دوکتور حبیب منگل
دوکتور حبیب منگل

ما؛ و داعیه ء حراست وحدت ملی افغانستان

 آنچه امروز اهمیت درجه اول دارد و ما آن را در مرکز توجه خویش قرار می‌دهیم، وحدت ملی افغانستان و همزیستی مردمان سرزمین مشترک ماست. ما با صدای بلند میگوییم! این ملت وجود دارد! این ملت، تاریخ دارد، ریشه دارد، دلیل وجودی دارد و روح مشترک، ارادۀ زنده‌گی خود و اولاد خود را در همین وطن واحد و تقسیم ناپذیر دارد. ما، نه از کاسۀ کثیفِ نفاق ملی در گذشته خورده‌ایم و نه خواهیم خورد. در جریان بیش از نیم قرن زنده‌گی سیاسی؛ ما رهبرِ تاجیک، رئیس جمهورِ پشتون، صدراعظمِ هزاره، منشی اُزبک و رفیقِ ترکمن، نورستانی، بلوچ و پشه‌یی داشته‌ایم. از آنان آموخته‌ایم و آنان را دوست داشته‌ایم. ما مبارزه به خاطر درد مشترک را از آنان فرا گرفته‌ایم و این را که هزارۀ گرسنه و پشتونِ گرسنه، هردو گرسنه‌اند و باید بازو به بازوی هم بدهند؛ تا از گرسنگی رهایی یابند.

 طی دهه‌های گذشته، همان‌هایی که امروز ریا و تزویرشان برای مردم افغانستان ثابت شده است، وحدت ملی ما را اینک با آزمایش‌های جدی مواجه ساخته است. همان‌هایی که برای ثروتمند شدن و قدرتمند شدن زیر بیرق جهاد و قومیت؛ افراطیت مذهبی و قوم گرایی از هیچ جفایی در حق شما هموطنان رنجدیده دریغ نکردند، همان‌هایی که برای پُر کردن جیب‌های خود، به فساد، رشوت، اختلاس و چور ملکیت عامه متوسل شدند، جنگ اقوام، رقابت زبان‌ها و درگیری مذاهب را راه انداختند. ولی ما و شما هموطن با خون و عرق جبین ازین وطن واحد که دران یک پشه‌یی مساوی به یک پشتون؛ مساوی به یک ازبک مساوی به یک تاجیک مساوی به یک بلوچ و ترکمن و نورستانی و قزلباش و سادات و دیگران هستند و خواهند بود، حمایت و حراست خواهیم کرد.

محمد ولی
محمد ولی

نسل جوان باید از ناسیونالیسم عظمت طلبانه پشتون و ناسیونالیسم تنگ‌نظرانه محلی تاجیک خودداری کنند

 لجاجت و سرتمبگی شیوه خوب حکومت داری نیست دادن وعده‌های بزرگ و غیرعملی سردمداران را در برابر ملت ناکام می‌سازد بی‌توجهی به حال ملت جلوه نمایی موفقیت در کار و دروغ شیوه حاکمان محیل و عوام فریب است عکس‌العمل در برابر نا کارگی بی‌کفایتی جعِل و دروغ و عوامفریبی حق ملت است یک ملت زنده باید در مقابل این زمام داران از حق خود دفاع کند اما بهره گیری سیاسی اشخاص و گروهک‌های منفعت باخته شیوه محیلانه دیگریست که آن هم نمی‌تواند خواست ملت را بسر رساند به نسل جوان کشور بی‌پرده میگویم که یک مشت اقلیت غیرقابل حساب در نفوس سی و شش میلیونی کشور دچار واهمه‌های دو افراط در تفکر ملی‌شان شده‌اند و می‌خواهند برای حفظ و تحکیم موقف‌های زدوده شدنی آینده‌شان از آن بهره بگیرند این مشت قلیل دو خط فکری خود ساخته ناسیونالیسم عظمت طلبانه پشتون و ناسیونالیسم تنگ‌نظرانه محلی تاجیک را وسیله دسترسی به اهداف شان قرار داده‌اند که هر دو طرز تفکر از جانب ملت افغان مردود است زیرا ناسیونالیسم عظمت طلبانه پشتون با کلیت خواهی قرون گذشته افغانستان آمو تا به سند را شعار می‌دهند و خواهان افغانستان قرن ۱۸ اند که این طرز تفکر غیرعملی بوده درد ملت را دوا نمی‌کند و ناسیونالیسم تنگ‌نظرانه محلی تاجیک افغانستان شمول نبوده محدود به افغانستان دامنه‌های هندوکش می‌باشد که بوی تجزیه طلبی از آن برمخیز و باید نسل جوان افغان از توسل به هر دو افراط خود داری کنند. آرزو و انرژی فکری و جسمی خود را صرف بهبود اوضاع بیدار سازی ملت و ایجاد ظرفیت‌های فکری مناسب برای انتخاب رهبران وطن پرست و مردم دوست سازند ملت واحد سرزمین واحد افغانستان کشور افغان‌ها.

 

فهیم ادا
فهیم ادا

 

تاجیکیزم بدیل پشتونیزم نیست. برادر اندر پشتونیزم است

 سیستم سیاسی مبتنی بر قوم، بر قبیله، سیستمی بی‌ثبات و بالقوه غیر دموکراتیک است. سیستم اقتصادی مبتنی بر پیوندهای خونی قبیله‌یی، سیستمی عقب‌مانده و فلج‌کننده است. سیستم فرهنگی و ارتباطی مبتنی بر قوم، زمینه‌های زورگویی، تمامیت‌خواهی و تداوم جنگ را ایجاد می‌کند. این پدیده در کشور ما یک چهرۀ مشخص و روشن دارد و آن پشتونیزم است. هم در سطح قدرت سیاسی، هم در سطح بازار کار، هم در سطح انجمن فرهنگی، قرار گرفتن در برابر این پدیدۀ قرون‌وسطایی وظیفۀ مقدس هر پشتون دموکرات، هر غیر پشتون دموکرات است.

 این پدیده در افغانستان چهرۀ دیگری هم دارد و آن «تاجیکیزم» است. همینی که در برابر پشتونیزم، تازه در حال ایجاد کردن و تیوریزه کردن آن‌اند. تاجیک یک قوم نیست. هرگز نبوده و حالا نیز نیست. تاجیکیزم محصول تنبلی فکری و خصلت غیردموکراتیک چند تا وکیل گذر فارسی‌زبان است که برای تصاحب و تقسیم مساعد قدرت، صاف و ساده ـ ازآنجایی‌که قادر به تصور و قرار گرفتن در عقب پروژه‌یی دموکراتیک نیستند ـ پس می‌روند در برابر اقوام پشتون، قوم جدیدی را ایجاد می‌کنند و نامش را تاجک می‌گذارند تا در برابر زورگویی پشتونیست‌ها با زبانی مأنوس و قابل‌فهم حرف بزنند.

