افتتاح بند كمال خان گام بزرگ

 

در دفاع از حق گذار افغانستان بشاهراه ترقى!

 

 

 

درست دو روز بعد از ( ٢٢ ) مارچ روز جهانى اب ، افتتاح بند كمال خان گام بزرگ در مهار ساختن ابهاى افغانستان و دفاع از حق گذار كشور بشاهراه ترقى است ، كه به تمام مردم افغانستان ومنجمله هموطنان عزيزنيمروزى ما ، مبارك باد!

 

 

 

هر پنج حوزه آبی ما، فرزندان آسمان و کوه های پر غرور افغانستان میباشند . موقعیت جیوپولوتیک هلمند و دریا های ما باید مبین اهمیت جیوپولوتیک کشور باشند و هست و بود وطن در گرو برخوردخردورزنه، عقلگرایانه و مواظبت ازآبها خواهد بود..

 

چنانچه متخصصان سازمان ملل متحد متحد گفته اند، «صلح، توسعه و حفاظت محیط زیست غیر قابل تجزیه است» و بازسازی، انکشاف، توسعه پایدار، صلح و ثبات و ... بستگی به مدیریت دقیق آب دارد و ناکامی درین عرصه حیاتی، هست و بود افغانستان را زیر سوال جدی قرار میدهد..

 

بر طبق تحقیقات موسسات معتبر بین المللی افغانستان (75) ملیارد متر مکعب آب دارد که تنها (30) فیصد آنرا استفاده و متباقی تا (60) فیصد به همسایه های حریص و طماع ایران و پاکستان سرازیر میگردد. بر حسب معاهده هلمند (1973 م) جانب ایران (26) متر مکعب فی ثانیه، مستحق میباشد واظهرمن الشمس است که درین چهاردهه اخیر تا به سه چند را دریافت نموده است واگر حد اقل قیمت آب را محاسبه نماییم، ايندو همسايه تا چند صد ملیارد دالر مقروض افغانستان میباشد

 

از قرار معلوم وبه شهادت تاریخ جنجال آب با ایران بعد از انقراض امپراطوری درانی مطرح گردیده و در صد سال اخیر و از گلداسمید (1871 م) و تا مکماهون و در دوره بعدی و رژیم های شاهی هردو کشور، به معاهده (1973 م) هلمند که توسط صدراعظمان فقید دو کشور (امیر عباس هویدا و موسی شفیق) در کابل امضا گردید، رژیم حقوقی آن مشخص و تا کنون نافذ میباشد.

 

در احوال پر منجلاب کنونی معقولترین و عملی ترین روش که متضمن منافع افغانستان و دو کشور همسايه و رفتن بطرف صلح و ثبات میباشد، وداع با سیطره جویی ها و تمکین به همین معاهده است، که با قواعد بین المللی در مورد آب دریا ها و میثاق بین المللی (1997 م) سازمان ملل متحد سازگاری دارد وراه رفع و بررسی اشکالات در مواد پنجگانه آن مشخص گردیده است.

 

پاشنه آشیل ما درین مبارزه مرگ و زندگی، فقدان اقتدارملی ، متکی به حاکمیت قانون و قوای مسلح نیرومند ملی میباشد، متاسفانه تاكنون مفاهیم هیدورپولوتیک، پالیسی آب و دفاع از منافع ملی به موسسات ذيربط دولتى و دستگاه دیپلوماسی كشور بسيار كمرنگ است.

 

.

 

در احوال پر آشوب کنونی که افغانستان آماج جنایات علیه بشریت، تداوم جنگ اعلام ناشده پاکستان و دسایس ایران قرار دارد و سیاست های کجدار و مریز امریکا و انگلیس بر زخم های ناسور ما نمک پاشی مینماید، باید وطندوستان به اتکا بر مصالح کشور و چنگ زدن به منافع ملی، در دفاع از:

 

:

 

- حق گذار افغانستان به شاهراه انکشاف و ترقی

 

- صلح دايمى ، پايدار و ثبات

 

حق حاکمیت ملی و مصالح علياى افغانستان،

 

، احترام به منافع مشروع همسايه ها

 

دفاع از مهار ساختن ابهاى كشور،

 

صداى شانرا بلند و متقرب نمايند ،

 

 

 

با حرمت

 

شوراى رهبرى انجمن

 

مير عبدالواحد سادات ، رئيس انجمن

 

 

نوروز باستان ، حلول سال نو و قرن نو را گرامى ميداريم !

ما در آخرين روز سال ( ١٣٩٩ هجرى - شمسى ) قرارداريم ، ختم سال مبين اين واقعيت اسفبار است كه يكسال ديگر بر سالهاى هلاكتبار جنگ و عواقب خانمانسوز ان و صفحات سياه بيشتر براوراق جنايات شرارت پيشه گان تروريست ايزاد گرديد . درين سال افغانستان كماكان اماج تروريسم ، قتل هاى زنجيره اى هدفمند و ذهنيت تكفيرى قرارداشته   است، اساسى ترين حق مردم كه همانا حق حيات است با تهديد بزرگ ، دراحوال شيوع وايروس كشنده كرونا و افات فقر ، بيكارى ، بيجاشدن اجبارى ، كاهش كمكهاى جهانى و مهلك تر از همه فقر ، فساد گسترده ، فقدان حاكميت قانون وطاعون بى اتفاقى ، مواجه مى باشند .

 عواقب خونبار ناشى از جنگ و جنايات تروريستان عبارت از :

 - جنايت جنگى ، جنايت عليه بشريت و جنايت ضد بشرى اند كه قربانيان آن  مردم مظلوم و بيگناه  ما اعم از اهالى ملكى ،  طفل نوزاد تا زنان ، جوانان ، بزرگ سالان ، ژورناليستان و مناديان ازادى بيان ، كارمندان ارگانهاى حراست حقوق ، محصلان و شاگردان و روحانيون روشن ضمير مى باشند ، كه روان تمام شهدا را شاد و يادشان را گرامى ميداريم . امروز نه تنها ختم سال ، بل ختم قرن چهاردهم هجرى - خورشيدى است ، قرنيكه با اميد هاى بزرگ ، با نوگرايى و تجدد ، مشروطيت ، احراز استقلال سياسى ، انفاذ اولين قانون اساسى و تاسيس نخستين دولت ملى ، دروازه ها بسوى مدرنيته ، انكشاف ، توسعه و گذار بشاهراه ترقى در افغانستان گشوده شد ، در تلاطم امواج افغانستان بزرگترين پيروزيها و شكست ها را تجربه نمود و جنگ تحميلى همچون سياه ترين برگه تاريخ ، در حدود نيم اين قرن تداوم دارد .

 با رفتن به سال نو و قرن جديد بايد با نگاه هاى ژرف بر سالهاى دشوار و خونين  گذشته نگاه كرد و از عبرتسراى تاريخ درس گرفت و از تجارب ان اموخت .

 يكى از بزرگترين درس تاريخى اين قرن پر منجلاب :

 همانا عبرت از دو شكست در ربع اول و اواخر اين قرن است كه با اسقاط نظام و شكست دستگاه دولتى در كشور به انارشيزيم ، خانه جنگى ، توحش و قانون جنگل و حتى جنگل بدون قانون سوق و همه مظاهر تمدن و ترقى نابود .

 بدينرو :

 هرگونه تلاش زير نام دين ، ايديولوژى ، قوم و ... بخاطر دولت زدايى و اسقاط نظام و دستگاه دولتى مردود ، مطرود و راه به تركستان است .

 

بزرگترين دستاورد قرن چهاردهم خورشيدى كه در مبارزه تاريخى علم و جهل و جدل سنت و مدرنيته جايگاه رفيع كشوررادر گذار بشاهراه صلح و ترقى و اعمال حق حاكميت ملى را صيانت و ضمانت مينمايد ، عبارت از :

 قانون ، سيادت و حاكميت ان است

 در صد سال اخير درين عرصه كار گسترده و تلاش وسيع از طرف پاسداران مدنيت و ارزشهاى متعالى و مترقى انجام يافته است . قانون اساسى نافذ در واقع ششمين قانون اساسى كشور است و دركشور ما  از نيم قرن باينطرف  درافغانستان  كد مدنى نافذ است كه در مجموع جهان اسلام حايز مقام بلند مى باشد .

 پس رسالت ملى و مدنى ما است  تا ازين دستاورد هاى تاريخى بمثابه ميراث مشروطه خواهان بزرگ و شاه امان الله ،بنياد گذار نخستين دولت ملى افغانستان حراست نماييم .

 اكنون كه در بحث صلح افغانستان صحبت از نوعيت رژيم سياسى ، جمهوريت و امارت ميگردد و در واقع همان مبحث تاريخى « مشروعه » و « مشروطه » در افاده هاى قانون و شريعت مطرح است .

 بحث جمهوريت در برابر امارت كه براى اولين بار توسط انجمن ما مطرح گرديده است ، از مسند فساد حاكم در حكومت ، با سوالات زياد مواجه مى باشد . جمهوريت از همان يونان باستان و بويژه بعد از عصر روشنگرى اروپا در دو حاكميت متبارز ميگردد :

 - حاكميت ملى

 - و حاكميت قانون

 بخاطر اعمال حق حاكميت ملى كه بر طبق تمام موازين حقوق بين المللى بطور انحصارى بمردم تعلق دارد ، بايد مرتبط بدفاع از حق حيات شهروندان افغان اتش بس سراسرى برقرارگردد تا مردم و از جمله « اقوام بزرگ »كشور :

 - زنان

 - جوانان

 - مستمندان و قربانيان جنگ

 كه قاطبه ملت را احتوا مينمايند ، مجال انرا پيدا نمايند كه در امر خطير مربوط بسرنوشت شان و مسايل صلح واقعى و رژيم دلخواه شان تصميم بگيرند . در غير ان و مانند هميشه حدود سى تن از جلابان سياسى در زد و بند با اجنبى  ها و در كشور هاى خارجى بمثابه « قيم » براى مردم « صغير » تعين سرنوشت نموده و قبل از پرداختن به عوامل اصلى جنگ ، اقتصاد جرمى بحيث يكى از منابع اصلى جنگ و نقش حاميان بيرونى و پاكستان بمثابه عقبه اصلى طالبان ، بحث حكومت "مشاركتى "و " انتقالى" را داغ ساخته و كلوخ را ماندن و از اب گذشتن ، جنگ نيابتى را به صلح نيابتى مبدل و افغانستان را در مسير لبنان شدن سوق خواهند كرد .

 همچنان حاكميت قانون چتر بزرگ براى تمام مردم و جوانب درگير جنگ است كه هركس و هر گروه بتواند نظرات شانرا ازادانه مطرح و در سرنوشت كشور خود سهيم باشند .

 حاكميت قانون معرف حقوق و ازاديهاى شهروندان و منجمله حقوق زنان ، ازادى بيان و ... بوده و پل وصل با جامعه جهانى و تمكين به مندرجات ميثاقهاى جهانى است كه افغانستان بمثابه عضو سازمان ملل متحد ، ملزم برعايت ان مى باشد . انجمن حقوقدانان افغان در اروپا متوقع است تا :

 اصل حاكميت قانون به سر لوح كار و فعاليت تمام نيرو هاى سياسى ، اجتماعى ، مدافعان حقوق شهروندى و حقوق زنان ، عدالت خواهان كه حامى صلح واقعى و پايدار مى باشند ، مبدل و در گفتمان ملى صلح به بحث مركزى مبدل گردد .

