بازپخش اسناد اشد محرم مقامات حزبی و دولتی اتحاد شوروی

 در مورد مناسبات افغانستان و اتحاد شوروی بعد از شورش مسلحانه هرات ۲۴ حوت سال ۱۳۵۷

 

بخش اول

پاره های برگرفته شده از جریان صحبت تلفونی نورمحمد تره کی با آلکسی کاسیگین بتاریخ ۱۸ مارچ ۱۹۷۹

 ـ آ. ن. کاسیگین. آیا در میان کارگران، شهرنشینان و کارمندان در هرات پشتیبانانی دارید؟ آیا کسی در طرف شما قرار دارد؟

 ـ ن.م. تره کی. پشتیبانان فعال از میان مردم محلی وجود ندارد. آنها تقریباً همه زیر تأثیر شعارهای شیعی قرار دارند. شعارهای تبلیغاتی آنان چنین اند: «به کفار باور نکرده و با ما باشید».

 ـ ن.م. تره کی. ما تقاضا میکنیم که شما بما کمک عملی و تخنیکی با افراد و تجهیزات مربوطه را بما بدهید.

 آ. ن. کاسیگین. اگر ما بسرعت بشما طیارات اضافی و اسلحه بدهیم، آیا شما قادر خواهید بود تا قطعات بیشتر را تشکیل دهید؟

 ـ ن.م. تره کی. ... من پیشنهاد میکنم، که شما در تانکها و طیارات تان نشان افغانی را نقش کنید، و هیچکس هیچ چیزی را نخواهد دانست. قوای شما میتوانند از سوی کشک و هم از جانب کابل بروند.

 ـ ن.م. تره کی. از کشک تا هرات بسیار کم فاصله است؛ و به بکابل میشود قطعات را با هواپیما انتقال داد. اگر شما قطعات تان را  به کابل گسیل کنید، و آنها سپس بهرات بروند، در آنصورت بنظر ما هیچکس خبر نخواهد شد. فکر خواهند کرد که اینها نیروهای دولتی اند.

 ـ ن.م. تره کی. میخواهیم، که شما تاجیکها، ازبکها و ترکمنها را بفرستید تا آنها تانکها را هدایت کنند، چون همهء این ملیتها در افغانستان وجود دارند. بگذار پوشاک افغانی بتن کنند، نشان افغانی داشته باشند و هیچکس آنها را شناسایی نخواهد کرد. این کاری بس ساده است.

 آ. ن. کاسیگین. البته شما کار را ساده میانگارید. مگر این مسألهء بغرنج  سیاسی و بین المللی است.

 ـ ن.م. تره کی. خوب، شما کسانی را  که زبان ما را بلد اند، تاجیکها و ازبکها را بفرستید.

 

 از جنگ جاری در کشور چهار دهه میگذرد. در این جنگ صدها هزار افغان کشته، بیش از یک میلیون معلول و میلیون های دیگر مهاجر و آواره گردیده و با گذشت چهل سال هنوز هم این سربه نیست کردن و آواره کردن افغان ها با تمام شدت و حدت خود ادامه دارد. این جنگ خانمانسوز تمام دستاوردهای اقتصادی و عمرانی کشور را در همه عرصه ها به باد فنا باده داده و میرود و دردا که خاتمۀ آن نیز تا هنوز نامعلوم است.

 جنگ جاری با اضافه ویرانی های بی شمار مادی، انحطاط اخلاقی را بارآورده که مثل و مانند آن کمتر دیده شده است؛ امروز بی امنیتی، رشوت، فساد اداری با همه ابعادش، زورگویی، غارت، تولید، توزیع و قاچاق مواد مخدر، فحشا و تسلط جنگ سالاران "دموکرات" برهمه شئون زندگی پیامد نامیمون آن است و جامعه را به بحران عمیق فرو برده است.

 در جهت توضیح علل و ابعاد گوناگون این درامه غم انگیز از جمله کشاندن پای قوای اتحاد شوروی به افغانستان، صدها کتاب و هزاران مقاله تحریر و بی حساب تحلیل های گوناگون ارائه شده است. شماری زیادی از این نوشته ها و تحلیل ها تحت تاثیر فضای جنگ سرد دهه هفتاد و هشتاد قرن گذشته، تنها از موضع تعصب و نفرت بر علیه حزب دموکراتیک خلق افغانستان نگاشته شده و از همه مهمتر در این تحلیل ها، نقش هردو جناح حزب دموکراتیک خلق افغانستان (جناح خلق و پرچم) در کشاندن پای قوای شوروی به افغانستان یک سان دانسته شده و بعلاوه در مورد آمدن قوای اتحاد شوروی تنها بر رویدادهای روزهای بعد از 27 دسمبر سال 1979 اتکا گردیده است؛ در حالی که واقعیت و حقیقت عین این است که تلاش های برای فراخواندن قوای اتحادشوروی و گیرکردن آن در "تلک"، بسیار مدتها قبل از آن آغاز گردیده بود.

 ذکر این مطلب حایز اهمیت است که بعد از مدتی کوتاهی بعد از هفتم ثور 1357، وحدت حزبی توسط امین و حامیانش نقض و رفقا ببرک کارمل، اناهیتا راتبزاد، نوراحمد نور، محمود بریالی، عبدالوکیل و داکتر نجیب (ماه سرطان 1357) به حیث سفرا اعزام و در ماه اگست رفقا جنرال عبدالقادر، سلطان علی کشتمند و محمد رفیع با شماری دیگر به اتهام واهی کودتا دستگیر شدند و تصفیه ادارات دولتی از وجود پرچمداران در همه بخش های نظامی و ملکی ادامه یافت و در آستانۀ قیام هرات و تلاش نخستین برای آوردن قوای نظامی شوروی از جانب دولت تحت رهبری تره کی و امین، پرچمداران نتنها در هیچ موقف و پست دولتی ملکی و نظامی کوچکترین نقشی نداشتند، بلکه صدها افسر، سرباز، کارمند ملکی، کارگر و دهقان، محصل و شاگرد به اتهام پرچمی بودن، در پهلوی هزاران هموطن دیگر در محابس منتظر مرگ بودند، عدۀ هم اعدام شده و شماری دیگری به اختفا روی آورده بودند. (موقف و موضع سلیمان لایق، بارق شفیعی و قدوس غوربندی و انگشت شماری دیگر به حیث دستیاران نزدیک امین و اشخاص قابل اعتماد وی، مسئله جداگانه است)

 در جمله ماجراجویی های پلان شده و هدفمند حفیظ الله امین برای کشاندن قوای شوروی به افغانستان، قیام هرات نقطۀ آغازین در این استقامت است. (24 حوت 1357 / 15 مارچ 1978 قیام مسلحانه ی در هرات صورت گرفت که بخش زیادی منسوبین فرقۀ هرات نیز بدان پیوستند و تلفاتی زیادی بر منسوبین نظامی طرفدار دولت وارد گردید و هم چنان دوتن از مشاورین نظامی قوای شوروی نیز به قتل رسیدند. در این زمان نظیف الله نهضت والی و سید مکرم قوماندن فرقه، حکمروایان "انقلابی" ولایت هرات و هردو از نزدیکترین افراد مربوط به حفیظ الله امین، بودند. والی و قوماندان فرقه همزمان با سقوط فرقۀ هرات با شماری دیگر از مسئولین نظامی و ملکی هرات به میدان هوایی شیندند فرار کردند.)

 در اسناد علنی شدۀ حزب کمونیست اتحاد شوروی و حکومت اتحاد شوروی به تفصیل چگونگی نخستین تقاضاهای تلفونی نورمحمد تره کی و سپس حضوری وی حین سفر به مسکو در مورد اعزام پرسونل خدماتی زرهپوش ها و پیلوتان شوروی به افغانستان بیان شده و بعد از آن بارها تکرار گردیده است. خوشبختانه بخش زیادی این اسناد، توسط محترم داکتر خلیل وداد با امانت داری کامل ترجمه و در بعضی از صفحات انترنیتی نشر گردیده است. با قدردانی بی حساب از کار سترگ و با اهمیت داکتر خلیل وداد، این اسناد بدون تبصره اضافی باردیگر در اختیار هموطنان قرار میگیرد.

 قابل یاد آوری است که برای جلوگیری از طویل شدن مطالب حین پخش کنونی، از ذکر عناوین و شماره های اسناد و اسمای شعبات خودداری شده؛ البته از بعد تکمیل نشر آن، تمام اسناد با متن روسی مربوط، در یک مجموعه بطور کامل پخش و نشر خواهد گردید.

 ***

 نخستین سند در همین سلسله، جریان صحبت تلفونی نورمحمد تره کی با الکسی کاسیگین بتاریخ 18 مارچ 1978 است.

 ***

 «شورش ضد دولتی در هرات

 بتاریخ 15 مارچ سال 1979 در شهر هرات (در نزدیکی مرز ایران دارای نفوس حدود 250 هزار نفر) شورش ضد دولتی بوقوع پیوست (باشتراک حدود 20 هزار نفر، با پشتیبانی تقریباً نیمِ افراد فرقهء 17 پیاده منجمله غند توپچی، تولی دافع هوا و غیره). تقریباً هزار نفر کشته شده اند، منجمله دو تبعهء شوروی (جګړن ن. یا. بوزیکوف نخستین نظامی کشتهء شوروی است). شورش باعث نگرانی عمیق رهبری افغانستان شده و آنها ازما تقاضا کردند، به ایشان کمک نظامی به شکل مستقیم با گسیل قطعات شوروی صورت گیرد.

 بتاریخ 17 ـ 19 مارچ تقاضای حکومت ج.د.ا. در جلسات دفتر سیاسی ک.م. ح.ک.ا.ش. به بحث گرفته شد. به  آ.کاسیگین  سپارش شد، با ن. م. تره کی در اینمورد گفتگو کند، تا اطلاع دقیق از اوضاع افغانستان بدست آورد. همچنان به وزارت دفاع اتحادشوروی اجازه داده شد، تا در مرز اتحادشوروی ـ افغانستان به جابجایی دوفرقه نظامی بپردازد.

  سند

 صورت ثبت گفتگوهای تیلفونی  18 مارچ میان آ. کاسیگین و ن. م. تره کی.

 اشد محرم.

 پروندهء ویژه

  آ. ن. کاسیگین. به رفیق تره کی بگویید که من سلام گرم لیونید ایلیچ بریژنف و همه اعضای بیروی سیاسی را به او میرسانم.

 ن.م. تره کی. بسیار تشکر.

 آ. ن. کاسیگین. صحت تان چطور است، رفیق تره کی. آیا شما خسته نیستید؟

 ن.م. تره کی. نه مانده نیستم. امروز جلسهء شورای انقلابی بود.

 آ. ن. کاسیگین. این خوبست، و من بسیار خرسندم. از رفیق تره کی خواهش کنید، آیا میشود وضع در افغانستان را ارزیابی کند.

 ن.م. تره کی. وضع خوب نبوده و بدتر هم میشود. در جریان دو و نیم ماه گذشته از سوی ایران تقریباً 4 هزار نظامی بلباس شخصی گسیل شده و در شهر هرات و قطعات نظامی نفوذ کردند. اکنون تمام فرقهء 17 پیاده بشمول غند توپچی و تولی دافع هوا بدست شورشیان افتاده که بمقابل نیروی هوایی ما آتش میکند.

 آ. ن. کاسیگین. و شما در آنجا چند نفر دارید؟

 ن.م. تره کی. 500 نفر. آنها در میدان هوایی هرات با قوماندان فرقه قرار دارند. برای تقویهء آنها ما از کابل با طیارات گروپ اوپراتیفی را فرستادیم. آنها از صبح در آنجا در میدان هوایی هرات استند.

 آ. ن. کاسیگین. و افراد رسمی فرقه همه خیانت کرده اند و یا بخشی از آنها زیر فرماندهء قوماندان فرقه در میدان هوایی استند؟

 ن.م. تره کی. بخش کمی از آنها با ما اند، بقیه با دشمن است.

 آ. ن. کاسیگین. آیا در میان کارگران، شهرنشینان و کارمندان در هرات پشتیبانانی دارید؟ آیا کسی در طرف شما قرار دارد؟

 ن.م. تره کی. پشتیبانان فعال از میان مردم محلی وجود ندارد. آنها تقریباً همه زیر تأثیر شعارهای شیعی قرار دارند. شعارهای تبلیغاتی آنان چنین اند: «به کفار باور نکرده و با ما باشید».

 آ. ن. کاسیگین. هرات چقدر باشنده دارد؟

 ن.م. تره کی. 200- 250 هزار نفر. موقف آنها نظر به شرایط تغییر مییابد. فعلاً آنان در دفاع از مخالفان قرار دارند.

 آ. ن. کاسیگین. آیا کارگران در آنجا زیاد اند؟

 ن.م. تره کی. 1- 2 هزار نفر.

 آ. ن. کاسیگین. آیندهء اوضاع به نظر شما در هرات چگونه خواهد بود؟

 ن.م. تره کی. ما فکر میکنیم امروز شام و یا فردا صبح هرات سقوط کرده و بکلی بدست دشمن خواهد افتاد.

 آ. ن. کاسیگین. دورنمای بعدی چگونه است؟

 ن.م. تره کی. ما معتقدیم که دشمن واحدهای جدیدی را تشکیل داده و به حملهء بعدی دست خواهد زد.

 آ. ن. کاسیگین. و شما توانایی شکست آنها را ندارید؟

 ن.م. تره کی. ما تقاضا میکنیم که شما بما کمک عملی و تخنیکی با افراد و تجهیزات مربوطه را بما بدهید.

 آ. ن. کاسیگین. این مسأله بسیار پیچیده است.

 ن.م. تره کی. در غیرآن شورشیان بسوی قندهار و پیشتر به جانب کابل خواهند آمد. آنها نیم ایران را زیر لوای فرقهء 17 داخل افغانستان خواهند کرد. افغانهایی که به پاکستان گریخته اند، نیز خواهند برگشت. ایران و پاکستان مطابق یک پلان برضد ما کار میکنند بناً اگر شما حالا ضربهء کوبنده را به هرات وارد کنید، میشود انقلاب را نجات داد.

 آ. ن. کاسیگین. مگر اینرا دفعتاً تمام جهان خواهند دانست. مخالفان هم مخابره دارند و دفعتاً به همه اطلاع میدهند.

 ن.م. تره کی. من خواهش میکنم تا شما به ما کمک کنید.

 آ. ن. کاسیگین. در این مورد باید ما مشوره کنیم.

 ن.م. تره کی. تا شما مشوره کنید، هرات سقوط میکند، و مشکلات بزرگی برای اتحاد شوروی و افغانستان بمیان خواهد آمد.

 آ. ن. کاسیگین. حالا آیا شما میتوانید، بمن بگویید پیشبینی های تان دربارهء پاکستان و همچنان سوا از آن دربارهء ایران چیست؟ آیا شما با افراد ردهء بالایی ایران ارتباط دارید؟ آیا شما نمیتوانید به آنها بگویید که شما دشمن مشترک یعنی ایالات متحدهء امریکا دارید. ایرانیها سخت بالای ایالات متحده قهر اند و از نگاه پروپاگند میشود از این امر استفاده برد.

 ن.م. تره کی. ما امروز اعلامیه یی را برای حکومت ایران از طریق رادیو نشر کرده و تأکید کردیم که ایران در امور درونی هرات مداخله مینماید.

 آ. ن. کاسیگین. و به پاکستان در نظر ندارید اعلامیه یی بدهید؟

 ن.م. تره کی. فردا یا پس فردا همچنین اعلامیه را  در رابطه به پاکستان نیز انتشار خواهیم داد.

 آ. ن. کاسیگین. آیا شما به اردوی تان اعتماد دارید؟ وفاداری آن چگونه است؟ آیا شما نمیتوانید قطعات تان را بسیج نموده و به هرات ضربه وارد کنید؟

 ن.م. تره کی. ما فکر میکنیم که اردو قابل اطمینان است. مگر دور نمودن قطعات از شهرهای دیگر برای گسیل به هرات را ما نمیتوانیم انجام دهیم،  چون باعث تضعیف موقعیت ما در شهرهای دیگر خواهد شد.