 

عارف عرفان
عارف عرفان

راهکارهای نجات

 

- تشدید فشارهای دامنه دار مدنی در چهارچوب نظم اجتماعی برای تغییر مهره‌ها، سیاست‌ها و استراتیژی ها؛

 - ایجاد کمیته‌های مردمی، برانگیختن قیام‌های مردمی در امر بسیج و همبستگی مردم و دفاع متحدانه از ولسوالی ها، شهرها و ولایات و ایجاد صندوق‌های تعاون برای هزینه‌های دفاعی؛

 - طرح مقدمات سیاسی، ایجاد ایتلاف‌های سیاسی، اتحادهای سیاسی و ایجاد جبهات بزرگ فارغ از رنگ‌های قومی و ایدئولوژیک برای دفاع مستقلانه و لاجرم ایجاد بدیل بایسته و ملی برای دولت تروریست پرور موجود.

 - راه‌یابی و همسوی خطوط واحد رسانه‌یی و تمرکز نقش قلم به دستان برای آفرینش‌ها و انگیزه‌های دفاعی و میهن دوستانه و تشدید خود آگهی مردم برای سمت یابی و بسیج اجتماعی؛

 

محمد نبی عظیمی
محمد نبی عظیمی

مکثی بر پیام رادیو تلویزیونی اشرف غنی به مناسبت حادثه دردناک دیروز:

 رییس جمهور درحالی‌که نیشخندی بر لب دارد، در پرده تلویزیون ملی ظاهر می‌شود و شهریان کابل را تسلی داده چنین می‌فرماید:

 "متأسفانه گروه‌های اجیر تروریستی و باداران شان، امروز در کابل خون هموطنان مظلوم ما را جاری کردند که اینجا تنها تقبیح کفایت نمی‌کند؛ بلکه زمان اقدامات جدی بر ضد آن گروه‌های ضدبشری و ضداسلامی فرارسیده است".

 یعنی تا حال جاری شدن این همه جوی‌های خون در کابل و ولایات کشور چندان مهم و جدی نبوده است که ایجاب اقدامات جدی را می‌کرد. و جناب شان فکر می‌کردند که تقبیح عملکرد آنان و تشکیل کمیسیون‌های حقیقت یاب برای جلوگیری از اعمال این برادران آزرده خاطر کفایت می‌کرد.

 درجای دیگر می‌فرماید:

 «اکنون فرصت فیصلۀ مهم ملت‌ فرارسیده و او برای این فیصله‌ و بسیج ملی، به ملت رجوع می‌کند.»

 و این در حالی گفته می‌شود که ملت دیروز فیصله‌اش را با صدای بلند اعلان کرد: استعفا بده و دست از سر کل ما بردار!

 به مزاحت نگفتم این گفتار،

هزل بگذار و جد از او بردار

میر عبدالواحد سادات
میر عبدالواحد سادات

پسلگد، هیولای داعش به‌سوی خالقین:

 امروز جامعه بشری به خاطر جنایت هولناک ضد بشری و ریختن خون انسان‌های بی‌گناه و آن‌هم در محفل خوشی، عزادار است و هر انسان آگاه و متعهد به انسانیت خود را شریک مصیبت، عزاداران شهر مانچستر انگلستان می‌داند.

 شهروندان «غرب» در وقوع این شش‌ترین نوع توحش و بربریت، فی‌الواقع کفاره گناهان دولتمردان شان را می‌پردازند، رهبرانی که به خاطر تحقق اهداف استراتیژیک در خلق «دایناسور» های مهلک «جهادی» همانند داعش و ... سهم دارند، در محکمه وجدان بشری، به‌مثابه شریک قاتلان ددمنش و بربر داعشی، محکوم می‌باشند.

 اظهر من‌الشمس است، تا زمانی که در تعریف تروریست و خون، برخورد دوگانه وجود داشته خون افغان، سوری، عراقی و ... با خون شهروندان غرب همگون پنداشته نشود و تروریسم در افغانستان و تا شرق المیانه و پاریس و مانچستر و ... جنایت علیه بشریت شناخته نشود، (که مصداق عملی این فیل و قیل را جهانیان در تداوم تراژیدی خون‌بار افغانستان مشاهده می‌نمایند) خالقین همانند فرعونان تاریخی مصر باستان حتی در قصرهای سپید و زرهی‌شان مصون نخواهند بود.

 وقت آن رسیده است تا در برابر سونامی دهشت‌بار «اسلامی» که جهان را به مخاطره کشانیده، وجدان آگاه بشری و نیروهای وفادار به ارزش‌های انسانی در غرب، صدایی اعتراض شان را بلند نمایند تا رهبران غرب که تا چند روز دیگر در مقر فرماندهی‌شان در بلجیم جمع می‌شوند، این کلام شاعر بزرگ ملاک تصامیم شان باشد که:

 تخم دیگر بکف آریم و بکاریم ز نو               زانچه کشتیم ز خجلت نتوان کرد درو

 با حرمت

میر عبدالواحد سادات
میر عبدالواحد سادات

شرق‌المیانه «بزرگ»:

 تحت این عنوان استراتیژی پساجنگ سرد امریکا در مورد آینده شرق‌المیانه، پی‌ریزی می‌گردد که معطوف بر این موارد می‌باشد:

 ــ سقوط دولت‌های مقتدر ملی که موجودیت شان مانع تحقق پلان می‌گرددږ

 ـــ زمینه سازی برای تخریب و تجزیه کشورهای با ظرفیت بزرگ نظامی و اقتصادی. دشمن تراشی در وجود اسلام که از این سه امتیاز برخورداراست:

        ۱ـ ایدیولوژی دارد.

        ۲ـ سیف الاسلام و «جهاد».

        ۳ـ کشورهای اسلامی دارایی بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گازاست.

 ــ سازمان‌دهی نسل پنجم هیولای هولناک بنیادگرایی «اسلامی»، داعش و...

 ــ تغیر در جیواستراتیژی، اقتصاد محور منطقه که منجر به تفوق سیطره امریکا بر ذخایر نفت و گاز شرق‌المیانه و تا آسیایی میانه و کسپین گردد.

 لشکرکشی به افغانستان و عراق و نابودی لیبیا و جنگ‌های خانمان‌سوز سوریه و ... در همین راستا انجام یافته، که رجال برجسته و ذیدخل در طراحی و تطبیق این پلان‌ها در کتاب‌های شان آن را افشا و اعتراف خانم کلینتن و در روزهای اخیر صحبت‌های خانم کاندولیزا رایس وزیر خارجه اسبق در مرکز فکر بروکینگز به مجموع اعترافات صحه گذاشته و به‌صراحت اعلام داشته که: «ما راست گو نیستیم، ما نه به خاطر دموکراسی، بل برای سرنگونی به عراق و ... رفته‌ایم»

 مرور به این حقایق تلخ که مقدرات تاریخی منطقه و افغانستان را رقم زده است به این دلیل نیز حایز اهمیت است که: در سیاست افغانستان لااقل آنانی که «مأمور» نیستند، یخن همدیگر را رها و به فکر نجات مردم و وطن باشند.

