قسمت سوم

 

 من و تلاش‌هايم

 تاريخ خلافت اسماعيليه ازفاطمي هاي مصرآغازودردوره بعدازخلافت، جهشي بسوي امامت با رهبري اسطوره هاي بزرگ درتاريخ معاصربه پيش رفته است وما تلاش نموديم تااين اسطوره هاي نامداررابه معرفي بگريم، ازيک جانب حوادث ووقايع ي تاريخي راکنجکاوي نمايم وازجانب ديگرهمانگونه که ميگويند:

  آينده راگذشته شکل ميدهد. سيرحوادث تاريخي رابه عزيزان جوان به معرفي بگريم.

 خدايا چنان کن که پايان کار... توخوشنود باشي ومارستگار.

 

 اسماعيلیه درسرزمين خراسان

 مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، شاعر وعارف قرن هفتم، دردفتر اول «مثنوی معنوی» خود:

 ای علی که جمله عقل و دیده‌ای

  شمّه‌ای واگو از آن‌چه دیده‌ای

 تیغ حلمت جان ما را چاک کرد

  آب علمت خاک ما را پاک کرد

 بازگو دانم که این اسرار هوست

  زآن‌که بی شمشیر کشتن کار اوست ...

 راز بگشا ای علی مرتضی

  ای پس از سوء‌القضا حسن‌القضا.

 مسلمانان شیعه‌ی اسماعیلیه، در کنار شیعه و تسنّن یکی از شاخه‌ های عمده‌ی اسلام را تشکیل می ‌دهند. اسماعیلیه ها در بیش از ۲۵ کشور و عمدتاً در آسیای میانه و جنوبی، آفریقا و خاور میانه و همچنین در اروپا، ‌آمریکای شمالی آسيا زندگی می‌ کنند. اسماعیلیه ها بر این باورند که پس از وفات پیامبر، حضرت علی، پسرکاکا و داماد پیامبر، اولین امام یا پیشوای روحانی جامعه‌ی مسلمان شد و اینکه این پیشوای روحانی (امامت) پس از آن با جانشینی موروثی از طریق علی و همسرش فاطمه ادامه می ‌یابد. جانشینی امامت بر اساس اعتقاد و سنت و شیعه از طریق نص می ‌باشد که عبارت از اختیار مطلق امام زمانه در تعیینِ جانشین خود از میان هر کدام از اولاد ذکورش است. در طول تاریخ، اسماعیلیه ها تحت هدایت امامشان، به تمدن‌ های اسلامی و زندگی فرهنگی، ‌فکری و مذهبی مسلمانان خدماتی شایان کرده ‌اند. دانشگاه الازهر و فرهنگستانِ علوم دارالعلم در مصر و شهر قاهره گواهی بر این خدمات ‌اند.

 از جمله‌ ی فلاسفه‌، فقها، داکتران، منجمان و دانشمندان قدیم پرآوازه‌ ی که درظلّ حمایتِ امامان اسماعیلیه به اوج شهرت ومحبوبیت رسیده اند از قاضی نعمان، حمید الدین کرمانی، ابن هیثم (الهازن)، ناصر خسرو و نصیرالدین طوسی را می ‌توان نام برد. در نتیجه تا چند دهه قبل اسماعیلیه عمدتاً بر اساس نوشته‏ های دشمنان و همچنین افسانه ‏های ساخته و پرداخته شده قضاوت می ‏شدند. از دهه ۱۹۳۰ میلادی به بعد دسترسی منظم و مستمر محققان به تعداد زیادی از متون اصیل اسماعیلیه تغییرات بنیادی در این زمینه پدید گشته است.

 در نتیجه این تحولات، اسماعیلیه ها از پشت پرده ابهام بیرون آمده و مورد ارزیابی مجدد قرار گرفته‏اند و تدریجاً تصویر صحیح تری از تاریخ، جهان بینی و ایدئولوژی و تسلسل امامت آنها بدست می‏ آید. آنچه از تاریخ بر می‏آید اسماعیلیه موفق شدند از سایر فرقه‏ های شیعی پیشی گرفته و برای مدت چند قرن نقش عمده‏ ی در تحولات تاریخ دنیای اسلامی داشته باشند و ارمغانهای ارزنده ی به فرهنگ و اندیشه اسلامی ارزانی دارند.

 

رهبري قبلي وزيستگاه اسماعيليه ها

حافظ شیرازی نیزدربیت پایانی غزلی با مطلع:

 «طالع اگرمدد دهد دامنش آورم به کف

  گربکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف»،

 حافظ اگرقدم زنی در ره خاندان به صدق

  بدرقه‌ی رهت شود همت شحنه‌ی نجف.

 اسماعیلیه ها كه پس از دوازده امامیی بزرگترین جامعه شیعی را تشكیل می دهند عمدتاً در هند و پاكستان و شرق افریقا سكونت دارند و تعدادی در یمن، سوریه، ایران، افغانستان و تاجیكستان در آسیای میانه (شوروی سابق) و پامیر زندگی می كنند.

 - حسن صباح، حسن بن علی بن جعفر (یا علی بن محمد بن جعفر) مشهور به حسن صباح و شیخ جبل از سال ۱۰۹۰ تا ۱۱۲۴ میلادی به عنوان داعی و حجت رهبری اسماعیلیه خراسان را در دست داشت.

 - کیا بزرگ امید، با مرگ حسن صباح، کیا بزرگ امید در سال ۱۱۲۴ تا ۱۱۳۸ میلادی به عنوان رهبری اصلی و رئیس دولت و دعوت منصوب شد.

 - محمد بن بزرگ امید او سومین معلم و داعی بزرگ بود که از سال ۱۱۳۸ تا ۱۱۶۲ میلادی امور دعوت و دولت را در اختیار داشت و به تثبیت اوضاع پرداخت؛ اما ازین پس دوره دیگری آغاز شد که امامت دو تن از امامان نزاری را در بر گرفت. امامان این دوره عبارت بودند از:

 - حسن علی ذکره السلام، حسن پسر محمد بزرگ امید در سال ۱۱۳۴ میلادی متولد و در سال ۱۱۶۲ میلادی، جانشین پدر شد. او که بعدها به نام (حسن علی ذکره السلام) یا (علی ذکره السلام) مشهور شد در ۱۸ اگست ۱۱۶۴ میلادی. صلای قیامت را داد. او که از آن پس خویش را امام خواند از جانب امام مستور اعلام داشت که امام زمان شما را درود و ترحم فرستاده است... علی ذکره السلام خود را قائم قائم مقام امام و سرانجام امامی در رتبه مستنصر و از نسل او دانست؛ و او در سال ۱۱۶۶ میلادی به قتل رسید.

 - نورالدین محمد از ۱۱۶۶ تا ۱۲۱۰ میلادی امامت را بر عهده داشت و در دوره او عصر قیامت ادامه یافت. در این دوره نزاریان شام به رهبری راشد الدین سنان (۱۱۹۳) به اوج قدرت و شهرت خود رسیدند.

 - جلال الدین حسن پس از دوره های طولانی فرمانروایی پدر عهده دار امامت شد و از سال ۱۲۱۰ تا ۱۲۲۱ رهبری اسماعیلیه نزاری را در دست داشت. دوره او پایان دوران قیامت و آغاز مرحله جدیدی در تاریخ اسماعیلیه یعنی دوره بازگشت به دین است و سر انجام جلال الدین خود قربانی این سیاست شد.

 - علاء الدین محمد از سال ۱۲۲۱ تا ۱۲۲۵ میلادی حکومت و امامت را در دست داشت و در سیاست نزدیک شدن به اهل سنت تغییری ایجاد کرد و شمس تبریزی را از پسران او دانسته اند که پیش از خرابی قلعه الموت آنجا را ترک کرد و به مسلک صوفیان درآمد.

 - رکن الدین خورشاه تا ۱۲۲۵ میلادی قدرت را در دست گرفت و دیری نگذشت که قلعه اسماعیلیه مورد هجوم مغولان قرار گرفت و در سال ۱۲۵۶ میلادی خورشاه با خواجه نصرالدین طوسی و وزیرش مویدالدین و دیگر بزرگان از میمون دژبه زیر آمد و به این ترتیب دفتر حیات دولت بسته شد. از آن پس به تدریج دیگر قلعه های اسماعیلیه نیز تسلیم یا فتح شدند و در شام هم قلعه ها به تسخیر سلاطین در آمد.

 

 اتفاقات ناگواراسماعيليه ها

 فردوسی درآغاز «شاهنامه‌» ی خود، بیت‌هایی را درستایش امیر‌المؤمنین سروده است:

 که من شهر علمم علیم در است

 درست این سخن قول پیغمبر است

 گواهی دهم کاین سخن‌ها از اوست

 تو گویی دو گوشم پرآواز اوست...

 همانا که باشد مرا دستگیر

  خداوند تاج و لوا و سریر

 خداوند جوی می و انگبین

  همان چشمه‌ی شیر و ماء معین

 اگر چشم داری به دیگر سرای

  به نزد نبی و علی گیر جای...

 با پایان دوره الموت ضریه سختی بر اسماعیلیه وارد آمد؛ اما با وجود این، دو نکته سبب استمرار تاریخ شد: یکی آنکه بنابر روایت منابع اسماعیلیه، خورشاه، پسر خود شمس الدین را از خطر رهانیده و او را از مردم پنهان ساخته بود و از طریق او سلسله امامت نزاری استمرار یافت و دیگر آنکه بخش هایی از اسماعیلیه در قالب گروه ها و حلقه های صوفیان به حیات خود ادامه دادند. بدین سان پس از رکن الدین که هشتمین حاکم الموت و خود بیست و هفتمین امام اسماعیلیه نزاری بود این سلسله از طریق فرزند او شمس الدین محمد ادامه یافت.

 شاخه های محمد شاهی و قاسم شاهی - پس از درگذشت شمس الدین محمد (۱۳۱۰ میلادی) بر سر جانشینی او اختلاف افتاد و نزاریان به دو شاخه تقسیم شدند:

 الف). گروهی از امامت علاء الدین مومن شاه بن محمد طرفداری کردند و سلسله امامان از طریق او شاخه محمد شاهی یا مومنی را تشکیل داد. به نظر می رسد سلسله امامان محمد شاهی در آغاز کار در بخش های شمالی ایران و آسیای مرکزی اهمیت یافت، سپس در دهه های اول قرن دهم هجری / شانزدهم میلادی به هند منتقل شد و در اواخر سده دوازدهم هجری / هیجدهم میلادی این سلسله از امامان از میان رفت.

 ب). گروهی از امامت قاسم شاه طرفداری کردند و سلسله امامان از طرق او شاخه قاسم شاهی را تشکیل داد. از آن پس این سلسله تا امام چهل و پنجم یعنی خلیل الله سوم ادامه پیدا کرد و این بخش از زنجیره امامان نزاری قاسم شاهی را تشکیل داد؛ و این سلسله تا اکنون به امامت کریم آقاخان ادامه دارد.

 

حماسه آفرينان اسماعيليه

 نازم به آن خدا که گنهکارمیخرد

 هر روزهدار را، دم افطارمیخرد

 با آبروی رفته به مهمانی آمدهام

  هر بار آبروی مرا یار میخرد.

 قاسم شاهی نزاری که از آن یاد شد همه اسماعیلیه کنونی را شامل می شود و آخرین چهار امام اسماعیلیه نزاری قاسم شاهی از اهمیتی بین المللی زیادی برخورداراند.

 این امامان شخصیتهای هستند که اسماعیلیه را با تعقل و خرد رهبری مینمایند.

 حسن علی شاه، آقا خان اول. (۱۸۸۱ میلادی.)

 آقا علی شاه، آقا خان دوم (۱۸۸۵ میلادی.)

 سلطان محمدشاه، آقا خان سوم (۱۹۵۷ میلادی.)

 حضرت والاشاه کریم الحسینی، آقا خان چهارم.

 از دیدگاه اسماعیلیان، افراد بشر به دو گروه تقسیم می شوند:

 ۱- ویژگان یا نخبگانی که با طی مراحل مختلف به باطن شریعت دست می یابند.