 آ. ن. کاسیگین. اگر ما بسرعت بشما طیارات اضافی و اسلحه بدهیم، آیا شما قادر خواهید بود تا قطعات بیشتر را تشکیل دهید؟

 ن.م. تره کی. این زمان زیادی میخواهد، و هرات سقوط میکند.

 آ. ن. کاسیگین. شما میگویید که اگر هرات سقوط کند، پاکستان نیز به اقدامات مشابه در مرزش دست خواهد زد؟

 ن.م. تره کی. شاید، این امکان بسیار محتمل است. روحیهء پاکستانیها پس از این بالا خواهد رفت. امریکاییها کمک لازم را به آنان انجام میدهند. پس از سقوط هرات همچنان در لباس شخصی افراد را گسیل خواهند کرد که شهرها را اشغال کرده و ایرانیها فعالانه مداخله خواهند کرد. پیروزی هرات - کلید تمام مسایل دیگر مربوط به مبارزه میباشد.

 آ. ن. کاسیگین. شما از ما در رابطه به سیاست خارجی توقع چه اقدام و یا اعلامیه یی را دارید؟ آیا شما تصوری از مسألهء تبلیغاتی در این راستا دارید؟

 ن.م. تره کی. باید کار تبلیغاتی را با کمک عملی یکجا کرد. من پیشنهاد میکنم، که شما در تانکها و طیارات تان نشان افغانی را نقش کنید، و هیچکس هیچ چیزی را نخواهد دانست. قوای شما میتوانند از سوی کشک و هم از جانب کابل بروند.

 آ. ن. کاسیگین. مگر باید اول بکابل رسید.

 ن.م. تره کی. از کشک تا هرات بسیار کم فاصله است؛ و به بکابل میشود قطعات را با هواپیما انتقال داد. اگر شما قطعات تان را  به کابل گسیل کنید، و آنها سپس بهرات بروند، در آنصورت بنظر ما هیچکس خبر نخواهد شد. فکر خواهند کرد که اینها نیروهای دولتی اند.

 آ. ن. کاسیگین. من نمیخواهم شما را آزرده بسازم، مگر اختفای این امر ناممکن است. این امر به جهان در ظرف دو ساعت هویدا خواهد شد. همه شروع به نکوهش خواهند کرد، که گویا اشغال افغانستان از سوی اتحاد شوروی آغاز شده است. بشنوید تره کی، اگر ما توسط طیارات ما بشما بکابل اسلحه و منجمله تانک برسانیم، آیا شما تانکیستهای آنرا پیدا میتوانید یانه؟

 ن.م. تره کی. تعداد بسیار کمی را.

 آ. ن. کاسیگین. چقدر؟

 ن.م. تره کی. رقم دقیق را ندارم.

 آ. ن. کاسیگین. اگر توسط طیارات بشما بسرعت تانکها، مهمات لازمه و هاوان ها را انتقال دهیم آیا شما کارشناسان مربوطه را که بتوانند این اسلحه را استفاده کنند، خواهید یافت؟

 ن.م. تره کی. به این پرسش من پاسخ داده نمیتوانم. دربارهء آن مشاوران شوروی میتوانند پاسخ دهند.

 آ. ن. کاسیگین. باینترتیب میتوان فهمید که کادرهای شایسته و خوب آماده شدهء نظامی در افغانستان وجود ندارد. در اتحادشوروی صدها افسر افغان آموزش دیدند، آنها کجا استند؟

 ن.م. تره کی. بخش بزرگ آنها مسلمانان مرتجع، اخوانیها و یا قسمیکه میگویند «اخوان المسلمین» اند. ما نمیتوانیم بالای آنها اتکا نماییم، چون به آنها اعتماد نداریم.

 آ. ن. کاسیگین. نفوس کابل اکنون چقدر است؟

 ن.م. تره کی. تقریباً یک ملیون نفر.

 آ. ن. کاسیگین. آیا شما نمیتوانید 50 هزار سرباز گردهم آورید، اگر ما بشما بسرعت از راه هوا اسلحه بدهیم. شما چه تعداد را میتوانید بسیج کنید؟

 ن.م. تره کی. میشود از دانشجویان و شاگردان صنوف 11- 12 لیسه ها گفت.

 آ. ن. کاسیگین. آیا کارگران را نمیشود، بسیج کرد؟

  ن.م. تره کی. طبقهء کارگر در افغانستان بسیار ناچیز است.

 آ. ن. کاسیگین. و دهقانان بیزمین؟

 ن.م. تره کی. اساس را فقط شاگردان صنوف بالایی لیسه ها، محصلان و تعداد کمی از کارگران میتوانند، تشکیل دهند. مگر آموزش آنان داستان درازیست. ولی اگر لازم باشد بهر اقدامی دست خواهیم زد.

 آ. ن. کاسیگین. ما تصمیم گرفته ایم طور عاجل بشما محموله های نظامی رسانده و طیارات تان را برای ترمیم بپذیریم، - اینها همه رایگان اند. همچنان تصمیم داریم بشما 100 هزار تن گندم داده و بهای خرید گاز طبیعی 1 هریک هزار متر مکعب را از 21 دالر از به 37،82 دالر بالا ببریم.

 ن.م. تره کی.  این خوبست ولی بیایید در بارهء هرات بگوییم.

 آ. ن. کاسیگین. خوب. آیا نمیتوانید حالا چند فرقه را از حساب مردم پیشرو که شما بتوانید بالای شان اطمینان داشته و نه فقط در کابل بلکه در محلات دیگر نیز باشند، ایجاد کنید؟ در آنصورت ما اسلحهء لازم را بشما خواهیم داد.

 ن.م. تره کی. کادر افسری وجود ندارد. ایران نظامیان را با لباس شخصی گسیل میکند. پاکستان نیز افرادش و افسرانش را در پوشاک افغانی میفرستد. چرا اتحاد شوروی نمیتواند، ازبکها، تاجیکها و ترکمنها را بلباس شخصی (ملکی) گسیل کند؟ کسی که پی نمیبرد.

 آ. ن. کاسیگین. شما در بارهء هرات دیگر چه گفتنی دارید؟

 ن.م. تره کی. میخواهیم، که شما تاجیکها، ازبکها و ترکمنها را بفرستید تا آنها تانکها را هدایت کنند، چون همهء این ملیتها در افغانستان وجود دارند. بگذار پوشاک افغانی بتن کنند، نشان افغانی داشته باشند و هیچکس آنها را شناسایی نخواهد کرد. این کاری بس ساده است، بنظر ما. از تجربهء ایران و پاکستان چنین برمیآید که این کار آسان است. آنها نمونه میدهند.

 آ. ن. کاسیگین. البته شما کار را ساده میانگارید. مگر این مسألهء بغرنج  سیاسی و بین المللی است. مگر صرفنظر از این ما بازهم این مسأله  را به بحث گرفته و بشما پاسخ  خواهیم داد. همچنان نباید به نیروی افراد آمده از سوی دیگر حساب کرد. شما در نمونهء انقلاب ایران میبینید، چگونه مردم امریکاییان و همهء کسان دیگری که خود را مدافع ایران میپنداشتند، را  از آنجا اخراج کردند. بیاید چنین قرار میگذاریم: ما مشوره نموده و به شما پاسخ میدهیم؛ و شما، از سوی خود با نظامیان تان و مشاوران ما مشوره میکنید. در افغانستان که هنوز نیروهایی استند، تا با قبول خطر زندگی بخاطر تان برزمند. این نیروها را باید همین اکنون تسلیح کرد.

 ن.م. تره کی. ماشینهای محاربوی پیاده و طیاره برای ما بفرستید.

 آ. ن. کاسیگین. و شما کسانیکه این ماشینها را هدایت کنند را دارید؟

 ن.م. تره کی. برای 30- 35 عراده ماشین راننده است.

 آ. ن. کاسیگین. آیا آنها مطمئن اند؟ آیا آنان با ماشینها یکجا به دشمن نخواهند پیوست؟ چون راننده های ما زبان را بلد نیستند.

 ن.م. تره کی. خوب، شما کسانی را  که زبان ما را بلد اند، تاجیکها و ازبکها را بفرستید.

 آ. ن. کاسیگین. و من منتظر چنین پاسخی از شما بودم. ما رفقا با شماییم و مبارزهء مشترک را پیش میبریم، بناً نباید از یکدیگر احساس شرم داشت؛ و این اصول کاری ما ست. ما بازهم بشما زنگ زده و پندارهای خود را با شما درمیان خواهیم گذاشت.

 ن.م. تره کی. احترامات ما را با آرزوهای نیک ما به رفیق بریژنف و اعضای دفتر سیاسی برسانید.

 آ. ن. کاسیگین. سپاسگذارم. همچنان سلامهایم را به همه رفقا برسانید؛ و بشما قاطعیت در حل مسایل و اعتماد و نیکویی آرزو مینمایم. تا دیدار!

 گفتگوها از طریق ترجمان و دستیار سرمشاور نظامی- جنرال ل. گوریلوف ترجمه شدند. یادداشتها توسط ب. باتسانوف تحریر شدند. 18 مارچ 1979.»

 ادامه دارد

 

بخش دوم

د. ف. اوستینوف. امین نیز هنگام گفتگو با من نیز تقاضای گسیل قطعات برای شکست مخالفان را نمود.

 آ. ن. کاسیگین. رفیق تره کی میگوید که نیم فرقهء هرات بدشمن پیوسته است. بخش باقیمانده هم گویا از حکومت دفاع نمیکند.

 د. ف. اوستینوف. انقلاب افغانستان، بقول امین در سر راهش با دشواریهای بزرگی مواجه شده و نجات آن فقط وابسته به اتحادشوروی است. چالش در کجا ست، چرا چنین شد. مسأله در اینست که رهبری افغانستان به نقش دین اسلام کم بها داد. درست تحت پرچم اسلام سربازانی که اکثریت مطلق شان باستثنای یک عدهء ناچیز، خداباور اند، گردهم آمده اند. اینست دلیل اینکه آنها از ما تقاضای کمک را برای سرکوب شورشیان در هرات میکنند. امین گفت، راستش او باور ندارد که به ارتش بتوان اتکأ کرد. و همانند تره کی از ما تقاضای کمک را کرد.

 یو. و. اندروپوف... بنابراین من میپندارم که انقلاب در افغانستان را فقط بزور سرنیزه های ما میتوانیم نگهداریم و این برای ما ناممکن است. ما نمیتوانیم دست به چنین ریسکی بزنیم.

 آ.آ. گرومیکو...  ارتش ما اگر به افغانستان داخل شود، اشغالگر بوده و بمقابل کی خواهد جنگید؟ در گام نخست برعلیه خلق افغانستان، که بالایش آتش باید بگشاید. ... با این کار تحفهء خوبی برای چین داده خواهد شد. همه کشورعای عضو جنبش عدم انسلاک برضد ما قرار خواهند گرفت.

 ... کوتاه اینکه ما در اینمورد با حالتی سروکار داریم که رهبران کشور بعلت اشتباهات جدی اعتبار شان را از دست داده و از پشتیبانی لازم مردم برخوردار نیستند…


در رابطه با کشاندن قوای شوروی به افغانستان و با در نظرداشت پیامدهای ویرانگر آن، در نظر باید گرفت که این پروسه طولانی و با تمهیدات گوناگون توام بود و فکتورهای متعددی داخلی و بین المللی همزمان درمورد عمل نموده است.

 در بُعد داخلی، فعالیت های تحریک آمیز حفیظ الله امین و حلقۀ مربوط وی در استقامت های گوناگون در جهت بحرانی ساختن وضع داخلی کشور عامل اولی، اساسی  و تعیین کننده  در مورد بوده است؛ از جمله:

 ·        نقض وحدت حزبی در اولین روزهای بعد از هفتم ثور 1357 و تبعید، دستگیری، کشتن و زندانی ساختن پرچمداران، قدم نخستین در مورد بود.  با این اقدام اگر امین از یکطرف تمام مخالفین را که میتوانستند در مقابل اقدامات افراطی و تحریک آمیز وی مانع شوند از حزب و دولت دور ساخت از طرف دیگر ضربه بزرگی بر قوای مسلح وارد کرد.

 ·          بعد از تصفیه حزب از وجود پرچمداران، حفیظ الله امین و حلقه مربوط به او با دست باز با صدور فرامین پرداختند که هیچگونه تناسب با وضع جامعه و روان مردم نداشت و عملاً زمینه را برای تبلیغ نیروهای ارتجاعی مساعد ساختند.  

 همزمان با تطبیق فرامین که در ظاهر امر گویا برای تغییر مناسبات اجتماعی تدوین شده بود، به تحقیر و توهین اشخاص و عناصر مسلط بر فکر و ذهن مردم نیز پرداختند و به این ترتیب مردمی را که گرسنگی و فقر تحمل میکردند اما هیچگاهی حقارت را نمی پذیرند، عملاً به صف مخالفین دولت کشاندند.

 ·        حفیظ الله امین بعد از دور ساختن پرچمداران از حزب و دولت، بصورت سیستماتیک تمام عرصه های حزبی و دولتی را تصرف و حزب، سیستم حزبی و رهبری جمعی را در حاشیه گذاشت و ادارات دولتی نیز تنها بر اساس اراده و تصامیم فردی شخص وی عمل میکرد.  صالح محمد زیری عضو بیروی سیاسی و دارالانشاء آن دوران در کتاب با عنوان "خاطرات نیم قرن"  پیرامون نحو فعالیت حزب و دولت مینویسد:

 «زمانی که کابینه تعیین شد، وزیران مصروف کارهای خویش شدند. تمام اعضای بیروی سیاسی و دارالانشا همه وزیر شدند. حزب در میدان ماند و تقریباً منحل مانند شد... رهبری حزب و دولت در دست چند رفیق افتاد که شخص عمده در مورد امین بود. ... امین میخواست در مقامات حزبی و دولتی مرکز و وولایت طرفداران خودرا مقرر نماید... به ولایات رفقای اعزام شدند که نه با کدرهای محل آشنا بودند و نه با رسم و رواج آن منطقه بلدیت داشتند. آنها هر آنچه که میخواستند، همانطور عمل میکردند. میگفتند انقلاب است و هر کس باید مانند رفیق امین قاطعیت انقلابی داشته باشد. در ولایات منشی های جدید تعیین گردید و کمیته های نو توسط کسانی  ایجاد شد که از طرف امین از کابل فرستاده شده بودند، همه انقلابیون قاطع و خودرا خلقی های سرخ مینامیدند. از این کارها بیروی سیاسی خبر نبود و یا برای من گفته نمیشد. یا شاید دارالانشا در مورد تصمیم میگرفت اما از قول شاولی [داکتر] بعد از انقلاب دارالانشا بعد از انقلاب جلسه نمی کرد؛ پس گفته میتوانیم که بعد از انقلاب حزب منحل مانند بود. صفحات 371  ـ  374  » ( متن کتاب به پشتو است و برگردان شده است. آسمایی)

 ·        ایجاد فضای وحشت و بگیر و ببند در سرتاسر کشور، سبب آن شد که هیچس احساس مصئونیت نکند و در نتیجه تعداد بیشماری از هموطنان مجبور به ترک وطن شده و زمینه برای جلب و جذب تنظیم های ساخته شده در ایران و پاکستان فراهم گردید.

 ·        در مرحلۀ بعدی حفیظ الله امین با تحت فشار قرار دادن خلقی های اصولی و در قدم نخست افسران،  زمینه را برای تصفیه و تضعیف بعدی قوای مسلح مساعد ساخت. دستگیری ده ها و صد ها افسر بعد از حادثۀ ریشخور در همین راستا صورت گرفت.