ولی منګل
ولی منګل

 

د افغانستان په راوانه سیاسي کشاله او ټلواله کې یو بل سرزوری خو تل ناکام سیاستلوبی ورزیات شو، چې تمه نه ترې کیده .

 که په نوي یمو کلونو کې د نظار شورا یا پنجشېر قدرت نه وی انحصار کړی؛ نو د طالبانو د غورځنګ دې راټوکیدلو لپاره هېڅ بانه او انګېزه نه وه؛ او نه به هغه غورځنګ را پيدا شوی و؛ او که چېرې همهغه نظار شورا بیا په دوه زرمو کلونو کې د تېر غوندې بیا په وچ زور قدرت یوازې په خپلو ګورتونو کې نه وی نیولی؛ ټولیزې شتمنۍ یې نه وی تالان کړې ، هېواد او دولتي اداره یې د فساد په رنځ نه وی ککړه کړې او لنډ‌غریزم یې نه وی پيل کړې ؛ ګلبدین ته د راتګ هېڅ بانه او انګېزه نه وه....موږ افغانان هېڅ کله له تاریخ او خپلو تېروتنو نه نه زده کوو....

 ګلبدین دا ځل د سیاسي شترنج په تخته کې ښه چل ولاړ؛ هغه ولس له خوږ ګوتې ونیو او نادان ولس فکر کوي چې، د ګلبدین راتګ به له ځانه سره سوله راوړي؛ خو نه پوهیږي چې، سوله بل ځای کې ده، سوله به هغه وخت راشي چې د طالب د توپک شپېلۍ غلې شي؛ ځکه دا اوه لس کاله د ټول جهادیزم لیډران او د ګلبدین ګوند په کابل کې ناست دي‌‌‌‌‌‌، خو سوله ورکه ده...

 بل دا چې د نننۍ غونډي په ګڼه ګونه هم څوک و نه غولیږي، دا ‌‌‌‌‌‌ډول غونډي د اوبو ‌‌‌‌‌‌پر سر پوکاڼو غوندې دي زر به یې باد ووځي...

قاسم آسمایی
قاسم آسمایی

خواست روز!

 

ریشه‌ها و عاملین اصلی مصیبت‌های جاری وطن را باید هدف قرار داد!

 آیا تنها با اعلان روز ماتم ملی و شنیدن و نوشتن کلمات تکراری چون "در غمت شریکیم، روح شهدا شاد باد، تشکیل کمیسیون تحقیق و..." درد و اندوه بازماندگان شهدای واقعه اخیر تسکین می‌یابد و جلو تکرار جنایات همانند آن گرفته شده می‌تواند؟

 آیا بهتر نیست صدای اعتراض خود را هماهنگ و همصدا برعلیه دولت موجود، رهبری بی‌کفایت، بی‌مسئولیت، غرق در فساد و بی‌خبر از درد و رنج مردم بلند نماییم؟

 هرگاه این خواست‌ها، از طریق صفحات اجتماعی مطرح گردد، تأثیر بیشتر نخواهد داشت؟

 ـ سبکدوشی عاجل وزرای دفاع، داخله و رییس عمومی امنیت ملی

 ـ سلب صلاحیت والی، قوماندان امنیه و رییس امنیت دولتی ولایت بلخ

 ـ جلب قوماندان و سایر مسئولین قول اردوی ۲۰۹ شاهین به پای میز تحقیق

 ـ سایر خواست‌های روز مردم

میر عبدالواحد سادات
میر عبدالواحد سادات

خطاب به تاجران خون:

 در افغانستان کم نیستند اشخاص و گروهک‌ها که در نمک پاشی به نعش آغشته به خون مادر وطن با خبیث‌ترین دشمنان تاریخی خارجی مسابقه دارند و اظهر من‌الشمس است که همین «تاجران دین»، «دکانداران قوم»، «تیکه داران جهاد» که شاید از چند صد تن بیشتر نباشند، با اشتراک در «شرکت سهامی» جهادی - طالبی و مافیایی و به کمک حامیان اجنبی، سی ملیون شهروند مستضعف و مظلوم را گروگان گرفته‌اند و اکنون دیده می‌شود که تعداد دیگر که به‌نوعی شریک خوان آنان می‌باشند «تجارت خون» را پیشه ساخته و در نقش متخصصان دی ان ای شناسی قوم و نژاد به احصاییه گیری شهیدان گلگون کفن که هنوز خون پاک شان خشک نگردیده، می‌پردازند و مطابق پلان‌های استعماری افغانستان را به‌طرف جنگ قومی و یوگوسلاویا شدن می‌کشانند، تا در تکه و پارچه شده میهن، «دستمال گل سیب» نصیب شان گردد.

 در حالی که افغانستان با تشدید جنگ اعلام ناشده دشمن خبیث و تاریخی پاکستان مواجه است و آماج حملات زشت‌ترین انواع بنیادگرایی خشن «اسلامی» طالبی، داعش، القاعده و ... که به‌مثابه ابزار کثیف بازیگران رقیب منطقوی و بین‌المللی استعمال می‌گردند، قرار دارد و دور جدید «بازی بزرگ» میان رقبای تاریخی و سیطره و جنگ امپریالیستی که به خاطر «تقسیم مجدد مناطق حیاتی جهان» تلاش دارند و از افغانستان به‌مثابه معبر ورود به آسیایی میانه، قربانی می‌خواهد، ما باید قبل از هر وقت دیگر هوشیار باشیم و به همان ندایی وخشورانه یکی از پدران بزرگ معنوی لبیک بگوییم که، گفته بود:

 ای ملت از برای خدا هوشیار شویید              از مکر و حیله دشمن خبر شویید

 و به خاطر دفاع از «حق حیات شهروندان» و فرزندان اقوام با هم برادر و برابر صادقانه تلاش نماییم و برادری و برابری و حقوق مساوی و انسان و انسانیت را ملاک عمل و اندیشه قرار دهیم و کشور را از «فغانستان» به «انسانستان» به تمام مردم، بدون هر نوع تبعیض و تعصب مبدل سازیم.

 با حرمت

ع. بصیر دهزاد
ع. بصیر دهزاد

"کشف بزرگ!" حامد کرزی

 

حامد کرزی بعد از یک پانزده سال به "کشف بزرگ!" نایل گردید و دریافت که دیگر محور اصلی تطبیق پالیسی‌های مخفی و غیرمخفی ایالات متحده آمریکا، از قصر سفید تا سی آی ای و از پنتاگون تا وزارت خارجه آن در کشور، مظلوم و قربانی شده توطئه‌های بین‌المللی ، ما افغانستان، اخصاٌ توسط آمریکا ، انگلیس و پاکستان نیست.