 در چنين احوال پر منجلاب و الام و مصايب هولناك كه دامنگير مردم مظلوم ما است ، از حلول سال نو چگونه ميتوان استقبال كرد ؟

 با تمام غبار هاى تاريك و ابر هاى سياه كه در راه است و اخبار غم انگيز از وطن ، برسم نياكان ، حلول سال نو و قدوم نوروز باستان و تاريخى را گرامى ميداريم و به تاسى از ارزشهاى والاى فرهنگى و اصل زرين روانشناسى از « انقلاب اميد » پاسدارى و ارزومنديم كه :

 ازين فرخنده فروردين و فرخ پيك نوروزى

 "نصيب مردم افغان "، سعادت باد و پيروزى

 با حرمت

 شوراى رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

 

گراميداشت از هشتم مارچ ، روز   بین المللی زن

 ۸ مارچ ۲۰۲۱

 امروز هشتم مارچ  روز گرامیداشت از روز جهانی زن  است.  شورای  رهبرى انجمن حقوقدانان افغان دراروپا بدین مناسبت  بهترين مراتب تبريك و تهنیت خویش را به همه زنان هموطن مان در داخل و خارج کشور، منجمله زنان حقوقدان و اعضای زن  اين نهاد مسلكى ما ، تقديم ميدارد.

 این روز که بعد از سال ۱۹۷۸م.  از جانب سازمان ملل متحد  بحیث روز همبستگی بین المللی زنان تصویب گردید، محصول مبارزه هدفمند زنان  در بیش از ۱۱۲ سال گذشته، بخاطر کسب حقوق مساوی و جایگاه  مساویانه  شان با مردان در تمام امور سیاسیِ، اجتماعی و اقتصادی میباشد که در این راه  مبارزه و فدا کاریها نموده اند.

 انجمن  در این روز بزرگ و پر ارج  بجا و شایسته یادهانی میداند تا ادای احترام به قربانیان  ترور های هدفمند  زنان  قهرمان و علم برداران تجدد و روشنگری، منجمله هم مسلکان  ما  از دستگاه های عدلی و قضائی ، کارمندان با شهامت  رسانه ها در کابل و ولایات مختلفه  کشور نماید و روح شان را شاد و بهشت برین را جایگاه روح شان استدعا نماید. 

 در این فرصت زمانی  باید سابقه  کار ، مبارزات و افتخارات زنان افغانستان را در آستانه گذار از قرن چهارده شمسی به قرن پانردهم شمسی با یک دید گذرا به جمعبندی و یادهانی گرفت.

 کار و فعالیت زنان که با ارشاد النسوان و به همت ملکه ثریا  در عصر امانیه آغاز یافت،  سرآغاز  یک تحرک  اجتماعی  بود که  بعد از  یک دهه  سیاه  اختشاش و استبداد در تاریخ سیاسی افغانستان، دهه های دموکراسی سالهای شصت وهفتاد ، سالهای شکلگیری نهضت دموکراتیک زنان و مبارزات  این نهضت  با  تظاهرات خیابانی و مارش های بزرگ ، در هشتم مارچ بحیث مبارزات سیاسی- اجتماعی ، تبلور میابد  و اثرات خویش را در پذیرش اولین تضمین های اجتماعی و سیاسی از جانب دولت وقت  برجسته میسازد .  برای اولین بار میرمنو تولنه ایجاد میگردد و  چهار زن  مبارز راه حقوق زنان ، با کسب رای عادلانه روانه پارلمان افغانستان میگردند. نام های  چهره های مبارز دوکتور اناهیتا راتب زاد، دوکتور معصومه عصمتی، رقیه ابوبکر و  خام احراری  در  جمع وکلای انتهابی و خانم حمیرا سلجوقی  در جمع سناتوران  انتصابی در دوره دوازده  شورا و همچنان اولین وزیر زن9 مرحوم دوکتور کبرا نورزائی  ثبت  تاریخ پر افتخار نهضت زن در کشور میباشد.  همچنان از چهره های تابناک نهضت زن  در دهه های اخیر از پوهنوال محبوبه جان حقوق مل، جنرال دوکتور سهیلا صدیق و ثریا پرلیکا نام برد.

  دهه های شصت و هفتاد دهه های دموکراسی و تابو شکنی  در نقش و جایگاه زن به حساب میآید.  در سالهای بعدی نه  تنها جنبش زن بحیث  بخشی از نهضت ترقی ، تنور و  روشنگری تقلی میگردد، بلکه  باز کننده جاده نقش روز افزون زنان در کسب تحصیلات عالی و تخصصی، در عرصه های  علوم طبی،انجنیری ،اقتصاد ، علوم سیاسی و حقوق،  تعلیم و تربیه و دها  عرصه های دیگر ، با سرعت  ارتقا میابد وجایگاه زن را  در جامعه  وسعت بیشتر میبخشد.

 ده سال  تاریخ سیطره  تنظیم های جهادی و متعاقبن طالبان  را باید بحیث دوره های سیاه و تاریک در  ایجاد  سیستم زن ستیزی ،  دیکتاتوری  و تبعیض جنسیتی به حساب گرفت. 

 زنان افغانستان هم چنانیکه در سالهای طولانی  قربانیان اصلی وحشت جنگ، ترور و محدودیت های زنده گی انسانی  قرار داشتند، بیشترین  درد و رنج  از دست دادن همسران، فرزندان و عزیزان خویش را تحمل نموده  در عمق آلام جنگ، قتل و کشتار  آسیب دیده اند.

 با آنکه زنان افغانستان در جنگ های  بیش از چهل سال  پیوسته و در امتداد حوادث، یکی پی دیگری، قربانی داده اند، ولی  جریان زمان  و تبارز استعداد های زنان در افغانستان، درهمه عرصه های  زنده گی جامعه افغانی تثبیت نموده  است که  دیگر مفکوره های  کلتور-عقب مانده قرون اوسطائی  که زن کمتر از مردان  توانائی فزیکی  و فکری دارند، دیگر به افسانه های  خواب آور برای کودکان تبدیل خواهد شد. در جامعه ما برای آن زن که زمینه رشد استعداد فکری داده شده است،  ثابت گردیده است که  زنان میتوانند بهترین دوکتور و جراح گردند،  بهترین  سیاستمدار و فعال  حقوق انسان ، بهترین قاضی، وکیل و سارنوال باشند ، بهترین معلم و راهنما باشند، بهترین  مهندس و انجنیر باشند ، بهترین  ایجادگر و خلاق مهارت های  عرصه اقتصاد و تجارت و بهترین کارمند علمی و اکادمیک باشند.

 به بیان دیگر ثبوت کامل در جامعه افغانستان وجود دارد که  زنان مستوجب تضمین همه حقوق جهانی اند که  در کنوانسیون های  بین المللی  تسجیل یافته اند منجمله:

 - اعلاميه جهانى حقوق بشرو ميثاقهاى بين المللى ناشى از ان،

 - ميثاق بين المللى حقوق مدنى و سياسى ،

 - ميثاق بين المللى حقوق اقتصادى ، اجتماعى و سياسى، 

 - ميثاق محو تمام أشكال تبعيض عليه زنان، 

 - ميثاق بين المللى رفع تعذيب ، شكنجه و رفتار غير انسانى و ...

 شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا  ضمن گرامیداشت  از روز هشتم مارچ، روز بین المللی همبستگی زنان، اعلام میدارد که در احوال كنونى بهترين شيوه تجلیل و بزرگداشت  از مقام زن و روز جهانى زنان اين ميباشد تا قاطعانه در دفاع از ارزشهاى بزرگ حقوق و زنده گی شهروندی  و حقوق زنان صداى خود را رساتر بسازيم و هرگونه معامله را در محدود و مخدوش ساختن حقوق و آزادىهای زنان از قبل مردود بدانیم.

 ما  با  تآکید  بیان میداریم که  باید زنان نخبه  و دانشمند ما و فعالان حقوق زن  باید در هر پروسه ملی ، سیاسی و اجتماعی  بخصوص پروسه  صلح و مزاکرات و همه تصامیم جانبی مرتبط به آنها سهم شایسته خویش را داشته باشند.

 هشتم مارچ مبارک و پر میمنت باد

 با حرمت

 شورای رهبرى انجمن حقوقدانان افغان مقيم اروپا


 

پیام شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا بمناسبت روز بین المللی منع استفاده اطفال در جنگ

 

Red Hand Day

 ۱۲ فبروری ۲۰۲۱م.

 امروز  جمعه ۱۲ فبروری، روز بین المللی منع  استفاده از اطفال بحیث سرباز جنگی است.

 از  سال۲۰۰۲ م.  بدین سو ، درست در همین روز سازمان ملل متحد دوازدهم فبروری را  روز  منع استفاده از اطفال بحیث عسکر جنگی  و استفاده به مقاصد نظامی اعلام نموده و در همین روز بیشترین  توجه  حکومات و نهاد های  دولتی ، غیر دولتی و موسسات حمایت حقوق اطفال را   به ادای مسئولیت شان در محافظت و حمایت  اطفال  در برابر استفاده در جنگ و برگشتاندن  دوبار آنها به  زنده گی صلح آمیز،آموزش و پرورش مجدد، مکتب و خانواده  معطوف میسازد.

 نظر به ارقام  اداره یونسکو سازمان ملل متحد  بین ۲۵۰.۰۰۰ تا ۳۵۰.۰۰۰ طفل بین سنین  ۱۲ تا ۱۷سال در صفوف جنگجویان  در سطح جهان  استخدام و یا تحت جبر به جنگ ها کشانیده میشوند.

 اطفال  که در سنین نوجوانی  نظر به رشد جسمی و روانی  آسیب پذیر ترین  بخش یک جامعه اند، به ساده گی میتوانند  تحت فریب، وعده های   واهی، اغوا ، استفاده از عقاید مذهبی ، جبر و اکراه  سر گروپ های جنگی  وادار به گرفتن سلاح وشرکت در جنگ میشوند.  

 فقر و محرومیت های اجتماعی و عدم زمینه برای مصروفیت های سالم   ، اخصن  عدم  امکانات آموزش و پرورش  اطفال یکی از آسیب پذیری های  رو آوردن  نوجوانان به  سلاح و  جنگ  و خشونت  اند  علاوتن شرایط  نا امن خانواده گی و محیط زنده گی، خشونت و سو استفاده   جنسی اطفال که  زمینه ساز  آسیب های روانی ، رشد  وجدان و عقده مندی طفل میگردد، طفل را  متمایل به رو آوردن  به  زور ،  خشونت  بخاطر  ارضای  عقده مندی ها و نفرت میگرداند. 

 در کشور جنگ زده افغانستان  که زنان و اطفال بزرگترین   قربانیان جنگ و خشونت اند،  استفاده اطفال در جنگ های نیابتی  و توسط   گروه های نظامی محلی  نه تنها مورد سو استفاده در جنگ ها  و  کشتار اهالی ملکی  قرار میگیرند، بلکی بیشترین آنها قربانی خشونت های جنسیدر ساحات جنگی نیز  قرار میگیرند.  موارد  وجود دارند که یک قوماندان محلی  یک پسر نوجوان را برای خواست های  نا مشروع جنسی خود به خدمت گرفته است.

 نظر به بررسی  اداره یونسکوی سازمان  ملل متحد  در صفوف گروه حقانی  و طالبان بیشتنرین  نوجوانان پائنتر از سن  ۱۷   مورد سو استفاده قرار میگیرند.  که بیشترین آنان برای عملیات های انتحاری  آماده و از احساسات آنها  حیله گرانه سو استفاده میگردد. 

