مورخ ۷ آگست ۲۰۲۶مطابق ۱۸ جوزای ۱۴۰۵ خورشیدی

 

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان با تأسف عمیق و نگرانی جدی، خبر بازداشت گسترده زنان و دختران شهر هرات توسط نیروهای امر به معروف و نهی از منکر طالبان را دریافت نموده و این اقدام را به شدت محکوم می‌نماید.

بازداشت صدها زن و دختر باعفت هرات و انتقال شماری از آنان به زندان، نه تنها نقض آشکار کرامت انسانی و حقوق اساسی شهروندان است، بلکه بیانگر ادامه سیاست‌های محدودکننده و سرکوبگرانه‌ای است که طی سال‌های اخیر زندگی میلیون‌ها زن افغانستان را تحت تأثیر قرار داده است. این اقدامات نه با روح عدالت و رحمت در آموزه‌های اسلامی سازگاری دارد و نه با ارزش‌های انسانی، فرهنگی و اجتماعی جامعه افغانستان.

زنان افغانستان مادران، خواهران و دختران، ستون‌های استوار خانواده‌های این سرزمین‌اند. برخورد تحقیرآمیز، بازداشت و زندانی ساختن آنان، در حقیقت توهین به منزلت انسانی و جایگاه اجتماعی نیمی از جمعیت کشور است. هیچ جامعه‌ای با محروم ساختن زنان از حقوق و آزادی‌های مشروع‌شان به سوی ثبات، توسعه و رفاه حرکت نکرده است.

شهر تاریخی هرات، با پیشینه درخشان فرهنگی، علمی و مدنی خویش، همواره نماد آگاهی، اعتدال و مقاومت در برابر بی‌عدالتی بوده است. مردم هرات در طول تاریخ ثابت ساخته‌اند که در برابر ظلم، تبعیض و استبداد بی‌تفاوت نمی‌مانند. ادامه چنین سیاست‌هایی نه تنها بر شکاف میان مردم و حاکمیت موجود خواهد افزود، بلکه زمینه‌های نارضایتی گسترده اجتماعی را نیز عمیق‌تر خواهد ساخت.

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان از تمامی نهادهای مدافع حقوق بشر، سازمان ملل متحد، سازمان همکاری اسلامی، نهادهای حقوق زنان و وجدان‌های بیدار جهان می‌خواهد که در برابر این روند نگران‌کننده سکوت اختیار نکنند و برای دفاع از حقوق، عزت و آزادی زنان افغانستان اقدامات مؤثر و عملی روی دست گیرند.

ما ضمن ابراز همدردی با زنان و خانواده‌های آسیب‌دیده، خواستار آزادی فوری تمامی زنان بازداشت‌شده، پایان دادن به برخوردهای تحقیرآمیز و سرکوبگرانه و رعایت حقوق، آزادی‌ها و کرامت انسانی زنان افغانستان می‌باشیم.

افغانستان بدون حضور فعال، آزاد و برابر زنان، هرگز به صلح، ثبات و پیشرفت دست نخواهد یافت.

با احترام

هیئت رهبری

 

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، انتخاب جناب نصیر احمد فایق به‌حیث یکی از معاونان نشست هشتاد و یکم مجمع عمومی سازمان ملل متحد را تبریک گفته و این رویداد را گامی بااهمیت در راستای برجسته‌شدن حضور و صدای مردم افغانستان در مجامع بین‌المللی تلقی می‌نماید.

سازمان ملل متحد به‌عنوان نهاد جهانی متعهد به صلح، کرامت انسانی، عدالت و حقوق بشر، همواره نقش مهمی در پاسداری از ارزش‌های انسانی، حمایت از حقوق ملت‌ها و تقویت همکاری میان کشورها ایفا نموده است. در شرایطی که افغانستان با بحران عمیق سیاسی، انسانی و حقوق بشری روبه‌رو است، حضور فعال و مسئولانه نمایندگان کشور در نهادهای بین‌المللی می‌تواند زمینه‌ساز بازتاب بهتر واقعیت‌های افغانستان و تقویت جایگاه آن در نظام معاصر بین‌المللی و مناسبات مبتنی بر حقوق و مسئولیت‌های جهانی گردد.

ما امیدواریم که جناب نصیر احمد فایق، در چهارچوب مسئولیت و صلاحیت‌های این جایگاه، همچنان صدای رنج‌ها، مطالبات و آرمان‌های برحق مردم افغانستان باقی مانده و برای جلب توجه جامعه جهانی به بحران جاری کشور، دفاع از حقوق بشر، صیانت از حقوق و کرامت زنان، حمایت از عدالت و دادخواهی و تقویت تلاش‌ها برای پایان‌بخشیدن به استبداد، افراط‌گرایی و انحصار سیاسی، نقش مؤثر و مسئولانه ایفا نمایند.

