی مردم و میهن از چنگال استبداد و عقب‌ماندگی دنبال می‌کنیم.

 

دوستان گرامی!

هیچ جامعه‌ای بدون حضور زنان آزاد، آگاه و توانمند، به عدالت و پیشرفت نمی‌رسد. زنان افغانستان قربانیان بزرگ استبداد و تبعیض‌اند؛ اما در عین حال، از مقاوم‌ترین و آگاه‌ترین نیروهای تغییر نیز به‌شمار می‌روند.

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، دفاع از حق آموزش، حق کار، حق مشارکت سیاسی، حق حضور اجتماعی و کرامت انسانی زنان را از اصول بنیادین خود می‌داند.

حضور زنان در سطح رهبری جبهه، نشانه تعهد ما به این اصل است. همچنان، ایجاد بسترهای لازم برای گسترش و استحکام جنبش زنان افغانستان، از اهداف اساسی جبهه به‌شمار می‌رود.

زنان افغانستان، به‌ویژه پس از استقرار نظام امارتی، با شجاعت و دلیری در راستای دفاع از عدالت، دادخواهی و تأمین حقوق و آزادی‌های انسانی و اجتماعی، حماسه‌های ماندگار آفریده‌اند و چه در داخل و چه در بیرون از افغانستان، عالی‌ترین الگوهای مقاومت و مبارزه مدنی را ثبت تاریخ نموده‌اند.

جوانان نیز نیروی امروز و آینده کشورند. جبهه برای رشد، آموزش، سازمان‌دهی و نقش‌آفرینی جوانان برنامه خواهد داشت؛ زیرا آینده افغانستان بدون جوانان ساخته نمی‌شود.

حضار گرامی!

جبهه با هرگونه تبعیض قومی، زبانی، مذهبی، جنسیتی، سیاسی و اجتماعی مخالف است. تبعیض، ریشه بسیاری از بحران‌های افغانستان بوده و اگر مهار نشود، می‌تواند پیوسته کشور را به‌سوی بحران‌های خطرناک سوق دهد.

دشمنان افغانستان از اتحاد مردم ما هراس دارند؛ زیرا می‌دانند که تنها یک جرقه قومی یا زبانی می‌تواند آتش تفرقه را شعله‌ور سازد. وظیفه جبهه آن است که این آتش را خاموش کرده و چراغ همبستگی ملی را روشن نگه دارد.

یکی از تجربه‌های ارزشمند شش ماه گذشته، ایجاد ساختار مشارکتی و متوازن در جبهه بوده است. حضور متعادل سازمان‌های عضو، پذیرش رهبری دورانی، سهم‌گیری شخصیت‌های مستقل، حضور زنان، جوانان و نهادهای مدنی، نشان می‌دهد که جبهه بر پایه اصول دموکراتیک بنا شده است.

در این ساختار، هیچ حزب یا سازمانی حق انحصار ندارد. همه اعضا، با حفظ هویت و استقلال خویش، در چارچوب یک هدف بزرگ‌تر گرد آمده‌اند و آن نجات افغانستان است.

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، خود را به‌عنوان یک آدرس معتبر ملی برای گفت‌وگو با جامعه جهانی و سازمان ملل متحد معرفی می‌کند.

ما از جامعه جهانی می‌خواهیم که در برابر بحران افغانستان مسئولانه‌تر عمل کند؛ از مشروعیت‌بخشی به نظام استبدادی و تک‌صدایی خودداری نماید؛ از حقوق زنان، آزادی‌های مدنی و ایجاد دولت ملی، دموکراتیک و فراگیر حمایت کند؛ و در مسیر تأمین صلح پایدار، نقش فعال و عادلانه ایفا نماید.

جبهه برین باور است که سرنوشت سیاسی افغانستان باید تنها بربنیاد اراده آزاد مردم افغانستان تعیین شود،نه در نتیجه تحمیل نقشه های اسارتبار ومنفعت جویانه خارجی.

همچنان امیدوار هستیم کشورهای منطقه، ملل متحد و جامعه جهانی، در طرح‌های سیاسی مرتبط با افغانستان، ماهیت واقعی نظام امارتی را به‌درستی درک نموده و بپذیرند که این نظام، با ماهیت ایدئولوژیک، انحصاری و نیابتی خود، قابل اصلاح و ترمیم نبوده و از مشروعیت سیاسی و ملی برخوردار نمی‌باشد.

هدف ما دشمنی با جهان نیست؛ هدف ما بازگرداندن افغانستان به جایگاه شایسته‌اش در جامعه جهانی است؛ البته به‌عنوان کشوری آزاد، مستقل و برخوردار از حاکمیت ملی.

دوستان عزیز ؛

از امروز، کار اصلی جبهه آغاز می‌شود. ایجاد جبهه پایان راه نیست، بلکه آغاز فصل نو مبارزه سیاسی، مدنی و ملی است.

وظایف اساسی ما چنین است:

نخست، گسترش ساختار جبهه در داخل و خارج کشور.