 او که در یک زمانی همه تصامیم و مشاجرات کنفرانس بن را با یک چشمبندی کن فیکن نمود و با تاپ ترین کوماندوهای گارد خاص آمریکائی داخل افغانستان گردید و در قدم اول حریف اش قوماندان عبدالحق حذف فزیکی شد و از سر راه اش برداشته شد، اکنون خود را ضد پاکستان و ضد آمریکا جا میزند و خاک گندیده و آگنده با زهر دروغ و فریب را یکبار دیگر بر چشم‌های پر از اشک مردم غمدیده و دلپاک کشور میزند. او خود را ناجی زمان و شکست دهنده آمریکا تلقی می‌کند.

 من بدین باور تزلزل ناپذیر هستم که وی به‌اصطلاح عامیانه "مصروف پختن یک آش جدید" برای ملت و مردم مظلوم است و چهره مسلکی‌تر و بامهارت‌تر از " آغا صاحب تایمنی" خویش را به نمایش می‌گذارد که با فریب و تزویر، شمشیر کشی در برابر آمریکائیان را اعلان نموده است.

 آقای کرزی می‌خواهد با این برآمداش خود را یک قدم نزدیک‌تر با یک مسأله هنوز ناگفته و پنهان اش ساخته و آن اینکه او به حیث مهره قوی و ادامه دهنده سیاست منطقوی آمریکا در افغانستان خود را برای انتخابات آینده افغانستان آماده می‌سازد و باز هم ، با توصیف شیر گونه ، افغانان ساده دل را اغوا می‌کند و خود را ناجی ملت جا میزند. آقای کرزی در آب گل آلود موضوع دیورند و تحریکات قومی و زبانی که ناشی از تبارز کاستی‌های شخصیت در وجود بعضی‌ها می‌باشد، در صدد ماهی گرفتن است.

 متأسفانه افغانستان در تبارز رهبران واقعی مستقل، بااراده ، متین و وطن‌پرست همیشه بخت پائین داشته و این بخت در دست اجانب باقی مانده است.

حقیقت، میرعبدالواحد سادات
میرعبدالواحد سادات

«مادر بمب‌ها» پیامبر امریکا به جلسه مسکو:

 

دور جدید «بازی بزرگ» و یا سومین دور این بازی کثیف، خونین‌ترین صفحات تاریخ افغانستان را رقم میزند. این جنایت امریکا که «مادر بمب‌ها» را در کشور ما آزمایش نمود، به خاطر سرکوب تروریستان شرارت پیشه داعش و طالب و... نه، بل پیام به جلسه فردای مسکو است. اگر هدف تروریستان ددمنش است، چرا مراکزشان در پاکستان را هدف نمی‌گیرد، پاکستانی که مرکز تروریسم بودن و حامی ترور بودن آن از کفر ابلیس معروف‌تر می‌باشد، آبیاری درخت ترور، در مرکز آن و قطع شاخ و برگ در افغانستان یک بازی پیچیده جیوپولوتیک است که با رقبای منطقوی و بین‌المللی به رهبری امپراطوری امریکا و ابر قدرت تازه دم روسیه که بر خرابه‌های اتحاد شوری قد برافراشته و متحدان شان، به قیمت به خاک و خون کشیدن مردم مظلوم ما انجام می‌یابد و از مراحل آغازین سومین دور بازی‌های بزرگ در جغرافیایی سرزمین افغانان خبر می‌دهد. ما افغانان که در آتش افتراق مصروف دریدن یخن هم دیگر می‌باشیم، به خاطر نعش آغشته به خون مادر وطن کلام آزادیخواه بزرگ، عبدالرحمن لودین شهید را از سر بخوانیم که:

از یک‌طرف نهنگ و ز دیگر طرف پلنگ         هردو به خون ما دهن خویش کرده رنگ

«اقوام» محروم، مظلوم و فراموش شده افغانستان

 ــ «قوم» فقرا   ــ «قوم» گرسنگان   ــ «قوم» شهدا   ــ «قوم» معلولین

 ــ «قوم» بیوه‌ها   ــ «قوم» یتیمان   ــ «قوم» معتادان   ــ «قوم» مهاجران

 ـــ «قوم» بیجا شده‌گان   ــ «قوم» بیکاران   ــ «قوم» زنان تحت ستم

 ــ «قوم» جوانان   ــ «قوم» منسوبان دلیر قوای مسلح که روزانه تا دو صد تن شان به شهادت می‌رسند.

 ــ ...

 این «اقوام» کشور که از یک تعدادشان، نام گرفته شد، «تاجر»، «دکاندار» و «تیکه دار» ندارند و به همین دلیل، نه در «شرکت سهامی طراز جهادی ــ طالبی و مافیایی» سهم دارند، نه در پارلمان سوپر ارتجاعی وکیل و سناتور دارند، نه «روشنفکرنماها» دارند، نه رسانه‌ها و مطبوعات التفاتی به آن‌ها می‌نماید و جهان غرب که دفاع از حقوق بشر را بهانه حضور گسترده خود در افغانستان ریکلام می‌نماید، به نفع خود دانسته تا در زد و بند با غاصبان حقوق این «اقوام»، به سیطره‌شان دوام بدهند، در چنین حال و احوال کسانی که نسبت به آینده افغانستان تشویش ندارند، «دزدان چراغ بدست» اند که مصداق حال شان این سخن شاعر می‌باشد:

 من ازین بیش ندانم، که کفن دزدی چند

 بهر تقسیم قبور انجمنی ساخته اند

اسدالله کشتمند
اسدالله کشتمند

 

حمله جنایت‌کارانه‌ای که جهان را متشنج ساخت

 

حمله موشکی جنایت‌کارانه امریکا بر یک پایگاه هوائی ارتش سوریه که به بهانه واهی و به اثبات نرسیده به‌اصطلاح استفاده ارتش سوریه از سلاح شیمیائی، صورت گرفت، جهان را در پرتگاه تشنجی بی‌سابقه و درگیری‌های خطرناک قرار داده است. هدف از این تجاوز آشکار کمک به داعش و تمام نیروهای سلفی و تکفیری است. آیا این تجاوز آغاز دور وحشتناک رودرروئی با روسیه نخواهد شد؟ برخورد تلافی‌جویانه برحق روس‌ها چه خواهد بود؟ راکت‌های تدافعی S300 و S400 در سوریه وارد عمل نخواهند شد؟ اوضاع جهانی چه مسیری را در پیش خواهد گرفت؟ پس از این تجاوز خیره سرانه، مگر نیروهای تجاوزگر عربستان سعودی در یمن در تیررس موشک‌های روسی قرار نخواهند گرفت؟ حضور امریکا در افغانستان چه وضعی را تجربه خواهد کرد؟ تجاوز امریکا بر سوریه این سؤالات را در سرلوحه اوضاع کنونی جهان قرار می‌دهد. امریکا با این اقدام جنایت‌کارانه بی‌بند و بارانه خود جهان را به‌سوی تباهی سوق می‌دهد.