 ·        در بُعد خارجی زبیگنیو بریژینسکی مشاورامنیت ملی جیمی کارتر و طراح  پروژه تمویل، تسلیح و تقویه جهاد و مجاهدین، در یک جمله، اسرار بی شماری را بیان نموده است که: « ما شوروی را تحریک به تعرض در خاک افغانستان نکردیم. اما آگاهانه ما در صدد آن شدیم تا احتمال چنین عمل را از  جانب شوروی تقویت بخشیم.» ... « این "عملیات مخفی"بهترین نظریه یی بود که توانست روسهای شوروی را در تلک افغانین بکشاند...»  برگرفته شده از مصاحبه بریژنسکی با نول آبزروتور، پاریس 15 / 16 جنوری 1998

 از نکات بالایی میتوان نتیجه گیری کرد که اقدامات حفیظ الله امین و باند تحت امر او،  در جهت تحریک مردم و بحرانی ساختن وضع در داخل کشور، در حقیقت زمینه سازی برای تحقق طرح های امریکا در منطقه و بصورت مشخص در افغانستان بود تا زمینه را برای ورود قوای شوروی مساعد سازد.

 ***

 بخش دوم اسناد محرم [جریان جلسۀ بیروی سیاسی در پیرامون  کمک به افغانستان]

 اعضای بیروی سیاسی ک. م. ح.ک.ا.ش. در جلسهء مؤرخ 18 مارچ امکان گسیل نیروها را رد کردند. تصمیم گرفته شد که به ج.د.ا. بطور عاجل تخنیک بیشتر نظامی تحویل داده شده و همچنان به اقدامات سیاسی و تشکیلاتی در این راستا متوسل شد. سند آتی دیده شود:

  سند

 اشد محرم

 پروندهء ویژه

 آ. پ. کریلنکو. فرقهء 17 هرات دارای تشکیل 9000 نفری است. آیا همهء آنها بدون هیچ عملی به مخالفان حکومت پیوسته اند؟

 آ. ن. کاسیگین. (1) تا حال نظر به اطلاعات ما یک غند توپچی ویکی هم  پیاده آنهم نه بطور مکمل (به مخالفان پیوسته اند)، و دیگر قطعات از حکومت دفاع میکنند.

 د. ف. اوستینوف.(2) آنچه مربوط به تاجیکها میشود، باید گفت که ما دارای ساختارهای جداگانهء اینچنینی نیستیم. حتی حالا مشکل است بگوییم که چقدرشان در قطعاتِ تانکِ اردوی ما خدمت میکنند.

 آ. ن. کاسیگین. تولی دافع هوا نیز در هرات به دشمن پیوسته است.

 د. ف. اوستینوف. امین نیز هنگام گفتگو با من نیز تقاضای گسیل قطعات برای شکست مخالفان را نمود.

 آ. ن. کاسیگین. رفیق تره کی میگوید که نیم فرقهء هرات بدشمن پیوسته است. بخش باقیمانده هم گویا از حکومت دفاع نمیکند.

 د. ف. اوستینوف. انقلاب افغانستان، بقول امین در سر راهش با دشواریهای بزرگی مواجه شده و نجات آن فقط وابسته به اتحادشوروی است. چالش در کجا ست، چرا چنین شد. مسأله در اینست که رهبری افغانستان به نقش دین اسلام کم بها داد. درست تحت پرچم اسلام سربازانی که اکثریت مطلق شان باستثنای یک عدهء ناچیز، خداباور اند، گردهم آمده اند. اینست دلیل اینکه آنها از ما تقاضای کمک را برای سرکوب شورشیان در هرات میکنند. امین گفت، راستش او باور ندارد که به ارتش بتوان اتکأ کرد. و همانند تره کی از ما تقاضای کمک را کرد.

 آ. پ. کریلنکو. ازینها برمیآید که آنان ضمانتی از جانب اردوی خویش ندارند. آنها فقط به یک  راه حل میاندیشند: تانکها و ماشینهای محاربوی ما.

 آ. ن. کاسیگین. ما، باید هنگام گرفتن تصمیم مبنی به چنین کمک بطور جدی به همه نتایج ناشی از آن بیاندیشیم. مسأله بسیار جدی ست.

 یو. و. اندروپوف.(3) من رفقا، به همهء این مسایل اندیشیده و به این نتیجه رسیدم که ما باید بسیار و بسیار جدی به این مسأله بیاندیشم که برای چه ما قوا را به افغانستان داخل میکنیم. برای ما واضح است که افغانستان هنوز برای حل معضلات بشکل سوسیالیستی آن آماده نیست. در آنجا مذهب نقش قوی داشته، روستاییان بکلی بیسواد بوده و اقتصاد پسمانده است و امثالهم. ما از آموزشهای لنین پیرامون وضعیت انقلابی میدانیم. مگر حرفی هم از حالت انقلابی نمیتواند در افغانستان باشد. بنابراین من میپندارم که انقلاب در افغانستان را فقط بزور سرنیزه های ما میتوانیم نگهداریم و این برای ما ناممکن است. ما نمیتوانیم دست به چنین ریسکی بزنیم.

 آ. ن. کاسیگین. شاید بهتر باشد به سفیر ما رفیق وینوگرادوف سپارش کنیم تا نزد نخست وزیر ایران بازرگان رفته و به او از غیر مجاز بودن مداخله در امور داخلی افغانستان بگوید.

 آ.آ. گرومیکو.(4) من بکلی پیشنهاد رفیق اندروپوف مبنی بر عدم ورود قطعات ما به افغانستان را تأیید میکنم. اردوی آنجا نامطمئن است. بناً  ارتش ما اگر به افغانستان داخل شود، اشغالگر بوده و بمقابل کی خواهد جنگید؟ در گام نخست برعلیه خلق افغانستان، که بالایش آتش باید بگشاید. رفیق اندروپوف به ما گفت که اوضاع افغانستان برای انقلاب آماده نبوده و همهء کارهایی را که ما در سالهای پسیسن با دشواری انجام داده ایم مانند تشنج زدایی و کاهش تسلیحات و بسیار چیزهای دیگر همه به عقب زده خواهند شد. البته، با این کار تحفهء خوبی برای چین داده خواهد شد. همه کشورعای عضو جنبش عدم انسلاک برضد ما قرار خواهند گرفت. با یک کلمه باید منتظر عواقب جدی چنین اقدامی بود. همچنان مسألهء ملاقات لیونید ایلیچ بریژنف با کارتر نیز ملغا شده و سفر ژیسکاردستن در پایان مارچ وغیره، همه زیر سؤال میروند. پرسش بمیان میآید، ما چه چیزی را بدست میآوریم. افغانستان با رهبری کنونی اش، با اقتصاد پسمانش و وزنهء ناچیزش در امور بین المللی را. از سوی دیگر باید درنظر داشت که از نگاه حقوقی ما نیز نمیتوانیم گسیل نیروهای ما را برائت دهیم. مطابق منشور سازمان ملل متحد یک کشور میتواند زمانی تقاضای کمک کند که از خارج مورد تجاوز قرار گیرد. این کار درونی آنها ست. افغانستان از خارج مورد هیچ تجاوزی قرار نگرفته و این برخورد انقلابی یک گروه با گروه دیگر است. برعلاوه باید گفت که افغانها هنوز درمورد ورود نیروهای ما ازما درخواست کمک نکرده اند. کوتاه اینکه ما در اینمورد با حالتی سروکار داریم که رهبران کشور بعلت اشتباهات جدی اعتبار شان را از دست داده و از پشتیبانی لازم مردم برخوردار نیستند

 یو. و. اندروپوف. … طوریکه از گفتگوی امروزی با امین میبینیم، مردم حکومتِ تره کی را حمایت نمیکنند. آیا در آنجا اردوی ما میتواند کاری را انجام دهد؟ در چنین حالتی تانکها و ماشینهای محاربوی ما نیز چیزی کرده نمیتوانند. من میپندارم که ما باید اینرا رک و راست به تره کی بگوییم که ما از همه اقدامات شان حمایت کرده، به ایشان کمکهایی را که امروز و دیروز تعهد نموده ایم انجام داده ولی بهیچوجه نمیتوانیم قطعات ما را به افغانستان گسیل کنیم.

 آ. ن. کاسیگین. شاید بهتر باشد، او را به نزدما دعوت کرده و به او بگوییم که ما  کمکهای ما را برایتان بیشتر میکنیم، مگر نمیتوانیم قطعات ما را داخل کنیم، چونکه آنها نه تنها برضد اردویی که عملاً جانب دشمن را گرفته و یا در گوشه ها پنهان شده بلکه برضد مردم خواهند جنگید. جوانب منفی برای ما بسیار بیشتر خواهد بود. گروه بزرگی از کشورها دفعتاً علیه ما برخواهند خاست. و جوانب مثبت برایما در اینکار هیچ نیست.

 یو. و. اندروپوف. باید مستقیماً به تره کی گفت که ما شما را با همه چیز بغیر از گسیل قطعات پشتیبانی میکنیم…

 ک. او. چرنینکو.(5) اگر ما قوا را داخل کرده و مردم افغانستان را سرکوب کنیم، پس حتماً متهم به تجاوز خواهیم شد. و نمیتوانیم برائت داشته باشیم.

 یو. و. اندروپوف. باید رفیق تره کی را دعوت کرد.

 آ. ن. کاسیگین. من فکر میکنم، که باید با رفیق لیونید ایلیچ (5) اکنون مشوره نموده و همین امروز  هواپیمایی را بکابل فرستاد…

 آ.آ. گرومیکو. من میپندارم که باید به تهیهء سند سیاسی پس از مذاکره با تره کی پرداخت…

 آ. ن. کاسیگین. کوتاه اینکه ما در رابطه بکمک به افغانستان چیزی را تغییر نمیدهیم، بجز از گسیل قطعات. آنها خود مسوولیت اصلی را در حل مسایل رهبری امور دولتی دارند. اگر ما همه چیز را بجای آنها انجام داده و از انقلاب دفاع کنیم، پس برای آنها چه میماند؟ هیچ چیز. در هرات ما 24 مشاور داریم. آنها را باید بیرون کشید…

 ل. م. زمیاتین. آنچه مربوط به پشتیبانی تبلیغاتی این اقدامات میشود، ما مقاله یی را در بارهء پاکستان و کمک چین به شورشیان افغان تهیه کرده ایم.

 ***

 گذارش (اطلاعیه) از کابل

 

(محرم و عاجل….)

 …. در صورت وخامت بیشتر اوضاع معقول خواهد بود که پیرامون نحوهء گسیل بعضی قطعات ما ببهانهء مناسب چون مواظبت از تأسیسات مهم که بکمک اتحادشوروی ساخته شده اند، اندیشید. ازجمله میتوان مسألهء گسیل جزوتامهای ارتش شوروی را در اینجاها بررسی کرد:

 الف) در پایگاه نظامی بگرام بنام کارشناسان تخنیکی میشود از پوشش تجهیز و تجدید ترمیمگاه آنجا استفاده برد.

 ب) در میدان هوایی کابل تحت پوشش بازسازی آن، چنانچه در اینمورد چندی پیش یک قرار داد میان حکومتی نیز امضأ شده و در مطبوعات نیز بازتاب یافته است.

 در صورت پیچیده شدن بیشتر اوضاع داشتن چنین نقاط اتکایی زمینهء امکان تخلیهء امن اتباع شوروی را مهیا میسازد.

 پوزانوف(6)، ایوانوف. 19.3. 1979.

 ادامه دارد

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 1.     آلکسی کاسیگین صدراعظم )رییس شورای وزیران) اتحادشوروی در آنزمان بود(مترجم)

 2.      مارشال اوستینوف وزیر دفاع اتحاد شوروی بود (مترجم)

 3.     یوری ولادیمیرویچ اندروپوف عضو دفتر سیاسی و در آنزمان رییس کمیتهء امنیت دولتی موسوم به کا. گ. ب. بود. که پس از درگذشت بریژنف مقام منشی عمومی کمیته مرکزی را میان سالهای 1982- 1984 بعهده داشت. او به نسبت کهولت و بیماری شدید مانند خلفش بریژنف در سال 1984 درگذشته جایش را به چرننکو داد.(مترجم)

 4.     اندری اندریویچ گرومیکو، عضو بیروی سیاسی، دیپلمات برجستهء شوروی و سالها وزیر امور خارجهء آنکشور بود.

 5.     کنستانتین چرننکو، عضو دفتر سیاسی و منشی کمیته مرکزی ح.ک.ا. ش. پس از مرگ اندروپوف کوتاه مدتی مقام منشی عمومی کمیته مرکزی ح.ک.ا. ش. را داشته و به نسبت مریضی کهولت سن در سال 1985 وفات کرده و جایش را به میخاییل سرگویویچ گرباچوف داد. (مترجم) 

 6.    پوزانوف سفیر کبیر و نمایندهء فوق العادهء اتحادشوروی در افغانستان بود (مترجم) 

بازپخش اسناد اشد محرم مقامات حزبی و دولتی اتحاد شوروی

 

در مورد مناسبات افغانستان و اتحاد شوروی بعد از شورش مسلحانه هرات ۲۴ حوت سال ۱۳۵۷

 

ترجمه داکتر خلیل وداد


·         20 مارچ 1979 نورمحمد تره کی به اتحاد شوروی سفر مخفی نمود که خبر آن در وسایل ارتباط جمعی نشر نشد.

 ·         بریژینف قبل از آن گفته بود: «...اشتراک قطعات ما در افغانستان پیش از همه نه فقط برای ما ضرر میرساند بلکه این ضرر در گام نخست متوجه خود آنها خواهد بود...»

 ·         آ.ن. کاسیگین: دشمنان مشترک ما فقط منتظر هستند، تا قطعات نظامی شوروی در خاک افغانستان مستقر شوند. این امر به آنها بهانه خواهد داد تا گروههای مسلح مخالف را به کشورتان ارسال نمایند.

 ·         ن.م. تره کی: ما به چنین هلیکوپترها نیاز شدید داریم، بناً بسیار خوب خواهد شد تا آنها یکجا با پیلوتان شان وارد شوند.

 ·         آ. ن. کاسیگین: طوری که قبلاً گفتیم، ما به ویتنام بسیار کمک کرده ایم و میکنیم، مگر ویتنامیها هیچگاهی موضوع اعزام پیلوتهای ما را تقاضا نکردند. آنها خود میگفتند که فقط کارشناسان تخنیکي ضرورت دارند، و عمله جنگی خویش را خودشان تنظیم مینمایند.

 ·         ن.م. تره کی: البته، ما این را انجام میدهیم. ولی اگر ما آنها را در میان خود نتوانیم بیابیم، پس آنان را در کشورهای دیگر جستجو خواهیم کرد. دنیا بزرگ است.

 ·         ن.م. تره کی: اگر شما میپندارید که چنین چیزی لازم است، پس م آن را میپذیریم آیا اجازه نمیدهید که ما پیلوتها و تانکیستهای را از کشورهای سوسیالیستی دیگر نیز استفاده کنیم؟


قابل یادآوری است که نورمحمد تره کی در حالی از کمبود پیلوت ها و پرسونل ورزیدۀ تانک و وسایط زرهی شکایت و خواستار اعزام پرسونل نظامی شوروی بود که ده ها و صدها افسر پرچمی در پولیگونها تیرباران میشدند و یا در زندانها منتظر مرگ بودند.

 پافشاری بیش از حد موصوف در کشیدن پای قوای شوروی بسیار سوال برانگیز است و همنوایی با خواست امریکایی ها در بحرانی ساختن وضع افغانستان دارد.]

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 بتاریخ 19 مارچ در بحث پیرامون اوضاع ج.د.ا.، ل. ا. بریژنف اشتراک کرد. پندار ل. ا. بریژنف چنین بود: «من فکر میکنم که اعضای بیروی سیاسی درست خاطرنشان کردند که هنوز ما نباید به این جنگ درگیر شویم. باید به رفیق تره کی و رفقای دیگر افغان بفهمانیم که ما به آنها با هر چیزی را که برای همه فعالیتهای کشور لازمی باشد، انجام خواهیم داد. مگر اشتراک قطعات ما در افغانستان پیش از همه نه فقط برای ما ضرر میرساند بلکه این ضرر در گام نخست متوجه خود آنها خواهد بود. اردوی آنها از هم میپاشد و ما باید بجای آنها جنگ را پیش ببریم.»