دوم، بسیج عمومی نیروهای ملی، وطن‌پرست، زنان، جوانان، روشنفکران و شخصیت‌های مستقل.

سوم، ایجاد جنبش بزرگ رستاخیز ملی برای نجات افغانستان.

چهارم، تقویت اعتراضات مدنی و دادخواهانه در داخل و خارج کشور.

پنجم، راه‌اندازی کارزارهای رسانه‌ای گسترده علیه وضعیت خفقان‌آور کشور.

ششم، افشای تاراج منابع طبیعی افغانستان و مقابله با تبدیل کشور به پایگاه افراط‌گرایی ومیدان نیابتی .

هفتم، ایجاد اتحادها و جبهات بزرگ‌تر زیر یک چتر واحد مردمی.

هشتم، تدوین نقشه راه روشن برای گذار از بحران و ایجاد دولت مردم‌سالار و فراگیر.

امروز خطاب ما به همه احزاب، سازمان‌ها، نهادهای مدنی، شخصیت‌های مستقل، زنان، جوانان و همه نیروهای آزادی‌خواه افغانستان است:

بیایید سینه‌های خود را از کینه‌ها، سوءظن‌ها، مرزبندی‌های فرسوده و تفرقه‌های گذشته پاک کنیم. بیایید از گذشته درس بگیریم، اما در گذشته زندانی نمانیم. بیایید اختلاف داشته باشیم، اما دشمن هم نباشیم. بیایید متفاوت بیندیشیم، اما برای وطن مشترک، در یک صف بایستیم.

خواهران و برادران گرامی!

تاریخ ما را صدا می‌زند. مردم افغانستان از ما انتظار دارند. مادر وطن زخمی است و فرزندانش را به همبستگی فرا می‌خواند.

امروز باید به ندای تاریخ و فریاد جامعه پاسخ بایسته داد. باید درفش نجات کشور را بر قله‌های بلند همبستگی، آزادی و عدالت به اهتزاز درآورد.

ما برای آزادی آمده‌ایم.

ما برای عدالت آمده‌ایم.

ما برای کرامت انسان افغانستان آمده‌ایم.

ما برای نجات افغانستان و ساختن افغانستانی نوین، آزاد، آباد، عادلانه و مردم‌سالار آمده‌ایم.

زنده باد افغانستان!

زنده باد همبستگی مردم افغانستان!

زنده باد جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان!

 

زنده باد آزادی، عدالت و اراده مردم!

 

وطندار عزیز من، پیام نیک، من دارم بیا در همدلی با هم به این مردم بپیوندیم!

 

جبهه رهایی و همبستگی  مردم افغانستان در حالی پا به عرصه وجود گذاشت که نبود چنین ساختار سیاسی در شرایط ناهنجار کنونی کشور، نیاز مبرم آن را در برابر نیروهای صلحدوست، ترقیخواه ووطنپرست قرار میدهد.

با این باور، کتله وسیعی از احزاب، جریانات سیاسی، جامعه مدنی، نهاد های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که عدد درشت ۳۲ را با خود رقم زد، با تدوین و پذیرش آیین نامه، ،پلاتفورم سیاسی و نشان قبول شده بروز یکشنبه دهم می ۲۰۲۶ گردهم آمده و جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان را پایه گزاری و افتتاح نمودند.

این همایش شکوهمند با حضور ۲۵۰ تن از نمایندگان احزاب‌ و جریانات سیاسی، جامعه مدنی ونهاد های اجتماعی – اقتصادی، بساعت سه و ۲۰دقیقه پس از ظهر، از طریق رسانه مجازی زوم بکار خویش آغاز نمود.

همایش با سخنان کوتاه جناب محترم محمد عارف عرفان، نخستین رئیس جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان با محتویات خیر مقدم، تهنیات و فشرده ای از گزارش پیرامون جبهه، عنوانی اشتراک کنندگان گشایش یافت.

سپس رئیس جبهه ریاست این همایش را به محترم صمد کارمند، معاون جبهه و رئیس شورای تفاهم مردم افغانستان واگذار شد.

محترم کارمند ، اجندا چهار ماده ای را که حاوی گزارش اساسی، بیانیه های نمایندگان احزاب و جریانات سیاسی و نهاد های اجتماعی، پیام عنوانی مردم افغانستان و نیرو های مترقی و دموکرات، پیام عنوانی سازمان ملل متحد و نهاد های بین المللی حقوق بشر بود، قراات نمود.

به همین ترتیب بمنظور پیشبرد بهتر همایش، هییت چهار نفره تحریر، محترمان انجنیر فرین محسنیان، رئیس نهاد فرهنگی میهن ، جناب نعیم غیور، مسوول نهاد مدنی کانون همفکران افغانستان، بانو ملالی لیوال، فعال مدنی و جناب تابش محمدی نماینده نهاد بنام خانه ما و همچنان کمیسیون تخنیکی متشکل از محترم دکتور حیدر عدل، مشاورارشد جبهه و محترم انجنیر عمر فیض فعال سیاسی به معرفی گرفته شدند.