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان باور دارد که آینده پایدار کشور در گرو شکل‌گیری نظامی مشارکتی، مردم‌سالار، پاسخگو و مبتنی بر اراده آزاد شهروندان است؛ نظامی که در آن عدالت، برابری، حقوق اساسی انسان و مشارکت همه اقوام و اقشار جامعه تضمین گردد.

ما برای جناب نصیر احمد فایق در انجام مسئولیت‌های محوله و برای سازمان ملل متحد در راستای حمایت از صلح، حقوق بشر و کرامت انسانی آرزوی موفقیت می‌نماییم.

با احترام

 

هیئت رهبری جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان

د پښتو ژبې د ملي ورځې په مناسبت، د افغانستان د خلکو د ژغورنې او پیوستون جبهه د دې لرغونې، بډایه او ویاړلې ژبې ټولو لیکوالانو، شاعرانو، څېړونکو، فرهنګي فعالانو او میلیونونو ویونکو ته خپل د مبارکۍ او درناوي احساسات وړاندې کوي.

پښتو ژبه د افغانستان له تاریخي او رسمي ژبو څخه یوه ده چې نه یوازې د افهام او تفهیم وسیله، بلکې زموږ د ولس د تاریخي حافظې، فرهنګي هویت او ادبي میراث ارزښتمنه برخه هم ګڼل کېږي. دې ژبې د تاریخ په اوږدو کې د حماسې، مینې، حکمت او مقاومت غږ پورته کړی او د خپلو ستر ادبي او فکري شخصیتونو د اثارو له لارې یې په سیمه ییز تمدن او فرهنګ کې ځانګړی ځای خپل کړی دی.

د خوشحال خان خټک، رحمان بابا، حمزه شینواري او ګڼو نورو نامتو ادبي څېرو آثار د پښتو ژبې د فکري او ادبي شتمنۍ روښانه بېلګې دي. پښتو ژبه د فارسي ـ دري ژبې ترڅنګ، د پېړیو راهیسې د متقابل فرهنګي تعامل او ګډ تمدني بهیر برخه پاتې شوې او د افغانستان د ادبي او فرهنګي غنا په رامنځته کولو کې یې مهم رول لوبولی دی.

موږ باور لرو چې د ژبو ساتنه او پیاوړتیا یوازې د یوه ژبني میراث دفاع نه ده، بلکې د ګډ ملي او فرهنګي هویت د ساتنې او ودې یوه اساسي اړتیا ده. د ژبو پرمختګ هغه مهال تضمینېږي چې د زده‌کړې، څېړنې، علمي او ادبي تولید او ازادو فرهنګي فعالیتونو لپاره مناسب چاپېریال برابر شي.

افغانستان د خپلو ژبنیو او فرهنګي تنوعاتو په برکت غني او ښکلی هېواد دی. له همدې امله، د هېواد ټولو ژبو ته متوازن درناوی او پاملرنه، په ځانګړي ډول پښتو او فارسي ـ دري ژبو ته، نه یوازې د فرهنګي هویتونو د ساتنې لامل ګرځي، بلکې د ملي یووالي، ټولنیز تفاهم او د هېوادوالو ترمنځ د همبستګۍ د پیاوړتیا زمینه هم برابروي.

د افغانستان د خلکو د ژغورنې او پیوستون جبهه د پښتو ژبې ملي ورځ ټولو فرهنګپالو او د ادب مینه‌والو ته مبارکي وایي او هیله څرګندوي چې دا لرغونې او ځواکمنه ژبه به د علمي، فرهنګي او ادبي ودې په لاره کې لا زیات پرمختګ او غوړېدنه ومومي.

۸ غبرګولی ۱۴۰۵ هـ ش

۲۹ مې ۲۰۲۶

هیئت رهبري

 

د افغانستان د خلکو د ژغورنې او پیوستون جبهه

مورخ ۲۱ ماه می ۲۰۲۶

 

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، جشن باشکوه فرهنگی مردم شریف، باوقار و آزادهٔ هزاره را صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می‌دارد.

مردم هزاره در طول تاریخ افغانستان، بار سنگین دشواری‌ها، محرومیت‌ها و تبعیض‌های نظام‌های گوناگون را با شکیبایی، وقار و استقامت بر دوش کشیده‌اند، اما هیچ‌گاه از آرمان عدالت، همزیستی و دفاع از تمامیت ارضی و وحدت ملی افغانستان عقب‌نشینی نکرده‌اند. این مردم دلیر در حساس‌ترین حوادث و رخدادهای سیاسی کشور، با شجاعت و مسئولیت‌پذیری در کنار سایر اقوام برادر افغانستان ایستاده و سهم ارزنده‌ای در پاسداری از سرزمین مشترک ما داشته‌اند.

جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، به‌عنوان چتر فراخ ملی و سایه‌بان مشترک همه اقوام، ملیت‌ها و جریان‌های میهن‌دوست کشور، خود را در شادی‌ها، افتخارات و ارزش‌های فرهنگی مردم هزاره شریک می‌داند و باورمند است که حفظ هویت‌های فرهنگی، زبان‌ها، عنعنات و ارزش‌های تاریخی تمامی اقوام افغانستان، بخشی جدایی‌ناپذیر از وحدت ملی، عدالت اجتماعی و آیندهٔ باعزت کشور ما می‌باشد.

 

با احترام

هیئت رهبری جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان

بیانیه محترم عرفان صاحب،

یکی از منسجم‌ترین تلاش‌های سال‌های اخیر برای ایجاد یک گفتمان وحدت‌محور در میان نیروهای مخالف وضعیت کنونی افغانستان به شمار می‌رود. این بیانیه، هم از لحاظ سیاسی و هم از نظر روحیه‌بخشی اجتماعی، دارای نقاط قوت قابل توجهی است و در عین حال، برخی چالش‌ها و ابهام‌ها نیز در آن دیده می‌شود که می‌تواند در آینده مورد بازنگری قرار گیرد.

مهم‌ترین نقطه قوت این بیانیه، درک درست از بحران تاریخی اپوزیسیون افغانستان، یعنی پراکندگی و چنددستگی نیروهای سیاسی است. عرفان صاحب به‌جای تمرکز بر اختلافات ایدئولوژیک، قومی و حزبی، بر ایجاد یک «چتر مشترک» تأکید می‌کند. این نگاه، در شرایطی که افغانستان سال‌ها از شکاف‌های سیاسی و قومی آسیب دیده است، رویکردی نسبتاً پخته و واقع‌بینانه به شمار می‌رود. گردهم آمدن ۳۲ حزب، نهاد و ۲۵۰ شخصیت سیاسی زیر یک آدرس مشترک، دست‌کم از نگاه نمادین، یک موفقیت سیاسی مهم محسوب می‌شود.

افغانستان امروز در وضعیت شدید یأس، مهاجرت، فروپاشی اجتماعی و سرخوردگی سیاسی قرار دارد. در چنین فضایی، این بیانیه تلاش می‌کند بار دیگر «امید سیاسی» را احیا کند. عباراتی مانند «آغاز فصل نو»، «رستاخیز ملی»، «گذار از ترس به امید» و «آدرس نو» نشان می‌دهد که نویسنده می‌کوشد مردم را از حالت انفعال بیرون آورد و احساس امکان تغییر را زنده نگه دارد. این ویژگی برای هر حرکت سیاسی اهمیت اساسی دارد؛ زیرا هیچ جنبشی بدون امید اجتماعی شکل نمی‌گیرد.

یکی از قوی‌ترین بخش‌های بیانیه، موضع‌گیری صریح و بدون ابهام درباره حقوق زنان است. در شرایطی که بسیاری از جریان‌های سیاسی افغانستان هنوز در این زمینه با احتیاط و محافظه‌کاری سخن می‌گویند، این بیانیه حق آموزش دختران، حق کار زنان، مشارکت سیاسی و حضور اجتماعی آنان را به‌عنوان اصول بنیادین مطرح می‌کند. همچنین حضور زنان در ساختار رهبری جبهه، پیام مهمی درباره تلاش برای تغییر فرهنگ سنتی سیاست افغانستان دارد.

طبق گزارش‌ها، دو تن از بانوان فرهیخته، یکی به حیث معاون جبهه و دیگری به سمت مشاور ارشد، انتخاب گردیده‌اند.

از دیگر ویژگی‌های مثبت این بیانیه، تأکید بر «فراقومی» و «فرازبانی» بودن جبهه است. افغانستان دهه‌ها قربانی سیاست‌های قوم‌محور بوده است. این‌که یک جریان سیاسی آشکارا اعلام کند هیچ قومی بر دیگری برتری ندارد، تنوع یک سرمایه ملی است و معیار اصلی، شهروندی و برابری است، نشانه تلاش برای عبور از سیاست سنتی مبتنی بر هویت قومی محسوب می‌شود. اگر این دیدگاه در عمل نیز حفظ گردد، می‌تواند تحول مثبتی در فرهنگ سیاسی افغانستان ایجاد کند.