 

ع. بصیر دهزاد
ع. بصیر دهزاد

دیپلومات یا قاچاقبر مواد مخدر

 

قضیه کارمندان سفارت ایلات متحده آمریکا در ارتباط دست داشتن به جرم قاچاق مواد مخدر بدون شک ریشه‌های عمیق را داشته و در ظاهر امر یک کشف تاره و به‌احتمال قوی مربوط به سلسله‌های زنجیری مافیای سیاسی و تطمیع شده است که سال‌های سال کانال‌های را فعال و مصئون نگه‌داشته است.

 توقع جدی و خواست ملت همین خواهد بود که این جرم برای افغان‌های آسیب دیده از جنگ قضیه ساده نیست بلکه باید در مورد وزارت خارجه افغانستان یکجا با مقامات امنیتی هر دو کشور به ایجاد یک کمیسیون مشترک موضوع را تحقیق و نتایج و پروسه جزائی آن را به آگاهی مردم برسانند.

میر عبدالواحد سادات
میر عبدالواحد سادات

استیضاح و یا استهزا:

 

آیا در مورد رویداد امروز ولسی جرگه که با بسیارغر و فش تعداد از وکلا در چند روز قبل و بعد از حوادث خونبار شفاخانه شهید محمد داود با وعده و وعید محاکمه و سلب اعتماد مسولان آغاز یافت و بعد دیدار با ارگ و داد وستد که معمول گردیده، به ابقای وزراُ و در واقع به استهزا و خنده به ریش پارلمان پایان یافت، همان بیت معروف دهه یی اخیر سلطنت (دهه یی مشروطیت) که خطاب به پارلمان و در یکی از جراید آزاد بنشر رسیده بود، مصداق ندارد؟

 این وکیلان گر به ظاهر جنگ و اشلق میکنند

 چون بخلوت میروند، آنجا، تملق میکنند

حقیقت، فرهاد بارکزی
فرهاد بارکزی

 

اف بی آی در مورد برگ های انترنت برایت بارت و انفو وارس تحقیق می کند

 به قول مک کلاچی، اف بی آی به سلسله بررسی ها در مورد مداخله احتمالی روسیه در کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا، برگ های انترنتی برایت بارت و انفو وارس را بررسی می کند.

 برایت بارت یک تارنمای خبری است که ستیو بنان (عکس) مشاور ستراتیژیک کنونی رییس جمهور ترامپ، مدیر مسئول آن بود. این برگ بطور وسیع از جانب روبرت مرسر تمویل می شود (که همزمان برگ های کمبریج انلیتیکه، کتو انستیتوت و میدیا ریسرچ سنتر را حمایت می کند).

 انفو وارس یک برگ انترنت است که نشرات رادیوانترنتی دارد و مربوط الکس جونس می باشد.

 حزب دموکرات این دو سایت را متهم به تخریب کاری (سبوتاژ) روند کارزار انتخاباتی هیلاری کلینتون و زمینه سازی انتخابات دونالد ترامپ می نماید.

حقیقت، فرهاد بارکزی
فرهاد بارکزی

رخداد های دیروز لندن، این مانور های مغز شویی کننده دستگاه های استخبارات آنگلوساکسون ها مضحک و خیلی یکنواخت است؛ یعنی این که شوک تراپی هنوز هم متد حاکم در شیوه کار ام آی پنج و ام آی شش است. ننگ و نفرین بر آنهایی که با سرنوشت جامعه، چنین مریض بازی می کنند.

 قربانیان این حادثه ها با قربانیان خودکفانی های کابل هیچ تفاوت ندارند. فقط جان دادن بی هدف و بی معنی!

 جوامع کرخت انسانی چند سال دیگر نظاره گر چنین مانور های جنایتکارانه خواهند بود؟

 خدا هم خواب است،‌ دموکراسی غربی هم خواب است و کمونیست ها که از قریب سی سال خواب می زنند.

 میدان مانده برای استخبارات غرب و اسلامیست ها!

 عجب تیاتری!

حقیقت، 8 مارچ فرخنده باد
حقیقت فرید احمد مزدک
فرید احمد مزدک

افغانستان سرزمین در گیری‌ها و کشمکش‌های گوناگون!

 آنجا همه باهم درگیر اند، رهبران، گروه‌های سیاسی و محلات باهم درگیر اند. هیچ نیروی با نیروی دیگر نمی‌تواند کار مشترک کند. برای مصالحه‌ی ملی در قاموس سیاسی ما تا حال جای وجود ندارد. حتا حکمتیار و طالب هم با حفظ گذشتۀ مشترک نمی‌توانند کارِ مشترک کنند، تعمیل پروژۀ برگرداندن آقای حکمتیار بنا بر همین دلیل ناممکن می‌نماید. تمام نقشه‌های راه را سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای حاکم بر افغانستان پیش می‌کشند. نیروهای همگون و افزار همگون در مواضع ناهمگون و برای تأمین منافع قدرت‌ها و کشورهای در گیر در افغانستان میدان بازی را در اختیار دارند.

امکانات بزرگ غربی‌ها به‌جای آنکه به سود آبادی وطن و آرامی مردم به کار گرفته می‌شد برای تحقق نقشه‌ها و باورهای تمامیت‌خواهانه‌ی گروه‌های سیاسی مورد حمایت شان مصرف و برباد شده است. حالت موجود دولت ـ کشور و حامیان خارجی‌اش را به‌پیش نمی‌برد، به زیر می‌برد.                                                            

آصف الم
آصف الم

تحت عنوان جهاد آنچه صورت گرفت، رویارویی نامیمونی بود با منطق تمدن و ترقی، رویارویی همه جانبه نیروهایی بود که می‌خواستند در دنیای آشنای جهل، خرافات، ذلت و حقارتی که حضرت، آغا، تعویذ نویس و ملا برای شان ساخته بود باقی بمانند و جبر تاریخ را نادیده بگیرند، و به تلاش نیروهای که می‌خواستند آن‌ها را به دانش و بینش هزاره سوم آشنا سازند اهمیتی قایل نشوند.

نتیجه چنان شد که امروز طبقه حاکمه اعم از سیاستمداران، نظامیان، قوماندانان و زورمندان ... و همه در عین انباشتن کیسه‌ی خود عمال استعمار و استثمار بیگانگان شوند و توده‌ها را در همان ذلت ملایی نگهدارند.

احد ترکمنی
احد ترکمنی

اگر انگریز محشر را به جهان آورد، امریکا قیامت است.

 درست صد سال اخیر رشد و نمو، امریکا را به‌عنوان ابر قدرتی نشان می‌دهد که مانند عرب‌ها و ایران، باد آوردۀ تیل اند و حاکمیت دریایی را نیز در قرن بیستم از بریتانیا با نیروی قوی‌تر بحری‌اش به دست آورد.

 بریتانیا از هر کشوری بیرون رفت، نظم و قانون را در اخلاق مردم به یادگار گذاشت زیرا اقلاً پنج شش قرن با تجربه تر از امریکای نوپا بود و پیشاپیش لشکرهایش مبلغان انجلیکان آرامش و صلح را، همراه با عشق و عاطفه آموزش می‌دادند؛ هر چند لشکریان با خوی لشکری اول خوب خون می‌ریختند، نتیجه به نفع ملت‌ها تمام شد.