بخش اول با مدیریت جناب محترم صمد کارمند، رئیس شورای تفاهم مردم افغانستان با ابراز خیرمقدم و سخنان کوتاه در پیرامون جبهه، از فرهیخته گرامی محمد عارف عرفان، رئیس شورای اروپایی حزب دموکراسی و ترقی افغانستان، موسس ارشد و نخستین رئیس دورانی جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان خواهش نمود تا بیانیه اساسی را به خوانش بگیرند.

( بیانیه یادشده در سایت وزین حقیقت، صفحه فیسبوکی امید مردم و صفحات سایر رسانه های مجازی به نشر سپرده میشود.)

سپس رشته سخن به ترتیب به ورجاوندان گرانقدر دوکتور محمد اسلم گداز، رئیس اتحادیه ترکان خزری و رئیس انجمن شعرا و نویسندگان ولایت فاریاب، محترم انجنیر محمد علی، عضو کمیته اجراییه جبهه و نماینده نهضت دادخواهانه مردم افغانستان، جناب داکتر پادشاه کریمی، نخست وزیر دولت در تبعید و رئیس اتحادیه اجتماعی افغان ها در کشور اوکراین، محترم صمد کارمند، رئیس شورای تفاهم مردم افغانستان و معاون جبهه، محترم نجیب الرحمان شمال رئیس شورا ی اروپایی حزب متحد ملی و دبیر کل جبهه، محترمه بانوهما قسیم،معاون جبهه و رئیس انجمن کلتوری و فرهنگی زنان افغانستان در فنلاند، محترمه بانو زرغونه ولی، مسوول اجماع بین المللی زنان برون مرز و مشاور ارشد جبهه، جناب تابش محمدی، نماینده نهاد خانه ما واگذار گردید که هر یک از سخنرانان صحبت های ارزشمندی را در زمینه کار و فعالیت جبهه به انجام رسانیدند. 

در بخش دوم که ریاست  آن را محترمه هما قسیم، معاون جبهه و رئیس  انجمن  کلتوری وفرهنگی زنان افغانستان در فنلاند بعهده داشت، با تهنیات و تمنیات نیک به آدرس اشتراک کنندګان این همایش، از محترم انجنیر ظاهر خوشیوال، فعال سیاسی و مدنی تقاضا بعمل آورد تا صحبت نماید.

در ادامه همچنان جناب محترم داکتر سخا، رئیس انجمن ترکتباران مقیم انگلستان صحبت نمود و به تعقیب آن پیام کانون همفکران افغانستان و جنبش  آموزشی افغانستان توسط محترم نعیم غیور، رئیس  کانون همفکران افغانستان بخوانش گرفته شد.  همچنان موصوف پیام محترم  عبد الستار  حسینی، وکیل اسبق مجلس نمایندګان افغانستان را نیز قرائت نمودند. 

بخش سوم و پایانی این همایش را محترم نجیب الرحمان شمال، نماینده حزب متحد ملی و دبیر کل جبهه به ریاست گرفت.

موصوف از گرامیان، جناب رجب ابراهیمی، نماینده اجماع ملی نجات افغانستان، محترمه استاد رابعه بیگزاده، فعال مدنی و شخصیت مستقل سیاسی از کشور ترکیه، جناب جنرال محمد رادمنش، سخنگوی پیشین وزارت دفاع ملی افغانستان، جناب داکتر محمد هاشم دانش، شخصیت مستقل، تحلیل گر و فعال سیاسی احترامانه خواهش کرد تا به صحبت های شان بپردازند.

به تعقیب آن  پیام جبهه عنوانی سازمان ملل متحد توسط محترمه بانو لیلاعبیدی، رئیس انجمن ادبی، شعر و موسیقی به خوانش گرفته شد.

در ادامه جناب محترم نجیب الله پاشان، عضو کمیته اجراییه جبهه و رئیس مجمع هماهنگی عدالت اجتماعی مردم افغانستان، پیام همایش جبهه را عنوانی مردم افغانستان و نیرو های مترقی و دموکرات قرائت نمود.

پس از ابراز سپاس از سخنرانان، جناب محترم محمد عارف عرفان ، رئیس جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان  در صحبت کوتاهی با امتنان از حضور یافتگان، و آرزوی موفقیت های مزید در امر بسررسانیدن اهداف این جبهه، ختم این همایش با شکوه را بساعت شش و ۲۰دقیقه عصراعلام نمود.

شایان یاددهانیست که بر مضافات سخنرانی ها و پیام های قرائت شده، به تعداد ۵۶ پیامهای نیک و پر محتوای تبریکی با نظریات و پیشنهادات  ابتکاری مبنی بر غنامندی جبهه نیز بروی صفحات رسانه مجازی زوم به ثبت رسید که بصورت جداکانه بدست نشر سپرده خواهد.

با درود!