برخلاف بسیاری از ائتلاف‌های موقت و شخصی در تاریخ افغانستان، این بیانیه نشان می‌دهد که جبهه تلاش کرده است دارای آیین‌نامه، ساختار تشکیلاتی، رهبری دورانی، کمیته اجرایی و مکانیزم مشارکت جمعی باشد. این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا یکی از مشکلات تاریخی سیاست افغانستان، شخصی بودن ساختارها و نبود نهادهای پایدار بوده است.

بیانیه همچنین به‌خوبی نشان می‌دهد که بحران افغانستان تنها یک بحران سیاسی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، حقوق بشری و بحران اعتماد ملی را نیز در بر می‌گیرد. این نگاه چندبعدی، بیانگر درک نسبتاً عمیق از وضعیت کنونی کشور است.

بسیاری از گروه‌های مخالف تنها به «اعتراض» بسنده می‌کنند؛ اما این بیانیه تلاش دارد خود را به‌عنوان «بدیل سیاسی آینده» معرفی کند. به همین دلیل، صرفاً علیه طالبان موضع نمی‌گیرد، بلکه از دولت مردم‌سالار، قانون‌مداری، مشارکت سیاسی، عدالت اجتماعی و نظام پاسخگو سخن می‌گوید. این مسئله نشان می‌دهد که جبهه می‌خواهد از سطح اعتراض صرف، به سطح ارائه طرحی برای آینده کشور برسد.

در متن، با وجود انتقادهای تند از طالبان، بیشتر بر مبارزه سیاسی، اعتراض مدنی، کارزار رسانه‌ای، همبستگی اجتماعی و بسیج سیاسی تأکید شده است. این رویکرد می‌تواند نشانه تمایل به مبارزه مدنی و سیاسی باشد، نه صرفاً خشونت نظامی؛ و این موضوع برای آینده افغانستان اهمیت فراوانی دارد.

یکی دیگر از نکات مثبت بیانیه، توجه به نسل جوان است. افغانستان کشوری جوان است و هر پروژه سیاسی که جوانان را نادیده بگیرد، آینده‌ای نخواهد داشت. این بیانیه تلاش می‌کند جوانان را نه فقط به‌عنوان پیرو، بلکه به‌عنوان بخشی از نیروی سازنده آینده معرفی کند.

با وجود این نقاط قوت، چند نکته قابل تأمل نیز در بیانیه دیده می‌شود که طرح آن‌ها می‌تواند به تکامل بیشتر این حرکت سیاسی کمک کند.

نخست، با آن‌که بیانیه از نظر آرمان‌ها و اهداف بسیار غنی است، اما در برخی بخش‌ها جزئیات عملی و اجرایی کمتر دیده می‌شود. برای نمونه، چگونگی گذار سیاسی، شیوه عملی ایجاد بدیل سیاسی، نحوه تعامل با جامعه جهانی و نقشه راه مشخص برای بسیج نیروها می‌توانست با وضاحت بیشتری مطرح شود تا مخاطب تصویر روشن‌تری از مسیر آینده داشته باشد.

دوم، در تعریف «بدیل سیاسی» هنوز ابهام‌هایی وجود دارد. بیانیه تأکید می‌کند که جبهه می‌خواهد بدیل سیاسی آینده باشد، اما هنوز به‌صورت دقیق روشن نشده است که ساختار این بدیل چگونه خواهد بود، مشروعیت مردمی خود را چگونه کسب خواهد کرد و چه تفاوت عملی با تجربه‌های پیشین سیاسی افغانستان خواهد داشت. توضیح بیشتر در این زمینه می‌تواند اعتماد و اطمینان بیشتری ایجاد کند.

سوم، بیانیه اگرچه به‌درستی از بحران‌ها و اشتباهات گذشته سخن می‌گوید، اما اگر در کنار نقد وضعیت کنونی، اشاره‌ای هرچند کوتاه به اشتباهات تاریخی نیروهای سیاسی پیشین نیز می‌شد، پیام آن صادقانه‌تر و باورپذیرتر جلوه می‌کرد. جامعه افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر، به فرهنگ مسئولیت‌پذیری سیاسی اهمیت می‌دهد.

چهارم، بیانه با وجود غنای محتوایی، فشرده‌تر شدن برخی مطالب می‌توانست اثرگذاری رسانه‌ای و عمومی آن را بیشتر سازد و ارتباط مخاطب عمومی با متن را آسان‌تر کند.