 ۲- و دیگر، عالم یا اکثریت غیر اسماعیلیه که فقط قادر به درک مفاهیم ظاهری مذهب هستند. همچنین اسماعیلیه بر مراتب و درجات منظمی استوار بود که از پایین به بالا، عبارت بودند از:

  مستجیب (تازه وارد به گروه)،

  ماذون،

  داعی،

  حجت،

  - باب و امام.

  امامان در بعضی از دوره ها مستور و در بعضی دیگر آشکار هستند. به اعتقاد اسماعیلیان، در دوره ستر (یاغیبت امام) دعات موظف اند که ابلاغ امر کنند. در این دوره، فقط باب و نخبگان قادربه رویت امام هستند. آنان دوره ستر را از دوره محمد اسماعیل تا قیام عبیدالله المهدی در قیروان می دانند...

 داعیان اسماعیلیه که از آغاز دعوت... در دیلمان و الموت و قهستان و دامغان و سیستان (که هنوز سنتهای باستانی و سنن و شعایر شیعی مذهبان یا سابقه دارالهجره های خوارج را در اذهان داشت) مورد پذیرش قرار گرفتند. معروفترین آنان، ابوحاتم رازی (متوفی به سال ۳۲۲- ه. ق.) در منطقه دیلم و عبدالملک کوکبی در گرد کوه دامغان و اسحاق (ابو یعقوب سگزی) در ری و حسین بن مرورودی در خراسان بودند.

  زمان ناصر خسرو به بعد، تمركز بیشتر اسماعیلیه در بدخشان و نواحی آن بوده است. اسماعیلیه بدخشان كه از آغاز قرن سیزدهم هجری از فرقه محمدشاهی به پیروی از امامان قاسم شاهی گرویدند، بیشترین اسماعیلیه افغانستان هستند. عمدتاً اسماعیلیه ها در ولایات کابل، بدخشان، تخار، قندوز، سمنگان، بغلان، قندهار، فاریاب، جوزجان، بلخ ننگرهار، پروان، بامیان، میدان وردک، غزنی، قلات، هرات و... گروه هایی از اسماعیلیه حضور فزیکی دارند.

 مذهب اسماعیلیه به ویژه در ولایت قندهار ریشه دیرینه دارد. آقا محمد خان با حمایت اسماعیلیه، سپاهی تشكیل داد و آهنگ فتح هرات را داشت. در زمان عبدالرحمن خان نیز تعدادی از خانواده‌ های اسماعیلیه شیخ علی و سرخ پارسا از ولایت پروان به قندهار، گرشك و... تبعید شدند. همچنان از نگاه نژادی، اسماعیلیه های بدخشان تاجیك و ترک نژاد، نورستانی ها یونانی تبار و سایر اسماعیلیه ها عمدتاً از نژاد هزاره و بخشی هم از سادات هستند؛ اما اسماعیلیه قندهار نیز احتمالاً از سه نژاد هزاره، بلوچ و پشتون‌ اند.

رهبران بزرگ اسماعيلیه

 بی توگل روی شاخسارمی شکند

 قلب باغ از غم بهار می شکند

 با رهنمايي تو تمام خوبی ها

 شیشه ی عمر انتظارمی شکند.

 نشریه اسماعیلیه ها داعیان و متفکرین اسماعیلیه را چنین برمیشمارد:

 - ابو علی حسن ابن هیثم

 - ابوالحسن خان بیگلر بیگی محلاتی

 - ابن خلدون داعی و سیاستمدار قرن هشتم اسماعیلیه

 - ابوعبدالله محمد بن احمد نسفی

 - داعی بزرگ، اَبو عَبْدُ اللهِ شیعی، حسین بن احمد بن محمد زكریا

 - داعی ابوعبدالله خادم

 - داعی و متفکر بزرگ سیدنا عبدالملک عطاش

 - حمدان قرمط، داعی بزرگ اسماعیلیه در قرن سوم هجری

 - داعی بزرگ، متکلم و متفکر اسماعیلیه سید نا ابویعقوب سجستانی

 - راحة‌العقل خواجه حمید الدین کرمانی داعی بزرگ اسماعیلیه در دوران خلفای فاطمی

 - شیخ ا لرئیس ابوعلی سینا بلخی

 - خواجه نصیرالدین طوسی

 - داعی بزرگ حضرت قاضی النعمان مولف کتاب دعایم الاسلام

 - ابوحاتم رازی

 - حکیم ناصر خسرو بلخی

 - شیخ الرئیس ابو علی سینا بلخی

 - کسائی مروزی

 با تصدی رهبری مسلمانان اسماعیلیه، نخستین دغدغه‌ی آقاخان این بود که جامعه ‌اش را در هر جایی که بودند، برای تحولاتِ پیش رو آماده کند. این وضعیت که به سرعت تغییر می ‌کرد، نیازمند برنامه‌ های جسورانه‌ تر و طرح‌های تازه ی بود که آرمان‌ های رو به توسعه‌ ی ملی را منعکس کند.

 

حکیم ناصر خسروی بلخی قبادياني (حجت خراسان)

 ناصرخسروقبادیانی بلخي شاعر اسماعیلیه مذهب، درقصیده‌ی با اشاره به واقعه‌ی غدیر، سروده است:

 بنگرکه خلق را به که داد وچگونه گفت

  روزی که خطبه کرد نبی بر سر غدیر

 دست علی گرفت و بدو داد جای خویش

  گردست او گرفت توجز دست اومگیر.

 ناصر خسرو قبادیانی شاعر، حکیم، متکلم و اندیشمند بزرگ قرن پنجم هجری، معاصر با دوران اول قدرت مداری سلجوقی است. وی که بر مذهب اسماعیلیه گرویده بود در میان اسماعیلیه ها القابی چون حجت خراسان و داعی بزرگ داشت که نشانی از مرتبه و مقام والای او در نزد پیروان مذهب اسماعیلیه است. بیشتر آثاری که از ناصر خسرو به یادگار مانده مربوط به روزگاری است که او گرایش به مذهب اسماعیلیه داشته است.

 دین را تن است ظاهر و تاویل روح اوست

 تن زنده جز به روح به گیتی کجا شده است.

 وی در مورد سفرش میگوید:

 مسافت راه که از بلخ به مصر شدیم و از آن جا به مکه و به راه بصره به پارس رسیدیم و به بلخ آمدیم غیر آن که به اطراف به زیارت ها و غیره رفته بودیم دوهزار و دوصد و بیست فرسنگ بود.

 اندیشمند، محقق، حجت، پژوهشگر و شاعر ابو معین الدین ناصر خسروی بلخی بن حارث دانشمند و شاعر نامدار در سال (۳۹۴ هـ. ق) در زمان سلطنت محمود غزنوی در قبادیان بلخ در خانواده محتشم و صاحب عنوان زاده شد. از ابتدای جوانی به تحصیل علم و معرفت پرداخت. تقریبا در تمام علوم آن زمان، مخصوصا علوم یونانی … و هم چنین در علم کلام و حکمت متالهین تبحر پیدا کرد؛ و در روانشناسی، موسیقی و تفسیر نیز صاحب اندیشه بود.

 ناصر خسرو همواره به­دنبال سرچشمه­ی حقیقت می‌ گشت با پیروان ادیان مختلف از جمله مسلمانان، زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان و مانویان به بحث و گفتگو می پرداخت و از رهبران دینی آنها در مورد حقیقت هستی پرس و جومی کرد؛ اما از آنجا که به نتیجه ‌ای دست نمیافت دچار حیرت و سرگردانی می شد و برای فرار از این سرگردانی به شراب و میگساری و کامیاری ‌های دوران جوانی روی آورد.

 «در سن چهل سالگی در ماه جمادی­الآخر سال چهارصد سی هفت شبی در خواب دید که کسی او را می‌گوید «چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند، اگر بهوش باشی بهتر.» ناصر خسرو پاسخ داد «حکما چیزی بهتر از این نتوانستند ساخت که اندوه دنیا ببرد.» مرد گفت «حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهُشی و بی­خردی رهنمون باشد. چیزی باید که خرد و هوش را بیفزاید.» ناصر خسرو پرسید «من این از کجا آرم؟» گفت «عاقبت جوینده یابنده بوَد» و به سمت قبله اشاره کرد. ناصر خسرو در اثر این خواب دچار انقلاب فکری شد، از شراب و همه­ی لذائذ دنیوی دست شست، شغل دیوانی را رها کرد و راه سفر حج در پیش گرفت.»

 وی مدت هفت سال سرزمین‌ های گوناگون از قبیل ارمنستان، آسیای صغیر، حلب، طرابلس، شام، سوریه، فلسطین، جزیرة­العرب، قیروان، تونس و سودان را سیاحت کرد و بیش از سه سال در پایتخت فاطمیان مصر اقامت کرد و از آنجا در دوران «المستنصر بالله» به مذهب اسماعیلیه گروید و از مصر چهاربار به زیارت کعبه رفت. ناصر خسرو در سال ۴۴۴ بعد از دریافت عنوان «حجت» خراسان از طرف «السمتنصر بالله» رهسپار خراسان گردید. او در خراسان و به خصوص در زادگاهش بلخ اقدام به دعوت مردم به اسماعیلیه نمود، اما بر خلاف انتظارش مردم آنجا به دعوت وی پاسخ مثبت ندادند و سرانجام عده‌ای تحمل او را نیاورده و در تبابی با سلاطین سلجوقی بر وی شوریدند و از خانه بیرونش کردند. ناصر خسرو سرانجام پس از مدتی سرگردانی به قلعه­ی یمگان در نزدیکی بدخشان پناه برد و بقیه‌ی عمر خود را در یمگان بدخشان سپری کرد.

 

ناصرخسرو از بلخ تا يمگان

کسایی مروزی، شاعر قرن چهارم یا پنجم، درباره‌ی امام علی سروده:

 مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر

  بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار

 آن کیست بدین حال وکه بوده است وکه باشد

  جز شیر خداوند جهان، حیدر کرار؟

 این دین هدی را به مثل دایره‌ای دان

  پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار

 علم همه عالم به علی داد پیمبر

 چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار.

 «ناصرخسرو بعد از آنکه به بلخ باز می گردد، در بلخ به ترویج اندیشه که همانا آئین اسماعیلیه است، می پردازد، اما این کار ناصر خسرو با واکنش تند متعصبان مواجه می شود و مخالفت با وی به حدی می رسد که حتا حکم قتلش را صادر می کنند و او مجبور می شود تا از بلخ فرار و به یمگان بدخشان پناهنده شود و در آن جا به ترویج عقیده اش می پردازد. ناصر خسرو در سال ۴۵۶ یمگان بدخشان را مکان آرام، جهت تبلیغ و ترویج مذهب اسماعلیه و تالیف و خلق بیشتر آثار خود بر گزید. او در مدت اقامت خود در یمگان درد غربت و دوری از شهر و دیارش به واقعیت عالم هجرت وا میدارد و از درد و فراق غربت با زبان شعر می نالد:

  آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا گویی زبون نیافت ز گیتی مگر مرا

  در حال خویشتن چو همی ژرف بنگرم صفرا همی برآید از اندوه به سر مرا

  سرانجام با تحمل مصیبت ها و سختی ها در راه دفاع از آرمان و اعتقاداتش، در یک روز گرم در عالم غربت و آوارگی در سال (۴۸۱ هـ. ق) در یمگان دار فانی را وداع گفت.

 سالهای اقامت در یمگان برای ناصر خسرو از لحاظ روانی یکی از دشوار ترین و پرمشقت ترین و اما از نگاه آفرینش، یکی از پربار ترین سالهای زندگانی او بوده است. اشعاری که ناصر در هجر وطن و دوری از بلخ در این سالها سروده، آهنگ سوزناک و المناک دارد؛ و این اشعار در حقیقت از بهترین اشعار وی به حساب می آید.

 ابن سینا از حیث نیروی جسمانی، مردی نیرومند بود و به همین خاطر از کارکردن احساس خستگی نمی‌ کرد. او با داشتن این نیروی فراوان جسمی می ‌توانست از پس کار وزارت برآید و همیشه چه در سفر و چه در نبرد همراه آنان باشد و علاوه بر این به کار دانش و نوشتن نیز بپردازد. می ‌گویند که او شبها تا دیرگاه به نوشتن کتاب و رساله می ‌پرداخت و در این کار افراط می ‌کرد.