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا معتقد بر این امر است که حمایت  اطفال  در برابر  استفاده در فعالیت های جنگی وظیفه تآخیر ناپذیر دولت و نهاد های حراست حقوق آن است که  با مرتکبین نه با مدارا ، سازش و معامله  بلکه با تطبیق قانون و  تمکین به حقوق اطفال و کنوانسیون بین المللی سال ۱۹۸۹ در حمایت حقوق اطفال برخورد نمایند.

 انجمن  بررسی  و تدویر  کنفرانس های علمی را پیرامون منع  سو استفاده اطفال و آسیبپذیری های آنها را  در بکارگیری ظالمانه  جنگی  و خشونت های مسلحانه  ضروری میداند  تا  مسآله  منع سو استفاده اطفال  در جنگ ها و خشونت ها  تحت توجه جدی دولت و نهاد های حقوقی و حراست حقوق شهروندان  قرار گیرد.

 انجمن ضمن دفاع و حمایت از مصئونیت اطفال  در برابر  استفاده کودکان در جنگ و فعالیت های مسلحانه  و تطبیق بلا انحراف اعلامیه ملل متحد ۱۲  فبروری ۲۰۰۲ م.  , صدای رسای خود را  با تمام نهاد ها و موسسات ملی و بین المللی مبارزه در برابر  استفاده طفال  بحیث عسکر جنگی اعلام مینماید.

 بگذارید اطفال  و نوجوانان وطن با تمام مصئونیت و تحت حمایت قانون  به تعلیم و تربیت دست یابد و از صفوف جنگی دوباره به محیط سالم و خانواده مصئون برگردد و به کسب  شخصیت سالم فردی و اجتماعی نائل گردد.

  

با احترام

 شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 میر عبدالواحد سادات رئیس انجمن

 

 

آگاهی

 

پیرامون نشر کتاب حاکمیت قانون

 

 دوستان  عزیز، هم مسلکان گرامی و علاقمندان  ارجمند  کتاب،

  چنانچه به همگان  روشن است،  سال ۲۰۲۱ م. سال پر چالش  ناشی ازشیوع و هنوز تداوم  معضله جهانی ویروس کرونا بوده است که جهات مختلفه زنده گی جامعه بشری را  تحت تاًثیر قرار داده ،  خلل ها، آسیب ها و موانع  را د ر تمام عرصه های  اجتماعی و فرهنگی نیز تحمیل نموده است.

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا  که بحیث  یک عنعنه  فرهنگی و مسلکی خویش همه ساله ، در همین وقت سال،  کنفرانس های علمی  خویش را  بصورت حضوری تدویر مینمود، امسال  با کمال تأسف به  همین دلیل نتوانست  کنفرانس  خویش را  یکبار دیگر تدویر نماید. ولی شورای رهبری انجمن  امسال در عوض،  ابتکار دیگری یعنی نشر یک کتاب  وزین ، مسلکی و پژوهشی را  پیرامون موضوع  " حاکمیت قانون"   رویدست گرفته است که شامل تعداد از مقالات  علمی و پژوهشی  حقوقدانا ن  قلم بدست  میباشد. در مقالات این کتاب  جوانب و زوایای  مختلف مفهوم حاکمیت قانون  و  همچنان جهات  عملی و انطباقی آن به تحقیق، تدقیق و پژوهش گرفته شده اند.

 این کتاب درآینده نزدیک  اقبال نشر یافته  وبه خواننده گان و هم مسلکان عزیز تقدیم   میگردد.

 

 با احترام،

 

بصیر دهزاد

معاون و سکرتر مسئول انجمن حقوقدانان افغان در اروپا


پیام شورای رهبری انجمن حقوقدانان  افغان در اروپا

 در بزرگداشت از هفتاد و پنجمین سالگرد تآسیس  سازمان ملل متحد

 سازمان ملل متحد که در 24 اکتوبر 1945 بحیث یک سازمان بین االمللی حافظ صلح، ثبات ، امنیت و همکاریهای بین المللی ایجاد شد ٫در هفتاد وپنجمین سالگرد تآسیس خود قرار دارد  که در سرتاسر جهان توسط دول، حکومات و نهاد های ملی  و بین المللی به تجلیل گرفته میشود.

 سازمان ملل متحد که بمنظور جلو گیری از تکرار جنایات علیه بشریت ، کشتار دها ملیون انسان ، قحطی ناشی از جنگ ، سلب حاکمیت و استقلال ملی  ملتها و سلب حقوق مردمان بخاطر تعین سرنوشت خود بدست خود شان که پیامد دو جنگ جهانی بودند٫ایجاد گردید ٫ مهمترین اهداف خویش را  در منشور خویش فورمولبندی نمود

 این سازمان جهانشمول در هفتادوپنج سال موجودیت خویش توانست  بخاطر صلح، ثبات و امنیت بین المللی ٫حفظ و تداوم ارزش های حقوق بشر٫کنوانسیون ها و میثاق های بین المللی  منجمله قوانین جنگ، حقوق بشر ، حقوق مدنی و سیاسی ٍ٫ حقوق  اطفال٫ حقوق برابری زن با مرد و منع خشونت در برابر زنان و دها میثاق ها،پروتوکول ها و ضمایم آنها را مورد تصویب و در معرض اجرا  قرار داده ٍ در نظارت بر تطبیق آنها  اقدامات بزرگ را رویدست و در عمل تطبیق نموده است .  بدون شک همه این اسناد و کنوانسیون ها عرصه های زندگی ملی و بین المللی دولت ها و مردمان آنرا  را در ابعاد سیاسی، اقتصادی، حقوق بشر، انکشاف کلتور و فرهنگ و عدالت بین المللی پیشبینی  نموده است.

 علی الرغم اهمیت سازمان ملل متحد  و اقدامات  آن در۴/۳ یک قرن  موجودیت خویش ٫ در مقطع های مختلف زمانی معضلات و سد های در تآمین  اهداف این سازمان بزرگ جهانی  ایجاد گردیده و تطبیق آنها را به چالش قرار داده  است که ناشی از  سیاست های  نا مشروع نظامیگری ٫ جیوپولیتیک و ستراتیژک   قدرت های بزرگ   و رقیب میباشند.  مسابقات تسلیحاتی دارند میدان جدید  را در تهدید در برابرصلح جهانی  باز نماید.  بدون شک در نتیجه  چالش ها ٫ نسل بشر از کران تا کران جهان  قربانی  نقض وحشتناک حقوق بشر٫ ارتکاب جرایم شدید جنگی و ضد بشری٫ فقر ٫ سلب حق حیات و تبعیض  میگردند.  با بکار گیری سیاست های نا مشروع فرامزری قدرتهای بزرگ و همکاران منطقوی شان مردمان مستضعف در کشور های مانند افغانستان ٫سوریه٫  یمن و  عراق  در آتش جنگ های داخلی میسوزند. اقدامات دسته جمعی موثر ملل متحد برای جلوگيری تهديدات عليه صلح و متوقف ساختن هرگونه عمل تجاوز  عملن زیر سایه نفوذ و تسلط دول بزرگ  و رقیب  قرار گرفته است ٫پروبلم های  منطقوی مبنی بر عدم احترام به حاکمیت ملی ٫ استقلال و حقوق مشروع یک ملت و با مداخله  خارجی بدون حل باقی  میمانند . ملت ها  در تداوم بی ثباتی ٫ جنگ داخلی  و تسلط حلقه های  مافیايی و رشد سازمان داده شده  تروریزم  در آتش  میسوزند و خونریزی های بی مفهوم را متقبل میگردند.

 همكاری بين‌المللی احترام به حقوق بشر و آزاديهای اساسی بدون تبعیض و تمايز آسیب پذیر گردیده است .انجام عملیات های نظامی  قدرتهای بزرگ  و مداخله  بر بنیاد مواد  منشور ملل متحد نه ٫ بلکه روی منافع نا مشروع آنان صورت گرفته و میگیرد .

 جهان کنونی باید  این واقعیت تلخ را بپذیرد که اهداف بزرگ٫ حقوق بشری ٫ احترام به استقلال ملی و حاکمیت ملی ٫ تمامیت ارضی ٫ حق مردمان در تعین سر نوشت خود شان  و بلاخره صلح٫ ثبات و امنیت دسته جمعی به نسبت نفوذ  و به گروگان  گرفتن  قدرت اجرايی ملل متحد توسط قدرت های بزرگ و وابسته های منطقوی شان  ٍ نقش این سازمان بزرگ را  محدود  و در حالت پسیف قرار داده است.

 یکی از قربانیان  سیاست های  آذمندانه قدرتهای بزرگ و شریکان منطقوی   شان  کشور جنگ زده افغانستان است که  در بیش از چهل سال جنگ فرسایشی ٍ نیابتی و تحمیلی  به انبارخانه  ظلم٫ جنگ ٫آتش ٍ خون  و فقر  مبدل گردیده است . این جنگ محصول مداخله  خارجی  و  تروریزم صادر شده از قلمرو پاکستان  و٫ تحت حمایت مستقیم استخبارات  حکومت آن  و حامیان پس پرده  شان  تداوم میابد .

 مزاکرات به اصطلاح بین الافغانی  میان تیم مزاکره کننده دولت افغانستان و تحریک طالبان با کمال تآسف عمیق  زیر سیطره و نفوذ سیاست کجدار و مریز ایالات متحده آمریکا  و متحد سیاسی- نظامی اش پاکستان  در خطر شکست قرار دارد.   بدون شک این مداخلات اجانب در قضیه افغانستان  نقش بزرگ و ابتکارات صلح ملل متحد   را در درجه پايین  و حالت پسیف قرار داده است  . 

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا  ضمن بزرگداشت از سالروز  تآسیس سازمان ملل متحد ٫  از احیای نقش  و بکار گیری ابتکارات موثر سازمان ملل متحد  در رهبری مستقیم  و توسط یک تیم فعال آن سازمان  از پروسه مزاکرات بین الافغانی  قاطعانه دفاع و پشتیبانی مینماید.  انجمن با اظهار قدردانی از خواست  و تآکید اخیر جلالتمعاب  انتونیو گوترش سرمنشی  عمومی ملل متحد  مبنی  بر تآمین  آتش بس٫ بحیث اولین و ضروری ترین قدم٫ در این مزاکرات٫متوقع است که  احیا و بدست گرفتن ابتکارات صلح در کشور فقیر٫ ماتمزده  و خونین افغانستان  ٫ توسط ملل متحد  یک ضرورت جدی برای یک صلح ٫ ثبات واقعی  ٫ ختم جنگ و ادامه مزاکرات برای آینده افغانستان ٫در یک پروسه عدالتمندانه و خارج از نفوذ  نا مشروع و آزطلبانه اجانب منطقوی و بین المللی٫   تلقی میگردد.

 با حرمت

 شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 میر عبدالواحد سادات  ريیس انجمن

 

آتش بس مبرمترين خواست و نياز مردم مظلوم افغانستان

 

( سپتامبر ٢٠٢٠ م )

  در حاليكه مقدرات تاريخى افغانستان كماكان در كشمكش هاى كلان جيوپولوتيك بين المللى و منطقوى رقم ميخورد ، براى پايان يافتن به تراژيدى خونبار كشور كه محصول و معلول مداخله خارجى است ، بايد هردو طرف اصلى جنگ جارى و خانمانسوز كه در مذاكرات بين الافغانى دوحه اشتراك دارند ، با لبيك گفتن بخواست اصلى مردم مظلوم و قربانيان جنگ بخاطر ختم جنگ و استقرار اتش بس دايمى ، اراده شانرا در راستاى صلح واقعى كه نياز مردم و شرط بقاى جامعه است ، به اثبات برسانند .

 مردم به عزا نشسته ما حق دارند و مستحق مى باشند كه بعد از حدود نيم قرن تحمل مصايب هولناك جنگ تحميلى به صلح پايدار نايل گردند و افغانستان از حق گذار بشاهراه صلح و ترقى برخوردار گردد .