در مجموع، این بیانیه از نگاه ایجاد روحیه همگرایی، دفاع از ارزش‌های مدنی و تلاش برای وحدت نیروهای سیاسی، متنی قابل توجه و امیدوارکننده است. این متن تلاشی برای بازسازی امید سیاسی، ایجاد همبستگی میان نیروهای پراکنده، دفاع از ارزش‌های مدنی و ساختن روایتی تازه برای آینده افغانستان به شمار می‌رود. شاید مهم‌ترین ارزش آن، تلاش برای جایگزین ساختن «فرهنگ همکاری» به‌جای «فرهنگ حذف و رقابت فرسایشی» باشد؛ چیزی که افغانستان سال‌ها به آن نیاز داشته است.

با این حال، موفقیت نهایی چنین جبهه‌ای وابسته به عملکرد عملی، صداقت سیاسی، حفظ وحدت داخلی و توانایی برقراری ارتباط واقعی با مردم داخل افغانستان خواهد بود. اگر در آینده برنامه‌های عملی دقیق‌تر و شفافیت بیشتری درباره ساختار و راهبرد سیاسی ارائه گردد، این حرکت می‌تواند اعتبار و تأثیرگذاری بیشتری در سطح ملی و بین‌المللی پیدا کند.

 

یقین- مسکو ۱۶.۵.۲۰۲

در گذرگاه طوفانی سه دههٔ اخیر، که با غیابت نیروهای ملی، دموکراتیک و میهن‌پرست در میدان های اقتدار گرایانه سیاسی افغانستان،باظهور و رونق ساختارهای سیاسی گوناگون، همراه بود، بویژه پس از فروپاشی جمهوریت و استقرار نظام امارت، فصل تازه‌ای از جبهه‌سازی ها و تشکیل ائتلاف‌های گوناگون سیاسی با رنگ‌ها و گرایش‌های متنوع فکری و اندیشه‌ای آغاز یافت. به‌ویژه برخی جبهات و ائتلاف‌ها به‌منظور تطهیر و مشروعیت‌آفرینی طالبان با رنگ های" سرخ "ظهور کردند؛ اما انصافاً تاکنون هیچ‌یک از این ساختارها به اندازهٔ تأسیس «جبههٔ رهایی و همبستگی مردم افغانستان» دارای جولانگاه گستردهٔ اجتماعی و رسانه‌ای نبوده است.

حضور پرقدرت ۳۲ حزب و جریان سیاسی، اجتماعی، مدنی و فرهنگی با ترکیبی از ملیت‌ها و اقوام گوناگون کشور از یک‌سو، و برآمد شکوهمند جبهه با مشارکت ۲۵۰ تن از رهبران، نمایندگان احزاب، جریان‌های سیاسی، اجتماعی و مدنی و مهمانان ارجمند در همایش پرجلال جبهه از سوی دیگر، همراه با برنامه‌های مدون و استراتژیک آن که نویدبخش تحولات بزرگ سیاسی، رهایی و نجات افغانستان و ارائهٔ بدیل اقتدار سیاسی با سیمای نظامی دموکراتیک، غیرمتمرکز، دادخواه و مردم‌سالار برای مردم رنج‌دیده، ستمدیده و بینوای افغانستان است، موج عظیمی از شور، شادمانی و همبستگی را در میان طیف‌های گستردهٔ جامعه و حوزهٔ روشنفکری افغانستان، به‌ویژه زنان پیشگام، جوانان آگاه، نیروهای وطن‌پرست و لشکریان بزرگ نهضت دادخواه و ترقی‌خواه افغانستان ، که در گذشته سرنوشت سیاسی‌شان با باد و باران حوادث گره خورده بود، پدید آورده است.

جبهه، در شبستان تاریک ناامیدی، بارقه‌های امید و نجات را روشن ساخت و به‌مثابهٔ مدافع راستین مردم رنج‌دیدهٔ افغانستان، وارد میدان سیاست کشور گردید. آنچه بیش از پیش ابهت و وجاهت جبهه را برجسته می‌سازد، آزمونگاه تاریخ است؛ جایی که همهٔ رهبران احزاب و سازمان‌ها با سربلندی و دستان پاک از آن بیرون آمده و برای انجام رسالت عظیم تاریخی در راستای آزادی و نجات افغانستان پیمان بسته‌اند تا متحدانه و همبسته در این مسیر گام بردارند.

جبهه، تکانه‌های نیرومند و عمیقی بر پیکر رنج‌آلود جامعهٔ افغانستان وارد ساخته و پیام‌های سرشار از همبستگی آن در مجموعه‌ای از رسانه‌ها وپیام ها بازتاب گسترده یافته است. چنین امواجی، بیش از پیش انگیزه‌های نوین آفریده و اعتبار سیاسی جبهه را استحکام می‌بخشد. سپاس از میهن‌پرستان و دوستان واقعی که با دیدگاه‌های سازندهٔ خویش، با نهایت دلسوزی، در کار جبهه نظریه‌پردازی خردورزانه نمودند.