 در این جلسه فیصله شد، ن. م. تره کی را به مسکو دعوت کرده و با او مذاکراتی را انجام داد. 20 مارچ منشی عمومی ک.م. ح.د.خ.ا به مسکو آمد که با اعضای بیروی سیاسی ک.م.ح.ک.ا. ش. آ. ن. کاسیگین.، آ.آ. گرومیکو.، د. ف. اوستینوف، و ب. ن. پوناماریوف مذاکره کرد.

 ****

 قابل برگشـت به کمیته مرکزی ح.ک.ا.ش. است.

 (شعبه اسناد و ارتباط سکتور ۱)

 شماره پ ۱۴۹

  به اعضای اصلی و علی البدل بیروی سیاسی

 کمیته مرکزی ح.ک.ا.ش. ارسال شده است

   اشد محرم

 پرونده ویژه

  یادداشت مذاکرات (10)

 آ. ن کاسیگین، آ.آ. گرومیکو، دِ. ف. اوستینوف، ل.ن. و. پوناماریوف با نورمحمد تره کی

 ۲۰ مارچ سال 1979

  آ.ن. کاسیگین: بیروی سیاسی به ما دستور داده تا روی همه مسایلی که شما با اهمیت میدانید، بحث نموده و با شما تبادل نظر نماییم. طوری که من قبلاً گفتم از ساعت ۱۸ تا 18.30 ملاقات شما با ل.ای. بریژنف ترتیب شده است.

 در آغاز میخواستیم رشته سخن را به شما بدهیم، اما از آنجایی که از سوی شما یک پرسش اصلی مطرح شده است بناً من از بیان نظر ما آغاز کرده و سپس با دقت بسیار به شما گوش میدهیم.

 قبل از همه باید بگویم که دوستی میان اتحاد شوروی و جمهوری دموکراتیک افغانستان نه به اقتضاهایی مؤقتی بلکه برای سده‏ها بنیانگذاری شده است. ما به مبارزه تان برضد همه دشمنانی که در حال حاضر علیه شما میجنگند و علیه آنانی که در آینده مواجه خواهید شد، کمک میکنیم.

 ما با دقت حوادث و اوضاع را در کشورتان دنبال کرده چنان راه کمک به شما را که پاسخگوی دوستی ما و روابط تان با کشورهای دیگر باشد، انتخاب کرده ایم. راههای حل معضلات شما میتوانند، گونه گون باشند، مگر بهترین آنها راهی خواهد بود که اعتبار (اتوریته) دولت شما را در نزد مردم نگهداشته، به مناسبات افغانستان با کشورهای دیگر صدمه نرسانده و پرستیژ بین المللی کشورتان را خدشه دار نسازد. نباید اجازه داد تا چنین معلوم شود که گویا شما نمیتوانید خود مشکلات داخلی تان را حل کنید و بناً ارتش خارجی را بکمک خواسته اید. میخواستم تجربه ویتنام را نمونه بیاورم. خلق ویتنام جنگ سختی با ایالات متحده امریکا را تجربه کرد و اکنون با تجاوز چین مبارزه میکند، اما هیچکس آنها را به استفاده از اردوی بیگانه متهم نمیتواند. ویتنامیها خودشان با شجاعت از میهن خویش در برابر تجاوزات اشغالگران دفاع میکنند. ما فکر میکنیم که در کشورتان نیروی کافی وجود دارد که علیه ضدانقلاب عمل کند. فقط آنها را باید واقعاً بسیج کرده، قطعات جدید نظامی ایجاد کرد. ما با شما تلفونی گفته بودیم که به ایجاد قطعات جدید نظامی بدون درنگ باید آغاز کرد، چون آموزش و آماده شدن آنها مدتی را دربر میگیرد. مگر همین حالا هم شما نیروی لازم را برای کنترول اوضاع بمیان آمده دارید. فقط کار را درست انجام دهید. مثلاً (هرات) را اگر در نظر بگیریم. چنین معلوم میشد که همه چیز نابود شده، دشمن به آنجا مسلط گردیده و شهر به لانه ضدانقلاب مبدل شده است. مگر زمانی که شما بطور جدی مسئله را دنبال کردید، کنترول اوضاع بدست شما آمد. ما همین لحظه اطلاع حاصل کردیم که بساعت ۱۱ صبح شهرک نظامی هرات جایی که فرقه شورشی ۱۷ پیاده مستقر بود پس از بمباردمانهای هوایی بدست کندک کماندو که از حمایت تانکهای آمده از قندهار برخوردار بودند، افتاده است. قطعات وفادار به دولت موفقیتهای شان را گسترش داده و پایه دار میسازند.

 ما وظیفه خود میدانیم که شما را در برابر چالشهای احتمالی بین المللی محافظت نماییم. ما به شما از همه راههای ممکن چون ارسال تجهیزات، مهمات، اعزام خدمتی افراد که بتوانند در امورنظامی و اقتصادی کشور به رهبری تان ممد واقع شوند، گسیل کارشناسان برای آموزش پرسونل نظامی تان جهت استفاده از سلاحهای جدید که ما در اختیارتان میگذاریم، کمک خواهیم کرد. گسیل قطعات نظامی ما به خاک افغانستان دفعتاً باعث تحریک جامعه بین المللی شده وعواقب منفی شدید و گسترده را بمیان میآورد. این در واقعیت نه تنها برخورد با امپریالیزم جهانی بلکه جنگ با مردم خویش خواهد بود. دشمنان مشترک ما فقط منتظر هستند، تا قطعات نظامی شوروی در خاک افغانستان مستقر شوند. این امر به آنها بهانه خواهد داد تا گروههای مسلح مخالف را به کشورتان ارسال نمایند. میخواهم بازهم تأکید نمایم که ما با دقت همه جوانب این اقدام را مطالعه نموده به این نتیجه رسیدیم که گسیل قطعات ما اوضاع کشورتان را نه تنها بهتر ساخته بلکه برعکس باعث وخامت آن خواهد شد. نباید این واقعیت را نادیده گرفت، که در آنصورت قطعات ما اجباراً نه تنها با متجاوزان خارجی بلکه با بخشی از مردم شما باید بجنگند و توده‏های خل چنین چیزی را نمی بخشند. برعلاوه به محض آنکه قطعات ما از مرز عبور کنند، عملاً چین و کشورهای متجاوز دیگر برائت حاصل می‏کنند.

 ما به این نتیجه رسیده ایم که در مرحله کنونی بهترین حمایت مؤثر از شما شیوه‏های تأثیر سیاسی بالای کشورهای همسایه با اعطای کمکهای گسترده به شما میباشد. از این راه ما به نتایج بهترتر نسبت به گسیل قطعات ما خواهیم رسید. ما عمیقاً معتقدیم که با راههای سیاسی انتخاب شده توسط ما و شما ما به دشمن غالب میشویم. ما با شما صحبت کردیم، که داشتن روابط خوب با ایران، پاکستان و هند به نفع افغانستان میباشد تا به دیگران بهانه مداخله به امور تان را ندهید. آنچه مربوط ماست، ما امروز دو سند را به رهبران ایران و پاکستان گسیل نموده و در آنها با جدیت تام خاطر نشان میسازیم، تا آنها در امور داخلی افغانستان مداخله ننمایند. این کار را ما به تنهایی بدون کشاندن شما به آن انجام میدهیم.

 ن. م. تره کی. از شما به خاطر توضیح مشرح موضع رهبری شوروی در رابطه به مسئله‏یی که میخواهم مطرح نمایم، جداً سپاسگزارم. من هم با شما رُک و راست همانند دوست صحبت میکنم. ما در افغانستان نیز فکر میکنیم که چالشهای سیاسی بمیان آمده باید در گام نخست از طرُق سیاسی حل شده و اقدامات نظامی جنبه کمکی داشته باشند. در عرصه سیاسی ما به بعضی اقدامات متوسل شده و معتقد شدیم که اکثریت مردم با ما هستند. پس از بیانیه توضیحی رادیویی من در باره حوادث هرات در اکثریت شهرهای کشور در جریان فقط یک روز ۱۰۲ مظاهره تدویر یافت، که اشتراک کنندگان آنها شعارهای را در جهت محکومیت خمینی و ایادی اش حمل میکردند. این امر ما را معتقد ساخت که دشمنان داخلی ما چندان زیاد نیستند. همچنان ما از خبر مربوط به اینکه بخشی از نظامیان قطعه شورش اسلحه را بزمین گذاشته اند، خوشحال شدیم.

 از سوی خود میخواستم خاطر نشان سازم، که مناسبات کشورهای ما روابط عادی میان دو دولت نیستند. این روابط بر اساس طبقاتی بنا شده اند، آنها بر شالوده وحدت ایدیولوژیکی و سیاسی بنیانگذاری شده اند. در کشور ما همانند شما قدرت به طبقه کارگر و دهقان تعلق دارد، که آن را از دست اشراف و فیودالان ربوده اند. انقلاب ما باعث عکس العمل خصمانه دشمنان طبقاتی ما شد. دگرگونیهای انقلابی اجرا شده توسط ما برای آزادی دهقانان از یوغ سودخوران، خوانین و فیودالان، توزیع زمین به کشاورزان بی زمین و غیره اقدامات باعث گسترش نفوذ حکومت در میان خلق افغانستان شده و باعث واکنش مثبت در بین مردم پاکستان و ایران گردید. این امر ترس را در وجود نیروهای ارتجاعی این کشورها ببار آورد، که در نتیجه آنها اعمال تخریبی شان علیه کشور را تشدید نموده، دامنه تبلیغات دروغین شان را گسترش داده و به ارسال باندهای تروریستی آغاز کردند. پروپاگند آنها از آنجا شروع شده که آنها ما را متهم به ترک اسلام کردند. سپس آنها به ما اتهام تمام گناههای کبیره را چسپاندند. تبلیغات پاکستانیها در مورد اقدامات ما برای آزادی زنان بخاطر مقام شایسته آنان در اجتماع پر از تحریف و دروغ است. زمانی که ما به اصلاحات ارضی پرداختیم، محافل حاکمه پاکستان متوجه شدند که این امر تأثیر انقلابی بالای مردم پاکستان دارد، به سیاست سبوتاژ و تخریبکاری متوسل شدند. حکام پاکستانی از موج تظاهرات همبستگی سراسری در کشورشان با شعارهای «زنده باد جمهوری دموکراتیک افغانستان!»، «زنده باد تره کی!» بهراس افتادند. به کشور ما نه تنها «اخوانیهای» فراری پس از انقلاب افغانستان، بلکه قطعات منظم اردو را که ملبس به‏ یونیفورم نظامی افغانی بودند، گسیل کردند، که مشغول پیشبرد سبوتاژ و تخریبکاری اند. پس از سفر من به اتحاد شوروی و عقد قرارداد فوق العاده مهم میان ما امپریالیستهای امریکا و غیره مرتجعین به جمهوری دموکراتیک افغانستان سخت خشمگین شدند. ایشان میدانند که افغانستان برای ابد از دست غرب رفته است. رسانه‏های ایالات متحده امریکا، پاکستان و ایران با تبلیغات پراز افترا ما را دشنام دادند. دوستی مستحکم افغانستان با اتحاد شوروی علت اصلی فعالیتهای ضدافغانی امپریالیستها و مرتجعان میباشد.

 ما امروز با شما در مورد اینکه افغانستان روابط دوستانه با پاکستان، ایران و هند داشته باشد، صحبت کردیم. مگر نیل به این هدف کار دشواریست، چون ایران و بویژه پاکستان نمیخواهند مناسبات دوستانه با ما داشته باشند.

 آ. ن. کاسیگین: همین لحظه ما پیام ضیأالحق را گرفتیم که طی آن او گفته که حوادث افغانستان موضوع داخلی این کشور اند و پاکستان به آنها ربطی ندارد. در اعلامیه آمده که حکومت پاکستان به ۳۵ هزار افغان آمده از افغانستان فقط کمک بشردوستانه را تا زمانیکه اقدامات آنها به روابط میان پاکستان و افغانستان لطمه نزند، ارائه مینماید.

 ن.م. تره کی. آنها فقط در زبان از بشردوستی (هومانیزم) میگویند، در حالیکه عملاً اردوگاههای تخریبکاران را بر علیه ما تشکیل می‏دهند.

 آ. ن. کاسیگین. شما فکر نکنید که ما ساده لوح هستیم و به تمام گپهای ضیأالحق باور میکنیم، بهر حال اعلامیه صادر شده و این در قبال خویش مسئولیتها را دارد.

 پوناماریوف: ظاهراً این اعلامیه ضیاءالحق واکنشی است به مقاله روزنامه پراودا.

 آ. ن. کاسیگین: البته پاکستانیها ناراحت شده اند. آنها احساس کرده اند که نه تنها شما بلکه ما نیز آنان را زیر فشار قرار داده ایم.

 ن.م. تره کی: پراودا بموقع مقاله مربوط به تقبیح توطئه‏ها علیه ج.د.ا را نشر کرد. مقاله مذکور بالای همسایگان ما تأثیر شایانی داشت. من البته با شما موافقم، که باید به اقدامات سیاسی متوسل شد و جنگ چیزی پر مخاطره (ریسک آمیز) است. من تأکید به این مسئله را که چرا پاکستانیها، ایرانیها، امریکایی ها و چینی ها اعمال تخریبکارانه را علیه ما پیش میبرند، اضافی میدانم. من میخواهم فقط اذعان کنم، که ما دوستان شما بودیم و هستیم، و هیچگاهی با هیچکسی مانند شما نزدیک نخواهیم بود. ما از لنین آموخته بودیم و میآموزیم. ما بخوبی توصیه لنین را در مورد ایجاد مناسبات با دول همسایه میدانیم. ما برای ایجاد مناسبات خوب با همسایگان تلاش مینماییم، اما ما را امریکایی ها با موج شدید تبلیغاتی و اعمال تخریبی شان علیه دول مترقی مانع میشوند. آنها این چنین سیاستی را علیه جمهوری جوان شوروی در گذشته انجام داده و اکنون برضد کوبا، ایتوپیا، موزمبیق و یمن جنوبی اجرا مینمایند. ما برضد این توطئه‏ها ایستادگی میکنیم، میکوشیم کشور را نه با اسلحه بلکه با کسب اعتبار ما در میان خلق و با اجرای دگرگونیهای انقلابی- دموکراتیک به نفع زحمتکشان اداره نماییم. برای نیل به این اهداف ۲۰۰ میلیون افغانی خرچ کرده ایم. مردم این را درک نموده و احساس میکند، کی دوستش و کی دشمنش است. زمانی که آنها متوجه شدند، پروپاگند شان علیه حکومت ما در میان مردم جذبه گسترده ندارد، روحانیون تاکتیکهای شان را تغییر داده و فریاد زدند، که افغانستان وابسته شوروی، طرفدار کمونیزم شده و اینکه در افغانستان ۱۰ هزار نفر شوروی جابجا شده که گویا همه امور را اداره می‏کنند.

 با این گفته ‏هایم میخواستم تأکید کنم که ما از گسیل جواسیس از ایران و پاکستان تشویش داریم، گرچه پیامهای تان به زعمای پاکستان و ایران بسیار مفید بوده و تأثیر مثبت خواهند داشت.

 آ. ن. کاسیگین: ما خبر نو دیگر هم داریم. دولت ایران دستور داده که همه کارگران خارجی باید آن کشور را پیش از ۲۱ اپریل ترک کنند و کارگران خارجی تا تاریخ ۲۱ جون باید از آنجا خارج شوند. در اعلامیه در رابطه به کارشناسانی که وجود شان ارزش ویژه‏یی برای اقتصاد ایران دارد، آمده که مسئله آنها طور جداگانه و انفرادی بررسی میشود.