 خواست مردم مظلوم ما و قربانيان جنگ بسيار ساده و نهايت انسانى است كه در مطابقت با ارشادات دين مقدس اسلام و تمام معيار هاى مدنى و حقوقى بين المللى مندرج در اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاقهاى ناشى از ان قرار دارد كه ، حق حيات را بالاترين و مكرمترين حقوق تعريف نموده اند و پيغمبر بزرگ اسلام حرمت خون انسان را بالاتر از حرمت كعبه مكرمه خوانده است .

 خواست اتش بس به هيچوجه كدام تقاضاى انتزاعى و بدور از حقايق خونين و هولناك جارى نمى باشد. از شش ماه باينطرف اتش بس كامل تحريك طالبان با قواى نظامى امريكا ، متكى بر اين استدلال برقرار است ، كه گويا اشغال پايان يافته و تداوم " جهاد " و كشتار " كفار " مجوز شرعى ندارد .

 و اما :

 هيچكس توضيح نداده است كه كشتار افغانان مظلوم در كدام دين و ايين مجوز دارد ! ! !

 بدين ترتيب هر دو طرف اصلى جنگ اعم از دولت و تحريك اسلامى طالبان در برابر يك آزمون تاريخى قراردارند كه چگونگى تصميم شان در مورد آتش بس ، معيار شناخت و قضاوت مردم در مورد شان قرار ميگيرد .

 هرگونه بهانه تراشى و عدم تمكين بخواست مردم مظلوم بخاطر آتش بس صاف و ساده ، مبين اين برنامه است كه طرف مخاف استقرار آن ، ميخواهد اهداف سياسى ، تصاحب قدرت و نظام دلخواه سياسى خود را از طريق خشونت و خونريزى و يا سازش و كرنش با اجنبى بر مظلومترين خلق خدا تحميل نمايد .

 در احواليكه افغانستان با مصايب هولناك جنگ ، فقر ، بحران اقتصادى ، تهديد كاهش كمك هاى جهانى و افت كرونا و بليات طبيعى مواجه مى باشد ، عدم اعتنا بخواست مردم مبنى بر آتش بس به معنى آن است كه مدعيان قدرت ميخواهند بر نعش آغشته بخون مردم و بر سر قبور حكومت نمايند . مذاكره طرفين اصلى جنگ در بهترين هوتل هاى پنج ستاره و برقرارى حمام خون در كشور و كشتار اهالى ملكى ، بغير از تجارت بر خون افغان ، این مظلومترين خلق خدا ، توجيه ديگر نخواهد داشت .

 در تداوم جنگ و خونريزى هيچ ارزش دينى و دنيوى محفوظ نمى ماند و بى مبالاتى به مصالح علياى كشور ، جنگ فرسايشى زمينه سوريه شدن افغانستان را ممكن ميگردد .

 اتش بس دايمى ممد پروسه سرد سازى در جامعه جنگ زده ، پر التهاب و منقطب گرديده و فرصت ها را براى صحبت پيرامون مفاهيم همديگر پذيرى ، اشتى ، تساهل و تسامح مساعد مينمايد كه در فقدان ان رفتن به صلح دايمى ممكن نخواهد گرديد .

 بدينرو :

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا به تعقيب فراخوان قبلى در مورد ضرورت انفاذ آتش بس ، يكبار ديگر از هر دو طرف اصلى جنگ أكيدا تقاضا مينمايد ، تا :

 بخواست برحق مردم مظلوم و قربانيان جنگ كه خوشبختانه با خواست جهانى و تاكيد مقام عالى سر منشى سازمان ملل متحد ، اتحاد اورپا و تعداد از كشور هاى اسلامى و منطقه و صلحخواهان جهان مطابقت دارد ، لبيك گفته و بخاطر استقرار آتش بس دايمى تصميم اتخاذ نمايند .

 درين راستا جانب ايالات متحده امريكا بايد به اراده مردم ما كه در تمام جريان دو سال اخير به حاشيه كشانيده شدند ، بخاطر آتش بس توجه و منافع افغانستان را كه با ان تعهد حقوقى و همچنان در قبال تراژيدى آن مسووليت اخلاقى ( moral obligation ) دارد ، فداى تعجيل اهداف داخلى خود نسازد .

 البته انفاذ و تداوم اتش بس مستلزم رعايت دقيق طرزالعمل آن مى باشد كه كمال مطلوب خواهد بود تا از طرف سازمان ملل متحد نظارت گردد تا متخلف و همچنان مخرب ثالث مشخص و جلو آن گرفته شود .

 در صورت تعهد و التزام تحريك اسلامى طالبان به آتش بس ، دولت افغانستان ميتواند زمينه باز شدن دفاتر شان در كابل و ساير ولايات و همچنان رهايى محبوسان را مورد بررسى قرار دهد .

 انجمن از تمام نهاد هاى مدنى ، مدافعان صلح و حقوق مردم ، سازمانهاى سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى ، پارلمان و فعالان مطبوعات و رسانه ها ، محترمانه تقاضا مينمايد تا بخاطر تحقق آتش بس صداى شانرا تقرب و در جبهه وسيع طرفداران صلح پايدار ، از آرمان تاريخى مردم تشنه به صلح در وجود ارزشهاى متعالى استقلال ، تماميت ارضى و اصل تجزيه ناپذيرى كشور ، راه را بخاطر اعمال حق حاكميت ملى كه بر طبق معيار هاى قبول شده حقوقى ،بطور انحصارى و فقط به جمهور مردم تعلق دارد ، مساعد و آزادى ، برابرى و حقوق شهروندى را در پرتو حاكميت قانون پاسدارى نماييم ، تاسه اكثريت بزرگ افغانستان :

 زنان

 جوانان

 فقيران و قربانيان جنگ

 در شرايط اتش بس اراده شانرا براى چگونگى اينده كشور و نظام دلخواه شان مطرح نمايند .

 با حرمت

 شوراى رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

۲۸ اسد ۱۳۹۹

 در گراميداشت و تبجيل از روز استقلال

  تجلیل از روز استرداد استقلال ، در واقع بازتاب نوستالژیک و مبین اراده ملی بخاطر دستیآبی به استقلال واقعی در شرایط دشوار و پر منجلاب كنونى است كه استقلال ، تماميت ارضى و حاكميت ملى ما ، اماج دسايس و تجاوز اجنبى قرار دارد .

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا مقدم از همه این روز ارزشمند تاريخى را كه يكى از شور انگيز ترين و پر افتخار ترين صفحات تاريخ كشور ما مى باشد ، به مردم غیور ، صبور ، مقاوم و آزادی دوست ما مبارک باد گفته و از اراده خلل ناپذير ملى براى يك افغانستان مستقل ، ازاد و سر بلند استقبال مينمايد .

 بهترین نحوه تجلیل ازین روز سترگ و تاریخی این خواهد بود تا درس های ارزشمند تاريخى آنرا بیاموزیم وبا درک دقیق و در پر تو عقلانيت سياسى ، مبرا از شعارزده گى و متكى بر شعور و خرد ، بدور از هر نوع حب و بغض سياسى ، قومى ، سمتى ، حزبى و تنظيمى ، با چنگ زدن به مصالح علياى وطن عزيز و مشترك اين سوالات را مطرح نماييم :

 - چگونه ميتوان با موانع اساسى تاريخى و خطرات بزرگ در برابر استقلال ملى كه هست و بود افغانستان را به مخاطره انداخته است ، مقابله نماييم ؟

 - چگونه ميتوانيم به استقلال واقعى ملى نايل گرديم ؟

 صادقانه بايد اعتراف نماييم كه :

 افغانستان در كره زمين شايد يك استثنا باشد كه در يك قرن بعد از احراز استقلال خود وتحمل قريب به نيم قرن جنگ خانمانسوز و با دو دهه حضور گسترده نظامى و سياسى پنجاه و چهار كشور و مصارف با ارقام نجومى مليارد ها دالر هنوز با همان مسايل و مصايب مواجه است كه اجداد و پدران معنوى ما براى رفع آن تلاش كرده اند :

  - هنوز بخاطر پرداخت معاش منسوبان قواى مسلح خود ، محتاج كمك خارجى مى باشد ،

 - تا نود فيصد مردم زير فقر قرار دارد و مصايب زياد در احوال آفت كرونا ، حيات و زندگى شانرا تهديد مينمايد .

 در احوال وابستگى شديد اقتصادى به اجانب و فقدان استقلال اقتصادى ، صحبت از استقلال واقعى ملى نوعى پوپليزيم و تزوير سياسى است ، در علوم سياسى مدرن مفهوم استقلال ملى در پيوند با استقلال نسبى اقتصادى مطرح است ،

 - پيامد منطقى احراز استقلال انفاذ اولين قانون اساسى با محتوى مترقى و تاسيس نخستين دولت ملى و مدرن با سيادت و ارجعيت قانون در كشور گرديد و اما متاسفانه با گذشت حدود يك قرن :

 پاشنه اشيل افغانستان :

 فقدان دولت مقتدر ملى و نبود حاكميت قانون مى باشد ،

 - احراز استقلال سیاسی در گام نخست محصول همبستگی ملی تمام اقوام با هم برادر و برابر و تبارز وحدت و وفاق ملی بخاطر خواست مشترک و در برابر دشمن مشترک بود ، و اما :

 با نهايت تاثر در احوال كنونى و مسايل و مصايب فراوان و عواقب جنگ تحميلى و تجاوز خارجى ، شيرازه وحدت ملى ما را كه بقول شاه امان اله ، موجوديت افغانستان در گرو ان است ، مصدوم ساخته و كشور با انقطاب بزرگ مواجه مى باشد .

 به دو گرايش خطرناك سكتاريزيم و شو ینيسم كه نه تنها مخرب وحدت واقعى ملى ما است ، بل مانع اصلى در راه برقرارى دولت ملى قانون محور و عدالت گستر مى باشند ، ميدان و مجال فراهم ميگردد .

 طرح اين سؤالات به اين دليل در احوال پر منجلاب كنونى از مبرميت خاص برخوردار است كه فقدان فكر نقاد ، نبود نقد و شجاعت اعتراف ، باعث گرديده ، تا ما هميشه در حاشيه قلم فرسايى و از باز كردن اصل زخم تجاهل عارفانه نماييم . با آنچه به ایجاز و بر مبنای حب الوطن من الایمان ، بدور از حب و بغض و سلامت و ملامت ، به حساب آسیب شناسی ، مطرح گرديد ، بايد صادقانه معترف باشيم که :

 متاسفانه فرسخ ها با استقلال ملى و واقعی فاصله داریم ! ! !

 ضرور است تا بخاطر تبجیل واقعی از روز استرداد استقلال ، باید از روز ( ۲۸ ) اسد بمثابه روز تجدید پیمان بخاطر پاسداری از ارزش های والای متذکره ، فكر كلان ملى ، منورانه و دادخواهانه انرا که متضمن و مکمل استقلال واقعی می باشد , مطرح و پاسدارى نماییم .

 بدينرو بخاطر جلوگيرى از غرق شدن كشتى شكسته افغانستان ، درين روز سترگ تاريخى بايد به موارد اتى توجه جدى مبذول و راه نجات ما را مشخص سازيم :

 ـ احراز استقلال سیاسی مرهون و محصول فکر و اندیشه استقلال خواهی ، آزادی ، احقاق حقوق مردم و نوگرایی مشروطه خواهان بزرگ افغانستان می باشد ، كه در اثر مبارزه و انسجام پیشآهنگ آگاه و استقلال طلب ( مشروطیت اول و دوم ) میسر گردید .