جبهه، نوزادی است که تازه وارد میدان سیاست افغانستان شده؛ اما همچون ناجی‌ای که درفش «تغییر» را بر دوش دارد، شهره و محبوب گردیده است.

جبهه در فضای سکوت، تاریکی و یأس، با صدایی طنین‌انداز و امیدبخش وارد میدان شد و خلأ تاریخی سیاسی را که با فقدان وطن‌پرستان واقعی افغانستان آمیخته شده بود، پُر ساخت.

جبهه، به‌مثابهٔ داعیه‌دار همبستگی مردمی، بزرگ‌ترین تکیه‌گاه سیاسی و معنوی برای کسانی است که رسالت رهایی و نجات افغانستان واحد وتجزیه ناپذیر را بر دوش داشته و در مسیر عدالت و دادخواهی صف‌آرایی می‌نمایند.

هم‌زمان، جبهه آتش‌فشانی بی‌سابقه و سهمگین را در پیکر دشمنان افغانستان، مزدبگیران سرویس‌های استخباراتی بیگانه، هواداران سرسخت نظام مستبد طالبان، اردوگاه تروریستی و حتی مسخ‌شدگان تاریخ نهضت ترقی‌خواه کشور پدید آورده است؛ آنان‌که در گذشته زیر بیرق انترناسیونالیسم پنهان شده بودند، امروز با عقاید و باورهای خود وداع گفته و با سیاه‌ترین نیروی جبار و ستمگر تاریخ، یعنی طالبان، هم‌سفر شده‌اند و با پیش‌داوری‌های غیرمنصفانه، هر پدیدهٔ نجات‌بخش و امید آفرین را حتی در نخستین گام‌ها، آماج تیر کینه، عقده، تعصب، جهالت و ظلمت قرار می‌دهند.

آنان تحت فوتوی مرشدان سیاسی خود،با شکستن معیارهای اخلاقی گفتمان سیاسی، با اتهامات، لاطائلات و جفنگ‌سرایی‌های دیوانه‌وار در برابر حقیقت ایستاده‌اند و می‌کوشند چرخ تاریخ را متوقف ساخته و نظام استبدادی، انحصاری و ستم‌پیشهٔ طالبان را جاودانه سازند.

این سیاهدلانِ بی‌برنامه، روشنایی‌نمایانِ تاریک‌اندیش، عزلت‌نشین و تفتین‌گر، که در برقع‌های سیاه هویت خویش را پنهان کرده و جرئت آشکار ساختن چهرهٔ واقعی خود را ندارند، کودکانه می‌پندارند که کذب، اراجیف و اتهامات بی‌مایهٔ آنان می‌تواند تاریخ را در زنجیر کشیده و کاروان رهروان آزاده و بزرگ را از حرکت بازدارد. آنان حقیقت را قمچین زده و تنِ خون‌آلود آن را به میدان مسابقه می‌اندازند.

نگرانی اصلی آنان، واژگونی رژیم استبدادی و خودکامهٔ طالبان و فرو ریختن دیوارهای جهنمی‌ای است که در افغانستان به‌وسیلهٔ طالبان، این گروه نیابتی بیگانه، برپا شده است.

پارامتر های واکنشی، روایتگر عظمت و قدرت جبهه است که در نخستین قدمه ها،بزرگترین آتش را بر جان دشمنان افغانستان برافروخته است.

اما جبهه، با داعیهٔ بزرگ میهنی، با قامت یی استوار و عهد و پیمان سیاسی، تا قله‌های شامخ پیروزی به پیش خواهد رفت؛ کشتی شکستهٔ افغانستان را از قعر طوفان‌ها نجات خواهد داد و عدالت را در سرزمین زخم‌خوردهٔ افغانستان جاری خواهد ساخت.

 

با احترام

محمد عارف عرفان

 

بنیادگذار و رئیس منتخب جبههٔ رهایی و همبستگی مردم افغانستان

دوستان و عزیزان سلام و احترام صمیمانه خدمت شما تقديم است!

به تاریخ دهم‌ ماه مي ۲۰۲۶ در کنفرانس جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان دعوت‌ شده‌ بودم‌ و برایم لذت بخش بود، از الهامی که‌ گرفتم ديدم که‌ يک کمیت درشت بالاتر از ۲۵۰ تن از شخصیت‌های سياسي، اجتماعي، زنان جوانان و روشنفکران با تنوع فکري براي نجات‌ افغانستان، در زیر یک چتر واحد جمع شده‌ بودند، من‌ به‌ این‌ نتيجه رسیدیم که‌ این شخصیت‌ها، اکثریت مربوط به سازمان‌های سیاسی با اندیشه‌های مختلف رسیدن به‌ اهداف نجات، اما وطن‌پرستانه که با طرق جداگانه‌ی می‌خواهند، برای نجات‌ افغانستان تلاش‌ نمایند، به خاطر اینکه اکنون‌ شرايط در افغانستان، منطقه و جهان بسیار پیچیده و بغرنج گرديده است، در افغانستان هم! افراد و مجامع، کلکتیف های سیاسی و اجتماعی دارای افکار و اندیشه‌های بارز نجات مردم، کشور و محافظین منافع ملي و مدنی ازهم‌گسیخته است، آن‌قدر حسابی نمی‌توانند باشد و به‌صورت فوق‌العاده و کمیت‌های عظيمی باهم در زیر یک سقف جمع نمی‌گردد، و سازمان‌ها به خاطر نابسامانی‌های روزگار سخت، و فشارهای ناشی از وجود و حاکميت ظالمانه نمی‌توانند به‌صورت جداگانه کاري را انجام بدهند.

بدین منظور اکثراً کمیت سازمان‌های زیادشده-و به شکل پراگنده ترکیب آن‌ تا سطح غیر محدود افزون شده رفته است، من از دیدگاه خودم، دیدم که با ابتکار تشکیل جبهه‌ی رهایی و همبستگی مردم افغانستان که‌ در تاريخ مبارزات دادخواهانه مردم‌ رنجدیده و محروم افغانستان گامی بس بزرگی براي پیوند ملي مردم زير بار ظلم و انواع از ستم‌ها برداشته شده است، در شرایط کنونی و ضرورت اتحاد و همبستگی ملي و نجات افغانستان کاري بسیار بزرگی به‌حساب می‌رود، این جبهه از ترکیب کثیری از سازمان‌های سیاسی، اجتماعي، شخصیت‌های مستقل سیاسي و اجتماعی و ملی ایجاد گردید، بهترین گپ و سخن درین جبهه این است که‌ نه تنها این جبهه ازلحاظ سیاسي و اجتماعی بلکه پیوند ملیت‌ها را انعکاس می‌دهد، درين عرصه‌ زیادتر بالای وحدت‌ ملي، جلوگیری از خواسته‌های جداطلبی و تجزیه طلبی‌ها، خودخواهي و جاه طلبی‌های فردی، حقوق زنان، تحصیل و حق کار زنان جایگاه بسزایی داشت، درین جا خوشبختانه هيچ جايگاهی اتکا بر قومیت، ملیت، زباني وبرتری جویی‌ها از هر حیث مردود بود، و جای نداشت، دستاوردهای آن‌ بزرگ بود که‌ نمونه‌ی آن مانند: حفظ، نگهداشت فرهنگ ملی، سنن، عنعنات، دین و مذهب، اقوام، قبائل، ملیت‌ها، خواسته‌های برحق سازمان‌های سیاسی، اجتماعی و شخصیت‌های مستقل سیاسي و اجتماعی و ملی کاملاً از جمله‌ی ارزش‌های معنویت و اقتدار جبهه شمرده می شود. بنابراین، تا اکنون هنوز کارهای زيادي در پیشگاه جبهه لاینحل و به ثمر و پختگی خويش نائل نگردیده است، و بکار خستگی ناپذیری نیاز دارد.

باید اذعان کرد که هر پدیده‌ی نو وجدید از خود طرفدار و مخالفین خویش را دارند، بدین لحاظ- بعضي از افراد در کتگوری هاي مختلف بخصوص سیاسی‌ها فکر می‌کنند که‌ این‌ جبهه سیاسي و مربوط به‌ کدام يکی از احزاب است‌، و یا هم ارتباط می‌دهند به گرایش‌های قومي، زباني، منطقوي و سائر نابسامانی‌های ناشی از اختلافات هم مانند آن، و خود را کنار می‌کشند. درحالی‌که چنین نيست، بعضی‌ها هنوز فکر می‌کنند که سازمان‌های افراطي و یا ناسیونالیستی، قومي و تنظیمی درین جا نقش دارند که‌ چنين نيست، مسئله‌ زباني، قومي، منطقوی، و حتی سیاسي جانبدار درين جبهه وجود ندارد. مسائل ایدئولوژیک چپ وراست تندروانه مطرح نيست، ناسیونالیسم و ناسیونالیسم افراطي هيچ نوع جای و جایگاهی ندارد. يک تعدادي از افرادی که‌ هميشه حس خوش‌بینی در برابر تحولات مفید برای مردم، و کشورش ندارند، و یا بنا بر بخل حرصش و یا پیش پاِ بینی ناشی از خودخواهی، و غرور بیجا و از خود راضی، و خود را عقل عالم دانستن، و یا اینکه چرام ن نتوانستم این کار را انجام بدهم، و غیره.

این ابتکار و این افتخار را به باد انتقاد و میان تهی جلوه‌ می‌دهند، این‌چنین افراد در جامعه روشنفکري کم‌ نيست، اين افراد می‌نویسند و میگویند اين جبهه هم مانند جبهات ديگري که‌ خودم گفته بودم به ثمر نمی‌رسد، چنین خواهد شد، و یا اینکه تعدادي از شخصیت‌های شامل‌ جبهه را چنان دشمنانه به باد انتقاد می‌گیرند که‌ این شخصیت‌ها را بانام‌های تنظیم‌های بدنام متعلق می‌سازند. معلوم دار که جبهه جنگي و قهرآمیز نیست. پلاتفورم آن‌ مسالمت‌آمیز و مطابق شرایطی باوجود پیچیدگی و در آمیخت بسیار مغلق دشواری‌های ناشی از حاکمیت افراطي و مستولی بر گرده‌های ملت و وطن ما افغانستان است. اما درینجا طرح از حقوق، آزادی و برابری و دادخواهی مطرح میگردد که‌ مطابقت با قوانین بشری، مدني و بین المللی میباشند.

 

بعضی‌ها، برای بدنام ساختن و در ذهنیت‌ها کوبیدن شخصیت‌های شامل جبهه، در بین مردم و کشور آن‌ها را به‌عنوان‌ ناسیونالیست‌های افراطي و زبانی می‌خواهند بدنام نمایند، درحالی‌که خوب‌ترین و بهترین نخبه گان درین جا، نمایندگان احزاب سیاسی اجتماعی، فرهنگی، و دادخواهان، شخصیت‌های مستقل سیاسي و اجتماعی و ملی درینجا جمع شدند، و در جبهه موقف‌ها و موقعیت معنوی صرف براي کار بلا وقفه و جدی و مهربانانه و با احترام متقابل‌ به خواسته‌های برحق دادخواهی و آزادی‌خواهانه است، نه‌ میراثی و دایمی که‌ نيست. حقوق اتباع، شخصیت‌ها بدون درنظرداشت سمپاتی هاي دین، مذهب، قوم زبان و جنسیت مطرح است، همه اتباع کشور می‌تواند، در صف واحد برای رهایی و همبستگی مردم افغانستان نام خویش را درج اوراق زرین تاریخ مبارزات آزادی خواهي و عدالت خواهي نمایند، و برای نجات وطن، وحدت‌ ملي، جلوگیری از برتری‌جوئی‌های تنگ‌نظرانه‌ی که‌ افراطیت، راست و چپ، قومي، مذهبي، جنسیتی و انواع از همین مشکلات که‌ در طول تاریخ نه چندان دور به‌واسطۀ کشورهای بخصوص همسایگان توطئه- گر برای ما و وطن ما به میراث گذاشته‌ و به وطن مان صادر نموده بود، جای خود را به‌ همبستگی ملي می‌سپارد، این بزرگ‌ترین دستاوردهای اندیشه و تفکر جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان در عرصه تاریخ مبارزات سیاسی و آزادی‌خواهانه‌ی از جنبش ترقی خواه افغانستان بشمار می‌رود، براي تمام هم‌وطنان عزیز و ملت رنجدیده و محروم افغانستان اين پيام، تشکیلات، و بزرگ‌ترین قدم‌ تاریخی را مبارک باد میگویم، اکنون‌ براي شخصیت‌های نخبه و فرهیختگان جنبش ترقی‌خواهانه و دادخواهانه‌ی افغانستان و روشنگران نسل‌ بالنده، جوانان، زنان قهرمان کشور و همه‌ی ما مکلفیت و وظیفه خويش می‌دانیم تا این صدا و آواز را برای رهایی و همبستگی حقیقی به وجود بیاوریم، راه‌های حل‌ مشکلات‌ و پروبلم هاي پیشرو را با تفاهم و همبستگی، عاشقانه در پهلوی همدیگر باصداقت و سلامت به انجام برسانیم، خود را و وقت خویش را در مورد وقف نماییم، تا این سیر تاریخی پیشروی جبهه هموار و به موفقیت برسد. برای همه‌ اندر کاران رهبري جبهه و برای محمد عارف عرفان گران‌قدر و تیم رهبري کننده مجموعه از هیئت رهبری اين جبهه پیروزی آرزو می‌نمایم.