 ن.م. تره کی: این بیانیه شاید در رابطه به امریکایی صادر شده است. ما اطلاعاتی داریم که ایران کارشناسان امریکایی را که تخصص مونتاژ هلیکوپتر را دارند، دوباره بکار گماشته است.

 آ. ن. کاسیگین: بلی، ما هم این را شنیدیم، اما تعداد کارشناسان ما در ایران بیشتر از امریکایی هاست. اگر قرار باشد که کارشناسان ما هم ایران را ترک کنند، بزرگتری کارخانه میتالوژی شان با یکعده مؤسسات دیگر فلج خواهد شد. و چه تعداد افغان برای کسب و کار در ایران اند؟

 ن.م. تره کی: تعداد آنها کمتر از ۲۰۰ هزار نیست. آنها در حدود ۵-۶ سال پیش در زمان داوود و حتی پیش از آن رفته اند. اگر آنها را اخراج کنند، شاید زیرنام کارگران افغان برای ما مخربین را نیز گسیل نمایند، چون از چهره افراد مشکل است، تعیین کرد کی افغانی و کی ایرانی است. من میخواستم مشکلات اردوی افغانستان را نیز مطر کنم. ما میخواستیم هلیکوپترهای زرهی، تعداد بیشتر موترها ووسایل زرهدار، زرهپوشهای محاربوی و وسایل مخابراتی عصری را بدست آوریم. همچنان اگر امکانات اعزام پرسونل خدماتی مربوط به آنها نیز بررسی شود، کمک خیلی عالی برای ما خواهد بود.

 ف.د. اوستینوف: مطلب تان شاید هلیکوپترهای می- ۲۴ باشد، که پوشش زر دارند. شش فروند از چنین هلیکوپترها را در ربع چهارم سال روان طی ماههای جون- جولای در اختیار تان خواهیم گذاشت. ممکن موعد رساندن آنها را بتوانیم تسریع ببخشیم.

 ن.م. تره کی: ما به چنین هلیکوپترها نیاز شدید داریم، بناً بسیار خوب خواهد شد تا آنها یکجا با پیلوتان شان وارد شوند.

 آ. ن. کاسیگین: البته ما میتوانیم متخصصانی را که وظیفه عملیه خدماتی این هلیکوپترها را در میدانهای هوایی انجام دهند، بفرستیم، اما، واضح است که اینها عمله جنگی نخواهند بود. ما در این مورد با شما پیش از این صحبت کرده ایم.

 ف.د. اوستینوف: شما باید پیلوتهای خودرا تربیه کنید. نزدما افسران شما آموزش میبینند، و ما میتوانیم فراغت آنان از تحصیل را تسریع بخشیم.

 ن.م. تره کی: شاید بهتر باشد پیلوتان هلیکوپتر را از هانوی و یا جاهای دیگر مانند کوبا خدمتی بگیریم؟

 آ. ن. کاسیگین: طوری که قبلاً گفتیم، ما به ویتنام بسیار کمک کرده ایم و میکنیم، مگر ویتنامیها هیچگاهی موضوع اعزام پیلوتهای ما را تقاضا نکردند. آنها خود میگفتند که فقط کارشناسان تخنیکي ضرورت دارند، و عمله جنگی خویش را خودشان تنظیم مینمایند. نزد ما اکنون ۴۰۰ افسر افغانی مشغول آموزش اند، که شما لست آنان را دارید. شما از میان شان افرادی را انتخاب کنید و ما کار آموزش سریع شانرا انجام خواهیم داد.

 ن.م. تره کی: ما میخواهیم تا ارسال هلیکوپترها زودتر عملی شود. ما شدیداً به آنها نیاز داریم.

 آ. ن. کاسیگین: ما تقاضای تان را بازهم بررسی خواهیم کرد، ما ارسال سریع هلیکوپترها را نیز انجام خواهیم داد.

 ف.د. اوستینوف: ولی شما باید همزمان در مورد پیلوتهای این هلیکوپترها نیز بکوشید.

 ن.م. تره کی: البته، ما این را انجام میدهیم. ولی اگر ما آنها را در میان خود نتوانیم بیابیم، پس آنان را در کشورهای دیگر جستجو خواهیم کرد. دنیا بزرگ است. اگر شما به این موافق نباشید، ما پیلوتها را در میان افغانهای که نزد شما درس خوانده اند، جستجو خواهیم کرد، مگر ما به انسانهای وفادار ضرورت داریم، چون در بین افسران افغانی که قبلاً جهت تحصیل به اتحادشوروی رفته بودند، اخوانیها و هواداران بیشمار چین اند.

 آ. ن. کاسیگین: البته رسیدگی به افرادی که نزد ما تحصیل می‏کنند، کار شماست. اخوانیها را ما میتوانیم بکلی برگشت بدهیم و کسانی را که شما بالای شان اعتماد دارید، میتوانیم، بطور مستعجل آموزش دهیم تا زودتر فارغ التحصيل شوند.

 ف.د. اوستینوف: امسال ۱۹۰ تن افسر افغان فارغ میشوند، که از میان شان ۱۶ نفر پیلوت طیارات دیگر و ۱۳ تن پیلوت هلیکوپتر اند. از طریق سرمشاور نظامی ما در افغانستان جنرال گوریلوف ما لست فارغ التحصیلان را نظر به مسلک شان به شما ارائه خواهیم کرد. شما خود میتوانید، افراد مطلوب تان را انتخاب کنید.

 ن.م. تره کی: خوب است، ما اینکار را خواهیم کرد. مگر چالش مسئله در اینست که ما افرادی که وابسته به ضد انقلاب اند، را نمیشناسیم. ما فقط میدانیم که در زمان داوود اعضای سازمان اخوان المسلمین و شعله‏یی های هوادار چین را جهت تحصیل به اتحاد شورو میفرستادند. ما میکوشیم این موضوع را پیگیری کنیم.

 آ. ن. کاسیگین: شما ظاهراً در جریان مسئله گسیل تخنیک نظامی با در نظرداشت آن فیصله ‏یی که ما دیروز شام در کابل به اطلاع تان رسانده ایم، نیستید؟ در این فیصله از ارسال مقدار بزرگ اسلحه، رساندن ۱۰۰ هزار تن گندم و ارتقای ارزش خرید گاز طبیعی افغانی از ۲۴ به ۳۷ دالر از هر ۱۰۰۰ مترمکعب تذکر رفته است. آیا شما فرصت خواندن این اسناد را یافتید یانه؟

 ن.م. تره کی: نه، ظاهراً فرصت آنرا نیافتند تا به من گذارش دهند.

 آ. ن. کاسیگین: شاید این سند همزمان با پرواز شما بسوی مسکو به کابل رسیده است. اینک آنچه که در این سند تذکر رفته. در ماه مارچ به شما ۳۳ عراده واسطه زرهی (ماشین محاربوی) بِ. اِم. پِ. ۵ فروند هلیکوپتر می ۲۵، ۸ فروند می ۸ و همچنان ۵۰ عراده زرهپوش بِ.تِ. اِر. و۶۰ پ.ب. ۲۵ عراده موتر زرهدار کشف، ۵۰ دستگاه مدافعه هوایی دارای قابلیت تحرک و دستگاه ضدهوایی «ستریلا» تسلیم داده خواهد شد. قبلاً بروز ۱۸ مارچ ۴ فروند هلیکوپتر می ۸ را ارسال کرده ایم و بتاریخ ۲۱ مارچ ۴ فروند دیگر را نیز خواهیم فرستاد. اینها همه کمک بلاعوض اند.

 ن.م. تره کی: از این کمکهای تان سپاسگزارم. من در کابل از نزدیک با این کمکها آشنا خواهم شد. اما اکنون میخواستم به شما بگویم ارسال ۱۰۰ هزار تن گندم بما کافی نیست. پاییز امسال ما حاصل ناکامل خواهیم داشت، زیرا زمیندارانی که ملک شان را از دست داده اند، آنرا کشت نکرده و در بعضی موارد کشت را نابود کرده اند.

 آ. ن. کاسیگین: ۱۰۰ هزار تن گندم به شما در مرز طوری تحویل داده خواهد شد که شما توان تسلیمی و انتقال آن را در کشور داشته باشید. شما شاید در انتقال گندم مشکل داشته باشید، چون بقول کارشناسان ترانسپورت، مراکز انتقالی شما در کوتلها فقط توانایی گذار ۱۵ هزار تن گندم در ماه را دارند. تا این ۱۰۰ هزار تن مورد پروسس قرار گیرد، ما میبینیم در آینده چه کرده میتوانیم.

 ن.م. تره کی: پاکستان قبلاً وعده ارسال ۲۰۰ هزار تن گند را داده بود، مگر پسانها به قولش پشت پا زد. همچنان ترکیه از ارسال ۷۰ هزار تن خودداری کرد. ما حداقل ۳۰۰ هزار تن گندم ضرورت داریم.

 آ. ن. کاسیگین: شما که آماده خرید گندم پاکستانی بودید، به این معنی است که شما پول دارید؟ ما میتوانیم برای شما گندم امریکایی را بخریم و به شما در افغانستان تحویل دهیم. مثلاً ۲۰۰ هزار تن گندم برابر است به ۲۵ میلیون روبل (مساوی به ۴۰ میلیون دالر).

 ن.م. تره کی: برای ما مشکل است چنین مبلغی را پیدا کنیم.

 آ. ن. کاسیگین: هر قدری را که پیدا کردید ما در برابر ن به شما گند پیدا میکنیم.

 ن.م. تره کی: اگر ما بتوانیم هزینه مربوطه را پیدا کنیم، در آنصورت از شما میخواهیم در قسمت گندم ما را کمک کنید. ما همچنان تعویق پرداخت قرضه‏های قبلی ما با ربح آنها را نیز از شما میخواهیم. بودجه نظامی ما با در نظرداشت تمدید مهلت این پرداخت محاسبه شده است.

 آ. ن. کاسیگین: ما با کمک بلاعوض تخنیک جنگی به بودجه نظامی تان کمک کردیم. ما بازهم در مورد اینکه تعویق بعضی قرضه‏های تان را عملی سازیم، فکر خواهیم کرد. ما موضوع را بررسی کرده و به شما در مورد نتایج آن خبر میدهیم.

  ن.م. تره کی: ما به ‏یک رادیو استیشن توانمند ضرورت داریم، که بتواند کار تبلیغات ما را در سراسر جهان ممکن سازد. استیشن ما توانایی کمی دارد. در حالیکه اعلامیه پ از دروغ یک روحانی توسط رسانه‏های غربی به همه دنیا پخش میشود، صدای رادیوی ما تقریباً شنیده نمیشود.

 پوناماریوف: ما از جانب خود اقدامات قاطع را در جهت تبلیغ دستاوردهای ج.د.ا. عملی ساخته و بدشمنان شما پاسخ دندان شکن میدهیم. از مقال پراودا در این مورد گفتیم. در شماره امروز آن بیانیه شما درج شده است. این اعلامیه از طریق رادیو به ایران، پاکستان و دیگر کشورها نیز پخش خواهد شد. بنابراین ما ناتوانی استیشن رادیویی شما را با این وسیله جبران میکنیم.

 ن.م. تره کی: پشتیبانی تبلیغاتی شما برای ما ارزش زیادی دارد، مگر ما میخواهیم ک دنیا صدای خود مارا بشنود. بناً از شما میخواهیم به ما در امر ساختمان استیشن رادیویی با توان ۱۰۰۰ کیلووات کمک کنید.

 آ. ن. کاسیگین: ما این مسئله را بررسی کرده، با کارشناسان مشوره مینماییم، تا جایی که من میدانم، ساختن استیشن رادیویی زمان کافی را دربر میگیرد.

 پوناماریوف: ما در جمله مشاوران حزبی تان کارشناس تبلیغات (پروپاگند) را میفرستیم. شما میتوانید به او تصورات تان را بگویید تا از طریق کشورهای سوسیالیستی پشتیبانی گسترد تبلیغاتی تأمین شود.

  ف.د. اوستینوف. در رابطه با گسیل بیشتر تخنیک محاربوی ضرورت اعزام اضافی مشاوران و کارشناسان نظامی به افغانستان بمیان می‏آید.

 ن.م. تره کی: اگر شما میپندارید که چنین چیزی لازم است، پس م آن را میپذیریم آیا اجازه نمیدهید که ما پیلوتها و تانکیستهای را از کشورهای سوسیالیستی دیگر نیز استفاده کنیم؟

 آ. ن. کاسیگین: وقتی از کارشناسان نظامی ما میگوییم، مرام ما تخنیکرانی اند که خدمات وسایل محاربوی را انجام میدهند. من نمیدانم، چرا مسئله پیلوتها و تانکیستها بمیان می‏آید. این پرس برا ما غیرمترقبه است. و من فکر میکنم، که غیر ممکن است، کشورهای سوسیالیستی ت به چنین کاری دهند. مسأله گسیل کسانی که از تانک شما بالای مردم تان آتش کند، چالش جدی سیاسی است.

 ن.م. تره کی: ما میبینیم، چگونه افغانهای را که قبلاً جهت تحصیل نزد شما آمده بودند، استفاده کنیم. شاید، از شما بخواهیم، آنعده را که خود ما انتخاب میکنیم، آموزش دهید.

 ف.د. اوستینوف: البته ما آنها را به تحصیل میپذیریم.

 آ. ن. کاسیگین: با نتیجه گیری از مذاکره امروز میتوان اذعان کرد که وظیفه داریم تا موضو کمک به رادیواستیشن توانمند را بررسی نماییم. همچنان مسئله گسیل عاجل وسایل و تخنیک محاربوی بعهده ما است. شما انتخاب پیلوتهای هلیکوپترهای تان را از میان افسران تحصیل کرده نزد ما انجام میدهید. اگر شما خواست و تقاضای دیگری داشتید، میتوانید، آنرا از طریق سفیر اتحادشوروی و سرمشاور نظامی برسانید. ما خواستهای شما را بدقت بررسی کرده و بطور مطلوب پاسخ خواهیم داد. ما همچنان توافق کردیم که برای دفاع از ج.د.ا. در برابر مداخلات امپریالیستی و توطئه‏های ارتجاعی به اقدامات سیاسی متوسل شویم. ما از تأثیر سیاسی بالای آنان استفاده خواهیم کرد. مطبوعات ما نیز کمک دایمی به ج.د.ا. خواهند کرد.

 برای ما پراهمیت است، که شما بالای گسترش زیربنای سیاسی رژیم تان کار کرده، بکوشید میان حکومت و مردم بیگانگی بمیان نیآید. و در پایان حرف نهایی. این را من نه برای مباحثه بلکه همچون آرزومندی میگویم، با کادرهای تان با احتیاط و مواظبت برخورد نمایید. کادرها را باید محافظت کرده و با ایشان برخورد ویژه باید داشت. برخورد با دید وسیع با هر انسان مهمتر از آنست که او را مُهر بدنامی زد.

  ن.م. تره کی: آیا حرف تان روی افسران و جنرالان است؟

 آ. ن. کاسیگین: هم در مورد افسران، هم در مورد جنرالان و همچنان فعالان سیاسی. مگر باور کنید این را من نه برای مباحثه بلکه فقط همچون نظرما میگویم.

 ن.م. تره کی: ما بصورت عموم با کادرهای خویش بخوبی برخورد میکنیم. اما حوادث هرات نشان دادند، که در میان ما «اخوانیها» نفوذ کرده اند ولی به آنانی که واقعاً با ما اند برچسپ نمیزنیم.

 آ. ن. کاسیگین: ما علیه شما هیچ ادعایی نداریم، ما فقط میگوییم که اشتباه در سیاست کادری گران تمام میشود. ما این را از تجربه خویش میدانیم. در زمان استالین، شما میدانید، بسیاری از افسران ما زندانی بودند. و وقتی جنگ بوقوع پیوست، استالین مجبور شد آنان را به جبهه بفرستد. اینها در جنگ همانند قهرمانان واقعی عمل کردند. بسیاری از آنان به سرداران بزرگ نظامی تبدیل شدند. ما در امور داخلی تان مداخله نمیکنیم، مگر میخواهیم، نظر خودرا در خصوص مواظبت از کادرها ارائه کنیم.