 بدینرو جایگاه روز استقلال باید در مبارزه تاریخی علم و جهل و در جدل تاریخی سنت و مدرنیزم که با شمس النهار آغاز یافته بود ، مشخص گردد .

 پس جا دارد تا پدران معنوی ما و بنیاد گذاران و رهبران مشروطیت را حرمت نماییم و سمبول استقلال ، آزادی و شاخص ترین نماد نوگرایی و ترقی ، شاه امان الله را احترام و آرمان هاى والای انانرا گرامی و به مثابه رسالت روشنگرانه تداوم بخشیم .

 پس بسيار منطقى خواهد بود تا اعتراف نماييم كه ما :

 مقروض مشروطيت و مشروطه خواهان مى باشيم و بدون پرداختن و حل و فصل قانونمند بسوالات و ارمان مطروحه انان ، گذار به مدرنيته و اعمار دولت ملى قانون محور و عدالت گستر يك سراب مى باشد .

 در حالیکه مقدرات تاریخی ما بدست بیگانگان رقم می خورد ، باید بدون احساسات کاذب و بدور از شعارزدگى و با شعور و به اتکا به عقلانیت سیاسی و واقعبینی ، جایگاه افغانستان در حال جنگ را به مثابه کشور مصیبت زده طراز استبداد آسیایی و جهان « سومی » که تراژیدی آن معلول و محصول مداخلات گسترده خارجی است و طولانی ترین جنگ بر آن تحمیل گردیده و نظام سیاسی و روابط بین المللی آن در چوکات نظام بین المللی و در دور جدید « بازیهای بزرگ » و رقابت جنون آمیز جیوپولتیک بازیگران حریص و سیطره جو ، شکل می گیرد ، تعریف نماییم .

 - صلح بمثابه خواست واقعى مردم و رمز بقا و تداوم افغانستان ، در سطح يك پروژه تنزيل يافته است و با وجود هياهو و سرو صدا ، مردم عزادار و تشنه به صلح همانند مرغابى در آرزوى آن ، خون ميخورند .

 دوام و تشدید جنگ خانمانسوز و برقرارى حمام خون :

 - حق حيات و يا اولين و اولى ترين حق طبيعى را به مخاطره انداخته و افغانان مظلوم را ازين حق محروم و نابود ميسازد .

 - تداوم جنگ خانمانسوز افغانستان را از حق گذار بشاهراه صلح محروم وتداوم و تشديد جنگ و تلاش در جهت قومی و سمتى ساختن ان کشور را به طرف سوریه و یوگوسلاویا شدن می کشاند .

 بدينرو :

 بدون هر نوع بهانه و حيله بايد هر چه زودتر مذاكرات مستقيم و بلاشرط و قيد دولت با طالبان بخاطر صلح واقعى و مشروط بر گذار گردد و :

 استقرار اتش بس دايمى بايد بحيث نخستين مورد و در اولين جلسه مورد توافق قرار گيرد .

 یک دولت مقتدر ملی منبعث از اراده واقعى مردم که حاکمیت قانون و عدالت را ملاک عمل قراردهد و بر قوای مسلح ملی و غیر تنظیمی و قومی متکی باشد ، خواهد توانست صلح واقعى و پايدار را در كشور برقرار و بیرق سه رنگ ملی افغانستان را به مثابه منبع افتخار و پیوند ملی هر شهروند آزاد افغان و اقوام با هم برادر و برابر ، در کوهپایه های وطن واحد و سرزمین مشترک سرافراز نگهدارد و در سیاست خارجی و روابط بین المللی از منافع و مصالح علياى کشور دفاع نماید و در غير ان ، صرف با طرح شعار جمهوريت از مسند دولت ناكارا و حامى فساد كاران ، نميتوان با ذهنيت تكفيرى و دسایس بخاطر استقرار امارت اسلامی كه با هر دو اصل حاكميت ملى و قانون سرسازش ندارند و حاميان بيرونى انان ، مقابله نمود .

 با حرمت

 شوراى رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

فراخوان براى آتش بس فورى و سراسرى

 

دفاع از حق حيات بمثابه مبرمترين نياز مردم !

 موجوديت افغانستان در گرو قطع عاجل جنگ و كشتار !

 مقدرات تاريخى مردم نگون بخت ما را به ميثاق خون رقم زده اند . در چهار ماه بعد از توافق ايالات متحده امريكا با طالبان به عوض بحث صلح ، مصالحه ، كاهش خشونت ، تساهل و تحمل ، یک فصل جديد ازجنگ هاى خانمانسوز مردم را بخاك و خون مى كشاند. هفته گذشته ،با حملات طالبان در سى و دو ولايت و بيشتر از هشت صد كشته و مجروح ، خونين ترين هفته در نزده سال اخير خوانده شده است كه با موج از ترور هاى هدفمند و پلان شده  روحانيون ، كارمندان ارگانهاى حراست حقوق ، كميسيون حقوق بشر، فرهنگیان و رسانه  با عواقب جنايتبار همراه بوده است .

 در حاليكه ايالات متحده امريكا در قطریعنی نزديك به بزرگترين پايگاه نظامى خود با رهبرى طالبان حشر و نشر دارد و هم حامى دولت افغانستان مى باشد ، شك و سوال جدى مطرح ميگردد كه چرا حمام خون را در افغانستان بر پا كرده اند؟

 در حاليكه وزارت خارجه ايالات متحده امريكا ، پاكستان را كماكان خانه امن تروريستان ميخواند ، چرا به ريشه و منشأ اصلى تمويل شرارت افگنان توجه صورت نميگيرد ؟  و فقط مصروف شاخ برى درخت تروريسم در افغانستان و به قيمت تباهى خانه و كاشانه و كشتار اهالى ملكى مى باشند ؟

 ادعای اخیر وزارت خاجه آمریکا که گویا سازمانهای تروریستی مانند جیش محمد و لشکر طیبه در پاکستان قرار دارند و علیه افغانستان میجنگند، خبر و کشف جدید نیست. از چهل سال بدین طرف عین سناریو  عین خبر تکرار میگردد ولی انتخاب استخبارات آمریکا در نهایت همان حلقه و محور شرارت منطقوی یعنی استخبارات پاکستان است که بزرگترین حامی تروریزم و رهبری کننده توطئه  ها علیه دولت و مردم افغانستان میباشد.  طرح جالبتر حکام آمریکا همانا کشیدن پای روسیه در جنگ افغانستان است که گویا روسیه  باید علیه داعش درافغانستان بجنگد. با چنین طرح ها آمریکا در فکر ختم جنگ نه بلکه باز کردن یک صفحه جدید از جنگ، تشدید و ادامه آن در افغانستان است.

 همين سياست هاى كجدار و مريز يكى از علل اصلى تداوم تراژيدى خونبار افغانستان مى باشد ، از یک جهت  تاكيد مداوم بر رهايى بلا قيد محبوسان طالب صورت ميگيرد و اما در جهت دیگر در مورد ضرورت كاهش خشونت و انفاذ آتش بس تأكيدى وجود ندارد. برعكس در اوج تداوم جنگ اعلام ناشده پاكستان ،  بخاطر خروج غير مسوولانه قواى نظامى امريكا تصميم گرفته مى شود ! ! !

 در وراى اين تصاميم عجولانه است كه پاكستان  با مخالفت به آتش بس ، بر جنگ فرسايشى سرمايه گذارى بيشتر ميكند و دولت موقت را مطرح مينمايد ، در چنين هوا و فضا طالبان به تشديد جنگ تشويق ميگردند و با رد آتش بس ، به پيروزى يكجانبه تحميل خواست هاى ايديولوژيك و برقرارى امارت  را در فرداى عدم حضور نظاميان امريكا ، برنامه ريزى مينمايند .

 در چنين احوال ناهنجار و در حاليكه رقابت رقباى جيوپولوتيك منطقوى و بين المللى تشديد يافته است ، خطرات سوريه سازى افغانستان و تقسيم ان بساحات نفوذ بازيگران رقيب ، گسترش ميابد .

 در حاليكه خطرات جدى هست و بود كشور را تهديد مينمايد و حق حيات و زندگى مردم با تهديد بزرگ مواجه است ، بر ماست :

 تا با فكر كلان ملى و چنگ زدن به مصالح علياى افغانستان بسوال تاريخى مربوط بسرنوشت مردم ، جواب دقيق و اساسى را مطرح و در احوال فلاكتبار كرونايى وظايف اصلى را مشخص نماييم :

 بزرگترين موفقيت ها و در دشوارترين شرايط تاريخ  را ميتوان کبا اسيب شناسى دقيق و ديدن حقائق تلخ با چشمان باز بوجود اورد . متاسفانه افزون بر آفت كرونا ، مصايب هلاكتبار فقر روبه تزايد ، بيكارى ، كاهش عوايد و كمك هاى حاميان خارجى ، سرطان كشنده فساد گسترده و حضور حلقات مافيايى و طاعون بى اتفاقى كه با نشر اكاذيب و ارقام جعلى به تشديد ان مى پردازند .

 در چنين احوال ناهنجار ، بايد مبرمترين وظيفه را مشخص و بخاطر ان تلاش كرد كه همانا :

 حق حيات و زندگى مردم ما است كه بر مبناى تمام  ارزشهاى انسانى ، ارشادات دينى و معيار هاى حقوقى در صدر تمام حقوق قراردارد و عدم تمكين جنگ افروزان بدان به معنى ان است كه ، ميخواهند بر قبرستان ها حكومت نمايند .

 بدينرو :

 بخاطر دفاع عملى از حق حيات مردم ، بايد : 

 استقرار عاجل آتش بس سراسرى

 كه در احوال جارى موجوديت افغانستان در گرو انفاذ آن مى باشد ، بمثابه اساسى ترين خواست مردم ، مطرح نماييم .

 آتش بس فورى و سراسرى و رفتن طالبان و دولت افغانستان به مذاكرات مستقيم و بلا قيد و شرط ، بخاطر دستيابى به صلح واقعى و مشروط ، بايد مورد پشتيبانى همجانبه ما قرار گيرد .

 موكول ساختن انفاذ آتش بس به مذاكرات كه بدون شك همراه با مشكلات و زمانگير است ، به مفهوم صدور جواز قتل و كشتار بيشتر و باجدهى به تاجران خون و دشمنان تاريخى افغانستان مى باشد .

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا از تمام  نيرو هاى صلح خواه و مدنى افغان و  نهاد هاى سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى و شخصيت هاى مدافع حقوق مردم ، صميمانه ميخواهد تا قبل از آنكه كشتى شكسته افغانستان نابود گردد ، به صداى نعش اغشته بخون مادر وطن لبيك گفته و در يك حركت وسيع و مدنى بدفاع از حق حيات مردم و انفاذ آتش بس فورى و سراسرى صداى شانرا متقرب و متحدانه بلند نمايند .

 آتش بس كه جنگ افروزان از استقرار ان هراس دارند ، فرصت تاريخى را مساعد خواهد ساخت تا مسايل صلح و پروسه صلح سازى در يك گفتمان ملى و وسيع مطرح و بحث پيرامون صلح اجتماعى و فرهنگى ، تساهل ، تحمل و همديگر پذيرى مطرح و جوانان ، زنان و مستمندان بمثابه سه بخش اكثريت بزرگ و مجموع مردم  بتوانند نقش تاريخى شانرا در دفاع از اصالت قانون و حيات مدنى مطرح و جانبدار صلح واقعى و پايدار در كشورشان باشند .