 فضولی که با فضولان هم تیلش ارباب قرن بیستم شدند، با دکانداری و تیل فروشی اخلاق را از مردم گرفتند و قوانین را فدای شرکت‌ها نمودند زیرا در پیشاپیش لشکرهای شان دکانداران مندوی تیل بودند و دلالان فروش اسلحه.

 این لکه را امریکا با هیچ صابونی شسته نتواند زیرا که این ستمگر، تنها غریزه دارد و هنوز به عشق و عاطفه نرسیده است. این پهلو را به نظرم بایست عمیق‌تر از وضع روز دید.

 اگر انگریز محشر را به جهان آورد، امریکا قیامت است.

فرید مزدک
فرید مزدک

 شمال هندوکش حوزۀ منافع انگلیس نبود و حوزۀ منافع ناتو نمی باشد . اینجا روسیه در گذشته کنترول داشت و روسیه و چین حالا کنترول دارند . اگر امریکا و متحدان جهانی و افغانی اش در بیش از دو دهه ی پسین درست فکر و کار می کردند وضع اینگونه به بن بست نمی رفت . جنگ ارگ و دوستم می تواند پایان برنامه ی اتحاد غلزایی ــ ازبک و ثبوت ناکامی هر گونه معامله برای برپایی نظام سیاسی تک قومی می باشد . تا واقعبین نشویم ، تا به افسانه ی قوم کوچک و قوم بزرگ و " دولت ـ ملت " یک رنگ پایان ندهیم ، حال ما چنین زار و خودِ ما همیشه افزاریم . کنترول بر جغرافیای افغانستان باید کارمردم و نظام سیاسی افغانستان باشد.

 

 

سترجنرال محمد نبی عظیمی
سترجنرال محمد نبی عظیمی

رییس جمهور بار دیگر گل دیگری به آب داد:

فقط همین دیروز پریروز بود که رهبری طالبان با تبختر و غرور و قاطعیت فراوان اعلام کردند که حاضر نیستند با دولت دست نشانده امریکا مذاکره کنند و به جنگجویان شان دستور جنگ را صادر کردند؛ اما رییس جمهور غنی در محفل بزرگداشت از میلاد حضرت محمد، بار دیگر آنان را به مذاکره دعوت نمود. هرکس دیگر هم اگر به‌جای طالب باشد و از یک سو اعتراف امریکا را مبنی بر شکست ناپذیری طالبان در جنگ بشنود و از سوی دیگر دست دوستی و نزدیکی روسیه و برخی از کشورهای دیگر را بفشارد و انبارهای غارت شده اسلحه و تجهیزات نظامی از نیروهای امنیتی کشور را در اختیار داشته باشد و از حمایت بی‌دریغ و سخاوتمندانه مالی و لوژستیکی پاکستان برخوردار باشد، هرگز حاضر به مذاکره با دولت دست نشانده نخواهد شد. زیرا احمقانه است اگر فکر کنیم که طالبان خالق را رها کرده و به مخلوق رو آورند.

* * *

شاید اضافه گویی تلقی شود اگر بگویم که یگانه راهبرد و راهکار از لحاظ نظامی در این فصل سردی و یخ زده‌گی جنگ‌ها، آماده ساختن قوای مسلح از لحاظ کمی و کیفی، دادن روحیه اطمینان و اعتماد به نفس و بخشیدن انگیزه نبرد برای منسوبان قوای مسلح و آماده‌گی شان برای نبردهای داغ وشاید فیصله کن بهار آینده باشد. دولت باید سیاست تضرع و استغاثه را فراموش کند. دولت باید بداند که طالبان در مقایسه با نیروهای امنیتی کشور چندین مراتبه ضعیف‌تر اند. دلیل مؤفقیت‌های جنگی آن‌ها رهبری و مدیریت سالم و ایمان شان به پیروزی است و دلیل نارسایی‌های ما، ضعف رهبری، سوق و اداره، عدم قاطعیت و نبود انگیزه و ایمان به پیروزی است.

میر عبدالواحد سادات
میر عبدالواحد سادات

کاهش وابستگی به پاکستان:

افتتاح راه لاجورد؛ با عبور خط آهن ترکمنستان به بند آقینه ولایت فاریاب؛ گام بزرگ در جهت کاهش وابستگی اقتصادی افغانستان به پاکستان پنداشته می‌شود. کشور ما که در اثر سیاست‌های استعماری انگلیس ودر کشمکش بازی‌های بزرگ آن دوره؛ از راه بحری محروم گردید؛ طی تمام دوران بعد از ایجاد پاکستان به خاطر وابستگی به بندر کراچی آسیب بزرگ را متحمل و مصایب بی‌شماری را متقبل می‌گردد و تا زمانی که دست ما زیر سنگ پنجابی‌ها باشد و راه‌های بدیل با ایران و آسیایی میانه به خاطر ارتباطات اقتصادی با جهان فعال نگردد؛ امکان تغیر در سیاست تجاوزکارانه آن کشور؛ محال خواهد بود.

افغانستان از موقعیت استثنایی به خاطر وصل آسیایی جنوبی و مرکزی برخوردار است و می‌تواند به حیث شاهراه اقتصادی منطقه نقش مؤثر ایفا و از انزوا نجات یابد.

از آنجایی که مقدرات تاریخی افغانستان در دور جدید بازی بزرگ و کشمکش‌های جیواستراتیژیک بین‌المللی و رقبای منطقه‌یی رقم می‌خورد؛ دستان شوم فعال‌اند تا جغرافیایی کشور ما را به‌مثابه معبر ورود شرارت پیشه‌گان تروریست به آسیایی میانه استفاده نمایند.

چگونگی گذار از چالش‌ها به فرصت‌ها در گرو؛ دولت پاسخگو و استقرار حاکمیت قانون می‌باشد که درین راستا؛ متأسفانه هر روز؛ تیشه به ریشه خود می‌زنیم.

ابراهیم داریوش
ابراهیم داریوش

بازخوانی مضمون ثقافت اسلامی و دوباره نویسی آن به گونه‌ای که منصورها میگویند امر معقولی است. فقط امیدوارم که پیروز شوند.

 اگر بتواند این پدیده به یک گفتمان تبدیل شود، عقلانیت، منطق، پلورالیسم و دیگر گفتمان پذیرفته شده را رد ننماید و بدون خشونت عرض وجود نماید جالب خواهد بود؛ اما برداشت من این است که در آن صورت مضمون ثقافت این جبر و انحصارگری موجود خود را نقض خواهد کرد و بایست با احترام و انعطاف بیشتر با علوم دیگر برخورد کند.