 ن.م. تره کی: تا آنجایی که من از صحبتهای امروزی فهمیدم، شما ما را کمک کرده و کمک خواهید کرد، مگر شما ما را در مقابل متجاوزان ضمانت «گرانتی») نمیکنید.

 آ. ن. کاسیگین: اینچنین سطحی ما این موضوع را با شما بحث نکردیم. ما از مرحله کنونی و اینکه حالا شیوه‏های دفاع سیاسی از کشورتان تأثیر بیشتر دارند، میگوییم شما نباید چنین برداشت کنید که گویا ما شما را به سرنوشت خودتان رها خواهیم کرد.

 ن.م. تره کی: سه نوع حمایت وجود دارد سیاسی، اقتصادی و نظامی. شما دو نوع کمک را بما میدهید، اما شما چه خواهید کرد، اگر ببینید کشور ما از خار مورد تجاوز قرار میگیرد؟

 آ. ن. کاسیگین: اگر تجاوز مسلحانه بخاک تان از خارج صورت گیرد، این حالت بکلی دیگریست. ولی اکنون ما همه کار را بخاطر آن انجام میدهیم تا تجاوز صورت نگیرد. و من فکر میکنم ما به این امر قادر خواهیم شد.

 ن.م. تره کی: من این را برای آن میگویم که چین با جدیت پاکستان ر برضد ما تحریک میکند.

 آ. ن. کاسیگین: وقتی تجاوز صورت گیرد، حالتی بکلی متفاوت بمیان می‏آید. چینی ها به این موضوع در نمونه ویتنام معتقد شده اند، و به اصطلاح پشت دست شان را دندان میگیرند. آنچه مربوط به افغانستان است، ما به اقداماتی جهت حفاظت آن از تجاوز متوسل شده ایم. من در ارسال پیامی مرتبط به این به رئیس جمهور پاکستان، خمینی و نخست وزیر ایران تذکر دادم.

 ن.م. تره کی: اعضای بیروی سیاسی ما از سفر من به مسکو آگاه اند. در بازگشت به کابل من باید از نتایج مذاکرات ما بگویم. آیا میتوانم بگویم، که اتحاد شوروی به ج.د.ا. کمکهای سیاسی و غیره‏ یاری ها را انجام خواهند داد.

 آ. ن. کاسیگین: بلی، هم کمک سیاسی و هم کمک بزرگ از راه نظامی در عرصه‏های دیگر. این فیصله بیروی سیاسی ماست. در این مورد به شما رفیق ل. ای. بریژنف در جریان ملاقات تان که پس از ۱۰ دقیقه صورت میگیرد، خواهد گفت. من فکر میکنم، که شما با اطمینان از حمایت ما و مطمئن از اقدامات تان به افغانستان برخوردار خواهید گشت.

 ن.م. تره کی نهایت خرسندی اش را از مذاکره دایر شده ابراز نموده و از کمک و پشتیبانی وسیع به افغانستان در لحظات دشوار آن سپاسگذاری میکند.

 ترجمه متن توسط رفیق و. پ. کوزین اسپیرانت اکادمی دیپلماسی وزارت امورخارجه اتحاد شوروی صورت گرفته و توسط مشاور شعبه شر میانه وزارت امورخارجه اتحاد شوروی رفیق اس. پ. گاوریلوف نوشته شد.

  ۲۱.اش. سال ۷۹

 شماره آ. ک. ۷۸۹ ث ث.

 شمارگان ۳۰

 21.3.79

 در جریان مذاکره با ل. ای. بریژنف، ن. م. تره کی دوباره مسأله کمک اتحادشوروی با قطعات نظامی آنرا طرح کرد. در پاسخ رهبر حزب کمونیست اتحادشوروی گفت که گسیل و بویژه انجام حملات ضربتی- تهاجمی از خاک شوروی بیهوده است. در افغانستان مشاوران کافی شوروی اند که میتوانند در امر نابودی ضد انقلاب فعالیت کنند.

 شورش توسط نیروهای حکومتی سرکوب شد. مگر اوضاع در کشور بسرعت و تا حدی بدون پیشبینی انکشاف می یافت.

 ادامه دارد

 

بازپخش اسناد اشد محرم مقامات حزبی و دولتی اتحاد شوروی

در مورد مناسبات افغانستان و اتحاد شوروی بعد از شورش مسلحانه هرات ۲۴ حوت سال ۱۳۵۷

 ترجمه داکتر خلیل وداد

ل.ا. بریژنف : در خصوص اعزام  قطعات  نظامی اتحاد  شوروی به افغانستان مطرح کرده بودید. ما این مسئله را طور همه جانبه بررسی کرده، دقیقاً آنرا ارزیابی  نمودیم و من به شما به صراحت میگویم: این کار را نباید کرد. این کار فقط آب را به آسیاب دشمنان شما و ما خواهد انداخت.

  ن. م. تره کی:  مسئله بستن مرزهای ما با ایران و پاکستان بسیار مشکل است. ما آنرا بعلت نداشتن وسایل کافی انجام داده  نمی‏توانیم. برعلاوه  بستن سرحدات افغانستان- پاکستان باعث نارضایتی هم پشتونها و بلوچهای پاکستان و هم از افغانستان خواهد شد که میان  خویش روابط محکم قومی داشته و بالآخره به ضرر حیثیت دولت کنونی افغانستان تمام خواهد شد.

سند(12) 

 

قابل برگشت به کمیته م. ح.ک.ا.  ش. است

 

عبه اسناد و ارتباط  سکتور  )

 

شماره پ ۱۴۹/ XIV

 

به اعضای اصلی و علی البدل بیروی سیاسی   

 

کمیته مرکزی ح.ک.ا.ش.  ارسال  شده  است.

 

اشد محرم

 پرونده ویژه

 

یادداشت مذاکرات ل. ای. بریژنف با نورمحمد تره کی

 ۲۰ مارچ  سال ۱۹۷۹

 در  مذاکرات  آ.  ن.  کاسیگین،  آ.آ.  گرومیکو،  دِ.  فِ.  اوستینوف،  و  ب..ن.  پوناماروف  اشتراک  داشتند.

 ل. ای. بریژنف: رفیق عزیز تره کی، من از آمدن تان به نزد ما بسیار خوش هستم. مگر میخواهم  این  را  پنهان  نکنم  که در روزهای پسین با نگرانی مراقب اوضاع افغانستان هستیم. از گفتگوهای شما با رفقای ما برمی‏آید که رفقای افغانی ما  شخصاً از این امر جداً نگران اند.

 درحال کنونی وظیفه عمده، طوری که ما  میبینیم عبارت از گذاشتن گامهایی در جهت اصلاح اوضاع بمیان آمده و رفع عواملی  که ساختمان جامعه نوین را در جمهوری دموکراتیک افغانستان تهدید میکنند، میباشند. البته نه تنها به رفع خطرات تهدید،  بلکه به استحکام دستآوردهای انقلاب ثور نیز باید دست یازید.

 بدون شک، هم نزد ما و هم نزد شما پرسش بمیان می‏آید: این گامهای اتخاذی کدامها باید باشند؟ بعضی از اقدامات را من  اینجا  نام می‏برم، مگر ادعا ندارم که این فهرست نهایی و کامل است.

 آنطور که معلوم میشود، زیربنای اتکای حزب و دولت را وسیعتر باید ساخت. در اینجا در گام نخست مسئله اتحاد حزب تان،  اعتماد متقابل، وحدت ایدیالوژیکی- سیاسی صفوف آن از پایین تا بالا پراهمیت میباشد.

 مهم است که در مورد امکان جبهه  ملی تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان بمثابه رهبری شناخته شده مردم نیز  اندیشیده شود. ما فکر میکنیم که این جبهه می‏تواند سازمانهای اجتماعی- سیاسی را درخود بسیج ساخته و به کارگران،  دهقانان، بورژواهای خرده و میانه، روشنفکران، متعلمان، جوانان و اقشار پیشتازِ زنان متکی  باشد.  مرام  این  جبهه  می‏تواند،  اتحاد نیروهای ضدامپریالیستی و ملی- میهن پرست در مبارزه با ارتجاع داخلی و خارجی باشد. همزمان این جبهه می‏تواند،  به وسیله مهمی در جهت پرورش سیاسی مردم و جلب آنها به پروسه انقلابی تبدیل شود.

 در نواحی روستایی خوب خواهد  بود، که (البته با در نظرداشت تقریبی تجارب ما) کمیته‏های بینوایان را از میان دهقانان  کم  زمین، بیزمین و مقروضان با هدف مبارزه با فیودالان و زمینداران- سرمایه دار ایجاد کرد. و، البته باید کوشید، تا اردو در  دفاع از حاکمیت مردمی- انقلابی بایستد و در این راه  از هیچ چیز دریغ نباید کرد. اینکه چطور آنرا در اوضاع بمیان آمده  تطبیق کرد، خودتان بهتر میدانید.

 مثلاً فقط در یک مورد اگر بگویم، مهم است که در میان کادر قوماندانی تان احساس اطمینان به موقف مستحکم شان بمیان  آید. اگر رهبری اردو زود زود تعویض شوند، نمی‏توان ازآن توقع زیاد داشت. و این تشویش ایست بجا، بویژه که این تعویضها  منجر به زندانی شدن شان تمام شود. چون بسیاری از  قوماندانان با دیدن اینکه همکاران شان زندانی شده و نابود میشوند،  شخصاً اطمینان به آینده را از دست می‏دهند.

 البته این به معنی آن نیست که در برابر کسانی که واقعاً اسناد جدی ضدیت با حاکمیت انقلابی برعلیه شان وجود دارد، از  شدت کار نگرفت. اما این سلاح تیز و برنده را باید با بسیار دقت و هوشیاری بکار برد.

   در خصوص آنکه در هرات چه گذشت، به جزئیات نخواهم پرداخت. رفقای ما در مذاکره با شما به این مسئله تماس گرفته  اند. البته که نورمال شدن اوضاع در این شهر تأثیر مثبتی بالای همه کشور داشته و حلقات معین مخالف دولت انقلابی را  نیز  متأثر خواهد ساخت.

 چطور میشود به این امر دست یازید؟ رک و راست میگویم: چنین  بر میآید که شما از عهده کار سیاسی- توده‏یی برآمده  نمی ‏توانید. ظاهراً کارتخریبی که توسط گروههای گونه گون مخالف نظام جدید منجمله روحانیون مرتجع پیش برده می‏شود،  به مراتب فعالتر و گسترده تر از آن کارسیاسی است که توسط نمایندگان حزب در محلات پیش برده می‏شود. این مسئله بسیار  مهم نه تنها مربوط به هرات است، بلکه به کل کشور تعلق میگیرد. ما این را از تجربه شخصی خود از سالهای نخست پس  از انقلاب اکتبر و بعد از آن میدانیم.

 بدون شک باید در میان روحانیون کار لازمی را باید انجام داده و حداقل تلاش نمود که بخشی از روحانیون اگر علناً در دفاع  از حکومت قرار نمیگیرند، اقلاً در مخالفت از آن نیز قرار نگیرند. اگر به این امر نایل شوید، کارعالی خواهد بود. بهترین  راهِ رسیدن به این هدف نمونه‏های مشخصی است که حاکمیت جدید تلاش کند، به روحانیون نشان دهد، آنها را بصورت عموم  و همچنان رهبران شان را مورد تعقیب قرار نمیدهد، بلکه فقط آنانی را بازداشت خواهد کرد که بر ضد نظام انقلابی قرار  میگیرند. ما فکر میکنیم که هرگامی در این راستا مفید خواهد بود.

 اکنون در مورد پرسش شما که در صحبت تلفونی با رفیق کاسیگین و سپس در اینجا در مسکو در خصوص اعزام  قطعات  نظامی اتحاد  شوروی به افغانستان مطرح کرده بودید. ما این مسئله را طور همه جانبه بررسی کرده، دقیقاً آنرا ارزیابی  نمودیم و من به شما به صراحت میگویم: این کار را نباید کرد. این کار فقط آب را به آسیاب دشمنان شما و ما خواهد انداخت.  شما در مورد این مسئله با رفقای ما صحبت مفصل داشتید. و آروز برده می‏شود، که شما تصورات ما را در اینباره  درک  مینمایید.

 مگر، اعلام علنی این مسئله توسط شما یا ما مبنی براینکه ما برنامه انجام آن را  نداریم، در لحظه فعلی بدلایل معینی لازم  نیست.

 حزب و دولت شوروی ما به شما همه کمکهای سیاسی را انجام خواهند  داد. از جمله ما همین اکنون به کشورهایی چون  ایران  و پاکستان با جدیت توصیه میکنیم، تا جلو هرنوع مداخله در امور افغانستان را  بگیرند.

 رفقا به شما از تصمیم ما گفته اند، که بصورت عاجل تجهیزات و تسلیحات جدید را با کمکهای مادی به افغانستان انقلابی  ارائه خواهیم  کرد. خوب خواهد بود، که کمک اقتصادی شوروی ازین قبیل و اعطای ۱۰۰ هزارتن گندم از طریق رسانه‏ها  بشکل لازم به سمع مردم افغانستان برسند. این امر پیش از همه برای استحکام مواضع دولت افغانستان لازمیست.

 آن تسلیحات و تخنیک نظامی را که ما اکنون طور اضافی میدهیم، بشکل محسوس توان رزمی اردوی افغانستان را بالا خواهد  برد. مگر این امر وقتی ارزش دارد که سلاحها در دستهای مطمئن باشند، نه در دست دشمنان.

 مطابق به خواهشهای شما ما به افغانستان تعدادی مشاورین و کارشناسان را هم در عرصه های نظامی، هم غیر نظامی و هم  در عرصه‏های دیگر فرستادیم. نزد شما بیشتر از ۵۰۰ جنرال و افسرما کار می‏کنند. طوری که بمن گذارش دادند، شما  از  کار متخصصان و مشاوران شوروی راضی هستید. و این خوب است. اگر لازم باشد ما طور اضافی یکعده کارشناسان حزبی  و همچنان حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ افسر دیگر را نیز خواهیم فرستاد.

 حق با من نخواهد بود اگر من به ‏یک مسئله دیگر که ما بادقت بالای آن  فکر کردیم، تماس نگیرم. چرا، با وجود وخامت  اوضاع افغانستان و گسیل هزاران نفر مسلح از ایران و پاکستان به کشورتان مرزهای شما با این ممالک باز مانده و حتی  حالا هم بسته نیستند؟ با صراحت به شما میگویم، ما در اتحادشوروی به کسی چنین اجازه‏یی را نمیدهیم. این امر به نظر ما  غیرعادیست و آن را باید اصلاح کرد.

 و بالآخره میخواستم به شما بگویم، که در اوضاع  بمیان آمده کنونی نقش اساسی را جلب اکثریت توده‏ها بوسایل سیاسی و  اقتصادی در حمایت از شما خواهد داشت. بازهم  اذعان مینمایم، که باید مجموعه راههای ممکن را بررسی نموده و آنهایی  را که باعث تشویش قانونی مردم شده و احساس مخالفت شان را ببار میآورد طرد کرد.

 اجازه دهید ابراز اطمینان نمایم که شما حوادث بمیان آمده را زیرکنترول در میآورید. بشما پیروزی میخواهم، رفیق تره کی،  پیروزی تان را در مبارزه برای استحکام دولت انقلابی در افغانستان، در امر دفاع از دستآوردهای انقلاب ثور آرزو مینمایم.

 ن. م. تره کی:  از شما بخاطر دادن امکان سفر دوباره به اتحادشوروی دوست و ملاقات با رهبری اتحاد شوروی و شخصاً  با شما رفیق بریژنف با هدف تبادله نظریات پیرامون مسایل مورد علاقه دو کشور همسایه سپاسگذارم. من مشوره ها و  نظریات صریح رفیق بریژنف را در جریان مذاکرات دوجانبه ما خیلی ارج میگذارم.

 آنچه مربوط به ایجاد جبهه متحد ملی می‏شود، باید بگویم که این جبهه عملاً بشکل ساختاری از سازمانهای حزبی، جوانان،  اتحادیه‏های صنفی و غیره سازمانهای اجتماعی تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق وجود دارد. مگر نه به همان شکلی  که  در بعضی از کشورهای دوست سوسیالیستی است، به ‏دلیل عقبماندگی اقتصادی و عدم آمادگی سطح رشد سیاسی بعضی  از  مناطق کشوراکثریت توده‏های زحمتکش و روشنفکران افغانستان ارزش برنامه‏ها و اقدامات مشخص ما را در جهت تجدید حیات اجتماعی- اقتصادی درک مینمایند. متأسفانه بعضی مخالفان هموطن ما و ناراضیان خارجی در حال حاضر همانند  گذشته تلاش می‏کنند، دستآوردهای معین رهبری جدید پس از انقلاب ثور را در راستای ساختمان جامعه سوسیالیستی در آینده  بدنام سازند. بعضی از دشمنان ما، همانطوری که حوادث هرات نشان دادند، تلاش می‏کنند، حاکمیت جدید مردمی را نابود  کرده، افغانستان را به گذشته فیودالی بازگردانند. در چنین شرایطی رهبری کشور نمیتواند به  قدامات نهایی در برابر این  افراد و گروهها دست نیازد، البته در برابر بعضی از روحانیون، شعله‏یی ها و غیره اشخاص که  علناً با دولت نوین مردمی  سر مخالفت دارند، در مطابقت کامل با قانون برخورد شده و هیچ متهم بدون ارتکاب جرم بازداشت نمی‏شود. این اقدامات  شامل حال یک گروه بسیار کوچک افراد مخالفان علنی رژیم می‏شود.

 تجربه تاریخ نشان میدهد که با دشمنان سوگندخورده نظام پیشرو جدید، که علناً و اکثراً مسلحانه در برابر دستآوردهای خلق  بپا میخزند، باید با قاطعیت و بدون تزلزل مبارزه کرد.

 در این اواخر دشمنان خارجی ما عمدتاً ایران، پاکستان، ایالات متحده  و بریتانیا فعالیتهای تخریبی شان را علیه ما تشدید  نموده  اند، که  در چندین راستا  پیش برده می‏شود. آنها تبلیغات مختلفی را براه انداخته، گروهای ویژه جواسیس، کارشکنان و  تروریستها را آماده مینمایند. این کشورها مناسبات دوستانه و همسایگی نیک کشورهای ما را  نیز به باد انتقاد میگیرند.

 خلق افغانستان جنگ با ایران و پاکستان را نمیخواهد، و اگر آن صورت بگیرد، به نفع شان نخواهد بود- پشتونها و بلوچها  در  آنصورت به نفع  افغانستان بپا خواهند خاست. میخواستم بگویم که نقش اساسی را در اعمال تخریبی ضد افغانستان عناصرِ  مخالف منجمله افغانهای مقیم پاکستان و رهبری کنونی آنجا با کمک چین بازی می‏کند. حزب و دولت ما با خونسردی به این  تلاشهای جانب پاکستان پاسخ  داده و نمیخواهد مناسبات پاکستان- افغانستان بدتر شود.

 مسئله بستن مرزهای ما با ایران و پاکستان بسیار مشکل است. ما آنرا بعلت نداشتن وسایل کافی انجام داده  نمی‏توانیم. برعلاوه  بستن سرحدات افغانستان- پاکستان باعث نارضایتی هم پشتونها و بلوچهای پاکستان و هم از افغانستان خواهد شد که میان  خویش روابط محکم قومی داشته و بالآخره به ضرر حیثیت دولت کنونی افغانستان تمام خواهد شد.

 مگر باوجود اینهمه دشواریهای عینی ومداخلات ارتجاع داخلی و خارجی انقلاب افغانستان بتدریج و با ثبات به راه  ساختمان  زندگی نوین خواهد رفت. در این امر رهبری افغانستان به تجارب غنی اتحادشوروی دوست اتکأ نموده و روی  پشتیبانی و  حمایت بموقع شان حساب می‏کند.

 با استفاده از فرصت، از شما رفیق عزیز لیونید ایلیچ  بریژنف و دیگر رهبران اتحاد شوروی از زمینه سازی چنین فرصت  که توانستیم روی مسایل مهم حزب و دولت ما تبادل نظر کنیم، سپاسگذاری مینمایم. صحبت امروز بما آن امکان را داد تا  یکدیگر را بهتر بشناسیم. رهبری افغانستان و مردم آن به کمک همه جانبه اتحادشوروی ارزش زیادی  قایل اند. سفر  کوتاهم  به اتحاد شوروی، ملاقات با  شما، بدون شک نتایج مثبتی را ببار خواهند آورد. در این باره من به همرزمانم پس از رسیدن  بکابل اطلاع خواهم داد.

 به شما رفیق عزیز لیونید ایلیچ، به رهبران دیگر اتحادشوروی سلامتی کامل و بهروزی آتیِ خلق دوست شوروی را آرزو  مینمایم.

 در این مذاکرات مشاور منشی عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد  شوروی ای. اِم. ساموتیکین حاضر  بود.

 مترجم  مذاکرات  (کوزین و. پ.)

 ۳۰  نسخه

 ۲۱.3.79

بازپخش اسناد اشد محرم مقامات حزبی و دولتی اتحاد شوروی

در مورد مناسبات افغانستان و اتحاد شوروی بعد از شورش مسلحانه هرات ۲۴ حوت سال ۱۳۵۷

 ترجمه داکتر خلیل وداد

پاره های برگرفته شده از  پروتوکول جلسه  بیروی سیاسی کمیته  مرکزی ح.ک.ا.  ش. مؤرخ ۱۲ اپریل ۱۹۷۹: (بخش پنجم)

 ـ چالش اساسی برای حاکمیت نوین عبارت از روابط متقابل با روحانیت و سران قبایل مخالف دولت که دو نیروی با نفوذ در شرایط افغانستان اند، میباشد. حل این مسایل که برخورد سنجیده و معقول میخواهد، تا کنون نایاب است، زیرا این نیروها کماکان مخالفان اصلی رژیم میباشند. این آنها اند که نقش اصلی را در فعالیتهای ضد انقلاب بازی می‏کنند. یکی از انگیزه‏های تشدید فعالیت ضد دولتی روحانیون در افغانستان رویدادهای ایران بود که همانند انفجاری از بنیادگرایی مذهبی در تمام خاور مسلمان پخش شد.

 ـ اکثریت رهبران برجسته پرچم یا نابود شده‏ یا از کار حزبی، دولتی و ارتش برکنار گردیده و بعضی ها بحیث مهاجرسیاسی در خارج زندگی می‏کنند. وضعیت بمیان آمده بالای آنعده پرچمیها که هنوز در حزب باقیمانده اند، تأثیر نامطلوبی دارد. وضع به‏دلیل تعویض متواتر رهبری واحد های مهم اداری مرکز و اطراف و تبدیل دایمی کادرهای افسری نیز نابسامان است.

 ـ پس از پیروزی انقلاب ثور در حل مسایل داخلی و همچنان دولتی اکثراً تعجیل گردیده، از اختناق غیر بخشودنی کار گرفته شده، حسابات شخصی تسویه شده و در جریان بازپرسیها در برابر زندانیان از فشار و زور کارگرفته شده است.

 ـ نارضایتی ناشی از اختناق به ارتش که پایه حمایت از دولت نوین بوده و است، نیز سرایت کرده، که این امر کار ضد انقلاب را برای تخریب و بی اعتبارسازی نظام جدید در داخل و خارج کشور آسان ساخته است. فرماندهان بیشماری با دیدن اینکه همکاران شان بازداشت شده و نابود میشوند، احساس بی اطمینانی نموده و از زندانی شدن بیم دارند. چنانچه رویدادهای هرات که در آنجا نه تنها مردم )عادی) بلکه قطعات معینی از اردو به ابتکار قوماندانهای شان جانب شورشیان را گرفتند، شاهد این امر اند.

 ـ رهبری شوروی چندین بار به رهبران ج.د.ا. حتی در سطوع عالی با توصیه‏های معینی تماس گرفته آنها را به اشتباهات و زیاده رویهایشان متوجه کرده، مگر رهبران افغان که از انعطاف سیاسی بدور بوده بی تجربه اند، وقعی لازم به این اندرزها نگذاشتند. خامی سیاسی رهبری ج.د.ا. در آستانهء حوادث هرات زمانی هویدا شد، که آنها با عدم درک صحیح حوادث کاری کردند که اگر جانب اتحاد شوروی به در خواست طرف افغانی پاسخ میگفت عواقب آن احتمالاً ورود قطعات نظامی شوروی به آنکشور میبود.

 

(بخش پنجم)

 ***

 تذکر ضروری:

 بازپخش اسناد اشد محرم مقامات حزبی و دولتی اتحاد شوروی در مورد مناسبات افغانستان و اتحاد شوروی (بعد از شورش مسلحانه در هرات)، عکس العمل های گوناگونی را در قبال دارد و خواهد داشت. شماری آنرا برای دریافت حقایق و واقعیت های تاریخی و پی بردن به مسایل پشت پردۀ مصیبت بزرگ وطن که با گذشت بیش از چهار دهه ادامه دارد، مفید و ضروری دانسته اند و شماری دیگر از موضع تعصب کور با جعلی خواندن آن، خواسته اند بر همه مدارک خط بطلان بکشند و بدینگونه آرزو دارند، روی های سیاه را سپید سازند؛ بی خبر از آنکه تاریخ بی رحم است و داوری آن خارج اراده و خواست افراد، سازمانها و نیروهای سیاسی است.

 عملکرد رهبری دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان بعد از هفتم ثور 1357 گواه این حقیقت تلخ است که بتدریج تازه بدوران رسیده ها، هدفمند و آگاهانه، در قدم اول همفکران ومتحدین خودرا مورد ضربه قرارداده و دستگاه دولت و حزب را از وجود آنها تصفیه و سپس چنین برخورد را با اقشار دیگر جامعه، شیوه رسمی دولتمداری قرار دادند. همزمان با آن با صدور فرامین که در آن هیچگونه ارزشی برای معتقدات مردم، عنعنات و شیوه های مورد احترام مردم قایل نشده بود، بر آتش افروخته هیزم انبار کردند و زمینه را برای گسترش نا آرامی های سراسری مساعد و تکیه گاه نیروهای ارتجاعی را تقویه نمودند.

   بدون بدبینی و خوشبینی باید گفت که نقش عمده و اساسی را در بحرانی ساختن وضع کشور حفیظ الله امین و شماری معدودی از حواریون نزدیک به او داشتند که با استفاده سوء از اعتماد، خوشبینی و ساده اندیشی شادروان نورمحمد تره کی حزب و جامعه را به طرف بحران بردند و در نهایت زمینه را برای لشکر کشی اتحاد شوروی مساعد ساختند.

 سوال اساسی این است که انگیزه اصلی حفیظ الله امین از بحرانی ساختن وضع وطن چه بود و چرا چنین کرد؟

 در بخش های بعدی در مورد پافشاری حفیظ الله امین درمورد اعزام قوای شوروی، بیشتر خواهید خواند. ق. آسمایی

 ***

 کارگران جهان متحد شوید!

  در جریان ۳ روز قابل  برگشت به کمیته مرکزی ح.ک.ا. ش. (شعبه اسناد و ارتباط سکتور ۱) است.

 کمیته مرکزی ح. ک. ا.ش.

 اشد محرم

 پرونده  ویژه

 شماره  پ.  ۱۴۹/XIV

 به  رفقا،  بریژنف، کاسیگین، اندروپوف، گرومیکو، سوسلوف، اوستینوف، پوناماریوف، روساکوف، بایباکوف، سکاچکوف  و زمیاتین.

 نقل از پروتوکول شماره ۱۴۹جلسه  بیروی سیاسی کمیته  مرکزی ح.ک.ا.  ش. مؤرخ ۱۲ اپریل ۱۹۷۹.

 در مورد خط مشی آینده ما پیرامون اوضاع افغانستان.

 نظریات ارائه شده  پیرامون این مسئله که در یادداشتهای رفقا هریک گرومیکو، اندروپوف، اوستینوف، پوناماریوف مورخ اول اپریل ۱۹۷۹ ارائه  شده اند، (پیوست این سند) تأیید اند.

 منشی کمیته مرکزی

  ۱۶   ز

 رفقا، سندِ حاضرِاشدِ محرمِ  کمیته مرکزی  ح.ک.ا.ش نباید بدون اجازه کمیته مرکزی به  کسان دیگر داده شود. کاپی برداری از اینچنین اسناد و بازنویسی آن بطور قطعی ممنوع است. رفقایی که برایشان سند ارسال گردیده باید آنرا پس از مطالعه با  قید تاریخ امضأ نمایند.

 ***

  در مورد ماده  XIV  پروتوکل شماره ۱۴۹

 اشد محرم

 پرونده ویژه

 کمیته  مرکزی  ح.ک.ا.  ش.

 مطابق به دستور مورخ ۱۸ مارچ سالروان  (شماره ۱۴۷/پ) اینک گذارش تحلیلی وضعیت وخیم اخیراً بمیان آمده در  جمهوری دموکراتیک افغانستان با ارائه نظریات در مورد گامهای احتمالی ما برای کمک به رهبری ج.د.ا. در جهت تقویت  مواضع  آن و ثبات در آنکشور پیشکش می‏شود.

 انقلاب بوقوع پیوسته در اپریل سال گذشته در افغانستان در کشوری از نظر اقتصادی فوق العاده پسمانده فیودالی با اشکال نهایت عقب مانده آن با ذخایر داخلی بکلی محدود رخ داد. رژیم گذشته پس از خود انبوهی از مشکلات حاد اجتماعی- اقتصادی و سیاسی را بجا گذاشت.

 در شرایط مبارزه حاد طبقاتی در یک قطب حزب دموکراتیک خلق افغانستان که بیانگر آرمانهای توده‏های زحمتکش است و در قطب دیگر نیروهای مدافع منافعِ خوانین- فیودالان، بورژواری کمپرادور و بخش ارتجاعی روحانیون قرار گرفتند. نیروهای ارتجاعی افغانی از بیسوادی تقریباً همگانی مردم، تضادهای پیچیده قومی و ملیتی، عقیده کورکورانه (فاناتیزم) مذهبی و ناسیونالیزم افراطی بهره برداری دقیق مینمایند.

 اعمال تخریبی، سبوتاژ و مقاومتِ طبقات استثمارگر سرنگون شده باعث شدت چالشهای اقتصادی گردیده، تولید محصولات صنعتی و کشاورزی را پایین آورده، فعالیت کاری را مختل ساخته، گرانی را بار آورده و در نهایت عواید بودجه دولتی را کاهش میدهد.

 فعالیت نیروهای ارتجاعی که در لحظه کنونی توسط رهبران اسلامی که هسته آنرا «اخوان المسلمین» میسازد و اساس آنرا انزجار عمومی از دولت نوین با فعالیت جدی ضد انقلابی گروهکهای جدایی طلب و ملی گرا و همچنین سازمان مائویستی «شعله جاوید» تشکیل میدهد، اداره می‏گردد.

 نیروهای ضد انقلابی با غلبه بر روحیه (اولیه) سراسیمه گی ناشی از پیروزی غیرمترقبه انقلاب ثور در این اواخر تا حد زیادی متشکل گردیده اند. آنها حتی شکل مبارزه شان را دگرگون ساخته - از شیوه جنگ تخریبی مخفی به اشکال جنگ علنی دست یازیده، توانسته اند نه تنها در داخل کشور تجدید ساختار نمایند بلکه در خارج کشور نیز با حلقات روحانی و امپریالیستی روابط گسترده برقرار نمایند، که با پشتیبانی وسیع تبلیغاتی آنها همزمان از آنان اسلحه و پول دریافت می‏کنند.

 ارتجاع تحت شعار های شدیداً ضد کمونیستی (انتی کمونیستی) و ضد شوروی (انتی سویتیستی) عمل کرده و هدفش را سرنگونی نظام انقلابی- دموکراتیک و ایجاد «جمهوری آزاد اسلامی» در افغانستان قرار داده است.

 برنامه حزب دموکراتیک خلق افغانستان اجرای دگرگونیهای وسیع سیاسی- اجتماعی و اقتصادی را به نفع توده‏های حمتکش پیش بینی می‏کند، ولی این مرام هنوز در مراحل آغازین تحقق قرار دارد و برای بخش وسیع توده‏ها هنوز ملموس نبوده و آنها به ارزش مترقی آن پی نمیبرند. رفع عقبماندگی قرون، حل معضلات کشور که نظام نوین از آغاز با آن روبرو شده، زمان و برخورد گام به گام و سنجیده میخواهند. بر رهبری جمهوری دموکراتیک افغانستان است که باید در حقیقت از نو دستگاه دولتی را بازسازی نموده، نیروهای مسلح کشور را تجدید ساختار و تقویه کرده و تجربه ساختمان حزبی و دولتی را کسب کند.

 یکی از نشانه‏ های ضعف ساختار نظام مردمی آنست که این حکومت شالوده واقعی را در ارگانهای ولایتی، شهری و روستایی ایجاد نکرده تا به اینوسیله در اداره امور دولت در مرکز و بویژه در محلات همکاری زحمتکشان را جلب نماید.

 چالش اساسی برای حاکمیت نوین عبارت از روابط متقابل با روحانیت و سران قبایل مخالف دولت که دو نیروی با نفوذ در شرایط افغانستان اند، میباشد. حل این مسایل که برخورد سنجیده و معقول میخواهد، تا کنون نایاب است، زیرا این نیروها کماکان مخالفان اصلی رژیم میباشند. این آنها اند که نقش اصلی را در فعالیتهای ضد انقلاب بازی می‏کنند. یکی از انگیزه‏های تشدید فعالیت ضد دولتی روحانیون در افغانستان رویدادهای ایران بود که همانند انفجاری از بنیادگرایی مذهبی در تمام خاور مسلمان پخش شد.

 چالشهای موجود رهبری ج.د.ا. به علت این ‏که ح.د.خ.ا. هنوز به سازمان سیاسی توده‏یی سراسری تبدیل نشده پیچیده تر می‏شود. کارگران پیشرو و دهقانان تهیدست با کندی به فعالیتهای حزب جلب میگردند.

 خود حزب پس از انقلاب ثور دچار انشعاب شد، که بطور جدی باعث ضعف موقف آن و اعتبار آن شد. ح.د.خ.ا. به‏دلیل مبارزه درون حزبی میان گروههای خلق و پرچم نه تنها رشد نمینماید، بلکه هنوز هم ضعیف است. اکثریت رهبران برجسته پرچم یا نابود شده‏ یا از کار حزبی، دولتی و ارتش برکنار گردیده و بعضی ها بحیث مهاجرسیاسی در خارج زندگی می‏کنند. وضعیت بمیان آمده بالای آنعده پرچمیها که هنوز در حزب باقیمانده اند، تأثیر نامطلوبی دارد. وضع به‏دلیل تعویض متواتر رهبری واحد های مهم اداری مرکز و اطراف و تبدیل دایمی کادرهای افسری نیز نابسامان است.

 دشمنان انقلاب هم در مرکز و هم در خارج بویژه در خاک پاکستان و ایران که تعداد بیشماری از مخالفان نظام جدید به آنجاها فرار کرده اند، فعال اند. برمبنای اطلاعات دست داشته در سازماندهی فعالیتهای ضد دولتی ارگانهای جاسوسی کشورهای غربی در گام نخست امریکا و همچنان چین دست دارند. آنها از این فرصت که مرز میان افغانستان، پاکستان و ایران عملاً آزاد است، استفاده میبرند.

 از این سرحدات نه تنها گروههای تخریبکار و تروریست گسیل میشوند، بلکه مقدار قابل ملاحظه سلاح نیز ازین طرق وارد کشور می‏شود.

 ضد انقلاب داخلی و خارجی نه تنها ضعفهای عینی نظام جدید را بلکه اشتباهات و لغزشهای جدی رهبری افغانستان را نیز مورد بهره برداری قرار میدهد. هویداست که پس از پیروزی انقلاب ثور در حل مسایل داخلی و همچنان دولتی اکثراً تعجیل گردیده، از اختناق غیر بخشودنی کار گرفته شده، حسابات شخصی تسویه شده و در جریان بازپرسیها در برابر زندانیان از فشار و زور کارگرفته شده است.

 نارضایتی ناشی از اختناق به ارتش که پایه حمایت از دولت نوین بوده و است، نیز سرایت کرده، که این امر کار ضد انقلاب را برای تخریب و بی اعتبارسازی نظام جدید در داخل و خارج کشور آسان ساخته است. فرماندهان بیشماری با دیدن اینکه همکاران شان بازداشت شده و نابود میشوند، احساس بی اطمینانی نموده و از زندانی شدن بیم دارند. چنانچه رویدادهای هرات که در آنجا نه تنها مردم )عادی) بلکه قطعات معینی از اردو به ابتکار قوماندانهای شان جانب شورشیان را گرفتند، شاهد این امر اند.

 حوادث هرات ضعف تبلیغ و ترویج سیاسی - توده‏یی ح.د.خ.ا. را در میان مردم نیز نشان داد. کار تخریبی که دشمنان گونه گون نظام نوین منجمله روحانیون پیش میبرند، بمراتب گسترده تر و فعالتر از آن کار سیاسی است که توسط نمایندگان حزب در میان توده‏ها در محلات اجرأ می‏شود.

 رهبری شوروی چندین بار به رهبران ج.د.ا. حتی در سطوع عالی با توصیه‏های معینی تماس گرفته آنها را به اشتباهات و زیاده رویهایشان متوجه کرده، مگر رهبران افغان که از انعطاف سیاسی بدور بوده بی تجربه اند، وقعی لازم به این اندرزها نگذاشتند. خامی سیاسی رهبری ج.د.ا. در آستانهء حوادث هرات زمانی هویدا شد، که آنها با عدم درک صحیح حوادث کاری کردند که اگر جانب اتحاد شوروی به در خواست طرف افغانی پاسخ میگفت عواقب آن احتمالاً ورود قطعات نظامی شوروی به آنکشور میبود.

 کاملاً واضح است که به ‏دلیل خصلت داخلی شورشهای ضد دولتی افغانستان شرکت قطعات شوروی در سرکوب آنها، از یکسو لطمه بزرگی به حیثیت بین المللی اتحاد شوروی وارد نموده، از سوی دیگر ناتوانی حکومت تره کی را برملأ کرده و باعث تشویق ضد انقلاب داخلی و خارجی در خصوص پیشبرد وسعیتر اقدامات ضد دولتی خواهد شد.

 باینترتیب تصمیم ما مبنی بر خودداری از برآورده شدن خواهش رهبری ج.د.ا. برای گسیل قطعات نظامی شوروی کاری درست بوده است. ما باید این مشی را در جریان حوادث ضددولتی در افغانستان که از احتمال بدور نیستند، تعقیب نماییم.

 همزمان، واضح است که ما از سوی خویش باید در آینده نیز حد اعظم تلاش نماییم تا به جمهوری دموکراتیک افغانستان کمک نماییم تا در طرد ضد انقلاب، آوردن ثبات در کشور، گسترش نفوذش در میان توده‏های مردم و جلب آنها برای دگرگونیهای اجتماعی پیروز شود.

 از نخستین روزهای انقلاب ثور در افغانستان اتحاد شوروی از دولت جدید با شیوه های سیاسی در عرصه بین المللی پشتیبانی کرده، در بخش اقتصادی مساعدت گسترده نموده، در تحکیم نیروهای مسلح افغانستان سهم گرفته و در پرورش کادرهای متخصص کمک مینماید.

 در ادامه در مورد اقدامات اضافی برای حل معضلات افغانستان می‏توان این نکات را برشمرد:

 به رهبری ج.د.ا. در مورد ارتقای مورال رزمی اردوی افغانستان، در تأمین وفاداری ارتش به حاکمیت مردمی- انقلابی و در استحکام مؤثریت ارگانهای امنیتی منجمله قوای سرحدی کمکها را باید ادامه داد. با درنظر داشت حوادث اخیر در افغانستان و این‏که مقدار معتنابهی از سلاحهای نوین به این کشور داده شده و ارسال خواهد شد و پرورش کارشناسان نظامی افغانی در مؤسسات آموزشی اتحاد شوروی عملی گردیده، باید به امر استفاده درست و بجای این اسلحه و تخنیک جدید نظامی تأکید جدی شود. این امر کمکهای ارائه شده از طریق ارگانهای امنیتی را نیز در بر میگیرد.

 باید در چوکات امکانات ما مسئله کمکهای اقتصادی به افغانستان را که به امر استحکام سریع مواضع سیاسی رژیم انقلابی - دموکراتیک در کشور مؤثر واقع شود، بطور عاجل بررسی کرد. همچنان توجه رهبران افغانی را به انکشاف اقتصاد و در قدم نخست آن بخشهایی که به رشد نیروهای مؤلده در کشور ممد اند، مبذول داشت، تا باشد که به حل معضلات اقتصادی کمک نموده و زمینه‏های کار برای مردم را مهیا سازند.

 در هر گونه تماسی و از هرنوع مجرایی با رهبری ح.د.خ.ا. منظماً باید توجه آنان را به مسئله گسترش پایه‏ های سیاسی یی که حزب و دولت به آن اتکأ مینمایند، خواهان شد.

 ازجمله به رهبری ج.د.ا. باید اهمیت ادامه پیگیرانه اصلاحات اجتماعی- اقتصادی طرح شده و از جمله ریفورم ارضی که در امر پیشبرد آنها باید از تعقل کار گرفته، از شتاب زدگی پرهیزیده و در موقع اجرای آنها متوجه جنبه سیاسی- ایدیولوژیک مسئله باشند، را تلقین کرد. طور نمونه به آگاهی دهقانان باید رسانده شود، که آنان از برکت انقلاب ثور صاحب زمین شده اند و اگر آنها از حاکمیت مردمی دفاع نکنند، آنرا از دست می‏دهند. اینچنین کارهای توضیحی در مورد اصلاحات دیگر اجتماعی- اقتصادی نیز باید پیش برده شود.

 برای گسترش شالوده ‏های سیاسی ح.د.خ.ا. باید به رهبری ح.د.خ.ا. اهمیتِ گذار مرحله‏یی به ایجاد ارگانهای انتخابی حاکمیت البته با حفظ نقش کلیدی حزب در ساختار دولتی و سیاسی کشور و طرح و تصویب قانون اساسی کشور در آینده برای تحکیم حقوق دموکراتیک مردم و قانونمندی فعالیتهای ارگانهای دولتی خاطر نشان شود.

 در تماسها با رهبری افغانی باید به آنها اهمیت جدی وحدت رهبری و بسیج صفوف حزب را در پهلوی رشد اعضای آن توضیح داد. به آنها همچنان ارزش اخذ فیصله‏های مهم حزبی و دولتی دستجمعی نیز خاطر نشان گردد. به حزب دموکراتیک خلق افغانستان و رهبری ج.د.ا. در پیشبرد امور تشکیلاتی در حزب، کار توضیحی، سیاسی- توده‏یی در میان مردم و پرورش کادرهای حزبی- دولتی کمک عملی صورت گیرد.

 کماکان توجه رهبری افغانستان به پیشبرد کار لازمی در میان روحانیون مسلمان و رعایت جدی معیارهای حقوقی مبتنی بر قانونمندیهای انقلابی و انتخاب شیوه‏های معقولتر در هنگام بازداشت آنان، را باید جلب نمود، تا به این شیوه آنهارا جذب نموده و از تأثیر رهبران مرتجع مسلمان در میان توده‏ها جلوگیری شود. به این هدف فقط با نمونه‏های مشخص آزادی مذهب می‏شود نایل گشت واینکه باید نشان داد، نظام نوین روحانیون را نه در کُل بلکه فقط آنانی را که در برابر حاکمیت انقلابی قرار میگیرند، محکوم مینماید.

 باید رهبری ج.د.ا. را بازهم به لزوم تحقق و تطبیق جدی مقررات معین مبتنی بر قانونیت انقلابی و بویژه در استفاده درست از شیوه‏های زور و فشار معتقد ساخت. البته این امر به معنی آن نیست که در برابر آنانی که برعلیه شان شواهد جدی مبنی بر مخالفت و بویژه سهم فعال شان در فعالیت ضد انقلابی وجود دارد، از زور و تضییق نباید کار گرفت. اصل مطلب اینست: نباید با سرنوشت مردم بویژه اعضای حزب و کادرهای ارتش بر اساس شواهد تصادفی و غیر دقیق بازی کرده و به اصطلاح با فیصله‏های «دوگانه» و «سه گانه» بدون بازرسی، سند و تدویرِ دادگاه دست به محاکمه زد.

 با در نظر داشت اهمیت روابط شخصی و بخاطر انتقال نظریات و مشوره‏های ما در مورد مسایل گونه گون به رهبری ج.د.ا.، متناسب به نورمال شدن اوضاع در افغانستان باید به سفرهای منظم در سطوح مختلف میان دوطرف دست یازید.

 باید از راههای دیپلماتیک و همچنان از طرُق دیگر به اقدامات معین در جهت جلوگیری از مداخله کشورهای دیگر بویژه همسایگان افغانستان در امور داخلی این کشور ادامه داد.

 بدوستان افغانی باید در امر تحقق کار توده‏یی- سیاسی منجمله در بخش تبلیغات رادیویی که در شرایط افغانستان با درنظرداشت، سطح بالای بیسوادی دارای ارزش زیادیست، کمک عملی کرد. در کار تبلیغاتی ما برای افغانستان روابط همسایگی عنعنوی نیک، که در حال حاضر جزء لاینفک مناسبات میان کشورهای ما بوده و اکنون وارد مرحله ارتقایی خویش شده، اتکأ کرد. بطور گسترده و عام فهم از رشد اجتماعی- اقتصادی جمهوریتهای آسیای میانه در سالهای حاکمیت شوروی توضیحات داده شود، از نمونه‏های این جمهوریتها و جمهوریتهای دیگر شوروی در امر بیهوده گی سرکوب های آزادی مذهبی و منجمله تعقیب مسلمانان  مثال ارائه شود.

 باید به کشورهای برادر سوسیالیستی منظماً در مورد گامهای اتخاذ شده ما در امر کمک به رهبری ج.د.ا. بخاطر ثبات اوضاع اطلاع داده و همیاری آنان را برای پشتیبانی معین سیاسی و کمک مادی به افغانستان جلب نمود.

 پیشنهادات مشخص در مورد مسایل مطروحه و همچنان موضوعات دیگر مطابق به اوضاع اتخاذ خواهند شد.

 خواستار نظرات تان هستیم.

  آ. گرومیکو، یو. اندروپوف، دِ. اوستینوف، ب. پوناماریوف.

 اول اپریل ۱۹۷۹

بازپخش اسناد اشد محرم مقامات حزبی و دولتی اتحاد شوروی

در مورد مناسبات افغانستان و اتحاد شوروی بعد از شورش مسلحانه هرات ۲۴ حوت سال ۱۳۵۷

 ترجمه داکتر خلیل وداد

یادآوری: در این بخش نیز در مورد اعزام قوای اتحاد شوروی از جانب نورمحمد تره کی و خاصتاً حفیظ الله امین پا فشاری صورت گرفته است. اسناد آن چنان صریح است که جای برای تبصره