 

با حرمت

 شوراى رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 


افغانستان اماج جنايات هولناك جنگى و ضد بشرى

 

مردم به عزا نشسته افغانستان كه جنگ تحميلى بيشتر از چهار دهه را متحمل گرديده اند و از دوسال باينطرف در گرداب «سراب» صلح خون ميخورند، توقع داشتند كه بعد از قرارداد پر هياهوى جانب ايالات متحده امريكا با طالبان، اتش بس و رفتن بسوى صلح را تجربه نمايند.

 اما متاسفانه برخلاف تمام وعده و وعيد ها، حمام خون كماكان رونق دارد و مردم مظلوم همچنان سلاخى ميشوند و همه روزه در نقاط مختلف كشور كربلا ها تكرار ميگردد و افغانستان اماج دور جديد جنايات عليه بشريت و جنايات جنگى و ضد بشرى توسط طالبان و داعش قرار دارد و امروز تروريستان در شهر كابل و حمله بر شفاخانه ملكى (داكتران بدون مرز) حتى نوزادان و مادران حامله را نيزسلاخى و (١٣) تن را شهيد و (١٦) تن را مجروح نمودند و در ننگرهار در مراسم تدفين حملات انفجارى را انجام و (٢٤) تن از اهالى ملكى را شهيد و تا (٧٠) تن را مجروح ساختند

 اظهر من الشمس است كه درين حوادث خونين، وقوع جنايت بزرگ عليه بشريت، ضد بشرى و جنگى بر ضد افغانان مظلوم مطرح است كه:

 بر طبق تمام معيار ها و موازين قبول شده حقوق بين المللى در كتگورى «جنايت عليه بشريت» تعريف گرديده است.

 مطابق به تمام معیار های حقوق بین المللی از کنفرانس لاهه (1907 م)، تا اساسنامه نورنبرگ، دیوان جزایی بین المللی، دادگاه لندن و کنوانسیونهای چهارگانه ژینو (1948 م)، این عمل جنایتکارانه که «بشکل هدفمند» و «از قبل پلان شده» صورت گرفته در کتگوری «جنایات: جنگی، ضد بشری و علیه بشریت» مسجل گردیده است.

 بدينرو انجمن حقوقدانان افغان در اروپا، دفاع از حق حيات مردم بايد بمثابه اساسى ترين حق طبيعى، بمثابه فورى ترين و مبرمترين وظيفه انسانى، اسلامى و افغانى تمام نهاد هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى متعهد به انسانيت، در سر خط كار شان قرار گيرد و بخاطر دستيابى به ان بايد:

 صداى نعش اغشته بخون مادر وطن را بگوش جهانيان برسانيم و متحدانه خواستار

 انفاذ اتش بس فورى و سراسر باشيم.

  

با حرمت

  هيات رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

اعتراض و احتجاج به عاملان حادثه هولناك كشتار افغانان

 بر طبق گذارشات مطبوعات و رسانه هاى بين المللى و بيانات شاهدان عينى ، ( ٥٧ ) تن از افغانان ، توسط نيرو هاى مرزى دولت جمهورى اسلامى ايران ، بعد از شكنجه ، در دريا غرق و ( ٢٣ ) تن انان به هلاكت رسيده اند ، كه با شديد ترين الفاظ مراتب نفرت و لعنت را به عاملان سفاك اعلام ميداريم .

  اظهر من الشمس است كه درين حادثه :

 جنايت بزرگ ضد بشرى بر ضد افغانان اواره صورت گرفته است كه :

 بر طبق تمام معيار ها و موازين قبول شده حقوق بين المللى در كتگورى " جنايت عليه بشريت " تعريف گرديده است :

 منشور بين المللى حقوق بشر كه شامل معتبر ترين اسناد و منابع حقوق بين المللى ، اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاقهاى ناشى از ان منجمله ميثاق بين المللى حقوق مدنى و سياسى و كنوانسيونهاى مرتبط به ان :

 - كنوانسيون بين المللى در مورد حقوق مهاجران ( ١٩٥١ م ) ژينو و الحاقيه ( ١٩٦٧ م ) ان

 - كنوانسيون بين المللى عليه شكنجه و تعذيب غير انسانى ( ١٩٨٤ م )

 - كنوانسيون بين المللى منع و مجازات كشتار جمعى

 - كنوانسيون بين المللى حفاظت از همه افراد در برابر ناپديد شدن اجبارى ( ٢٠٠٦ م )

 مواردى را مسجل نموده است كه ، مطابق به احكام ان :

 درين حادثه هولناك :

 - كرامت انسانى افراد كه طبق اعلاميه جهانى حقوق بشر در همه حالات از تعرض مصوون است ، مورد تعرض قرار گرفته و " هتك حرمت " در مورد شان اعمال گرديده و

 با ظالمانه ترين شيوه مورد شكنجه و آزار قرار گرفته اند كه در مغايرت عام وتام با احكام مواد پنجم و هفتم اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاق بين المللى حقوق مدنى وسياسى

 قراردارد كه چنين مشعر است :

 

 " هيچ کس نبايد شکنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد. "

  " هيچ‌ كس‌ را نمي‌توان‌ مورد آزار و شكنجه‌ يا مجازاتها يا رفتاريهاي‌ ظالمانه‌ يا خلاف‌ انساني‌ قرار داد . "

 و همچنان مواد يك و بند ( ج ) ماده دوم كنوانسيون منع كشتار جمعى در رابطه بشكل خشن نقض گرديده است .

 بدينترتيب به صورت " هدفمند " و بر " طبق دستور " مسؤولين محلى دولت جمهورى اسلامى ايران ، اشكارا جرم :

 جنایات علیه بشریت بوقوع رسيده است :

 كه در حقوق بین‌الملل عمومی به اعمال قساوت باری اطلاق می‌شود که بر ضد انسان‌ها انجام می‌گیرند وبمثابه بالاترین جنایت بر ضد انسان و كرامت او پنداشته مى شود .

 بدينرو :

 در مطابقت با تمام معیار های حقوقی، موازین قبول شده حیات مدنی و دینی ، این بربریت ، تجاوز بر والاترین ارزشهای انسانی و مدنی بوده و قتل انسانیت پنداشته مى شود .

 مطابق به تمام معیار های حقوق بین المللی از کنفرانس لاهه ( 1907 م ) ، تا اساسنامه نورنبرگ ، دیوان جزایی بین المللی ، دادگاه لندن و کنوانسیونهای چهارگانه ژینو ( 1948 م ) ، این عمل جنایتکارانه که « بشکل هدفمند » و « از قبل پلان شده » صورت گرفته در کتگوری « جنایات : جنگی ، ضد بشری و علیه بشریت » مسجل گردیده است.

 در همچو موارد که وقوع « جنایت علیه بشریت و جرایم جنگی و ضد بشری » ، اظهر من الشمس است ، موارد الزام حقوقی بر " مجرم " ، سازمان عامل و دولت متبوعه ، از طرف مراجع مسئول وارد شده میتواند .

  بدينرو انجمن حقوقدانان افغان در اروپا ضمن ابراز مراتب اعتراض و احتجاج به عاملان اين تراژيدى حقوق بشرى كه با نهايت تاثر درگذشته نيزبارها حوادث دهشتبار درحق افغان مظلوم توسط موظفين دولت ايران اعمال گرديده ، اشتراك مساعى مدافعان حقوق انسان و هموطنان مظلوم و مقتول ما را در كمپاين بخاطر كميسيون حقيقت يأب به اشتراك نمايندگان دولتهاى افغانستان و ايران و کمیشنری عالی حقوق بشر و کمیشنری عالی پناهندگان ملل متحد را يك ضرورت جدى ميداند

 

 با حرمت

 هيات رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 دوم مى ( ٢٠٢٠ م )

 

ضرورت عاجل و انكار نا پذير انفاذ اتش بس

 در یک کمپاین سراسری و بلند کردن ندای مشترک یکجا شوید!

 حدود دو سال بدین سو مردم تشنه به صلح افغانستان كه تمام ثقلت و مصايب ناشى از جنگ تحميلى بيشتر از چهار دهه را متحمل ميگردند، به گرد " سراب " صلح خون " ميخورند "، و اكنون كه با تمام هياهوى جهانى از امضاى " معاهده " صلح امريكا با طالبان حدود دو ماه ميگذرد و مطابق وعده و وعيد ها و همچنان تحقق نسبى پيشرط " اور كم یا کاهش خشونت " در يك هفته قبل آن و همچنان بر روال تجارب و تيورى هاى جهانى در رابطه به حل منازعات، بايد آن ازمايش " اور كم " در مسير " اوربند " قرار ميگرفت و امروز مردم مظلوم و به عزا نشسته افغانستان شاهد يك آتش بس دايمى در مسير صلح پايدار مى بودند.

 اما با كمال تأسف برخلاف آنهمه وعده ها، حمام خون را در كشور ما كماكان گرم نگهداشته اند و خشونت تشديد يافته است. حسب امار رسمى دولت افغانستان بيشتر از سه هزار بار صد حمله از طرف طالبان صورت گرفته و تلفات اهالى ملكى به (٧٨٩) تن رسيده است. درين گيرودار خونين طالبان نيز از دوام عمليات قواى نظامى امريكا بر عليه جنگجويانشان صداى اعتراض بلند نموده اند.

 با نهايت تاثر انچه در بحث هاى تبليغاتى هر سه جانب دولت، طالبان و امريكا، كمرنگ و حتى كتمان ميگردد كه:

 درافغانستان همه روزه اين آفت جنگ تحميلى جان بيشتر از صد تن و حتى تا دو صد تن افغان را ميگيرد و هر روزه صد ها فاميل مصيبت زده در جمع سياهروزترين خلق خدا ايزاد ميگردد و روز مره ما شاهد جنایات هولناک ضد بشری و جنگی در کشور خود می باشیم.

 در حاليكه مصايب جانكاه ناشى از آفات:

 - جنگ خانمانسوز تحميلى

 - فقر روبه تزايد

 - بحران اقتصادى و همزمان كاهش كمك هاى كشور هاى حامى

 - بيكارى و بيمارى و ...

 از مردم مظلوم قربانى ميگيرند و اتش بى اتفاقى هست و بود افغانستان را به مخاطره انداخته است بر علاوه درين هفته هاى اخير آفت كشنده وايروس جهانشمول كرونا نيز سایه شوم خود را در كشور پهن و بمثابه تهديد بزرگ روزانه تعداد هموطنان ما را نابود ميسازد.

 در چنين تراژيدى خونبار و با عواقب واقعى غم انگيز و هولناك كه:

 حق حيات مردم در معرض خطر بالفعل قرار دارد و افغانستان از حق گذار به صلح و تداوم تاريخى محروم ميگردد، تشنه گان قدرت و جلابان سياسى در قطر و كابل براى " تقسيم قبور" نوحه سرايى دارند و ميخواهند برآغشته بخون مادر وطن و در قبرستان بنام افغانستان " حكومت " نمايند.

 در حاليكه در كشور هاى مماثل و جاهايكه جنگ جريان دارد، همه صحبت از اتش بس دارند و در كشور يمن متحقق گرديده است.

 و اما در افغانستان با وجوديكه:

 از مقام عالى سرمنشى سازمان ملل متحد، تا رهبر ناتو، سازمان همكارى كشور هاى اسلامى، نماينده خاص كشور المان، نماينده ملكى ناتو و رئيس يونوما در كابل و ... از ضرورت برقرارى اتش در افغانستان صحبت مينمايند و دو روز قبل رئيس جمهور امريكا با امير قطر در مورد كاهش خشونت از طرف طالبان صحبت تيلفوني داشت و اقاى خليل زاد به صورت مكرر و همين امروز نيز از كاهش خشونت و اتش بس توسط طالبان صحبت نمود، طالبان كماكان همه را مردود دانسته و اين پيشنهادات و منجمله پيشنهاد رئيس جمهور اشرف غنى را " غير معقول و فرصت طلبى " خوانده اند.