  ابن سینا از لحاظ نیروی ذهنی و تفکر نیز بسیار نیرومند بود. اینکه او در هجده سالگی توانست تمامی دانش ‌های زمان خود را فراگیرد خود نشانگر نیروی ذهنی اوست. نکتهٔ منفی در اخلاق ابن سینا گفتار تند او نسبت به دانشمندان همدوره خود و حتی به گذشتگانی مانند افلاطون و زکریای رازی بود.

 آثار ناصر ‌خسرو شامل دو بخش است:

 آثار منظوم:

 دیوان اشعار؛ شامل قصاید پارسی و عربی بیش از ده­هزار بیت.

 روشنایی­نامه و سعادت­نامه؛ در موعظه و حکمت.

 آثار منثور:

 - جامع­الحکمتین؛ (تألیف چهارصدشصت دو- ق) جامع حکمت یونان و اصول عقاید اسماعیلیه.

 - خوان اخوان؛ (تألیف چهارصدوپنجاه سه - ق) کتابی است در اخلاق و حکمت و موعظه.

 - زادالمسافرین؛ در حکمت الهی به زبان پارسی بر وفق مشرب اسماعیلیان.

 - گشایش و رهایش؛ رساله‌ای فارسی در جواب چند سؤال یکی از برادران مذهبی.

 - وجه دین؛ رساله‌ای در مسائل کلامی و تأویلات و باطن عبارات و احکام شریعت مشحون به اصطلاحات مذهب اسماعیلیه.

 - سفرنامه، این کتاب شرح سفر هفت­ساله­ی مؤلف به بلاد روم، مصر، حجاز، بین‌النهرین است؛ که طی آن ناصر‌خسرو چهار بار خانه خدا را زیارت کرده است و در خلال آن از شهرها و مناطق بسیار گذشته، مراکز تمدن اسلامی و عمارات و ابنیه­ی تاریخی و مذهبی را دیده و با زندگی اقوام گوناگون و طرز معیشت آنان آشنا شده و به دیدار رجال تاریخی و فرهنگی و سیاسی نایل شده است. ناصر‌ خسرو از مسیر سغر و از توقف‌ گاه‌های و شهرها و قریه‌ ها، از طرز معیشت و آداب و اخلاق و حکومت اقوام مختلف توصیف ‌های بسیار دقیقی ارائه می‌ دهد و بر خلاف عامه‌ ی سفر کردگان دروغ نمی‌ گوید. بدین­سان این کتاب از لحاظ جغرافیایِ تاریخی و از جهت آشنایی با اوضاع و احوال جامعه و مراکز مهم تمدن اسلامی در روزگار مؤلف، جامع مزایای فراوانی است. زبان مؤلف با همه اشتمال بر واژه‌ها و ترکیباتی کهنه، بسی ساده و روشن است و نمونه­ی درخشانی از نثر نغز و پرمغز و خالی از حشو و پاکیزه‌ی فارسی است.

 

حسن صباح مبارز نامدار اسماعیلیه

یارب كه كارها همه گردد به كام ما         

 نور حضور خویش فرو زد امام ما  

 ما باده محبت او نوش كرده ایـم            

 واه چه لذتي دارد شرب مدام ما.

 سیدناحسن صباح که سی ودو سال بعد از ناصر خسرو به دیدار هشتمین خلیفة فاطمی المستنصربالله به مصر رفت و لقب سیدنا و حجت اعظم را از جانب او به دست آورد. حسن بن علی بن جعفر بن حسین بن محمد بن صباح از قبیله حمیر مربوط به امیران قدیم در یمن است. وی دربین سالهای (چهارصدوده –چهارصدوبیست) هجری تولد و بعد ازسی وپنج سال حکومت در داخل دولت سلجوقیان که مقرحکمروایی او قلعه تسخیر ناپذیر اله موت بود، بعد از عمر نزدیک به صد سال در پنجصد و هجده هجری پدرود حیات گفت. علی، پدر حسن مرد فاضل و روشندل بود و فرزند را به راستکاری رهنمون گشت و برای کسب کمال به نیشاپور نزد امام موفق که از معلمان مشهور زمان و اهل حدیث بود، فرستاد. حسن از هفت ساله گی آغاز به کسب دانش کرد و تا به هفده ساله گی بر مذهب پدران خویش شیعة امامییه «اثناعشری» با قی بود و به تحصیل دانش زمان خود پرداخت.

 به روایتی حسن با دو شخصیت ممتاز «نظام الملک» و «عمر خیام» در مدرسه امام موفق همدرس بوده است. میگویند که این سه شاگر پر نبوغ در دوران شاگرد بودن با همدیگر عهد بسته بودند که اگر هر کدام به جایی برسند، بر دیگری پشتیبان و مدد گار باشند. بعد از فراغت، نظام الملک به وزارت الپ ارسلان و ملک شاه سلجوقی رسید. به عمرخیام مساعدت های مالی کرد تا او به مطالعات علمی سر گرم شد. نظام الملک سالانه ده هزار دینار از مالیات نیشاپور به عمر خیام معاش مستمری مقرر داشت. حسن صباح ازری به نزد نظام الملک رفت و و فای عهد پیشین را طلب کرد؛ نظام الملک حکومت ری را به او داد، ولی حسن راضی نشد.

 حسن صباح پس از ترک مصربه خراسان آمد با سیاستهاى سلجوقیان اصولاً مخالف بود و از ظلم عمال ملکشاه سلجوقى شکایت داشت و براى قیام خود بر ضد سلجوقیان، ادامه داد او طبق نقشه ای حساب شده ابتدا الموت را به تصرف درآورد بعد از تسخیر قلعه الموت آشیانه عقاب و همچنان موفق به تصرف هفتاد و دو دژ دیگری نیز می شود و همزمان با تسخیر قلعه ها دعوت آشکار کیش اسماعیلیه را آغاز میکند که در اثر آن تعداد زیادی مردم خراسان را به طریقه باطنی دعوت و جنبش فدائیان را تاسیس مینماید.

 جانفشاني حسن صباح

 آنان كه خاك را به نظر كیمیا كنند        

 آیا بود كه گوشه ی چشمی به ما كنند

 در دم نهفته به ز طبیبان مدعی               

 باشد كه از خزانه ی غیبش دوا كنند.

 حسن صباح، فداییانی تربیت کرده بود که حاضر بودند به اشاره‏ او، هر کاری را انجام دهند. قتل‏های متعدد بزرگانی که مخالف فعالیت اسماعیلیان بودند توسط این فداییان صورت می ‏گرفت و باعث ایجاد رعبی عظیم در دل مخالفان شد. وی حتی سلطان سنجر سلجوقی را تهدید به مرگ کرد و پادشاه، از ترس جان، با او آشتی کرد.

 از آن پس قدرت اسماعیلیه های حسن صباح بیشتر از قبل فزونی یافت تا این که حسن صباح در (بیست و شش ربیع ‏الثانی پنجصد و هجده - ق درگذشت). او با سلطنت ارثی مخالف بود و پس از خود یکی از رهبری اسماعیلیه و یاران خویش را به جای خود انتخاب کرد.

 حسن صباح توجه ابن‌ عطّاش (رهبر اسماعیلیهِ سرزمینهاى سلجوقى) را، که به رى آمده بود، جلب کرد. ابن‌ عطّاش که متوجه استعداد و کفایت او شده بود، در سلسله مراتب دعوت اسماعیلیه، مقامى به ‌وى داد. در ۴۶۷، حسن صباح همراه ابن‌ عطّاش به اصفهان رفت و در ۴۶۹، به توصیه او، عازم قاهره، پایتخت فاطمیان، شد تا در آنجا تعلیم بیشترى ببیند. او در مصر با خلیفه فاطمی، المستنصر بالله ملاقات کرد.

 فرقهٔ او را نزاریه نیز می ‌نامند زیرا او بر سر جانشینی المستنصر با امیرالجیوش مخالف بود. المستنصر دو پسر داشت به نام‌ های نزار و مستعلی. او ابتدا پسر اولش نزار را جانشین خود کرد اما با مخالفت امیرالجیوش، مستعلی را به عنوان جانشین خود اعلام کرد. اختلافات آن‌ها هم از همین جا شروع شد.

 حسن صباح بعد از سفر به مصر فعالیت خود را آغاز کرد و از آنجا که سخنور و کلامی آتشین داشت توانست طرفداران زیادی پیدا کند ذهنیت حسن صباح از بین بردن مخالفان و کشتن آنها توسط یاران با وفای او که فدایی مطلق تلقی می شدند بود انها کسانی بودند که امتحانهای بسیاری از آنها به عمل آمده بود و از همه آنها سربلند بیرون آمده بودند. دژالموت که حسن صباح آن را به عنوان مرکز فرماندهی و پایگاه دایمی خود برگزید. بر صخره های بلند در کوهستانی قرار داشت که دست یافتن به آن بسیارمشکل بود. پس از استحکام دژ اسلحه و آذوقه فراوان به قلعه بردند و برای مقابله با حمله و محاصره سپاه سلجوقی که دیر یا زود انجام می گرفت آماده شدند. درآن روزها فقط هفتاد تن در دژ اقامت داشتند. وقتی حکومت سلجوقی به محل اقامت حسن صباح پی برد دستور نابودی او را صادر کرد ولی قدرت حسن صباح را دست کم گرفت و منجزبه شکست گردید. ولی سرانجام فداییان بسیاری از سران سلجوقی را کشتند نهضت آنها نزدیک به صدو پنجاه سال ادامه داشت تا اینکه هلاکو این جنبش را خاموش کرد.

 

قدرت نمايي حسن صباح

 ابوسعید ابوالخیر، عارف وشاعر سده‌های چهارم وپنجم، رباعی‌هایی ازسر ارادت، خطاب به امام علی سروده است:

 ای حیدر شهسوار وقت مددست

 ای زبده‌ی هشت و چار وقت مددست

 من عاجزم از جهان و دشمن بسیار

 ای صاحب ذوالفقار وقت مددست.

 حسن برای نشان دادن قدرت خود به سلطان که او را تهدید می کرد، یكی از فدائیان را مامور می كند كه شب هنگام به خوابگاه وی وارد شود و بدون این که به او آسیب برساند یک خنجر در كنار سر او بر زمین فرو كند و نامه ی که قبلا آماده شده بود در آنجا باقی بگذارد. سلطان به حسن صباح پیغام فرستاده بود كه دارای قلمروی پهناور ویك میلیون مرد جنگی است و حسن به او پاسخ داده بود كه وی تنها دارای هفتاد هزار پیرو «زن و مرد» است، که همه از جان گذشته اند، اما آدمهای تو برای مزد و مقامشان همراهت هستند و جانشان را دوست دارند و از نوشته های مورخان چنین بر می آید كه حسن صباح از نظر فلسفی مردی بود كه اعتقاد به زندگانی ساده داشت. به عقیده او، معاش هر كس باید از طریق كار مفید تامین شود و فدائیان عمدتا مصروف دهقانی بودند. وی معتقد به آزادی اجتماعی، تعاون و نیز گذشت بود. پس از هر پیروزی، از شكست خوردگان انتقام نمی گرفت و آنها را شماتت نمی كرد. به نوشته برخی مورخان متاخر، دشمنی او با خواجه نظام الملك تنها به خاطر مخالفت خواجه با نظام اسماعیلیه نبود، بلكه برای این هم بود كه خواجه خدمت اجنبی را می كرد و به زبان عربی بیش از پارسی توجه داشت.

 حسن صباح به مدت سی و پنج سال در دژ حسن صباح زیست و به فراخواندن مردم به اسماعیلیه و مبارزه با پادشاهان سلجوقی و خلفای بغداد ادامه داد. حسن صباح مردی برجسته و شگرف بود، سیاستمداری با تدبیر و مدیر و سازمان دهنده ی توانمند، متفکر، پارسا و مردی پرهیزکار بوده است. وی را سیدنا می نامیدند. گویند حسن صباح کتابخانه ی در الموت داشته و دانشمندی بوده است که به دانش های ستاره شناسی و دواسازی دسترسی داشته است. حسن صباح در دژ الموت زیست و به مبارزه، مقاومت، آموزش، تبلیغ مرام و اندیسه خود پرداخت. وی و پیروان فدائی او در سراسر سرزمین های اسلامی در تاریخ سیاسی و نظامی این مقطع تعیین کننده و تاریخ ساز بوده اند. حسن صباح بر اثر بیماری در سال (پنجصدوهجده- ه ق) درگذشت و کیابزرگ امید، جانشین وی شد.

 

اسماعيليه و مغولان

 اسماعیلیه به دست مغولان منهدم نگردید، بلکه گروههای پراکنده ی همچنان در دیلم و قهستان باقی ماندند و شمار بسیاری از اسماعیلیه خراسانی که از تیغ مغول رهایی یافته بودند، نیز به نواحی مجاور در افغانستان و سند مهاجرت کردند. جماعت اسماعیلیه برای حفظ بقای خود مجبور بوده است تا به شدید ترین وجهی تقیه کند و به تدریج هویت واقعی خود را در پوشش ظاهری تصوف کتمان نماید. با مرگ شمس الدین محمد، بیست و هشتمین امام نزاری که در حدود (هفتصد و ده - ق) اتفاق افتاد، اولین انشعاب در جماعت اسماعیلیه نزاری پدیدار گشت. مؤمن شاه و قاسم شاه، فرزندان شمس الدین محمد برسر جانشینی پدر اختلاف پیدا کردند و امامت هر یک از آنها مورد پذیرش گروههایی از نزاریان قرار گرفت و در نتیجه جماعت نزاریه به دو شاخه مؤمن شاهی (یا محمد شاهی) و قاسم شاهی منقسم گردید.

 در دوره صدوهفتاد و یک ساله الموت، اسماعیلیه ها توانستند با رهبری های اولیه حسن صباح، دعوت مستقل خود را که دیگر هیچ گونه ارتباطی با قاهره و حکومت فاطمی و دعوت مستعلویه نداشت، بنیان گذاری کنند و در نواحی مختلف، خاصه ایران و عراق و شام و افغانستان توسعه دهند. به رغم فشارها و حملات ممتد سلجوقیان به قلاع و پایگاههای اسماعیلیه، دعوت آنان با موفقیت کم و بیش تا مقر حکومت سلجوقیان گسترش می یافت. حسن صباح که مؤسس دولت و دعوت مستقل اسماعیلیه بود و سیاستها و شیوه های کلی مبارزاتی اسماعیلیه را شخصا طراحی می کرد، متفکر برجسته ای نیز بود و آثار مهمی در زمینه آموزش وتربیت اسماعیلیه تألیف کرده بود.

 اکنون جماعت بیست و پنج میلیونی اسماعیلیه نزاری عمدتا در کشورهای آسیایی، مانند هند، پاکستان، بنگلادش، چین (در یارکند و کاشغر)، افغانستان، ایران، سوریه و تاجیکستان، و در کشورهای افریقایی، کنیا و تانزانیا، به صورت اقلیتهای کوچک مذهبی پراکنده هستند. در شبه قاره هند خوجه های نزاری عمدتا در نواحی سند، کاچ، گجرات و بمبئی زندگی می کنند و گروههای دیگری از نزاریان قاسم شاهی در نواحی چیترال، گلگیت و هونزا در جامو و کشمیر، و شمال غرب پاکستان حیات بسر میبرد. افزون بر آن، از حدود سال نوزده هفتاد- م، شمار بسیاری از خوجه های نزاری از هند و پاکستان و نیز افریقا به کشورهای غربی، آمریکای شمالی، و انگلستان مهاجرت کرده اند.

 

امام سلطان محمد شاه

در حجـــم بیـــتاب دلم یـاد تـو غـوغـا می كــند

 گنجـــینه حس مــرا نـام تـو زیبـــــــا می كــند

 از متن نـاب خاطـــره شـــعر حضــــورت را دلم

 بـا اشــتیاق دیدنت مســتانه پیــــدا می كــند

 وا كن به سوی شوق من آغوش گـرم عاطـفه

 بانگ حضـــورتوهردم چشـم مرا وا می كــند

 آمد آمد نـرگـست از رد پـای انتــــــــظار

 راز وجـود ســبز تـو دردیـده افشــا می كــند...

 والاحضرت سلطان محمدشاه (۱۸۷۷-۱۹۵۷) چهل و هشتمین امام موروثی مسلمانان شیعه ‌ی اسماعیلیه بود. او به واسطه‌ی دانش عمیقی که از سنت‌های فرهنگی متنوع داشت، واجد جایگاهی منحصر به فرد بود و نقشی مهم در امور بین‌ المللی زمان خویش ایفا کرده و حرفه‌ی عمومی او دارای ابعاد زیادی بود.

 آقاخان سوم سلطان محمد شاه یک اصلاح ‌گر اجتماعی بود که دغدغه‌ هایش شامل کاهش فقر و ارتقاء زنان در جامعه بود. او که یکی از طرفداران تحصیلات مدرن بود، به یکی از حامیان پرشور پیشرفت تحصیلی مردان و زنان در هند و آفریقای شرقی تبدیل شد. او که یکی از خبرگان مشتاق فرهنگی بود، پشتیبان یک آموزش حقیقتاً چند فرهنگی بود که بهترین‌ ها و بالا ترین ‌ها را از ادبیات کلاسیک غرب و شرق با هم تلفیق می ‌کرد. او قهرمان روابط حسنه میان کشورها و ملت‌ها بود.

 در سال ۱۹۹۸، انتشارات بین ‌المللی کگن پاول، گزیده‌ ای از سخنرانی‌ها و نوشته‌ های سلطان محمد شاه را منتشر کرد که ویرایش، تعلیقات و مقدمه‌ی آن را پروفیسور خ. ک. عزیز، یکی از محققیق برجسته‌ی تاریخ شبه قاره‌ی هند به انجام رسانیده است. گزیده‌ای از سخنرانی‌ های منتشر شده در این کتاب در این وب‌ سایت ارایه شده‌اند که آرمان‌ها و اندیشه‌ های سر سلطان محمد شاه را درباره‌ی تحصیلات مدرن و چند فرهنگی، نوزایی فرهنگ اسلامی و اسلام در دوره‌ی مدرن منعکس می ‌کنند. بسیاری از دیدگاه‌های او در منظرهایی منعکس شده‌اند که تلاش‌های مؤسسه را جهت می‌ بخشند.

 

کارنامه هاي ماند گارسلطان محمد شاه

 ابرازارادت یا اشاره به شخصیت والای اولین امام اسماعيليان درآثارشاعرانی چون نظامی گنجوی، سعدی شیرازی، سنایی غزنوی، ابن یمین فریومدی، اهلی شیرازی، وحشی بافقی، صائب تبریزی، هاتف اصفهانی، شاه نعمت‌الله ولی، ابن حسام خوسفی، باذل مشهدی وبسیاری از دیگرشاعران دیده شده است. شیخ فرید‌الدین عطار، شاعر وعارف سده‌های ششم و هفتم، هم درباره‌ی حضرت علی شعرهایی سروده که دریکی از آن‌ها آمده است:

 ای پسر تو بی‌نشانی ازعلی

  عین و یا و لام دانی از علی

 تو ز عشق جان خویشی بی‌قرار

  واونشسته تا کند صد جان نثار.

 کار نامه های آقاخان سوم عنوان درخشان و ماندگاریست که در تاریخ اسماعیلیه و اسلام درج است.

  سلطان محمد شاه در سال هجده هشتاد و پنج میلادی به امامت اسماعیلیه رسید و حدود هفتاد دو سال چهل و هشتمین امام زمان اسماعیلیان بود. آقاخان سوم در یازده ژوئیه نوزده پنجاه هفت در ژنو چشم از جهان پوشید. جسد وی را به آسوان در مصر منتقل كردند و همانجا به خاك سپردند. پس از مرگ وی برخی از روزنامه‌ های اروپایی به شرح جزئیات زندگی او پرداختند و عنوان‌ هایی برای او ذكر كردند. تایمز وی را شهروند جهانی خواند؛ گاردین به وی عنوان پادشاه بدون كشور داد. سلطان محمد شاه که ۷۲ سال رهبری فرقه اسماعلیه را بر عهده داشت، مشهور ترین شخصیت این فرقه به شمار می رود. او پایه گذار نهادها و موسسات اقتصادی و فرهنگی درشبه قاره هند، و بنیان شبکه توسعه آقاخان بود.

 سلطان محمد شاه، از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۹ رئیس جامعه ی ملل گردید.

 جامعه ملل، شکل اولیه سازمان ملل فعلی بود که توسط قدرتهای بزرگ و فاتح جنگ جهانی اول تاسیس شد ولی با شروع جنگ جهانی دوم جامعه ملل از هم فروپاشید.

 سلطان محمد شاه میگفت: همانگونه كه در خاطراتم نیز برای تمام جهان توضیح داده‌ام كه دریابند، دو جهان وجود دارد – جهان خِردورزی مادّی و جهان روشن‌ بینی معنوی. جهان روشن‌ بینی معنوی تفاوتی بنیادین و گوهری با جهانِ خردورزی مادّی دارد و مایه‌ی مباهات و افتخار اسماعیلیان است كه ما عمیقاً بر این باوریم كه جهان روشن‌ بینی معنوی به مثابه‌ ی حقیقتی از زمان پیدایش اسلام تا بدین لحظه به همراه امامت آمده است و در كنارِ خود، به منزله‌ی یكی از پیامدهای ضروری‌اش، عشق، لطافت، مهربانی، و كرامت را نسبت به تمامی برادران و خواهران مسلمان مان از هر مذهبی در درجه‌ی نخست و ثانیاً نسبت به كسانی كه زندگی با صداقت، با وجدان و سرشار از عدالت‌ ورزی نسبت به هم‌ نوعانشان دارند، به همراه آورده است.

 این اركانِ دینی مذهب اسماعیلیه نزد شما به خوبی شناخته شده هستند، چون شما اینها را از من و از طریق پدران و نیاكانتان از پدر و پدر بزرگم شنیده ‌اید، تا بدان حد كه بیم دارم از فرطِ آشنایی درازمدّت با این تعلیمات، برخی از شما ضرورتِ بازنگری و معاینه‌ی دوباره‌ ی قلب و تجربه‌ ی دینی‌ تان را از یاد ببرید.

 

امامت سلطان محمد شاه

 «علی ای همای رحمت» سروده‌ی حسین شهریار:

 علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

  که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

 دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

  به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

 به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

 چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

 مگرای سحاب رحمت توبباری ارنه دوزخ

  به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

 برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن

  که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

 به‌جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

  چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا.

 سلطان محمد شاه در سال هجده هشتادوپنج میلادی به امامت اسماعیلیه رسید و حدود هفتاد دو سال چهل و هشتمین امام  زمان اسماعیلیان بود. آقاخان سوم در يازده  ژوئيه نوزده پنجاه هفت در ژنو چشم ازجهان پوشيد. جسد وي را به آسوان درمصر منتقل كردند و همانجا به خاك سپردند. پس ازمرگ وي برخي از روزنامه‌هاي اروپايي به شرح جزئيات زندگي او پرداختند وعنوان‌هايي براي او ذكر كردند. تايمز وي را شهروند جهاني خواند؛ گاردين به وي عنوان پادشاه بدون كشور داد. سلطان محمدشاه که ۷۲ سال رهبری فرقه اسماعلیه را برعهده داشت، مشهورترین شخصیت این فرقه به شمار می‌رود. او پایه گذارنهادها و موسسات اقتصادی و فرهنگی درشبه قاره هند، و بنیان شبکه توسعه آقاخان بود.

 سلطان محمد شاه، از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۹ رئیس جامعه ی ملل گردید.

 جامعه ملل، شکل اولیه سازمان ملل فعلی بود که توسط قدرتهای بزرگ و فاتح جنگ جهانی اول تاسیس شد ولی با شروع جنگ جهانی دوم جامعه ملل از هم فروپاشید.

 

سخنان سلطان محمد شاه

 یارب كه كارها همه گردد به كام ما         

 نور حضور خویش فرو زد امام ما  

 ما باده محبت او نوش كرده ایـم            

 واه چه لذتي دارد شرب مدام ما.

 سلطان محمد شاه ميگفت: همانگونه كه درخاطراتم نیز برای تمام جهان توضیح داده‌ام كه دریابند، دو جهان وجود دارد – جهان خِردورزی مادّی و جهان روشن‌بینی معنوی. جهان روشن‌بینی معنوی تفاوتی بنیادین و گوهری با جهانِ خردورزی مادّی دارد و مايه‌ی مباهات و افتخار اسماعیلیان است كه ما عمیقاً بر این باوریم كه جهان روشن‌بینی معنوی به مثابه‌ی حقیقتی از زمان پیدایش اسلام تا بدین لحظه به همراه امامت آمده است و در كنارِ خود، به منزله‌ی یكی از پیامدهای ضروری‌اش، عشق، لطافت، مهربانی، و كرامت را نسبت به تمامی برادران و خواهران مسلمان مان از هر مذهبی در درجه‌ی نخست و ثانیاً نسبت به كسانی كه زندگی با صداقت، با وجدان و سرشار ازعدالت‌ورزی نسبت به هم‌نوعانشان دارند، به همراه آورده است.

 این اركانِ دینی مذهب اسماعیلیه نزد شما به خوبی شناخته شده هستند، چون شما اینها را ازمن و ازطریق پدران و نیاكانتان ازپدروپدربزرگم شنیده‌اید، تا بدان حد كه بیم دارم از فرطِ آشنایی درازمدّت با این تعلیمات، برخی ازشما ضرورتِ بازنگری ومعاینه‌ی دوباره‌ی قلب و تجربه‌ی دینی‌تان را از یاد ببرید.

 حسن علی شاه، آقا خان اول. (د. 1298 ق / 1881 م.)

 آقا علی شاه، آقا خان دوم (د. 1302 ق / 1885 م.)

 سلطان محمدشاه، آقا خان سوم (د. 1376 ق. / 1957 م.)

 حضرت والاشاه کریم الحسینی، آقا خان چهارم.

 

کریم آقاخان چهل و نهمین امام اسماعیلیه

 ازميان اشک ها خنديده مي آيد کسي

 خواب بيداري ما را ديده مي آيد کسي

 با ترنم با ترانه با سروش سبز آب

 از گلوي بيشه خشکيده مي آيد کسي 

 مثل عطر تازه تک جنگل باران زده

 در سلام بادها پيچيده مي آيد کسي

 کهکشاني از پرستو در پناهش پرفشان

 آسمان در آسمان کوچيده مي آيد کسي

 خواب ديدم، خواب ديده در خيالي ديده اند

 از شب ما روز را پرسيده مي آيد کسي.

 والا حضرت شهزاده کریم آقاخان، چهل و نهمین امام موروثی شیعان اسماعیلیه جهان در ۱۱ جولای ۱۹۵۷ به عمر بیست سالگی مسند امامت را ازپدر بزرگش، سرسلطان محمد شاه (آقاخان سوم) به ارث برد که پس از آن پیروان فرقۀ اسماعیلیه همه ساله، سالروز تخت نشینی امام حاضر خویش را دراجتماعات بزرگ مردمی جشن گرفته با قربانی نمودن ها، ختم وخیرات های وسیع این روز را به عنوان یکی از بزرگترین جشن های مذهبی شان گرامی میدارند.

 حضرت والا آقاخان چهارم درطول بیش ازنیم قرن که عهده دار رسالت مقام امامت فرقه اسماعیلیه است به عنوان یکی از رهبران متجدد و پر نفوذ جهان اسلام شناخته میشود وامروز دارای روابط دیپلوماتیک با بیش ازچهل کشورجهان بوده وهمچنان درامور خدمات بشردوستانه دراکثرکشورهای جهان فعالیت های مثمروسودمندی راانجام داده است.

 شبکۀ انکشافی آقاخان دربیش از ۳۰ کشور جهان دربخشهای انکشاف پروژه های زیربنائی، اقتصادی، بهداشت، تعلیم و تربیه، ترمیم آثارباستانی، قرضه های کوچک برای پیشه وران و خدمات بشردوستانه برای خانواده های بی بضاعت، فعالیت دارد. در طول تاریخ، اسماعیلیان به تمدن‌های اسلامی و زندگی فرهنگی، ‌فکری و مذهبی مسلمانان خدماتی ماندگاری را انجام داده اند. پوهنتون الازهروفرهنگستانِ علوم دارالعلم در مصر و البته خود شهر قاهره در زمان امپراتوری فاطمیان ازسوی امامان اسماعیلیه اعمار شد. گفتنی است که پیروان اسماعیلیه که شاخۀ از مذهب تشیع (جعفری) میباشد و در بیش از ۲۵ کشور و عمدتاً درآسیای میانه و جنوبی، آفریقا و خاورمیانه و همچنین در اروپا، ‌آمریکای شمالی و استرالیا زندگی می‌کنند.

 

تحصيلات آقاخان

 در حجـــم بیـــتاب دلم یـاد تـو غـوغـا می كــند

 گنجـــینه حس مــرا نـام تـو زیبـــــــا می كــند

 از متن نـاب خاطـــره شـــعر حضــــورت را دلم

 بـا اشــتیاق دیدنت مســتانه پیــــدا می كــند

 وا كن به سوی شوق من آغوش گـرم عاطـفه

 بانگ حضـــورتوهردم چشـم مرا وا می كــند

 آمد آمد نـرگـست از رد پـای انتــــــــظار

 راز وجـود ســبز تـو دردیـده افشــا می كــند...

 والا حضرت شهزاده کريم آقاخان چهل ونهمین امام شیعیان اسماعیلیه در واقع نسل چهل ‌و نهم از فرزندان علی (ع) بن ابی‌طالب و فاطمه زهرا (س) د خترمحمد (ص) پیامبر اسلام محسوب می‌شود، که پس از پدربزرگش سطان محمد شاه، در سن ۲۰ سالگی در ۱۹۵۷ به امامت رسید وی تحصيلاتش رادرپوهنتون هاروارد در رشته تاریخ اسلام به پايان رسانده است. والا حضرت شهزاده کریم آقاخان یکی از ثروتمندترین سرمایه‌گذاران مسلمان است. وی سرمایه زیادی را درنقاط فقیرودورافتاده دنیا خرج کرده‌است. آقاخان همچنین تلاش دارد تا چهره‌ای غیرخشونت‌آمیز ازاسلام را به معرض دید جهانیان بگذارد و ازثروت و کمک‌های مالی خود به کشورهای درحال توسعه ومردمان فقیردريغ نمي کند. بخشی از ثروت شخصی والا حضرت شهزاده کریم آقاخان که به گفته مشاوران اودرسال ۲۰۰۷ بیش ازیک میلیارد دالراست. وی پیش ازنيم قرن قبل به جانشینی پدربزرگش تعیین شد.

 

شبکه توسعي آقاخان

 حافظ شیرازی نیزدربیت پایانی غزلی با مطلع:

 «طالع اگرمدد دهد دامنش آورم به کف

  گربکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف»،

 حافظ اگرقدم زنی در ره خاندان به صدق

  بدرقه‌ی رهت شود همت شحنه‌ی نجف.

 شبکه توسعي آقاخان (AKDN) نام موسسه‌ای است شامل دهها بخش مختلف که به فعالیت‌های بشردوستانه درکشورهای فقیر و درحال توسعه می‌پردازد. هرسه سال یک بار ازسوی این بنیادجایزه معماری آقاخان به مبلغ نیم میلیون دالربه یک یا چند معمارزنده اعطا می‌گردد. جایزه معماری شهزاده کريم آقاخان:Aga Khan Award for Architecture - AKAA جایزه‌ ی است که هرسه سال یک بارازسوی بنیاد شبکه توسعه آقاخان به یک یا چند معمار زنده اعطا می‌گردد. این جایزه که درسال ۱۹۷۷ ازسوی کریم آقاخان پایه گذاشته شده، ازنظرمالی برترین جایزه معماری درجهان بشمارمی‌آید. به برندهٔ این جایزه ۵۰۰٬۰۰۰ دالر آمریکاي داده می‌شود.

 جایزه معماری کريم آقاخان برخلاف جایزه پریتزکر، برروی شیوه‌های بومی واسلامی و راهکردهای معماری کهن ونوین درتوسعه جهان سوم نیزمتمرکزاست. هدف ازاین جایزه شناخت نمونه‌های برترمعماری که هم طرح‌های نوین را دربرگیرد، هم فاکتورهای اجتماعی وبهبود و توسعه آنها، ونیزمفاهیم بازسازی، دوباره استفاده سازی، محافظت و طراحی محیط زیست عنوان گردیده است.

 

خانواده آقا خان

 

موسسه مطالعات اسماعيلي درمورد جناب شهزاده کريم آقا خان مي نويسد:

 در چند نسل‌ اخیر، خانواده‌ی آقاخان سنت خدمت درعرصه‌ی بین‌المللی را دنبال کرده‌ است. پدربزرگ حضرت والا آقاخان ریاست جامعه‌ی ملل را برعهده داشت و پدرش شاهزاده علی‌خان سفیرپاکستان درسازمان ملل بود. کاکايش شاهزاده صدرالدین مسؤول پناهندگان سازمان ملل، هماهنگ کننده‌ی سازمان ملل برای کمک‌رسانی به افغانستان و نماینده‌ی اجرایی سازمان ملل در مناطق مرزی عراق- ترکیه بود. (نويسنده افتخارملاقات با ايشان وارماکورارادارد).

 برادر حضرت والا آقاخان، شاهزاده امین، بعد ازفارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۶۵ به بخش امور اقتصادی و اجتماعی درشوراي رهبري سازمان ملل ملحق شد. شاهزاده امین از سال ۱۹۶۸ از نزدیک در اداره‌ی مؤسّسات اصلی توسعه وابسته به نهاد امامت مشغول بوده است. وی مدیر بنیاد آقاخان (AKF) بوده و عضو هیأت مدیره‌ی صندوق توسعه‌ی اقتصادی آقاخان (AKFED) و ريیس کمیته‌ی اجرایی آن است. شاهزاده امین همچنین به طور چشمگیری در پایه‌گذاری و توسعه‌ی خدمات ارتقای گردشگری (TPS) نقش داشته است. او ريیس مؤسسه‌ی فرهنگی آقاخان (AKTC) نیز می‌باشد.

 شاهزاده زهرا، دختر و فرزند بزرگ حضرت والا آقاخان، که در سال ۱۹۹۴ با مدرک لیسانس در رشته‌ی مطالعات توسعه از دانشگاه هاروارد فارغ‌التحصیل شده است، ریاست بخش رفاه اجتماعی (SWD) را که در درون مجموعه‌ی دفتر آقاخان در فرانسه قرار دارد، بر عهده دارد. او مسؤولیت سیاست‌گذاری و مدیریت بهداشت، آموزش، و برنامه‌ریزی و ایجاد شرکت‌های خدماتی شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان (AKDN) را در اختیار دارد. وی همچنین نقش سیاست‌گذارانه‌ی مهمی را در ارتباط با دیگر سازمان‌های توسعه‌ی اجتماعی شبکه عهده‌دار است.

 شاهزاده رحیم، دومین فرزند حضرت والا آقاخان درمیان چهار فرزند او، در دوازدهم اکتبر ۱۹۷۱ در شهر ژنو در سويیس به دنیا آمد. او که در مجموعه‌ی دفاتر حضرت‌والا آقاخان در اگلمو واقع در شمال پاریس مستقر است، مدیر اجرایی صندوق توسعه‌ی اقتصادی آقاخان (AKFED) - بازوی توسعه‌ی اقتصادی شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان (AKDN) - است. وی همچنین دردفتر نمایندگی اعتبارِ خُردِ آقاخان (AKAM) درسمت ریاست اجرایی مشغول خدمت است. شاهزاده رحیم که درسال ۱۹۹۶ با مدرک لیسانس با گرایش ادبیات تطبیقی از دانشگاه براون در ایالت رودآیلند امریکا فارغ‌التحصیل شده است، آموزش دوره‌ی متوسطه‌ی خود را در فیلیپس اندوور در ماساچوست گذرانده است. او در سال ۲۰۰۶ یک دوره‌ی آموزشی توسعه‌ی اجرایی در زمینه‌ی مدیریت و امور اداری را نیز در فاکولته زراعتي آی‌ایی‌اس‌ایی پوهنتون ناوارا در بارسلونای اسپانیا به پایان رسانید. شاهزاده رحیم به منظور وارسي به واحدهای صنعتی، هوتل‌ها، و مؤسسّات مالی شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان ازجمله پروژه‌های اعتبارِ خُرد به طور مرتب به آسیا و افریقا سفر می‌کند.

 شاهزاده حسین، پسر دوم حضرت والا آقاخان، از کالج ویلیامز در آمریکا مدرک لیسانس خود را دریافت کرد و از دانشکده‌ی روابط عمومی و بین‌الملل دانشگاه کلمبیا (SIPA) در رشته‌ی روابط بین‌الملل مدرک فوق لیسانس اخذ نموده است.

 

برنامه هاي توسعي آقاخان

 در این مقطع حوزه‌ی اصلی مطالعه‌ی او توسعه‌ی سیاسی و اقتصادی با تمرکز بر روی مناطق خاورمیانه و شمال افریقا بود. کوچکترین پسر حضرت‌والا آقاخان وشاهزاده علی‌محمد در سال ۲۰۰۰ متولد شد.

 بر طبق چنین بینشی از اسلام و نیز سنّت خودشان در خدمت به بشریت است، هرجا که اسماعیليان زندگی می‌کنند، آن‌ها (خانواده‌ی حضرت‌والا آقاخان) چهارچوب‌های سازمانی مشخص و مناسبی را درجهت اجرای فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی بنا کرده‌اند. این ساختار تحت مدیریت حضرت والا آقاخان گسترش یافته و در نتیجه‌ی تکامل آن شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان به وجود آمده است، که مجموعه‌ای است از سازمان‌هایی که در راستای بهبود شرایط زندگی و میزان فرصت‌ها در مناطق خاصّی از جهان در حال توسعه فعالیت می‌کنند. در همه‌ی کشورها، این سازمان‌ها در جهت منافع و خیرعمومی همه‌ی شهروندان، مستقل از اینکه به چه نژاد یا دینی تعلق دارند، کار می‌کنند. گستره‌ی فعالیت این سازمان‌ها از معماری، آموزش و بهداشت گرفته تا ارتقاء بنگاه‌های اقتصادی بخش خصوصی، گسترش سازمان‌های غیردولتی و توسعه‌ی مناطق روستایی را شامل می‌شود.

 به عنوان بخشی از مراسم گرامی‌داشت پنجاهمین سال امامت حضرت والا آقاخان که آغاز آن یازدهم جولای ۲۰۰۷ بود، او تقریباً از ۳۵ کشور دیدار کرد و از این فرصت‌ها برای قدردانی از همراهی و حمایت دیرین مسؤولان کشورها، دولت‌ها و دیگر طرف‌های سهیم در امور امامت اسماعیلیه استفاده نمود. او همچنین با افتتاح و پایه ریزی اقدامات و برنامه‌های بزرگ، مسیر حرکت آینده را نیز تبیین کرد.

 

موسسات ونهادهاي علمي وکمک رساني آقاخان

 شهزاده آقاخان سیصد مؤسسه و برنامه آموزش درهند و پاکستان وکنیا و تانزانیا و چندین کشوردیگرحمایت و پشتیبانی می کند و به کارهای اقتصادی توجه مبذول ميدارند- ازجمله:

 ۱٫ AKA: آکادمی شهزاده کريم آقاخان.

 ۲٫ AKES: خدمات آموزشی شهزاده کريم آقاخان

 ۳٫ AKF: بنیاد شهزاده کريم آقاخان

 ۴٫ AKFED: صندوق توسعه اقتصادی شهزاده کريم آقاخان

 ۵٫ AKPBS: شهزاده کريم آقاخان

 ۶٫ AKT: فرهنگي شهزاده کريم آقاخان

 ۷٫ AKU: پوهنتون شهزاده کريم آقاخان

 ۸٫ UCA: پوهنتون آسیای مرکزی محصلين را از سراسر دنیا به صورت رایگان مي پذيرد.

 ۹٫ خدمات ترویج صنعتی

 ۱۰٫ فاکولته طبي شهزاده کريم آقاخان

 ۱۱٫ اکاديمي تربيت طبي بخش نرسينگ

 ۱۲٫ مرکز اسماعیلیه لندن

 ۱۳٫ بنیاد جوایز معماری شهزاده کريم آقاخان

 ۱۴٫ شفاخانه شهزاده کريم آقاخان کراچی.

 بنياد معماري آقاخان

 بنیاد معماری شهزاده کريم آقاخان سازمان فرهنگی است برای توسعه شبکه ها ي شهزاده کريم آقا خان. این سازمان به طور رسمی درسال نوزده هشتاد هشت در ژنو به عنوان یک بنیاد خصوصی بشردوستانه تاسیس شدو به یکپارچه سازی و هماهنگی طرح های مختلف ازحضرت والا آقاخان شامل بهبود زندگی فرهنگی - و به ویژه محیط زیست، درجوامعی که مسلمانان حضوردارند. فعاليت مينمايد، AKTC شامل سه برنامه ی است - جایزه آقاخان معماری، برنامه های حفاظت ازشهرهای تاریخی و برنامه تعليم وتربيه وامورهای فرهنگی.

 برنامه پشتیبانی ازشهرهای تاریخی (HCSP)

 درسال نوزده نوديک برنامه ریزی برای ارائه کمک به دولت های محلی و گروه های اجتماعی و برای حمایت از حفاظت و توسعه تلاش درمناطق تاریخی درسراسرجهان اسلام تاسیس شد. فعالیت های HCSP شامل پروژه های درشمال پاکستان، قاهره، زنگبار، سمرقند، سوریه، افغانستان وهند است. این پروژه های پوشش محدوده وسیعی از فعالیت های تکمیلی، از جمله کمک های توسعه خود را به بدنه دولت محلی و سازمان های غیر دولتی، جامعه کارتوسعه و اجرای خاص برنامه ریزی وطرح بازسازی درمناطق تاریخی وساختمان که ارائه دهنده فضا برای تجدید حیات وفرهنگی، فعالیت های اجتماعی و اقتصادی است.

 بنیاد شهزاده کريم آقاخان یک موسسه اسلامی است که در زمینه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، علمی و ... در سطح جهان اسلام فعال است. این بنیاد درزمینه فرهنگی نیز برنامه‌هایی را جهت احیای میراث جوامع اسلامی اجرا می کند که از جمله آنها فعالیت‌های معماری وبازسازي در سرزمین‌های اسلامی است. جایزه معماری شهزاده کريم آقاخان که بزرگ‌ترین جایزه معماری است و برنده آن پنجصدهزاردالرآمریکا ي دریافت می کند، به نمونه های عالی معماری ازنظر طراحی معاصر، مجموعه‌های مسکونی محلی، اقدامات حفاظتی وهمچنین احیا و کاربری جدید دادن به بناها و بافت‌های تاریخی و در نظر داشتن مسائل اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و ... در این طرحهای اجرا شده تعلق می‌گیرد.

 آغاز به کار شناسایی نمونه‌های معماری و اعطای این جایزه از سال نوزده هفتادوهفت بود. این جایزه همچنین در پی شناسایی طرح‌هایی بود که بر گفتمان معماری در جهان اسلام تاثیر بگذارد.

 

جايزه هاي معماري آقاخان

 درمیان جایزه‌های معماری مهم، این جایزه بسیارمنحصر به فرد است که نه تنها به کارهای برجسته انفرادی معماران معاصر ارج می پردازد، بلکه پروژه‌هایی را شناسایی می‌کند که راه‌حل‌های نوین و قابل تکثیری را برای مشکلات توسعه اجتماعی نمایانگرمی‌سازند. پروژه‌های برنده شامل مجتمع‌های مسکونی، ترمیم بناهای مستقل، پروژه‌های حفاظت بافت و محیط، چشم انداز‌ها و انگاره‌هایی ازساخت وساز که هدف آن بهبود و توسعه محیط شهری است، می‌شود.

 هر دوره سه ساله شامل یک مرحله فشرده نامزدی، ثبت مستندات و بررسی فنی پروژه‌ها است. درحین دوره، صدها ساختمان معاصر و پروژه‌های حفاظت و شناسایی شده و به هیأت داوران ارشد معرفی می‌شوند. اعضای هیأت داوران که در زمینه‌های گوناگونی مثل هنر، باستان‌شناسی، توسعه شهری و معماری، تخصص دارند پروژه‌های برنده را انتخاب می‌کنند. این جایزه، مستندات بیش ازشش هزار طرح ساختمانی را ازسراسر جهان گردآوری کرده است و از این میان نود پروژه به عنوان برندگان جایزه انتخاب شده‌اند. ازطرح‌های معماری دریافت‌کننده این جایزه می‌توان برج‌های دوقلوی پتروناس در مالزیا، کتابخانه اسکندریه درمصر، مسجد العباس در یمن، احیای شهرتاریخی بیت المقدس و ... را نام برد. جایزه معماری شهزاده کريم آقاخان بر خلاف جایزه پریتزکر، بر روی شیوه‌های بومی و اسلامی و راهکردهای معماری کهن و نوین در توسعه جهان سوم نیز متمرکز است. همچنین این جایزه‌ای است که هرسه سال یک بارازسوی بنیاد شبکه توسعه آقاخان به یک یا چند معمار زنده اعطا می‌شود.

 

آقاخان و افغانستان

 والاحضرت کريم آقاخان درشرايط ناگوارافغانستان به کمک مردم شتافته وطي ساليان آخيرکارهاي زيادي انجام داده اند وازجمله:

 - کمک بیش از یک میلیارد دالرامریکایی در بخش های اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و فرهنگی.
-
ایجاد نخستین شفاخانه مجهز با معیارهای جهانی درمان سوراخ قلب.
-
ایجاد نخستین بانک قرضه های کوچک (خدمات این بانک بسیاری از کسبه کاران خورد و کوچک را مالک یک تجارت خانه ساخته است.)

 - ایجاد شرکت مخابراتی روشن با سرمایه گذاری ابتدایی بیش از پنجصد میلیون دالر ( این شرکت تنها در سیزده سال پسین چهارصد میلیون دالر مالیه به دولت افغانستان پرداخته.)

 - ایجاد شفاخانه نسایی ولادی در بامیان.

 - ایجاد چندین پُل، پُل‌چک و نل‌های آب نوشیدنی دربامیان

 - بازسازی آرامگاه تیمورشاه درانی، فرزند احمد شاه درانی (احمد شاه بابا)

 - بازسازی باغ بابرشاه (که حالا یکی از بزرگ ترین تفریحگاه کابل است)

 - ایجاد هوتل سرینا با سرمایه ابتدایی سی و پنج میلیون دالر.

 - ایجاد مرکز فرهنگی آقاخان (این نهاد فعالیت های فرهنگی را تمویل و حمایت مالی می کند).

 - ایجاد مؤسسۀ خیریه فوکس (این نهاد در دور دست ترین بخش‌های افغانستان به آسیب دیدگان بلاهای طبیعی کمک های بشردوستانه فراهم می کند.)

 - بازسازی بخش بزرگ ازآثارومکان های تاریخی و باستانی درهرات.

 - تمویل و کمک به یتیم خانه های کابل مانند (مؤسسۀ آشیانه و دیگران).

 - شهزاده کریم آقاخان یکی ازهمکاران اصلی حکومت افغانستان درسیزده سال گذشته بوده است.

 - شهزاده کریم آقاخان به پیروانش در افغانستان توصیه کرده که شهروندان وفادار به کشور و ملت شان باشند و از قوانین کشور تبعیت نمایند.

 همچنان شاهديم حامد کرزي واشرف غني زمامداران قبلي وکنوني افغانستان پروژه های عام المنفعه شبکه انکشافی آغاخان دربخش های صحت، تعليم وتربيه و میراث های فرهنگی را سازنده و مهم توصیف کرده و بر ادامه و انکشاف این همکاری تاکید کرده است.

 

رفاه اجتماعي دراسماعيليه

 همه هست آرزویم که بیینم از تو رویی

 چه زیان تورا که من هم برسم به آرزویی

 به کسی جمال خود را ننموده‏ای وببینم

 همه جا به هرزبانی بود ازتوگفتگویی.

 در آفریقا، آسیا و خاورمیانه، یکی از اهداف عمده‌ی برنامه‌ی رفاه اجتماعی و اقتصادی جامعه، تا اواسط دهه‌ی ۵۰ میلادی، ایجاد پایگاه گسترده‌ای از تجارت و زراعت و افراد حرفه‌ ای بود. امکانات آموزشی جامعه بیشتر بر تحصیلات متوسطه تأکید داشت. با فرارسیدن عصر استقلال، آرمان‌های اقتصادی هر ملتی، ابعاد تازه‌ ای یافت و بر صنعتی شدن و مدرنیزاسیون زراعت تأکید داشت. اولویت‌ های آموزشی جامعه باید در بستر اهداف ملی جدید از نو ارزیابی می‌شد.

 اسماعیلیان در همه‌ی بخش‌ های جهان در حال توسعه، تحت تأثیر تغییرات شگرف کشورهای‌ شان قرار گرفتند. در شبه قاره‌ى هند و آسیای جنوب شرقی، تغییرات سیاسی عمده‌ای به دنبال جریان استقلال رخ داد که باعث پدید آمدن دولت- ملت‌ها شد که اغلب منجر به جا به جایی جمعیتی شد. در برخی از کشورهای آفریقایی، جماعت اسماعیلیه بطور مشابه تحت تأثیر این تغییرات قرار گرفتند. در سال ۱۹۷۲، تحت حکومت و رئیس جمهوری عیدی امین، اسماعیلیان و دیگر آسیایی تبارها با وجود اینکه شهروند آن کشور بودند و چندین نسل در آنجا زیسته بودند، اخراج شدند. آقاخان ناچار بود تا جهت استقرار آنها در جایی دیگر دست به اقدامات فوری بزند و در نتیجه ‌ى تلاش‌ های شخصی ‌اش، بسیاری از آنها، نه تنها در آسیا، بلکه در اروپا و آمریکای شمالی، برای خود موطنی یافتند.

 تعهد به کرامت انسانی و آسایش بشریت، جزو اصول الهام‌ بخش مؤسسات بشر دوستانه‌ى امامت اسماعیلیه است. در اختیار نهادن مهارت‌ های تخصصی، تسهیم داشته‌ های مادی و عقلانی با افرادی که در میان آنها زندگی می‌ کنیم، برای حل مشکلات، تسکین درد یا بی‌ دانشی، سنتی با پیشینه‌ ا‌‌ی دیرین است که وجدان اجتماعی جماعت اسماعیلیه را شکل داده است. بسیاری از معضلات اولیه استقرار ایشان با سرعت قابل توجهی حل و فصل گردید. این امر به دلیل انطباق ‌پذیری خود اسماعیلیه ها و علی الخصوص پیش ‌زمینه‌ى آموزشی آنها و توانایی‌های زبانی‌ شان در کنار تلاش ‌های کشورهای میزبان و حمایت مادی و معنوی برنامه‌های جماعتی اتفاق افتاد. این برنامه‌ ها تا کنون ادامه داشته ‌اند و در حقیقت جهت‌ گیری جدیدی یافته‌ اند تا جامعه‌ی اسماعیلیه بتواند به طور مستمر به ایفای نقشی قابل توجه ‌تری در توسعه و پیشرفت کشورهای میزبان خود دست یازد.

 اسماعیلیه ها همچنین همکاری و سرمایه گذاری گسترده ی با شرکت مایکروسافت آمریکا، بنیاد راکفلر، بنیاد فورد، دانشگاه هاروارد و وزارت تعاون و توسعه اقتصادی آلمان، آلکاتل و بوئینگ، بنیاد شل انگلیس، صندوق توسعه اجتماعی جاپان، بانک اسکوشیای کانادا، سازمان تعاون کلیساهای هالند، کانتون سوئیس، همکاری و روابط نزدیک با دولت‌های ایالتی گجرات و راجستان و ماهارا شترا، دهلی هند، جمعیت تنظیم خانواده پاکستان، سازمان باستان شناسی سوریه و قزاقستان، حکومت ولایت خودمختار کوهستان بدخشان تاجیکستان و همکاری مستقیم با دولت افغانستان و تانزانیا و سوریه و فیلیپین را عملی نموده است.

 

بنياد آقاخان

 برخیز که حجت خدا می آید

 رحمت زحریم کبریا می آید

 درباورت اگرمحکم بي ماني

  بوی گل نرگس ازفضا می آید.

 از سوی دیگر، آقاخان، با انتشار رساله تحت عنوان «شبکه توسعه آقاخان» اقدام به تشریح تاریخچه و اهداف اقتصادی – فرهنگی و اجتماعی خود در میان بیش از پنجاه کشور و در قالب صدها شرکت و موسسه اقتصادی و فرهنگی نموده است که در بخشی از آن چنین آمده است: شبکه توسعه آقاخان، متشکل از گروهی از سازمانهای غیرمذهبی، بین المللی و خصوصی است که در جهت بهبود فرصت‌ها و ارتقای شرایط زندگی مردم در مناطق در حال توسعه جهان، تلاش می ‌کند که در این راستا فعالیت‌های غیر انتفاعی را در دستور کار خود قرار داده است.

 کاظم یزدانی، در مورد اسماعیلیه مینویسد:

 «شاید قریب سه درصد از مردم افغانستان، شیعه اسماعیلیه باشند… شیعیان اسماعیلیه افغانستان از محروم‌ ترین و مظلوم ‌ترین طبقات این کشور بوده‌ اند و در طول تاریخ، مصائب و آلام بی ‌شمار دیده‌ اند. علاوه بر آنکه از طرف رژیم های وقت افغانستان تحت فشار قرار می‌ گرفتند. حتی شیعیان دوازده امامی که خود مورد توهین و تحقیر از طرف اکثریت قرار می ‌گرفتند، اسماعیلیه ها را از خود طرد می‌ کردند. اسماعیلیه امروز در افغانستان برای شان جماعت خانه های ساخته اند که... در آن جا میروند و به عبادت (نماز) میپردازند.

 از فرهنگ ستیزی طالبان نه کتابخانه‌ ها در امان بود، نه موزیم‌ ها و نه بت های بامیان و دیگر آثار باستانی و فرهنگی بسیار با قدمت افغانستان. برخی از کتابخانه‌ ها که دربرگیرنده آثار خطی نفیس افغانستان بود، از جمله کتابخانه‌ های ولایت بدخشان و پلخمری، در اختیار اسماعیلیه قرار داشته است. بسیاری از کتبی که در این کتابخانه‌ها نگهداری می ‌شد، تک نسخه بوده است که متأسفانه برخی از آن ها برای همیشه از دست رفته است. سقوط طالبان و روی کار آمدن دولت انتقالی، به تمام مردم این کشور، از جمله اسماعیلیه، فرصت داد تا نفسی تازه کنند و به امید فردای بهتر بنشینند. اوضاع شکننده می‌نماید، اما همین فضای نسبتاً آزاد پس از سرنگونی طالبان، مجال تحرک دوباره برای بسیاری از شهروندان، فرهنگیان و گروه های گوناگون کشور را فراهم نمود. اسماعیلیه ها این مرز و بوم نیز در این مدت آشکارا جانی تازه گرفتند و به تکاپو برای بهبود اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ـ مذهبی خویش افتادند.» درین مدت چندین بار، آغاخان در کابل تشریف آوردند و غرض بازدید از پیروانش به بدخشان رفت. آقاخان در این سفرها با کرزی، و سایر دولتمردان در کابل نیز دیدار کرد و از آن ها وعده همکاری با پیروانش را دریافت نمود و متقابلاً خود وعده همکاری با دولت کابل در پروژه‌های بازسازی این کشور را سپرد.

 آقان خان بخاطر رشد و شگوفانی بزرگترین پروژه های اقتصادی و فرهنگی را روی دست گرفت و ترمیم و بازسازی باغ بابر را به پایه اکمال رساند؛ و همچنان طی این مدت از سالگرد تولد شهزاده کریم آغاخان چهل نهمین امام اسماعیلیه از طرف پیروان، مقامات دولتی و اندیشمندان کشور طی محافل بزرگ گرامی داشته شد.

  شبکه انکشافی آغاخان در افغانستان از اواخر سال ۱۹۹۰ شروع به کار نموده، و برای افغان ها در داخل کشور و همچنین به مهاجرینی که خانه های خود را در نتیجه جنگ ها ترک نموده بودند کمک های غذایی و خدمات معیشتی را فراهم می نمود. در ماه جنوری سال ۲۰۰۲ در کنفرانس توکیو در مورد افغانستان جناب آغاخان برای حمایت تلاش های بازسازی کشور همکاری ۷۵ میلیون دالر را تعهد نمود. با این تعهد مشخص فعالیت های شبکه انکشافی آغاخان (AKDN) را در افغانستان از کمک های بشردوستانه به چند بخش انکشافی انتقال یافت و آغاز یک همکاری رسمی بین شبکه انکشافی آغاخان (AKDN) و دولت افغانستان به شمار رفت.

 در ماه جون سال ۲۰۰۸، در کنفرانس افغانستان در فرانسه، جناب آغاخان با تعهد ۱۰۰ میلیون دالر دیگر شبکه انکشافی آغاخان (AKDN) را تعهد درازمدت اعلام نمود. شبکه انکشافی آغاخان (AKDN) تا به حال بیش از ۹۰۰ میلیون دالر امریکایی را برای رشد و بازسازی اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی افغانستان به مصرف رسانده است. برنامه شبکه انکشافی آغاخان (AKDN) تا حد زیاد شامل فعالیت های بزرگ انکشاف روستاها، صحت، تعلیم و تربیه، حکومتداری و برنامه های جامعه مدنی، از جمله برنامه همبستگی ملی افغانستان، بازسازی آثار تاریخی درکابل و هرات، مدیریت و عملیات شفاخانه اطفال و ۲ شفاخانه ولایتی و خدمات وسیع مالی و قرضه های کوچک، شبکه گسترش یافته سریع تلفون موبایل که با سرمایه گذاری های ابتکاری در مسئولیت های اجتماعی و یک هوتل پنج ستاره در شهر کابل می باشد. اسماعیلیه های افغانستان مانند اکثر مردم کشور در تفکر مومن، در کلام صادق، در برخورد مهربان در قول و قرار پابند، در داد و ستود راستکار، در ظاهر و باطن یکی و در دوستی مخلص اند.

 

اسماعيليه در افغانستان

 در حجـــم بیـــتاب دلم یـاد تـو غـوغـا می كــند

 گنجـــینه حس مــرا نـام تـو زیبـــــــا می كــند

 از متن نـاب خاطـــره شـــعر حضــــورت را دلم

 بـا اشــتیاق دیدنت مســتانه پیــــدا می كــند

 وا كن به سوی شوق من آغوش گـرم عاطـفه

 بانگ حضـــورتوهردم چشـم مرا وا می كــند

 آمد آمد نـرگـست از رد پـای انتــــــــظار

 راز وجـود ســبز تـو دردیـده افشــا می كــند...

 طريقه اسماعیلیه از آغاز پیدایش خود در افغانستان نفوذ پیدا کرد و در دهه پایانی قرن سوم هجری، فعالیتش در افغانستان بسیار اوج گرفت. ناصرخسرو بزرگ ترین نقش را در ترویج و گسترش اسماعیلیه در افغانستان قرن پنجم هجری داشته است. وی ازسال چهارصدچهل چهار تا چهارصدهشتاد يک - ق - در بلخ و بدخشان، به عنوان داعی و حجت به تبلیغ آیین اسماعیلی مشغول بوده است. همچنان شهکاري هاي حسن صباح درخراسان (افغانستان کنوني) بدون شک تاثيربه سزايي دررشد وشگوفايي اسماعيليه داشت است.

 درهنگام حمله مغول به افغانستان، مناطق بدخشان که در حصار کوه­ها بودند، از بلیه مغول مصون ماندند؛ بنابراین، بدخشان پناهگاهی شد برای اسماعیلیان نزاری و به گنج­خانه نوشته ها و آثار نزاری تبدیل شد. در مورد تاریخ جدید اسماعیلیان افغانستان اطلاعات فراوانی در دست نیست.

 به نظر می رسد حضور اسماعیلیه در افغانستان تاریخ بلندی دارد. طبق روایت­هایی، محمدبن اسماعیل پس ازوفات امام صادق (ع) به سوی ری و دماوند رفت و درآنجا مخفی شد. وی تعدادی از پیروان خود را به قندهار، هند و سند برای تبلیغ طريقه اسماعیلیه اعزام نمود. بنا بر نقل دیگر، زمانی­که محمدبن اسماعیل دردماوند (یا نهاوند) به سر می­برده است، هارون الرشید جمعی را برای دستگیری وی فرستاد، اما محمدبن اسماعیل از این موضوع اطلاع یافته و به فرغانه (در تاجیکستان کنونی) می­رود و قاضی شمس­الدین را برای تبلیغ به هرات می فرستد.

 در قرن سوم، ناحیه ری پایگاه مرکزی دعوت اسماعیلیه درمنطقة جبال بود. درآن زمان شخصي به نام زعفرانی، مردم ری را بر ضد اسماعیلیه شوراند وغیاث، رهبر دعوت اسماعیلیه درری را مجبور به فرار به طرف خراسان کرد.

 به گفتة خواجه نظام­الملک درسیاست نامه، «این غیاث که از ری بگریخته بود و به خراسان شده، به مرو الرود مقام گرفت و امیرحسین علی مرورودی را دعوت کرد و اجابت یافت». غیاث درحدود سال دوصدوهشتاد هجری به مرو الرود (بالا مرغاب امروز در شمال افغانستان) رفت و امیرحسین­بن علی مروزی را به اسماعیلیه درآورد. بسیاری از مردم در نواحی مجاور مرو الرود (تالقانِ افغانستان، (فاریاب، هرات، غوروغرجستان) نیزبراثر نفوذ این امیر قدرتمند که بعدها خود یکی از داعیان اسماعیلیه شد، بدین مذهب گرویدند.

 

انديشمندان چه ميگويند؟

 حسین­بن علی مروزی که از امیران و صاحب­منصبان مهم دستگاه سامانی بود، از سال 307 تا 312 ق - به عنوان داعی اسماعیلیه درخراسان فعالیت می کند و پایگاه دعوت را از نیشابور به مرو الرود منتقل می نماید. فعالیت اسماعیلیه درغور وغرجستان (درمرکز افغانستان کنونی) نیزدرپایان قرن سوم هجری ودرزمان حکومت امیر اسماعیل سامانی به وسیله فردی به نام ابوبلال اوج می گیرد که با سرکوب و عکس­العمل سریع و شدید وی مواجه می شود.

 اگرچه اسماعیلیان با سرکوب شدید امیر اسماعیل سامانی مواجه گشتند و حسین مروزی نیزبه دستور امیر نصر سامانی دستگیر و زندانی شد، جنبش اسماعیلیه درمناطق یاد شده نه تنها از بین نرفت، بلکه بر اثر تلاش احمد نسفی، جانشین حسین مروزی، درخراسان و ماوراء­النهر گسترش یافت؛ تا اینکه به دربارسامانیان وارد شد و حتی امیرنصر سامانی خود نیز دعوت اسماعیلیان را پذیرفت.

 خواجه نظام­الملک می نویسد: درجمله کار به جایگاهی رسید که نصر احمد دعوت او را اجابت کرد و محمد نخشبی (احمد نسفی) چنان مستولی گشت که وزیرانگیز و وزیر­نشان شد، و پادشاه آن کرد که او گفتی...

 سلطان محمود غزنوی (409 ـ 377 هـ. ش) که دامنة حکومتش ازايران تا دریای ستلج (هندوستان شمالی) و از خوارزم تا دریای عرب گشوده بود. محمود، اسماعیلیان بسیاری را به دار زد. به همین ترتیب، محمود غزنوی با اسماعیلیان غورودیگر نواحی افغانستان نیزبا شدت بسیاربرخورد نمود. وی با تکفیر اسماعیلیان غور، به قلع و قمع آنان می پرداخت. با یک نگاه به طرح جهانی اسماعیلیه در می یابیم که خراسان یک جزیرة مستقل و مناطق اسماعیلیه­نشین در افغانستان امروزی و ماوراءالنهر، همه، زیرمجموعه این جزیره بوده است. شاهد این مطلب این است که ناصرخسرو خود را حجت خراسان بود، و درعین حال، عمده فعالیت او در شمال افغانستان (بلخ) و شمال شرق (بدخشان) بوده است. در حالی که ایوانف، با تکیه بر اطلاعاتی درباره اسماعیلیه، از بدخشان به عنوان یک جزیره مستقل یاد می کند. ابوالمعالی از داعی ای درغزنی نام می برد که هم­شأن حسن صباح و ناصرخسرو و از مؤسسان نهضت اسماعیلیه درآن مناطق بوده است.

 طبق نظر سوم، بدخشان، ری و مناطق جنوبی افغانستان، باید هرکدام جزیره يي جداگانه ومستقل از خراسان بوده باشند، و این خود دلالت بر فعال بودن اسماعیلیه در غزنی (پایتخت حکومت غزنویان) دارد. مارشال گ. هاجسن نیز به این تقسیم بندی سه­گانه جغرافیایی درسرزمین­های ایران ـ خراسان و ماوراءالنهراذعان دارد، ولی احتمال می دهد که این تقسیم بندی، مدت درازی دوام نداشته است.

 در دوره پس از تجزیه افغانستان امروزی به دو دولت غوری وغزنوی، اسماعیلیان، علاءالدین حسین سلطان غور را به کیش خود درآوردند وبا کمک او آزادانه به تبلیغ آیین خود پرداختند. با این حال، رابطه تیرة اسماعیلیه پس از علاءالدین حسین با فرزند اوسیف­الدین محمد و ... نشان آشکاری ازوضعیت نامناسب اسماعیلیه افغانستان در این مقطع است. سیف­الدین محمد، همه داعیانی را که پدرش درسال پنجصدسي وچهار- ق- به غزنی دعوت کرده بود ونیز بسیاری دیگر از کسانی را که تازه به این کیش درآمده بودند، ازدم تیغ گذراند. حکمرانان غوری پس ازاو نیزبارها علیه اسماعیلیه دست به اقدامات جنگی زدند. نفوذ مخالفين دردستگاه حکومتی سلاطین بعدی غور، شاید از عوامل مهم سخت گیری ایشان بر اسماعیلیه بوده است. غیاث­الدین که برغور ومناطق ضمیمة آن حکومت می کرد، و برادرش شهاب­الدین که برغزنی ومناطق اطراف آن حکومت می کردتفکرهاي ديگرط رابرگزيده بودند.

 

ناصرخسروبلخي، اسماعيليه وافغانستان

 بدون تردید بزرگ ترین نقش را در گسترش کیش اسماعیلیه و تعمیق تعالیم آن در افغانستان، ناصرخسرو داشته است. وی که متکلمی دانشمند، فیلسوفی توانا، جهانگردی ادیب و شاعری نامور در زبان پارسی دري بود، در سال سه صدنودوچهار- ق - در بلخ متولد شد.

 ناصرخسرو، پس از دوران جوانی و تحول عظیم روحی، سفر هفت ساله ای را به قصد حج آغاز می کند و در آخر این سفر، به دیدار ابوتمیم معدبن علی المستنصر بالله، خلیفة فاطمی درمصر نایل می آید و با داعی­الدعات، مؤید­الدین رابطة دوستی برقرار می کند. وی قبل ازاین سفربه طريقه اسماعیلیه درآمده بود.

 ناصرخسروي بلخی یکی از نابغه های فکری و شاعرمشهور ادب پارسی دری درقرن پنجم هجری (یازدهم میلادی) محسوب میگردد. ابومعین ناصر پسر خسرو پسر حارث قبادیانی، شاعر، حکیم، نویسنده و سیاح مشهور و داعی بزرگ ا سماعیلیه (در اسماعیليه معروف به حجت خراسان) درسال سه صدونودچهار- ه. در قبادیان بلخ (درشمال افغانستان امروزی) بدنیا آمد. ناصر خسرو در آعاز زندگی دردربار پادشاهان غزنوی اشتغال داشت، اما در اثر خوابیکه دید به قول خودش از خواب غفلت بیدار شد، شغل دیوانی را کنار گذشت و در جستجوی حقیقت، معرفت و کمال به مسافرت پرداخت، تا سال چهارصدوچهل چهار هجری درمسافرت بسر برد. وی مدت هفت سال سرزمین عربستان و شمال شرقی و جنوب غربی و مرکزی خراسان و آسیای صغیر و شام و سوریه و فلسطین و مصر و قیروان و سودان را سیاحت کرد. مدت سه سال در مصر ماند، درین مسافرت هفت ساله با حکما و دانشمندان وعلمای مختلف ملاقات کرد و مباحثات آراست در مصر وی بدیدار خلیفه فاطمی (امام اسماعیلیه) المستنصربالله مشرف گردید، اوطريقه اسماعیلیه را موافق میل و آرزوی خود یافت و بدان پیوست و عنوان حجت خراسان را دریافت نمود؛ و در سال چهارصدچهل چهار؛ که حدود پنجاه سال داشت به خراسان بر گشت و به بلخ زادگا اصلی خویش فرود آمد، و بدعوت مردم به اسماعیلیه پرداخت؛ اما با خصومت امرای سلجوقی مواجه شد. امرای سلجوقی شاید هم با اشاره خلفای بغداد (عباسیان) که د شمنان خونی اسماعیلیان بودند؛ اما پس از مدت کوتاهی، موفقیت­های او دشمنانی که از پشتیبانی حکمرانان سلجوقی برخوردار بودند برانگیخت و خانه او را ویران کردند و حتی قصد جانش را نیز داشتند. سرانجام، او را مجبور کردند تا خانه خود را ترک کند و به دره یمگان در بدخشان پناه ببرد. یمگان در آن زمان جزء قلمرو امیرخودمختار بدخشان، علی­بن اسد بود که مذهب اسماعیلیه و رابطه نزدیکی با ناصرخسرو داشت.

 در یمگان نیز ناصرخسرو به فعاليت اسماعیلیه خود ادامه داد و درهمان حال، مکاتبات خود را با داعی­الدعات، مؤید­الدین و مرکز دعوت فاطمی درقاهره حفظ کرده بود. مطابق روایات اسماعیلیان امروز بدخشان که از ناصرخسرو به عنوان «شاه سید ناصر» نام می برند و هنوز برای او احترام بسیاری قائل اند و برخی از آثارش را حفظ کرده اند، این ناصرخسرو بود که مذهب اسماعیلیه را در بدخشان رونق بیشتری بخشید. بدخشان پس ازاین یکی ازمراکز اسماعیلیه و پایگاه اسماعیلیان پس از تخریب قلعه­الموت شد و به گنج­خانه نوشته های اسماعيليه تبدیل گردید.

 

جاودانگي ناصرخسروبلخي قبادياني

ناصرخسرو تا هفتاد سالگی زنده بود و دریمگان در تاریخ نامعلومی بعد ازسال 465 ق درگذشت. قبر او که بر فراز تپه قرار دارد، در یمگان و در قریه امروزی حضرت سید نزدیک فیض­آباد واقع شده است. ساکنان محلی که مقبره را همچون زیارتگاهی پاس می دارند و مدعی اند که سید و از اعقاب ناصرخسرو هستند.