چی قدر بجا و بااهمیت است که بجای ثقافت اسلامی، مضمون "فلسفه" یا "جامعه شناسی" دانشگاه شمول گردد که حداقل دانشجویان تمام رشته‌های دانشگاهی به الفبای خردورزی آشنا گردند.                                                                                                            

فیدل کاسترو
فیدل کاسترو

جهان در سوگ عمیق فرو رفت

با درگذشت بزرگ‌مرد حماسه ساز تاریخ فیدل کاسترو این ستارهٔ تابناک عدالت و دادخواهی، زحمتکشان جهان یک‌تن از اسطوره‌های ماندگار و مدافع صدیق و راستین خویش را از دست داد.

کاسترو به‌مثابه رادمرد تاریخ ساز و پیش‌قراول پیکار جویان آزادیخواه جهان یک‌تن از شگفتی‌های تاریخ مبارزات ضد استبدادی، ضد استعماری، ضد ارتجاع و امپریالیسم در جهان بود.

او در قلب امپریالیسم، درفش عدالت، دادخواهی و سوسیالیسم را در اهتزاز کشید و چون کوهپایهٔ شکست ناپذیر با تمام شجاعت و متانت در برابر بزرگ‌ترین طوفان‌های سیاسی جهانی، از آن دفاع نمود و الگوی مقاومت و شکست ناپذیری را در جهان به میراث گذاشت.

کاسترو با توسل به نیروی لایزال خلق، قدرت استعمار را به چالش کشید و درس آزادی، آزادگی، عدالت، دادخواهی و شکست ناپذیری را وارد بایگانی تاریخ نمود.

کاسترو با همه خردورزی و شجاعت کم‌نظیر طومار استعمار و امپریالیسم را درهم پیچید، نسخه و کلید آزادی را برای بشریت دربند عرضه داشت.

با کاربرد دقیق نسخه‌های وارستگی و هنر آزادگی کاسترو، هیچ ملتی اسیر و دربند در جهان باقی نخواهد ماند ‌.

فقدان کاسترو یک ضایعهٔ بزرگ برای بشریت زحمتکش جهان می‌باشد. کاسترو یک مکتب جاویدان است، مکتب رهایی، آزادی و استقلال واو شمعی است که مستدام بر تارک تاریخ می‌درخشد.

خاطرش ماندگار باد

احد ترکمنی
احد ترکمنی

درخت را از میوه‌اش باید شناخت:

سازمان ملل متحد از دولت سوریه می‌خواهد قلمروی در شرق حلب را که داعش در آن پای محکم کرده است، به‌عنوان قلمرو مستقل آنان بشناسد.

تجزیه سوریه و خاورمیانه سازی نوین شاخ و دم دارد؟

ملل متحد، که باغبان بدعت در جهان است، درخت داعش نشانده و اکنون باغی برای درختش می‌خواهد.

الهی ملل متحد را ترمپ بزند!

عزیز آریانفر
عزیز آریانفر

اگر دولت آزاد و مستقل می‌داشتیم، روشن است وزارت خارجه ما بی‌درنگ برای جلب توجه جهانیان به مداخلات بی‌پایان کشورهایی چون عربستان، قطر، ترکیه و پاکستان در امور داخلی ما و کشتار سیستماتیک مردم ما روابط سیاسی خود را با کشورهای یاد شده به تراز روابط قونسولی پایین آورده، سفیران خود را از این کشورها احضار و سفیران آنان را اخراج و در برابر آن‌ها شکایت نامه‌یی عنوانی شورای امنیت سازمان ملل تقدیم می‌کرد تا جامعه جهانی متوجه ریشه و عامل اساسی بحران در کشور می‌شد. اکنون از دولت دست نشانده، کشور دربند و رهبران وابسته چه توقعی می‌توانست داشت؟

بیش از چهار دهه است که این چهار کشور نوکر صهیونیسم جهانی با پشتیبانی باداران خود کشور ما را به خاک و خون کشانده‌اند. اگر شوروی پیشین ناگزیر به لشکرکشی به افغانستان شد، اگر ناتو به این سرزمین آمد، اگر طالب آمد و اکنون داعش می‌آید، همه ره آورد شوم دسیسه‌ها و توطئه‌های همین کشورهای مفتن و شرور است؛ اما حتا یک بار هم نشده که رهبران ما گفته باشند که سر چشم‌های آنان ابرو است. انگار که در برابر زرق و برق دالرهای خونین باد آورده نفتی شیوخ عرب و وهابیون چشم‌های شان کور شده باشد. فشرده سخن تا همین روز و حال است، حال کشور خراب می‌بینم.

داکتر حبیب منگل
داکتر حبیب منگل

مجلس افغانستان سه وزیر کابینه را سلب اعتماد کرد. در حالی که از این تصمیم مجلس حمایت به عمل می‌آید؛ این ضرورت ملی به میان آمده است که تمام حکومت ناکام کنونی که؛ در اجرای وظایف و مسؤولیت‌های خویش در عرصه تأمین امنیت و ریشه کن ساختن تروریسم؛ حکومت داری خوب و تأمین حاکمیت قانون و ریشه‌کن ساختن فساد اداری؛ اقتصادی؛ مالی؛ فقر و بیکاری گسترده و ارایه خدمات اجتماعی و حفظ و حراست منافع ملی دست آورد ندارد و کاملاً ناکام می‌باشد؛ سلب اعتماد شود.

فرید مزدک
فرید مزدک

ترامپ بیشتر محصول امریکای پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ است.

از آن تاریخ تا حال، هر کسی، هرجای دنیا پاگذاشت در اصل روی دُم امریکا پا گذاشت. پس از آن تاریخ تمام جهان حوزه ی منافع امریکا شمرده شد. آن زمان بوش رییس جمهور امریکا با شعار "چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان" به جنگِ انتقام برخاست. "جنگ بوش" که اوباما آنرا ادامه داد بیشتر بی ثباتی و هرج و مرج برای دیگران، تقویت شبکه های تروریستی، قتل مردم و ویرانی شهر ها و گسترش فقر را در نقاط مختلف جهان به شمول امریکا در پی داشت. پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ناسیونالیسم در سراسرِ جهان لگام گسیخته تر شد. جهان حالا در اوج دوران "کیستی تباری، فرهنگی" به سر می برد. این دورانِ، دورانِ برتری برامد های تند سیاسی و تبارزِ احساساتِ وطن دوستانه افراطی بر عقلانیت و ارزش‌های دموکراسی است. مسئولیتِ این همه مصیبت به دوش قدرت های بزرگ دنیا و دیکتاتورهای وابسته به آنهاست. انتخابات اخیر امریکا نشان داد که اکثریت خواب آلود آن "کشور بیدار" تکان خورده و هوشیار شده است. آنچه در امریکا اتفاق افتاد تمام مراکز قدرت و مجموعِ سیستم در آن کشور را شوک داد. اگر نیمی از وعده های خوب ِ ترامپ عملی گردد ما می توانیم شاهد دگر گونی های بزرگ در زندگی مردم امریکا و زندگی مردمی باشیم که سرنوشت شان را نهاد های امریکایی تعیین می کند.

علی رستمی
علی رستمی

انتخابِ رییس جمهور امریکا

پیروزی ترامپ، نمایانگر شکست سیاست‌های نخبه گان مشی نیولیبرالیزم و گلوبالیزم در جهان است. هرچند مشکل و پیش از وقت هست که ترامپ می‌تواند و یا خواهد توانست، خارج از چمبره و چتر اهداف سیاست داخلی و خارجی گنکره گام فراخ‌تر بگذارد، برای اینکه سگی زرد برادر شغال هست و او هم جزو نخبه گان الیگارشی مالی در امریکا می‌باشد! اما شواهد در گوشه و کنار جهان بالخصوص در میان کشورهای اروپای مانند خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی و رشد ملی گرایی در فرانسه، اتریش، هالند والمان و غیره نشان می‌دهد که سیاست‌های امپریالیزم جهانی در رأس امریکا مواجه به شکست بوده و اتحاد جهانی امپریالیزم آهسته‌آهسته روبه زوال می‌باشد و بر این اساس امیدوار هستیم که سایه جنگ سوم جهانی از بالای مردم زحمتکش جهان دور شود و مردم جهان بتوانند در فضای امن زندگی نمایند. بر اساس تضعیف سیاست‌های تجاوزکارانه در جهان، مناقشات منطقوی هم حل گردد و تا از برکت آن بالای کشور ما هم تأثیر بگذارد و مردم ما بتوانند بدون مداخله کشورهای خارجی، مستقلانه قدرت و اختیار سیاسی را به دست آورند و حکومت دلخواه و واقعی خود را انتخاب نمایند. تا از تجزیه و نفاق ملی نجات پیدا کنند و مردم ما برادرانه و بدون تفرقه‌های قومی و محلی و زبانی باهم به‌مانند سابق زیست و وفاق ملی را در پرتو آرمان‌های شهروندی تقویه و به وجود آورند.

احد ترکمنی
احد ترکمنی

به نظر من آدم دلسوز باید بداند قوم یک تصور و اندیشه است که بیشتر برای سیاست طرح می شود. عصر ما که از سه قرن بدینسو تا اینجا رسیده و آن را عصر حاضر خوانده ایم، عصر فرد است در جامعه ای که از افراد تشکیل می شود نه اقوام. تا ما هم خود را مترقی م وملی و هم وابسته به قومی بدانیم، طبعاً هر پهلوی قضایای اساسی افغانستان بغل قومی را می خاراند در حالی که افراد با آن هرگز مشکل ندارند. خردمندانه اندیشیدن لازمه اش بدر شدن در ذهن و عمل از پیلۀ مضر قومی است. من اکنون در افغانستان فقط بیش از سی ملیون انسان می بینم که از شیوۀ دولتی وطن ما جز بینوایی نکشیده اند. این افراد به هیچ قومی تعلق ندارند، اگر می داشتند و قوم شان در قدرت بود، بینوا نبودند؛ به مردم جنوب و شرق افغانستان توجه فرمایید، سختی و عذاب شورش و بحران را هم بیشتر آنان می کشند و از مدنیت نیز همان ها دور تر مانده اند. قوم هرگز به قدرت نمی رسد، ریاست طلبان اقوام اند که قوم باز اند و از آن قدرت برای خود می سازند.          

دوکتور حبیب منگل
دوکتور حبیب منگل

 ځواکمن او یوه موټی زعامت او فساد ضد حکومت باید ایجاد شي آ

 

 اوس دبل هروخت په پرتله ښه معلومه شویده چی دافغانستان د بحرانی وضعیت او د دولت - ملت د جوړولو د ستونځو؛ سیاسی او انتخا باتی فساد؛ د مشروعیت - مقبولیت او نارکارایی د بحران؛ د قدرت - ثروت دلاسته راوړلو او ساتلو لپاره فاجعه راوړونکو ډغرو؛ ملی نقاق؛ دملت دتقسیم کولو اوقومی تعصباتو او تفرقی ته دلمن وهلو اودبی قانونی؛ اداری؛ مالی اواقتصادی شرمونکی فساد او دنړیوالی ټولنی دملیاردونو ډالرو دمرستو دغلا کولو او ولس په بی وزلی او بیکاری د محکوم کولو او دهیواد په چارو کی دبهرنی پراخ دخالت او مداخلو ته دلاری دهوارولو او هیواد د پردیو دمقابلی په میدان دبدلولو او دنورو بی شمیره ناخوالو او ګواښونو؛ اساسی علت اودلیل په دولت او دولتی اداره کی دپخوانیو بنسټ پالو اواوس تش په نامه دموکراتانو؛ قومی مافیا او ټیکه دارانو؛ جنګ سالارانو اوزور سالارانو لوټ مارانواو هیروین سالارانو شتون؛ تسلط او نفو‌ذ تشکیلوی.

نو؛ په داسی سیاسی وضعیت کی داملی اړتیا را منځته کیږی چّه د دولت دننه او بهر ملی او وطندوست، دموکراتیک او مترقی ځواکونو په یوه پراخه سیاسی جبهه کی سره متحد شی او د یوه ملی - دموکراتیک او تحول غوښتونکی قانونی اپوزسیون په مثابه په سیاسی صحنه کی فعال او يوموټئ حضور تامین او دقانونی؛ مدنی او مسالمت امیزی مبارزی له لاری او په ځانکړی ډول د ملی شورا او جمهوری ریاست په راتلونکوانتخاباتوکی متحدانه او فعالانه ګډون وکړی اوبریالتوب ترلاسه اویو ځواکمن او یو موټئ ملی زعامت اومشروع؛ قانونمدار؛ فساد ضد؛ دخلکو خدمتګار؛ موثر او کارا حکومت رامنخته کړی او دولت او دولتی اداره کی د پورته یادو ارتجاعی؛ اقتدارګرا؛ قوم ګرا؛ قشری او فساد پیشه کړیو سلطی اونفوذ ته دپای ټکئ کیږدی او دولتی اداره ورڅخه پاکه کړی دتروریسم او بغاوت جړی وباسی؛ او په هیواد کی پایدار امنیت تامین او دملی انکشاف د یوی نوی ستراتیژی دتدوین او عملی کولو له لاری دهیواد د سیاسی پراختیا او یوی کارا دموکراسی داستقرار اومدنی ټولنی دجوړولو؛ اقتصادی ودی او پراختیا؛ آجتماعی پراختیا او سوکالی او فرهنګی پراختیا دتامین مسایل په وړتیا حل او دهیواد په چارو کی بهرنی لاس وهنی پای ته ورسوی او دافغانستان غیر منسلک موقعیت بیا اعاده کړی او دیوه آزاد او ځپلواک؛ دموکراتیک او غوړیدلی؛ ځواکمن او سرلوړی افغانستان دایجاد دآرمان په تحقق کی چی اوږده مبارزه ورته شوې او بی ساری قربانی ور ته ترسره شوی خپله ملی- وطنی فریضه او رسالت ترسره کړی.