 در حاليكه جانب امريكا بر هردو طرف اصلى منازعه (دولت و طالبان) و همچنان دولتهاى حامى و موثر همانند پاكستان و قطر ... اشراف دارد، چنين برخورد مغرورانه و از موضع " فاتح " و در حاليكه پروسه رهايى زندانيان طالب و اسيران دولت اغاز يافته است، بسيار سوال برانگيز ميباشد.

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا بمثابه نهاد مسلكى و مستقل از تمام نهاد اجتماعى، فرهنگ و سياسى، پارلمان، تمام فعالان رسانه هاى جمعى و اجتماعى و تمام افغانان در داخل و خارج كشور صميمانه تقاضا مينمايد، تا:

 بر اساس تشخيص منافع و مصالح علياى افغانستان و در حاليكه سوال هست و بود كشور با جديت بيسابقه مطرح است، صداى نعش اغشته بخون مادر وطن را بلند و بخاطر دفاع از حق حيات شهروندان كشور و حق گذار افغانستان بشاهراه صلح واقعى:

 انفاذ اتش بس دايمى و حد اقل تا ختم افت كرونا را!

 بمثابه اساسى ترين نياز و خواست روز مبدل و در سطح ملى و بين المللى بخاطر تلاش گسترده را سازماندهى نمايند.

 گفته ميشود كه چندين مليون صفحه فيسبوك به افغانان در داخل و خارج كشور تعلق دارد.

 هيات رهبرى انجمن ارزومند است تا اين نداى برحق بخاطر نياز واقعى و مبرم مردم مظلوم و تشنه به صلح افغانستان به همت هر هموطن عزيز ما بيك كمپاين بزرگ ملى مبدل و متحقق گردد.

 با حرمت

 هيات رهبرى انجمن حقوقدانان الغان در اروپا

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 


پیام شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان دراروپا بمناسبت سال نو ۱۳۹۹ ه. ش.

 

حلول سال نو و نوروز باستان را گرامى ميداريم

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا بمناسبت حلول سال (١٣٩٩) هجرى - شمسى و نوروز باستان مراتب شاد باش و مبارك باد خود را به تمام كسانيكه ازين روز تاريخى تجليل مينمايند و منجمله به افغانان عزيز ما در داخل و خارج افغانستان، جامعه افغانى مقيم اروپا، همسلكان گرامى ما و خانواده هاى ارجمند شان تقديم ميدارد.

 ختم سال گذشته متاسفانه براى افغانان به مفهوم ايزاد يكسال ديگر بر مصايب شان ميباشد وجنگ اين برگه سياه و خونين تاريخ كماكان زندگى هموطنان ما را بخاك و خون كشانيده است.

 با تمام مصايب روزگار و تهديد آفت جهانى ويروس كرونا برسم نياكان قدوم جشن نوروز را گرامى ميداريم و حلول سال نو را به فال نيك ميگيريم:

 با اين همه غم

 در خانه دل

 اندكى شادى بايد

 كه، گاه نوروز است.

 آرزو ميبريم كه سال نو همراه با موفقيت در مقابله با آفت جانكاه كرونا باشد و مردم به عزا نشسته افغانستان بتوانند بسوى صلح واقعى و پايدار گام بگذارند و در پرتو حاكميت عقل و احترام به قانون و همديگر پذيرى با اشوب طلبى و حركات خلاف ارزشهاى قانونى و مدنى مقابله و مدافع ارزشهاى والاى حاكميت ملى، حكومت قانون، ازادى، برابرى و برادرى و تحقق حقوق شهروندى باشند كه متضمن مصالح علياى افغانستان و حق گذار ان بشاهراه صلح واقعى و ترقى ميباشد.

 با تمام مصايب جانكاه و مسايل دهشتبار بايد پاسدار «انقلاب اميد» باشيم و با اذعان به همين باور، آرزو ميبريم:

 ازين فرخنده فروردين و خرم پيك نوروزى

 نصيب مردم ما، سعادت باد و پيروزى

 با حرمت و درود ها

 هيات رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 


در رثاى پير خردمند ، استاد فرزانه و خرد گستر زنده یاد پوهاند دوکتور غلام سخی مصوون

 

موسس انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 

مرد كهن كه در بيشتر از هشت دهه اگاهانه حب الوطن من الايمان نصب العين راه و رسم زندگى پر افتخار او بود و به زادگاه ، وطن و مردمش عشق ميورزيد ، در تلاطم امواج روزگار و زمانيكه زادگاه او ، شهر كابل بخاطرتحقق پلان و آرمان يكى از خبيث ترين دشمنان افغانستان بايد ميسوخت و به تل خاك مبدل ميگرديد ، بالاجبار و بعد از تحمل مصايب عديده راهى ديار غربت ميگردد و بيشتر از دو دهه اخير عمر پر بار خود را در جلای وطن و با نام و خاطرات وطن سپرى و سرانجام بروز ( ٢٦ ) جنورى سال پار به عمر نودو شش سالگى داعی اجل را لبيك و به جاودانگى ميرسد و در ديار غربت در شهر فرايبورگ جرمنى رخ در نقاب كشيد و ما امروز با اندوه فراوان در سالروز وفات شخصيت بى بديل و از غنايم روزگار ، زنده ياد پوهاند داكتر غلام سخى مصوون استاد فرزانه و پر فضيلت ما ، يادشان را گرامى ميداريم و از شخصيت والاى شان تبجيل مينماييم .

 فرزانگى و فضيلت علو مقام انسانى است و عروج به اين مرتبت ، مستلزم رياضت است در تمام عمر ، كه انسان هاى متعهد به انسانيت و انسان محور همانند استاد گران ارج دوکتور مصوون بخاطر " دولت جاويد " ، زندگى را با نيكى ، نيكنامى ، صفا ، وفا و محبت سپرى و بدان نايل ميگردند :

 دولت جاويد يافت هركه نيكو نام زيست

 كز عقبش ذكر خير زنده كند نام را

 زنده ياد پوهاند استاد مصوون از بزرگترين شخصيت هاى ورجاوند علمى و ملى افغانستان و شخصيت پروجاهت حقوقى بين المللى ، يكى از پاسداران سترگ علم و معرفت ، دانش و خرد و ترقی و تمدن و از علم برداران نور و روشنایی ، " پیر خرد " و معرفت ، یكی از معماران معارف و تحصیلات عالی ، استاد سابقه دار و رئیس اسبق فاکولته حقوق و علوم سیاسی پوهنتون كابل كه در بیشتر از نیم قرن چند نسل از محصلان را آموزش داده و شاگردان شان در ارگانهای حراست حقوق ، قوه قضائیه ، لوی سارنوالی ، وزارت عدلیه ، وزارت امور خارجه و سایر اورگانها مصدر خدمات شایسته بوطن گردیده و تا سطح قاضی القضات ، لوی څارنوال و ریاست دولت مسئولیت داشته اند ، يك ضايعه بزرگ ملى جبران نا پذير ميباشد .

 استاد مصوون بزرگوار از مفاخر علمی افغانستان و شخصیت أكادمیك با وجاهت بود كه در مجامع علمی اروپا نیز مورد حرمت قرار دارد و شش دهه قبل از یونورستی هامبورگ دوكتورای خود را در رشته حقوق بین الدول اخذ و دوره های كسب تخصص را در كشور های امریكا و جرمنی سپری و در دها كنفرانس های علمی در سطح ملی و بین المللی اشتراك داشته اند .

 در صد سال اخیر و با انفاذ نخستین قانون اساسی افغانستان ( 1924 م ) كه ساختن دولت ملی و قانون سالار مطرح است و جدل تاریخی سنت و تجدد بعد از شمس النهار بر مبنای اهداف مشروطه خواهان در وجود قانونگرایان و حاكمیت قانون و دشمنان ان تداوم میابد و از زنده یاد عبد الواسع قندهاری مؤلف " تمسك القضات الامانیه " بحیث پدر قانون و تقنین یاد مینماییم ، در بعد از جنگ دوم جهانی و انفاذ منشور ملل متحد و میثاقهای بین المللی كه حقوق بین المللی مدرن در افغانستان مطرح میگردد ، در جمع سایربزرگان ، جايگاه و مقام معنوى پوهاند داكتر مصوون بمثابه یكی از پدران حقوق معاصر در افغانستان ميباشد كه در نضج گیری مفهوم قانون و تسجیل ارزشهای قبول شده حقوق بین المللی در حقوق ملی و قوام یافتن حاكمیت قانون سهم ارزنده ایفا نموده اند.

 استاد بزرگوار در تدوین لوایح ، مقررات و قوانین زیاد سهیم و در جمع أهل خبره عضویت كمیته تسوید پنجمین قانون اساسی را در دومین جمهوریت افغانستان داشته اند و در مطابقت متن قانون اساسی با معیار های حقوق بین المللی و انعكاس میثاقهای جهانی در مواد آن نقش ارزنده را ایفا نموده و اثار و كتابهاى ارزشمند ميراث معنوى شانرا تشكيل ميدهد .

 پوهاند داكتر مصوون شخصیت بزرگ ملی ، مستقل و غیر وابسته به احزاب سیاسی و از خادمان صادق وطن كه حتی در دوران تقاعد نیز از خدمت بمردم و مسلك و انتقال تجارب به جوانان دورنبود و در سال ( ١٩٨٦م ) با اشتراك مساعی شاگردان و أهل حقوق انجمن حقوقدانان افغانستان را در کشور تأسیس و در اولین كنگره آن بحیث رئیس آن انتخاب گردید و در جلای وطن و غربت نیز بخاطر وضع ناهنجارافغانستان و افغانان ناقرار و در دفاع از حق و حقوق افغان و بلند نگهداشتن صدای دفاع از داعیه افغانستان یكدهه قبل با تشویق شاگردان و همسلكان، انجمن حقوقدانان افغان در اروپا را در شهر هامبورگ ایجاد و در سمت اولین رئیس ان انتخاب گردید و تا اخير عمر بمثابه رئیس افتخاری بركت شاگردان بود و همت عالی این " پیر خرد " جوانان را در رسیدن به منزل مقصود الهام بخش بود و نام و خاطرات شان براى هميشه رهنماى شاگردان میباشد .

 استاد بزرگوار ما شخصیت عالی و محبوب القلوب شاگردان و دوستان و با صفات عالی انسانی ، مهربانی و مروت حیثیت پدر معنوی را دارد كه سراسر زندگی ، كار ، صداقت و خرد او نمونه ذیقیمت است كه همچون برلیان ناب سزاوار حرمت حق شناسان و قدرشناسان قرار خواهد داشت .

 روانشان شاد ، ياد و خاطرات شان گرامى و نام سترگش جاودان باد !

 با حرمت

 شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 ميرعبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

اعلامیه انجمن حقوقدانان افغان در اروپا پیرامون مسآله جنجالی طرح قانون حمایت حقوق اطفال در پارلمان افغانستان

 ۲۰ جنوری ۲۰۲۰م.

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا مراتب تشویش خویش را پیرامون ایجاد و ادامه موانع در مراحل تصویب مسوده قانون حمایت حقوق اطفال در افغانستان ابراز مینماید. مایه تعجب است که مراحل تصویب نهائی قانون حمایت حقوق اطفال و بعد از تصویب از جانب ولسی جرگه یکبار دیگر به ممانعت حلقات پاسدار تاریکی و تحجر، تاجران دین در پارلمان افغانستان مواجه گردیده است . این ممانعت فقط بر بنیاد ایده های بدون توجیه اسلامی ، در تقابل صریح با اساسات حقوق بشری، کنوانسیون بین المللی حمایت حقوق اطفال ، قوانین نافذه کشور، قانون مدنی سال 1355 کشور که با سابقه پنجاه ساله در منطقه بی مثال میباشد و قانون اساسی نافذ افغانستان در گروگان قرار گرفته شده است. با تآسف که گروگانگیری در تمام عرصه حیات و زنده گی اجتماعی و سیاسی به یک پدیده شوم، عام ومانع هر گونه روزنه های مبنی بر تمدن، ترقی، انکشاف و پروسه حاکمیت قانون مبدل شده است. علاوتن این پدیده وسیله تداوم بحران و حفظ سیطره تاریک اندیشان تنظیمی- طالبی در کشور میباشد که نمیخواهند به انارشی، قانون شکنی ، ارتکاب جنایات شدید ضد انسانی برعلیه اطفال و زنان بلاخره نکته پایان گذاشته شود. این حلقه پارلمانی در تبانی با زورمندان و بقایای عقب مانده تنظیم های جهادی ، نقش دولت و حاکمیت قانونی دولت را در مداخله مشروع و متکی بر یک قانون در حفظ و حمایت شهروندان ،بخصوص اطفال کشور ، بگروگانگیری گرفته اند.

 کاملن روشن است که در قوانین اکثریت کشورها ، منجمله کشور های اسلامی موضوع سن بلوغ و سن رشد دو مفاهیم جداگانه اند که بر هر یک تعارف و نورم های حقوقی معین شده اند. البته سن بلوغ نظر به درجه سن جسمانی و تآثیرات اقلیمی میتواند متفاوت باشند که در اثر آنان تغیرات در قد، اندام و رشد هورمونهای جنسی و جنسیتی در وجود نوجوانان متبارزمیگردند. ولی سن رشد مربوط میشود به رشد و درجه انکشاف عقلانی که این پروسه در سنین 18- 23 سالگی تکمیل میگردد. روی همین واقعیت علمی و بشرشناسی ،اطفال نوجوان در سنین صغارت , بعد از 12 سالگی الی سن رشد بیشتر تابع احساسات نوجوانی میگردند تا بایع توانائی تعقل و تفکر منطقی و میزان نتیجه گیری کسب تجربه ازیک عمل . به همین دلیل است که طفل نوجوان در خانواده و جامعه ضرورت به مواظبت بیشتر و به حق حمایت قانونی و حق مداخله دولت و اورگانهای حراثت حقوق دارد. نباید از این واقعیت چشم پوشید که طفل نوجوان الی سن رشد در خانواده و اجتماع بیشتر آسیب پذیر میباشند و نباید همچنان از واقعیت های تلخ در جامعه کنونی انکار نمود که :

 نوجوانان ما به ساده گی قربانی جنایات جنسی و بچه بازی میگردند،

 نوجوانان ما ممکن روی احساسات سنی بزودی و بدون توانائی از تعقل و فکر تصامیم نادرست میگیرند،

 نوجوانان ما تحت تآثری احساسات، مورد سو استفاده حلقات جنگی و تروریستی و افکار بنیادگرائی مذهبی میگردند، و حتی برای شان وعده رفتن آنی به بهشت و "حورو غلمان" داده میشود،

 نوجوان ما امکان دارد روی تصامیم بدون تعقل و عدم اندیشه از عواقب عمل خویش به ساده گی تصامیم دوستی به جنس مخالف، تمایل به استفاده مواد مخدر، جرایم مخففه جنائی را عملی کنند و نمیتواند عواقب عمل مویش را سنجش و پیشبینی نماید،

 نوجوان ما بدلیل سن نوجوانی تخطی از هرگونه نورم ها و ضابطه های خانوادگی و اجتماعی را امتحان میکند و در برابر پذیرش این نورم ها مقاومت مینماید.

 روی این دلایل و واقعیت های تثبیت شده در حوادث و ایجاد خطرات مبنی در عدم مصئونیت جسمی و روانی طفل در سنین الی سن رشد مکلفیت و مسئولیت دولت و اوگانهای حراثت حقوق است تا طفل را مورد حمایت ، محافظت خویش قرار داده بخاطر تجدید تربیت طفل اقدامات حمایتی قاتونی را روی دست گیرد.

  انجمن حقوقدانان افغان در اروپا معتقد بر این امر است که بدون مداخله دولت و تعین قانونی سن رشد 18-23 ، تآمین حمایت حقوق طفل یک بازی سیاسی ، با روپوش اسلامی ، بحق انسانی طفل و مصئونیت خانواده خواهد بود.

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا همچنان معتقد بر این اصل حقوقی است که نباید مسآله سن بلوغ و مکلفیت های که از دیدگاه افراد محدود تحت نام شریعت مطرح میگردد، بدون توجیه با سن رشد ،یکسان ، مورد پرخاش، جدل و دعوا قرار داده شود.

 دولت بحیث یک موسسه سیاسی، بزرگترین مسئولیت را در تاٌمین منافع ، مصئونیت و رفاه عامه ، قانوگذاری، حراست و تطبیق قانون دارد ، مسئولیت برزگ را همچنان در عرصه تاٌمین حقوق طفل ، مادر و خانواده دارد. در حالات که خطرات ناشی از امنیت و مصئونیت فزیکی و روانی طفل حاد باشد ولی دولت حق مداخله قانونی را نداشته باشد، بیان پذیرش تظلم و میدان باز کردن برای انحرافات اجتماعی برای طفل و ادامه سو استفاده جسمی و جنسی اطفال در کشور خواهد بود که سالانه به لشکر آسیبدیده ها و آسیب پذیر های جسمی و روانی اضافه تر خواهد شد وعلاوتن به جرایم شدید استفاده جنسی از کودکان مهر تآئید و تشویق گذاشته خواهد شد.

 انجمن از تمامی وکلای پارلمان افغانستان تقاضا مینماید تا به حق طفل افغان که اسیبدیده ترین بزرگترین قربانی جنگ اند، با وسعت نظر تمکین نمایند که هیچگونه تقابل و تضاد با ارزش های دینی ما ندارد.

 شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا ضمن این پیام و بیان مواضع و نکات نظر خویش با تمام نهاد های حمایت حقوق شهروندان، مجتمع جامعه مدنی و وکلای محترم پارلمان افغانستان که در راستای تصویب مسوده قانون حمایت حقوق اطفال صدا بلند کرده و پیگیرانه تلاش میورزند، همصدا بوده از خواست های آنان حمایت مینماید.

 با احترام

  از نام شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 میر عبدالواحد سادات

 رئیس انجمن

 

روز جهانى صلح را گرامى ميداريم

 

روز ( ٢١ ) سپتامبر را سازمان ملل متحد بحيث روز جهانى صلح اعلام نموده اند که بر بنیاد آن از ( ١٩٨٢ م ) باينطرف ازين روز تجليل می گردد.

 اعلام رسمى ازين روز در واقع بازتاب بار گران مسئوليت اين سازمان در راستاى " حفظ صلح " و " امنيت بين المللى " از اهم مقاصد ايجاد اين سازمان معتبر جهانى ميباشد كه به صورت مشرح در اولين ماده منشور سازمان ملل متحد مسجل گرديده است و ارگانهاى اين سازمان و منجمله مجمع عمومى و به صورت خاص شوراى امنيت آن ،مطابق به احكام فصل پنجم منشور، صلاحيت دارد تا " اقدامات موثر دسته جمعى براى جلوگيرى و رفع تهديد عليه صلح و متوقف ساختن هرگونه عمل تجاوز و ساير اعماليكه ناقض صلح و يا وضعيت كه منجر به نقض صلح گردد بر طبق اصول عدالت و موازين حقوق بين المللى ازان جلو گیری و تصمیم اتخاذ نمايد. "

 صلح بزرگترين ارمان بشريت و ركن اصلى احترام به كرامت و حقوق انسانى ميباشد كه در گام اول با أيده صلح ، تقويت و مراقبت از ان متجلى ميگردد و با نفرت از جنگ و خشونت مصداق می يابد .

 بى جهت نميباشد كه در كشور جرمنى ازين روز بحيث روز " مخالفت با جنگ " تجليل ميدارند و بيشترينه بنام روز اتش بس نيز مسمى ميگردد.

 فلسفه اعلام روز جهانى صلح معطوف به جلب توجه ، تمكين و عطف توجه رهبران سياسى و سكانداران جهان به اين نياز مبرم بشريت است كه : بايد لااقل یك روز در سال به صلح فكر نمايند كه پايه تداوم كره زمين و ابناى بشر ميباشد و به قربانيان جنگ و خشونت و عواقب دهشتبار آن كه صداى وجدان بشريت ميباشد ، توجه گردد.

 در روز جهانى صلح بايد اين سوال را مطرح ساخت كه: 

 چرا بزرگترين سازمان جهانى و با ارمان بزرگ در امر صلح و امنيت جهانى ناكام است ؟

 اين ناكامى در گام نخست از عدم وفادارى اعضاى دايمى شوراى امنيت سازمان ملل متحد به انديشه صلح و فقدان پاسدارى ازين انديشه متبارز است كه در عمل با نقض اشكار موازين حقوق بين الملل منجر گرديده است.

 متاسفانه جهان در موقعيت اسفناك قراردارد، با وجودیکه اعضاى دايمى شوراى امنيت سازمان ملل متحد كه رسالت حفظ " صلح " و " امنيت جهانى " را عهده دار ميباشند ، اشكارا به نقض صلح ، جنگ افروزى و خشونت پرورى متهم ميباشند.

 فقدان معيار ها و موازين قبول شده حقوق بين المللى ، نقض احكام منشور سازمان ملل متحد و ميثاقها و كنوانسيونهاى جهانى ، نوعى قانون جنگل را در جهان مستولى ساخته و شباهت به " جهان هابسى " و جواز شمردن " خوردن ماهى هاى خورد ، توسط ماهى هاى كلان " صلح و امنيت جهانى را در مخاطره قرارداده است.

 قربانى اين احوال هولناك مردمان مظلوم و زنان و كودكان در بخش هاى بزرگ از جهان ميباشند كه با نهايت تاسف افغانستان و افغانان در صدر اين قربانى ها قراردارند.

 بيشتر از چهار دهه است كه جنگ: اين نفرت انگيز ترين و مخوفترين برگه تاريخ زندگى مردم به عزا نشسته و مظلوم افغانستان را رقم ميزند و در واقع:

 افغانستان و مردم ان بزرگترين قربانى جنگ و خشونت تحميلى ميباشند و تراژيدى خونبار شان معلول و محصول مداخله و تجاوز خارجى است.

 در حاليكه صلح مبرمترين اولويت مردم و شرط و رمز بقاى افغانستان ميباشد ، حوادث يكسال اخير و تبديل پروسه صلح به " پروژه صلح " و تبديل شدن به ابزار كمپاين انتخابات ايالات متحده امريكا ، گويايى اين حقيقت تلخ است كه در تالابهاى خون و خشونت ، هنوز اندرخم يك كوچه باشيم ! كه چنين مبادا!

 در تجليل از روز جهانى صلح ، انجمن حقوقدانان افغان در اروپا ، يكبار ديگر بخاط دستيابى به صلح واقعى و پايدار به ضرورت فورى آتش بس سرتاسرى تاكيد و بذل توجه جدى مراجع افغانى و بين المللى را به فراخوان انجمن بخاطر انفاذ آتش بس جلب و پيشنهاد مينمايد.

 با حرمت

 

هيات رهبري انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن