آتش بس مبرمترين خواست و نياز مردم مظلوم افغانستان

 

( سپتامبر ٢٠٢٠ م )

 

 

 

در حاليكه مقدرات تاريخى افغانستان كماكان در كشمكش هاى كلان جيوپولوتيك بين المللى و منطقوى رقم ميخورد ، براى پايان يافتن به تراژيدى خونبار كشور كه محصول و معلول مداخله خارجى است ، بايد هردو طرف اصلى جنگ جارى و خانمانسوز كه در مذاكرات بين الافغانى دوحه اشتراك دارند ، با لبيك گفتن بخواست اصلى مردم مظلوم و قربانيان جنگ بخاطر ختم جنگ و استقرار اتش بس دايمى ، اراده شانرا در راستاى صلح واقعى كه نياز مردم و شرط بقاى جامعه است ، به اثبات برسانند .

 

مردم به عزا نشسته ما حق دارند و مستحق مى باشند كه بعد از حدود نيم قرن تحمل مصايب هولناك جنگ تحميلى به صلح پايدار نايل گردند و افغانستان از حق گذار بشاهراه صلح و ترقى برخوردار گردد .

 

خواست مردم مظلوم ما و قربانيان جنگ بسيار ساده و نهايت انسانى است كه در مطابقت با ارشادات دين مقدس اسلام و تمام معيار هاى مدنى و حقوقى بين المللى مندرج در اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاقهاى ناشى از ان قرار دارد كه ، حق حيات را بالاترين و مكرمترين حقوق تعريف نموده اند و پيغمبر بزرگ اسلام حرمت خون انسان را بالاتر از حرمت كعبه مكرمه خوانده است .

 

خواست اتش بس به هيچوجه كدام تقاضاى انتزاعى و بدور از حقايق خونين و هولناك جارى نمى باشد. از شش ماه باينطرف اتش بس كامل تحريك طالبان با قواى نظامى امريكا ، متكى بر اين استدلال برقرار است ، كه گويا اشغال پايان يافته و تداوم " جهاد " و كشتار " كفار " مجوز شرعى ندارد .

 

و اما :

 

هيچكس توضيح نداده است كه كشتار افغانان مظلوم در كدام دين و ايين مجوز دارد ! ! !

 

بدين ترتيب هر دو طرف اصلى جنگ اعم از دولت و تحريك اسلامى طالبان در برابر يك آزمون تاريخى قراردارند كه چگونگى تصميم شان در مورد آتش بس ، معيار شناخت و قضاوت مردم در مورد شان قرار ميگيرد .

 

هرگونه بهانه تراشى و عدم تمكين بخواست مردم مظلوم بخاطر آتش بس صاف و ساده ، مبين اين برنامه است كه طرف مخاف استقرار آن ، ميخواهد اهداف سياسى ، تصاحب قدرت و نظام دلخواه سياسى خود را از طريق خشونت و خونريزى و يا سازش و كرنش با اجنبى بر مظلومترين خلق خدا تحميل نمايد .

 

در احواليكه افغانستان با مصايب هولناك جنگ ، فقر ، بحران اقتصادى ، تهديد كاهش كمك هاى جهانى و افت كرونا و بليات طبيعى مواجه مى باشد ، عدم اعتنا بخواست مردم مبنى بر آتش بس به معنى آن است كه مدعيان قدرت ميخواهند بر نعش آغشته بخون مردم و بر سر قبور حكومت نمايند . مذاكره طرفين اصلى جنگ در بهترين هوتل هاى پنج ستاره و برقرارى حمام خون در كشور و كشتار اهالى ملكى ، بغير از تجارت بر خون افغان ، این مظلومترين خلق خدا ، توجيه ديگر نخواهد داشت .

 

در تداوم جنگ و خونريزى هيچ ارزش دينى و دنيوى محفوظ نمى ماند و بى مبالاتى به مصالح علياى كشور ، جنگ فرسايشى زمينه سوريه شدن افغانستان را ممكن ميگردد .

 

اتش بس دايمى ممد پروسه سرد سازى در جامعه جنگ زده ، پر التهاب و منقطب گرديده و فرصت ها را براى صحبت پيرامون مفاهيم همديگر پذيرى ، اشتى ، تساهل و تسامح مساعد مينمايد كه در فقدان ان رفتن به صلح دايمى ممكن نخواهد گرديد .

 

بدينرو :

 

انجمن حقوقدانان افغان در اروپا به تعقيب فراخوان قبلى در مورد ضرورت انفاذ آتش بس ، يكبار ديگر از هر دو طرف اصلى جنگ أكيدا تقاضا مينمايد ، تا :

 

بخواست برحق مردم مظلوم و قربانيان جنگ كه خوشبختانه با خواست جهانى و تاكيد مقام عالى سر منشى سازمان ملل متحد ، اتحاد اورپا و تعداد از كشور هاى اسلامى و منطقه و صلحخواهان جهان مطابقت دارد ، لبيك گفته و بخاطر استقرار آتش بس دايمى تصميم اتخاذ نمايند .

 

درين راستا جانب ايالات متحده امريكا بايد به اراده مردم ما كه در تمام جريان دو سال اخير به حاشيه كشانيده شدند ، بخاطر آتش بس توجه و منافع افغانستان را كه با ان تعهد حقوقى و همچنان در قبال تراژيدى آن مسووليت اخلاقى ( moral obligation ) دارد ، فداى تعجيل اهداف داخلى خود نسازد .

 

البته انفاذ و تداوم اتش بس مستلزم رعايت دقيق طرزالعمل آن مى باشد كه كمال مطلوب خواهد بود تا از طرف سازمان ملل متحد نظارت گردد تا متخلف و همچنان مخرب ثالث مشخص و جلو آن گرفته شود .

 

در صورت تعهد و التزام تحريك اسلامى طالبان به آتش بس ، دولت افغانستان ميتواند زمينه باز شدن دفاتر شان در كابل و ساير ولايات و همچنان رهايى محبوسان را مورد بررسى قرار دهد .

 

انجمن از تمام نهاد هاى مدنى ، مدافعان صلح و حقوق مردم ، سازمانهاى سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى ، پارلمان و فعالان مطبوعات و رسانه ها ، محترمانه تقاضا مينمايد تا بخاطر تحقق آتش بس صداى شانرا تقرب و در جبهه وسيع طرفداران صلح پايدار ، از آرمان تاريخى مردم تشنه به صلح در وجود ارزشهاى متعالى استقلال ، تماميت ارضى و اصل تجزيه ناپذيرى كشور ، راه را بخاطر اعمال حق حاكميت ملى كه بر طبق معيار هاى قبول شده حقوقى ،بطور انحصارى و فقط به جمهور مردم تعلق دارد ، مساعد و آزادى ، برابرى و حقوق شهروندى را در پرتو حاكميت قانون پاسدارى نماييم ، تاسه اكثريت بزرگ افغانستان :

 

زنان

 

جوانان

 

فقيران و قربانيان جنگ

 

در شرايط اتش بس اراده شانرا براى چگونگى اينده كشور و نظام دلخواه شان مطرح نمايند .

 

با حرمت

 

شوراى رهبرى انجمن

 

مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

۲۸ اسد ۱۳۹۹

 در گراميداشت و تبجيل از روز استقلال

  تجلیل از روز استرداد استقلال ، در واقع بازتاب نوستالژیک و مبین اراده ملی بخاطر دستیآبی به استقلال واقعی در شرایط دشوار و پر منجلاب كنونى است كه استقلال ، تماميت ارضى و حاكميت ملى ما ، اماج دسايس و تجاوز اجنبى قرار دارد .

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا مقدم از همه این روز ارزشمند تاريخى را كه يكى از شور انگيز ترين و پر افتخار ترين صفحات تاريخ كشور ما مى باشد ، به مردم غیور ، صبور ، مقاوم و آزادی دوست ما مبارک باد گفته و از اراده خلل ناپذير ملى براى يك افغانستان مستقل ، ازاد و سر بلند استقبال مينمايد .

 بهترین نحوه تجلیل ازین روز سترگ و تاریخی این خواهد بود تا درس های ارزشمند تاريخى آنرا بیاموزیم وبا درک دقیق و در پر تو عقلانيت سياسى ، مبرا از شعارزده گى و متكى بر شعور و خرد ، بدور از هر نوع حب و بغض سياسى ، قومى ، سمتى ، حزبى و تنظيمى ، با چنگ زدن به مصالح علياى وطن عزيز و مشترك اين سوالات را مطرح نماييم :

 - چگونه ميتوان با موانع اساسى تاريخى و خطرات بزرگ در برابر استقلال ملى كه هست و بود افغانستان را به مخاطره انداخته است ، مقابله نماييم ؟

 - چگونه ميتوانيم به استقلال واقعى ملى نايل گرديم ؟

 صادقانه بايد اعتراف نماييم كه :

 افغانستان در كره زمين شايد يك استثنا باشد كه در يك قرن بعد از احراز استقلال خود وتحمل قريب به نيم قرن جنگ خانمانسوز و با دو دهه حضور گسترده نظامى و سياسى پنجاه و چهار كشور و مصارف با ارقام نجومى مليارد ها دالر هنوز با همان مسايل و مصايب مواجه است كه اجداد و پدران معنوى ما براى رفع آن تلاش كرده اند :

  - هنوز بخاطر پرداخت معاش منسوبان قواى مسلح خود ، محتاج كمك خارجى مى باشد ،

 - تا نود فيصد مردم زير فقر قرار دارد و مصايب زياد در احوال آفت كرونا ، حيات و زندگى شانرا تهديد مينمايد .

 در احوال وابستگى شديد اقتصادى به اجانب و فقدان استقلال اقتصادى ، صحبت از استقلال واقعى ملى نوعى پوپليزيم و تزوير سياسى است ، در علوم سياسى مدرن مفهوم استقلال ملى در پيوند با استقلال نسبى اقتصادى مطرح است ،

 - پيامد منطقى احراز استقلال انفاذ اولين قانون اساسى با محتوى مترقى و تاسيس نخستين دولت ملى و مدرن با سيادت و ارجعيت قانون در كشور گرديد و اما متاسفانه با گذشت حدود يك قرن :

 پاشنه اشيل افغانستان :

 فقدان دولت مقتدر ملى و نبود حاكميت قانون مى باشد ،

 - احراز استقلال سیاسی در گام نخست محصول همبستگی ملی تمام اقوام با هم برادر و برابر و تبارز وحدت و وفاق ملی بخاطر خواست مشترک و در برابر دشمن مشترک بود ، و اما :

 با نهايت تاثر در احوال كنونى و مسايل و مصايب فراوان و عواقب جنگ تحميلى و تجاوز خارجى ، شيرازه وحدت ملى ما را كه بقول شاه امان اله ، موجوديت افغانستان در گرو ان است ، مصدوم ساخته و كشور با انقطاب بزرگ مواجه مى باشد .

 به دو گرايش خطرناك سكتاريزيم و شو ینيسم كه نه تنها مخرب وحدت واقعى ملى ما است ، بل مانع اصلى در راه برقرارى دولت ملى قانون محور و عدالت گستر مى باشند ، ميدان و مجال فراهم ميگردد .

 طرح اين سؤالات به اين دليل در احوال پر منجلاب كنونى از مبرميت خاص برخوردار است كه فقدان فكر نقاد ، نبود نقد و شجاعت اعتراف ، باعث گرديده ، تا ما هميشه در حاشيه قلم فرسايى و از باز كردن اصل زخم تجاهل عارفانه نماييم . با آنچه به ایجاز و بر مبنای حب الوطن من الایمان ، بدور از حب و بغض و سلامت و ملامت ، به حساب آسیب شناسی ، مطرح گرديد ، بايد صادقانه معترف باشيم که :

 متاسفانه فرسخ ها با استقلال ملى و واقعی فاصله داریم ! ! !

 ضرور است تا بخاطر تبجیل واقعی از روز استرداد استقلال ، باید از روز ( ۲۸ ) اسد بمثابه روز تجدید پیمان بخاطر پاسداری از ارزش های والای متذکره ، فكر كلان ملى ، منورانه و دادخواهانه انرا که متضمن و مکمل استقلال واقعی می باشد , مطرح و پاسدارى نماییم .

 بدينرو بخاطر جلوگيرى از غرق شدن كشتى شكسته افغانستان ، درين روز سترگ تاريخى بايد به موارد اتى توجه جدى مبذول و راه نجات ما را مشخص سازيم :

 ـ احراز استقلال سیاسی مرهون و محصول فکر و اندیشه استقلال خواهی ، آزادی ، احقاق حقوق مردم و نوگرایی مشروطه خواهان بزرگ افغانستان می باشد ، كه در اثر مبارزه و انسجام پیشآهنگ آگاه و استقلال طلب ( مشروطیت اول و دوم ) میسر گردید .

 بدینرو جایگاه روز استقلال باید در مبارزه تاریخی علم و جهل و در جدل تاریخی سنت و مدرنیزم که با شمس النهار آغاز یافته بود ، مشخص گردد .

 پس جا دارد تا پدران معنوی ما و بنیاد گذاران و رهبران مشروطیت را حرمت نماییم و سمبول استقلال ، آزادی و شاخص ترین نماد نوگرایی و ترقی ، شاه امان الله را احترام و آرمان هاى والای انانرا گرامی و به مثابه رسالت روشنگرانه تداوم بخشیم .

 پس بسيار منطقى خواهد بود تا اعتراف نماييم كه ما :

 مقروض مشروطيت و مشروطه خواهان مى باشيم و بدون پرداختن و حل و فصل قانونمند بسوالات و ارمان مطروحه انان ، گذار به مدرنيته و اعمار دولت ملى قانون محور و عدالت گستر يك سراب مى باشد .

 در حالیکه مقدرات تاریخی ما بدست بیگانگان رقم می خورد ، باید بدون احساسات کاذب و بدور از شعارزدگى و با شعور و به اتکا به عقلانیت سیاسی و واقعبینی ، جایگاه افغانستان در حال جنگ را به مثابه کشور مصیبت زده طراز استبداد آسیایی و جهان « سومی » که تراژیدی آن معلول و محصول مداخلات گسترده خارجی است و طولانی ترین جنگ بر آن تحمیل گردیده و نظام سیاسی و روابط بین المللی آن در چوکات نظام بین المللی و در دور جدید « بازیهای بزرگ » و رقابت جنون آمیز جیوپولتیک بازیگران حریص و سیطره جو ، شکل می گیرد ، تعریف نماییم .

 - صلح بمثابه خواست واقعى مردم و رمز بقا و تداوم افغانستان ، در سطح يك پروژه تنزيل يافته است و با وجود هياهو و سرو صدا ، مردم عزادار و تشنه به صلح همانند مرغابى در آرزوى آن ، خون ميخورند .

 دوام و تشدید جنگ خانمانسوز و برقرارى حمام خون :

 - حق حيات و يا اولين و اولى ترين حق طبيعى را به مخاطره انداخته و افغانان مظلوم را ازين حق محروم و نابود ميسازد .

 - تداوم جنگ خانمانسوز افغانستان را از حق گذار بشاهراه صلح محروم وتداوم و تشديد جنگ و تلاش در جهت قومی و سمتى ساختن ان کشور را به طرف سوریه و یوگوسلاویا شدن می کشاند .

 بدينرو :

 بدون هر نوع بهانه و حيله بايد هر چه زودتر مذاكرات مستقيم و بلاشرط و قيد دولت با طالبان بخاطر صلح واقعى و مشروط بر گذار گردد و :

 استقرار اتش بس دايمى بايد بحيث نخستين مورد و در اولين جلسه مورد توافق قرار گيرد .

 یک دولت مقتدر ملی منبعث از اراده واقعى مردم که حاکمیت قانون و عدالت را ملاک عمل قراردهد و بر قوای مسلح ملی و غیر تنظیمی و قومی متکی باشد ، خواهد توانست صلح واقعى و پايدار را در كشور برقرار و بیرق سه رنگ ملی افغانستان را به مثابه منبع افتخار و پیوند ملی هر شهروند آزاد افغان و اقوام با هم برادر و برابر ، در کوهپایه های وطن واحد و سرزمین مشترک سرافراز نگهدارد و در سیاست خارجی و روابط بین المللی از منافع و مصالح علياى کشور دفاع نماید و در غير ان ، صرف با طرح شعار جمهوريت از مسند دولت ناكارا و حامى فساد كاران ، نميتوان با ذهنيت تكفيرى و دسایس بخاطر استقرار امارت اسلامی كه با هر دو اصل حاكميت ملى و قانون سرسازش ندارند و حاميان بيرونى انان ، مقابله نمود .

 با حرمت

 شوراى رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

فراخوان براى آتش بس فورى و سراسرى

 

دفاع از حق حيات بمثابه مبرمترين نياز مردم !

 موجوديت افغانستان در گرو قطع عاجل جنگ و كشتار !

 مقدرات تاريخى مردم نگون بخت ما را به ميثاق خون رقم زده اند . در چهار ماه بعد از توافق ايالات متحده امريكا با طالبان به عوض بحث صلح ، مصالحه ، كاهش خشونت ، تساهل و تحمل ، یک فصل جديد ازجنگ هاى خانمانسوز مردم را بخاك و خون مى كشاند. هفته گذشته ،با حملات طالبان در سى و دو ولايت و بيشتر از هشت صد كشته و مجروح ، خونين ترين هفته در نزده سال اخير خوانده شده است كه با موج از ترور هاى هدفمند و پلان شده  روحانيون ، كارمندان ارگانهاى حراست حقوق ، كميسيون حقوق بشر، فرهنگیان و رسانه  با عواقب جنايتبار همراه بوده است .

 در حاليكه ايالات متحده امريكا در قطریعنی نزديك به بزرگترين پايگاه نظامى خود با رهبرى طالبان حشر و نشر دارد و هم حامى دولت افغانستان مى باشد ، شك و سوال جدى مطرح ميگردد كه چرا حمام خون را در افغانستان بر پا كرده اند؟

 در حاليكه وزارت خارجه ايالات متحده امريكا ، پاكستان را كماكان خانه امن تروريستان ميخواند ، چرا به ريشه و منشأ اصلى تمويل شرارت افگنان توجه صورت نميگيرد ؟  و فقط مصروف شاخ برى درخت تروريسم در افغانستان و به قيمت تباهى خانه و كاشانه و كشتار اهالى ملكى مى باشند ؟

 ادعای اخیر وزارت خاجه آمریکا که گویا سازمانهای تروریستی مانند جیش محمد و لشکر طیبه در پاکستان قرار دارند و علیه افغانستان میجنگند، خبر و کشف جدید نیست. از چهل سال بدین طرف عین سناریو  عین خبر تکرار میگردد ولی انتخاب استخبارات آمریکا در نهایت همان حلقه و محور شرارت منطقوی یعنی استخبارات پاکستان است که بزرگترین حامی تروریزم و رهبری کننده توطئه  ها علیه دولت و مردم افغانستان میباشد.  طرح جالبتر حکام آمریکا همانا کشیدن پای روسیه در جنگ افغانستان است که گویا روسیه  باید علیه داعش درافغانستان بجنگد. با چنین طرح ها آمریکا در فکر ختم جنگ نه بلکه باز کردن یک صفحه جدید از جنگ، تشدید و ادامه آن در افغانستان است.

 همين سياست هاى كجدار و مريز يكى از علل اصلى تداوم تراژيدى خونبار افغانستان مى باشد ، از یک جهت  تاكيد مداوم بر رهايى بلا قيد محبوسان طالب صورت ميگيرد و اما در جهت دیگر در مورد ضرورت كاهش خشونت و انفاذ آتش بس تأكيدى وجود ندارد. برعكس در اوج تداوم جنگ اعلام ناشده پاكستان ،  بخاطر خروج غير مسوولانه قواى نظامى امريكا تصميم گرفته مى شود ! ! !

 در وراى اين تصاميم عجولانه است كه پاكستان  با مخالفت به آتش بس ، بر جنگ فرسايشى سرمايه گذارى بيشتر ميكند و دولت موقت را مطرح مينمايد ، در چنين هوا و فضا طالبان به تشديد جنگ تشويق ميگردند و با رد آتش بس ، به پيروزى يكجانبه تحميل خواست هاى ايديولوژيك و برقرارى امارت  را در فرداى عدم حضور نظاميان امريكا ، برنامه ريزى مينمايند .

 در چنين احوال ناهنجار و در حاليكه رقابت رقباى جيوپولوتيك منطقوى و بين المللى تشديد يافته است ، خطرات سوريه سازى افغانستان و تقسيم ان بساحات نفوذ بازيگران رقيب ، گسترش ميابد .

 در حاليكه خطرات جدى هست و بود كشور را تهديد مينمايد و حق حيات و زندگى مردم با تهديد بزرگ مواجه است ، بر ماست :

 تا با فكر كلان ملى و چنگ زدن به مصالح علياى افغانستان بسوال تاريخى مربوط بسرنوشت مردم ، جواب دقيق و اساسى را مطرح و در احوال فلاكتبار كرونايى وظايف اصلى را مشخص نماييم :

 بزرگترين موفقيت ها و در دشوارترين شرايط تاريخ  را ميتوان کبا اسيب شناسى دقيق و ديدن حقائق تلخ با چشمان باز بوجود اورد . متاسفانه افزون بر آفت كرونا ، مصايب هلاكتبار فقر روبه تزايد ، بيكارى ، كاهش عوايد و كمك هاى حاميان خارجى ، سرطان كشنده فساد گسترده و حضور حلقات مافيايى و طاعون بى اتفاقى كه با نشر اكاذيب و ارقام جعلى به تشديد ان مى پردازند .

 در چنين احوال ناهنجار ، بايد مبرمترين وظيفه را مشخص و بخاطر ان تلاش كرد كه همانا :

 حق حيات و زندگى مردم ما است كه بر مبناى تمام  ارزشهاى انسانى ، ارشادات دينى و معيار هاى حقوقى در صدر تمام حقوق قراردارد و عدم تمكين جنگ افروزان بدان به معنى ان است كه ، ميخواهند بر قبرستان ها حكومت نمايند .

 بدينرو :

 بخاطر دفاع عملى از حق حيات مردم ، بايد : 

 استقرار عاجل آتش بس سراسرى

 كه در احوال جارى موجوديت افغانستان در گرو انفاذ آن مى باشد ، بمثابه اساسى ترين خواست مردم ، مطرح نماييم .

 آتش بس فورى و سراسرى و رفتن طالبان و دولت افغانستان به مذاكرات مستقيم و بلا قيد و شرط ، بخاطر دستيابى به صلح واقعى و مشروط ، بايد مورد پشتيبانى همجانبه ما قرار گيرد .

 موكول ساختن انفاذ آتش بس به مذاكرات كه بدون شك همراه با مشكلات و زمانگير است ، به مفهوم صدور جواز قتل و كشتار بيشتر و باجدهى به تاجران خون و دشمنان تاريخى افغانستان مى باشد .

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا از تمام  نيرو هاى صلح خواه و مدنى افغان و  نهاد هاى سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى و شخصيت هاى مدافع حقوق مردم ، صميمانه ميخواهد تا قبل از آنكه كشتى شكسته افغانستان نابود گردد ، به صداى نعش اغشته بخون مادر وطن لبيك گفته و در يك حركت وسيع و مدنى بدفاع از حق حيات مردم و انفاذ آتش بس فورى و سراسرى صداى شانرا متقرب و متحدانه بلند نمايند .

 آتش بس كه جنگ افروزان از استقرار ان هراس دارند ، فرصت تاريخى را مساعد خواهد ساخت تا مسايل صلح و پروسه صلح سازى در يك گفتمان ملى و وسيع مطرح و بحث پيرامون صلح اجتماعى و فرهنگى ، تساهل ، تحمل و همديگر پذيرى مطرح و جوانان ، زنان و مستمندان بمثابه سه بخش اكثريت بزرگ و مجموع مردم  بتوانند نقش تاريخى شانرا در دفاع از اصالت قانون و حيات مدنى مطرح و جانبدار صلح واقعى و پايدار در كشورشان باشند .

 

با حرمت

 شوراى رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 


افغانستان اماج جنايات هولناك جنگى و ضد بشرى

 

مردم به عزا نشسته افغانستان كه جنگ تحميلى بيشتر از چهار دهه را متحمل گرديده اند و از دوسال باينطرف در گرداب «سراب» صلح خون ميخورند، توقع داشتند كه بعد از قرارداد پر هياهوى جانب ايالات متحده امريكا با طالبان، اتش بس و رفتن بسوى صلح را تجربه نمايند.

 اما متاسفانه برخلاف تمام وعده و وعيد ها، حمام خون كماكان رونق دارد و مردم مظلوم همچنان سلاخى ميشوند و همه روزه در نقاط مختلف كشور كربلا ها تكرار ميگردد و افغانستان اماج دور جديد جنايات عليه بشريت و جنايات جنگى و ضد بشرى توسط طالبان و داعش قرار دارد و امروز تروريستان در شهر كابل و حمله بر شفاخانه ملكى (داكتران بدون مرز) حتى نوزادان و مادران حامله را نيزسلاخى و (١٣) تن را شهيد و (١٦) تن را مجروح نمودند و در ننگرهار در مراسم تدفين حملات انفجارى را انجام و (٢٤) تن از اهالى ملكى را شهيد و تا (٧٠) تن را مجروح ساختند

 اظهر من الشمس است كه درين حوادث خونين، وقوع جنايت بزرگ عليه بشريت، ضد بشرى و جنگى بر ضد افغانان مظلوم مطرح است كه:

 بر طبق تمام معيار ها و موازين قبول شده حقوق بين المللى در كتگورى «جنايت عليه بشريت» تعريف گرديده است.

 مطابق به تمام معیار های حقوق بین المللی از کنفرانس لاهه (1907 م)، تا اساسنامه نورنبرگ، دیوان جزایی بین المللی، دادگاه لندن و کنوانسیونهای چهارگانه ژینو (1948 م)، این عمل جنایتکارانه که «بشکل هدفمند» و «از قبل پلان شده» صورت گرفته در کتگوری «جنایات: جنگی، ضد بشری و علیه بشریت» مسجل گردیده است.

 بدينرو انجمن حقوقدانان افغان در اروپا، دفاع از حق حيات مردم بايد بمثابه اساسى ترين حق طبيعى، بمثابه فورى ترين و مبرمترين وظيفه انسانى، اسلامى و افغانى تمام نهاد هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى متعهد به انسانيت، در سر خط كار شان قرار گيرد و بخاطر دستيابى به ان بايد:

 صداى نعش اغشته بخون مادر وطن را بگوش جهانيان برسانيم و متحدانه خواستار

 انفاذ اتش بس فورى و سراسر باشيم.

  

با حرمت

  هيات رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

اعتراض و احتجاج به عاملان حادثه هولناك كشتار افغانان

 بر طبق گذارشات مطبوعات و رسانه هاى بين المللى و بيانات شاهدان عينى ، ( ٥٧ ) تن از افغانان ، توسط نيرو هاى مرزى دولت جمهورى اسلامى ايران ، بعد از شكنجه ، در دريا غرق و ( ٢٣ ) تن انان به هلاكت رسيده اند ، كه با شديد ترين الفاظ مراتب نفرت و لعنت را به عاملان سفاك اعلام ميداريم .

  اظهر من الشمس است كه درين حادثه :

 جنايت بزرگ ضد بشرى بر ضد افغانان اواره صورت گرفته است كه :

 بر طبق تمام معيار ها و موازين قبول شده حقوق بين المللى در كتگورى " جنايت عليه بشريت " تعريف گرديده است :

 منشور بين المللى حقوق بشر كه شامل معتبر ترين اسناد و منابع حقوق بين المللى ، اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاقهاى ناشى از ان منجمله ميثاق بين المللى حقوق مدنى و سياسى و كنوانسيونهاى مرتبط به ان :

 - كنوانسيون بين المللى در مورد حقوق مهاجران ( ١٩٥١ م ) ژينو و الحاقيه ( ١٩٦٧ م ) ان

 - كنوانسيون بين المللى عليه شكنجه و تعذيب غير انسانى ( ١٩٨٤ م )

 - كنوانسيون بين المللى منع و مجازات كشتار جمعى

 - كنوانسيون بين المللى حفاظت از همه افراد در برابر ناپديد شدن اجبارى ( ٢٠٠٦ م )

 مواردى را مسجل نموده است كه ، مطابق به احكام ان :

 درين حادثه هولناك :

 - كرامت انسانى افراد كه طبق اعلاميه جهانى حقوق بشر در همه حالات از تعرض مصوون است ، مورد تعرض قرار گرفته و " هتك حرمت " در مورد شان اعمال گرديده و

 با ظالمانه ترين شيوه مورد شكنجه و آزار قرار گرفته اند كه در مغايرت عام وتام با احكام مواد پنجم و هفتم اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاق بين المللى حقوق مدنى وسياسى

 قراردارد كه چنين مشعر است :

 

 " هيچ کس نبايد شکنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد. "

  " هيچ‌ كس‌ را نمي‌توان‌ مورد آزار و شكنجه‌ يا مجازاتها يا رفتاريهاي‌ ظالمانه‌ يا خلاف‌ انساني‌ قرار داد . "

 و همچنان مواد يك و بند ( ج ) ماده دوم كنوانسيون منع كشتار جمعى در رابطه بشكل خشن نقض گرديده است .

 بدينترتيب به صورت " هدفمند " و بر " طبق دستور " مسؤولين محلى دولت جمهورى اسلامى ايران ، اشكارا جرم :

 جنایات علیه بشریت بوقوع رسيده است :

 كه در حقوق بین‌الملل عمومی به اعمال قساوت باری اطلاق می‌شود که بر ضد انسان‌ها انجام می‌گیرند وبمثابه بالاترین جنایت بر ضد انسان و كرامت او پنداشته مى شود .

 بدينرو :

 در مطابقت با تمام معیار های حقوقی، موازین قبول شده حیات مدنی و دینی ، این بربریت ، تجاوز بر والاترین ارزشهای انسانی و مدنی بوده و قتل انسانیت پنداشته مى شود .

 مطابق به تمام معیار های حقوق بین المللی از کنفرانس لاهه ( 1907 م ) ، تا اساسنامه نورنبرگ ، دیوان جزایی بین المللی ، دادگاه لندن و کنوانسیونهای چهارگانه ژینو ( 1948 م ) ، این عمل جنایتکارانه که « بشکل هدفمند » و « از قبل پلان شده » صورت گرفته در کتگوری « جنایات : جنگی ، ضد بشری و علیه بشریت » مسجل گردیده است.

 در همچو موارد که وقوع « جنایت علیه بشریت و جرایم جنگی و ضد بشری » ، اظهر من الشمس است ، موارد الزام حقوقی بر " مجرم " ، سازمان عامل و دولت متبوعه ، از طرف مراجع مسئول وارد شده میتواند .

  بدينرو انجمن حقوقدانان افغان در اروپا ضمن ابراز مراتب اعتراض و احتجاج به عاملان اين تراژيدى حقوق بشرى كه با نهايت تاثر درگذشته نيزبارها حوادث دهشتبار درحق افغان مظلوم توسط موظفين دولت ايران اعمال گرديده ، اشتراك مساعى مدافعان حقوق انسان و هموطنان مظلوم و مقتول ما را در كمپاين بخاطر كميسيون حقيقت يأب به اشتراك نمايندگان دولتهاى افغانستان و ايران و کمیشنری عالی حقوق بشر و کمیشنری عالی پناهندگان ملل متحد را يك ضرورت جدى ميداند

 

 با حرمت

 هيات رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 دوم مى ( ٢٠٢٠ م )

 

ضرورت عاجل و انكار نا پذير انفاذ اتش بس

 در یک کمپاین سراسری و بلند کردن ندای مشترک یکجا شوید!

 حدود دو سال بدین سو مردم تشنه به صلح افغانستان كه تمام ثقلت و مصايب ناشى از جنگ تحميلى بيشتر از چهار دهه را متحمل ميگردند، به گرد " سراب " صلح خون " ميخورند "، و اكنون كه با تمام هياهوى جهانى از امضاى " معاهده " صلح امريكا با طالبان حدود دو ماه ميگذرد و مطابق وعده و وعيد ها و همچنان تحقق نسبى پيشرط " اور كم یا کاهش خشونت " در يك هفته قبل آن و همچنان بر روال تجارب و تيورى هاى جهانى در رابطه به حل منازعات، بايد آن ازمايش " اور كم " در مسير " اوربند " قرار ميگرفت و امروز مردم مظلوم و به عزا نشسته افغانستان شاهد يك آتش بس دايمى در مسير صلح پايدار مى بودند.

 اما با كمال تأسف برخلاف آنهمه وعده ها، حمام خون را در كشور ما كماكان گرم نگهداشته اند و خشونت تشديد يافته است. حسب امار رسمى دولت افغانستان بيشتر از سه هزار بار صد حمله از طرف طالبان صورت گرفته و تلفات اهالى ملكى به (٧٨٩) تن رسيده است. درين گيرودار خونين طالبان نيز از دوام عمليات قواى نظامى امريكا بر عليه جنگجويانشان صداى اعتراض بلند نموده اند.

 با نهايت تاثر انچه در بحث هاى تبليغاتى هر سه جانب دولت، طالبان و امريكا، كمرنگ و حتى كتمان ميگردد كه:

 درافغانستان همه روزه اين آفت جنگ تحميلى جان بيشتر از صد تن و حتى تا دو صد تن افغان را ميگيرد و هر روزه صد ها فاميل مصيبت زده در جمع سياهروزترين خلق خدا ايزاد ميگردد و روز مره ما شاهد جنایات هولناک ضد بشری و جنگی در کشور خود می باشیم.

 در حاليكه مصايب جانكاه ناشى از آفات:

 - جنگ خانمانسوز تحميلى

 - فقر روبه تزايد

 - بحران اقتصادى و همزمان كاهش كمك هاى كشور هاى حامى

 - بيكارى و بيمارى و ...

 از مردم مظلوم قربانى ميگيرند و اتش بى اتفاقى هست و بود افغانستان را به مخاطره انداخته است بر علاوه درين هفته هاى اخير آفت كشنده وايروس جهانشمول كرونا نيز سایه شوم خود را در كشور پهن و بمثابه تهديد بزرگ روزانه تعداد هموطنان ما را نابود ميسازد.

 در چنين تراژيدى خونبار و با عواقب واقعى غم انگيز و هولناك كه:

 حق حيات مردم در معرض خطر بالفعل قرار دارد و افغانستان از حق گذار به صلح و تداوم تاريخى محروم ميگردد، تشنه گان قدرت و جلابان سياسى در قطر و كابل براى " تقسيم قبور" نوحه سرايى دارند و ميخواهند برآغشته بخون مادر وطن و در قبرستان بنام افغانستان " حكومت " نمايند.

 در حاليكه در كشور هاى مماثل و جاهايكه جنگ جريان دارد، همه صحبت از اتش بس دارند و در كشور يمن متحقق گرديده است.

 و اما در افغانستان با وجوديكه:

 از مقام عالى سرمنشى سازمان ملل متحد، تا رهبر ناتو، سازمان همكارى كشور هاى اسلامى، نماينده خاص كشور المان، نماينده ملكى ناتو و رئيس يونوما در كابل و ... از ضرورت برقرارى اتش در افغانستان صحبت مينمايند و دو روز قبل رئيس جمهور امريكا با امير قطر در مورد كاهش خشونت از طرف طالبان صحبت تيلفوني داشت و اقاى خليل زاد به صورت مكرر و همين امروز نيز از كاهش خشونت و اتش بس توسط طالبان صحبت نمود، طالبان كماكان همه را مردود دانسته و اين پيشنهادات و منجمله پيشنهاد رئيس جمهور اشرف غنى را " غير معقول و فرصت طلبى " خوانده اند.

 در حاليكه جانب امريكا بر هردو طرف اصلى منازعه (دولت و طالبان) و همچنان دولتهاى حامى و موثر همانند پاكستان و قطر ... اشراف دارد، چنين برخورد مغرورانه و از موضع " فاتح " و در حاليكه پروسه رهايى زندانيان طالب و اسيران دولت اغاز يافته است، بسيار سوال برانگيز ميباشد.

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا بمثابه نهاد مسلكى و مستقل از تمام نهاد اجتماعى، فرهنگ و سياسى، پارلمان، تمام فعالان رسانه هاى جمعى و اجتماعى و تمام افغانان در داخل و خارج كشور صميمانه تقاضا مينمايد، تا:

 بر اساس تشخيص منافع و مصالح علياى افغانستان و در حاليكه سوال هست و بود كشور با جديت بيسابقه مطرح است، صداى نعش اغشته بخون مادر وطن را بلند و بخاطر دفاع از حق حيات شهروندان كشور و حق گذار افغانستان بشاهراه صلح واقعى:

 انفاذ اتش بس دايمى و حد اقل تا ختم افت كرونا را!

 بمثابه اساسى ترين نياز و خواست روز مبدل و در سطح ملى و بين المللى بخاطر تلاش گسترده را سازماندهى نمايند.

 گفته ميشود كه چندين مليون صفحه فيسبوك به افغانان در داخل و خارج كشور تعلق دارد.

 هيات رهبرى انجمن ارزومند است تا اين نداى برحق بخاطر نياز واقعى و مبرم مردم مظلوم و تشنه به صلح افغانستان به همت هر هموطن عزيز ما بيك كمپاين بزرگ ملى مبدل و متحقق گردد.

 با حرمت

 هيات رهبرى انجمن حقوقدانان الغان در اروپا

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 


پیام شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان دراروپا بمناسبت سال نو ۱۳۹۹ ه. ش.

 

حلول سال نو و نوروز باستان را گرامى ميداريم

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا بمناسبت حلول سال (١٣٩٩) هجرى - شمسى و نوروز باستان مراتب شاد باش و مبارك باد خود را به تمام كسانيكه ازين روز تاريخى تجليل مينمايند و منجمله به افغانان عزيز ما در داخل و خارج افغانستان، جامعه افغانى مقيم اروپا، همسلكان گرامى ما و خانواده هاى ارجمند شان تقديم ميدارد.

 ختم سال گذشته متاسفانه براى افغانان به مفهوم ايزاد يكسال ديگر بر مصايب شان ميباشد وجنگ اين برگه سياه و خونين تاريخ كماكان زندگى هموطنان ما را بخاك و خون كشانيده است.

 با تمام مصايب روزگار و تهديد آفت جهانى ويروس كرونا برسم نياكان قدوم جشن نوروز را گرامى ميداريم و حلول سال نو را به فال نيك ميگيريم:

 با اين همه غم

 در خانه دل

 اندكى شادى بايد

 كه، گاه نوروز است.

 آرزو ميبريم كه سال نو همراه با موفقيت در مقابله با آفت جانكاه كرونا باشد و مردم به عزا نشسته افغانستان بتوانند بسوى صلح واقعى و پايدار گام بگذارند و در پرتو حاكميت عقل و احترام به قانون و همديگر پذيرى با اشوب طلبى و حركات خلاف ارزشهاى قانونى و مدنى مقابله و مدافع ارزشهاى والاى حاكميت ملى، حكومت قانون، ازادى، برابرى و برادرى و تحقق حقوق شهروندى باشند كه متضمن مصالح علياى افغانستان و حق گذار ان بشاهراه صلح واقعى و ترقى ميباشد.

 با تمام مصايب جانكاه و مسايل دهشتبار بايد پاسدار «انقلاب اميد» باشيم و با اذعان به همين باور، آرزو ميبريم:

 ازين فرخنده فروردين و خرم پيك نوروزى

 نصيب مردم ما، سعادت باد و پيروزى

 با حرمت و درود ها

 هيات رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 


در رثاى پير خردمند ، استاد فرزانه و خرد گستر زنده یاد پوهاند دوکتور غلام سخی مصوون

 

موسس انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 

مرد كهن كه در بيشتر از هشت دهه اگاهانه حب الوطن من الايمان نصب العين راه و رسم زندگى پر افتخار او بود و به زادگاه ، وطن و مردمش عشق ميورزيد ، در تلاطم امواج روزگار و زمانيكه زادگاه او ، شهر كابل بخاطرتحقق پلان و آرمان يكى از خبيث ترين دشمنان افغانستان بايد ميسوخت و به تل خاك مبدل ميگرديد ، بالاجبار و بعد از تحمل مصايب عديده راهى ديار غربت ميگردد و بيشتر از دو دهه اخير عمر پر بار خود را در جلای وطن و با نام و خاطرات وطن سپرى و سرانجام بروز ( ٢٦ ) جنورى سال پار به عمر نودو شش سالگى داعی اجل را لبيك و به جاودانگى ميرسد و در ديار غربت در شهر فرايبورگ جرمنى رخ در نقاب كشيد و ما امروز با اندوه فراوان در سالروز وفات شخصيت بى بديل و از غنايم روزگار ، زنده ياد پوهاند داكتر غلام سخى مصوون استاد فرزانه و پر فضيلت ما ، يادشان را گرامى ميداريم و از شخصيت والاى شان تبجيل مينماييم .

 فرزانگى و فضيلت علو مقام انسانى است و عروج به اين مرتبت ، مستلزم رياضت است در تمام عمر ، كه انسان هاى متعهد به انسانيت و انسان محور همانند استاد گران ارج دوکتور مصوون بخاطر " دولت جاويد " ، زندگى را با نيكى ، نيكنامى ، صفا ، وفا و محبت سپرى و بدان نايل ميگردند :

 دولت جاويد يافت هركه نيكو نام زيست

 كز عقبش ذكر خير زنده كند نام را

 زنده ياد پوهاند استاد مصوون از بزرگترين شخصيت هاى ورجاوند علمى و ملى افغانستان و شخصيت پروجاهت حقوقى بين المللى ، يكى از پاسداران سترگ علم و معرفت ، دانش و خرد و ترقی و تمدن و از علم برداران نور و روشنایی ، " پیر خرد " و معرفت ، یكی از معماران معارف و تحصیلات عالی ، استاد سابقه دار و رئیس اسبق فاکولته حقوق و علوم سیاسی پوهنتون كابل كه در بیشتر از نیم قرن چند نسل از محصلان را آموزش داده و شاگردان شان در ارگانهای حراست حقوق ، قوه قضائیه ، لوی سارنوالی ، وزارت عدلیه ، وزارت امور خارجه و سایر اورگانها مصدر خدمات شایسته بوطن گردیده و تا سطح قاضی القضات ، لوی څارنوال و ریاست دولت مسئولیت داشته اند ، يك ضايعه بزرگ ملى جبران نا پذير ميباشد .

 استاد مصوون بزرگوار از مفاخر علمی افغانستان و شخصیت أكادمیك با وجاهت بود كه در مجامع علمی اروپا نیز مورد حرمت قرار دارد و شش دهه قبل از یونورستی هامبورگ دوكتورای خود را در رشته حقوق بین الدول اخذ و دوره های كسب تخصص را در كشور های امریكا و جرمنی سپری و در دها كنفرانس های علمی در سطح ملی و بین المللی اشتراك داشته اند .

 در صد سال اخیر و با انفاذ نخستین قانون اساسی افغانستان ( 1924 م ) كه ساختن دولت ملی و قانون سالار مطرح است و جدل تاریخی سنت و تجدد بعد از شمس النهار بر مبنای اهداف مشروطه خواهان در وجود قانونگرایان و حاكمیت قانون و دشمنان ان تداوم میابد و از زنده یاد عبد الواسع قندهاری مؤلف " تمسك القضات الامانیه " بحیث پدر قانون و تقنین یاد مینماییم ، در بعد از جنگ دوم جهانی و انفاذ منشور ملل متحد و میثاقهای بین المللی كه حقوق بین المللی مدرن در افغانستان مطرح میگردد ، در جمع سایربزرگان ، جايگاه و مقام معنوى پوهاند داكتر مصوون بمثابه یكی از پدران حقوق معاصر در افغانستان ميباشد كه در نضج گیری مفهوم قانون و تسجیل ارزشهای قبول شده حقوق بین المللی در حقوق ملی و قوام یافتن حاكمیت قانون سهم ارزنده ایفا نموده اند.

 استاد بزرگوار در تدوین لوایح ، مقررات و قوانین زیاد سهیم و در جمع أهل خبره عضویت كمیته تسوید پنجمین قانون اساسی را در دومین جمهوریت افغانستان داشته اند و در مطابقت متن قانون اساسی با معیار های حقوق بین المللی و انعكاس میثاقهای جهانی در مواد آن نقش ارزنده را ایفا نموده و اثار و كتابهاى ارزشمند ميراث معنوى شانرا تشكيل ميدهد .

 پوهاند داكتر مصوون شخصیت بزرگ ملی ، مستقل و غیر وابسته به احزاب سیاسی و از خادمان صادق وطن كه حتی در دوران تقاعد نیز از خدمت بمردم و مسلك و انتقال تجارب به جوانان دورنبود و در سال ( ١٩٨٦م ) با اشتراك مساعی شاگردان و أهل حقوق انجمن حقوقدانان افغانستان را در کشور تأسیس و در اولین كنگره آن بحیث رئیس آن انتخاب گردید و در جلای وطن و غربت نیز بخاطر وضع ناهنجارافغانستان و افغانان ناقرار و در دفاع از حق و حقوق افغان و بلند نگهداشتن صدای دفاع از داعیه افغانستان یكدهه قبل با تشویق شاگردان و همسلكان، انجمن حقوقدانان افغان در اروپا را در شهر هامبورگ ایجاد و در سمت اولین رئیس ان انتخاب گردید و تا اخير عمر بمثابه رئیس افتخاری بركت شاگردان بود و همت عالی این " پیر خرد " جوانان را در رسیدن به منزل مقصود الهام بخش بود و نام و خاطرات شان براى هميشه رهنماى شاگردان میباشد .

 استاد بزرگوار ما شخصیت عالی و محبوب القلوب شاگردان و دوستان و با صفات عالی انسانی ، مهربانی و مروت حیثیت پدر معنوی را دارد كه سراسر زندگی ، كار ، صداقت و خرد او نمونه ذیقیمت است كه همچون برلیان ناب سزاوار حرمت حق شناسان و قدرشناسان قرار خواهد داشت .

 روانشان شاد ، ياد و خاطرات شان گرامى و نام سترگش جاودان باد !

 با حرمت

 شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 ميرعبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

اعلامیه انجمن حقوقدانان افغان در اروپا پیرامون مسآله جنجالی طرح قانون حمایت حقوق اطفال در پارلمان افغانستان

 ۲۰ جنوری ۲۰۲۰م.

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا مراتب تشویش خویش را پیرامون ایجاد و ادامه موانع در مراحل تصویب مسوده قانون حمایت حقوق اطفال در افغانستان ابراز مینماید. مایه تعجب است که مراحل تصویب نهائی قانون حمایت حقوق اطفال و بعد از تصویب از جانب ولسی جرگه یکبار دیگر به ممانعت حلقات پاسدار تاریکی و تحجر، تاجران دین در پارلمان افغانستان مواجه گردیده است . این ممانعت فقط بر بنیاد ایده های بدون توجیه اسلامی ، در تقابل صریح با اساسات حقوق بشری، کنوانسیون بین المللی حمایت حقوق اطفال ، قوانین نافذه کشور، قانون مدنی سال 1355 کشور که با سابقه پنجاه ساله در منطقه بی مثال میباشد و قانون اساسی نافذ افغانستان در گروگان قرار گرفته شده است. با تآسف که گروگانگیری در تمام عرصه حیات و زنده گی اجتماعی و سیاسی به یک پدیده شوم، عام ومانع هر گونه روزنه های مبنی بر تمدن، ترقی، انکشاف و پروسه حاکمیت قانون مبدل شده است. علاوتن این پدیده وسیله تداوم بحران و حفظ سیطره تاریک اندیشان تنظیمی- طالبی در کشور میباشد که نمیخواهند به انارشی، قانون شکنی ، ارتکاب جنایات شدید ضد انسانی برعلیه اطفال و زنان بلاخره نکته پایان گذاشته شود. این حلقه پارلمانی در تبانی با زورمندان و بقایای عقب مانده تنظیم های جهادی ، نقش دولت و حاکمیت قانونی دولت را در مداخله مشروع و متکی بر یک قانون در حفظ و حمایت شهروندان ،بخصوص اطفال کشور ، بگروگانگیری گرفته اند.

 کاملن روشن است که در قوانین اکثریت کشورها ، منجمله کشور های اسلامی موضوع سن بلوغ و سن رشد دو مفاهیم جداگانه اند که بر هر یک تعارف و نورم های حقوقی معین شده اند. البته سن بلوغ نظر به درجه سن جسمانی و تآثیرات اقلیمی میتواند متفاوت باشند که در اثر آنان تغیرات در قد، اندام و رشد هورمونهای جنسی و جنسیتی در وجود نوجوانان متبارزمیگردند. ولی سن رشد مربوط میشود به رشد و درجه انکشاف عقلانی که این پروسه در سنین 18- 23 سالگی تکمیل میگردد. روی همین واقعیت علمی و بشرشناسی ،اطفال نوجوان در سنین صغارت , بعد از 12 سالگی الی سن رشد بیشتر تابع احساسات نوجوانی میگردند تا بایع توانائی تعقل و تفکر منطقی و میزان نتیجه گیری کسب تجربه ازیک عمل . به همین دلیل است که طفل نوجوان در خانواده و جامعه ضرورت به مواظبت بیشتر و به حق حمایت قانونی و حق مداخله دولت و اورگانهای حراثت حقوق دارد. نباید از این واقعیت چشم پوشید که طفل نوجوان الی سن رشد در خانواده و اجتماع بیشتر آسیب پذیر میباشند و نباید همچنان از واقعیت های تلخ در جامعه کنونی انکار نمود که :

 نوجوانان ما به ساده گی قربانی جنایات جنسی و بچه بازی میگردند،

 نوجوانان ما ممکن روی احساسات سنی بزودی و بدون توانائی از تعقل و فکر تصامیم نادرست میگیرند،

 نوجوانان ما تحت تآثری احساسات، مورد سو استفاده حلقات جنگی و تروریستی و افکار بنیادگرائی مذهبی میگردند، و حتی برای شان وعده رفتن آنی به بهشت و "حورو غلمان" داده میشود،

 نوجوان ما امکان دارد روی تصامیم بدون تعقل و عدم اندیشه از عواقب عمل خویش به ساده گی تصامیم دوستی به جنس مخالف، تمایل به استفاده مواد مخدر، جرایم مخففه جنائی را عملی کنند و نمیتواند عواقب عمل مویش را سنجش و پیشبینی نماید،

 نوجوان ما بدلیل سن نوجوانی تخطی از هرگونه نورم ها و ضابطه های خانوادگی و اجتماعی را امتحان میکند و در برابر پذیرش این نورم ها مقاومت مینماید.

 روی این دلایل و واقعیت های تثبیت شده در حوادث و ایجاد خطرات مبنی در عدم مصئونیت جسمی و روانی طفل در سنین الی سن رشد مکلفیت و مسئولیت دولت و اوگانهای حراثت حقوق است تا طفل را مورد حمایت ، محافظت خویش قرار داده بخاطر تجدید تربیت طفل اقدامات حمایتی قاتونی را روی دست گیرد.

  انجمن حقوقدانان افغان در اروپا معتقد بر این امر است که بدون مداخله دولت و تعین قانونی سن رشد 18-23 ، تآمین حمایت حقوق طفل یک بازی سیاسی ، با روپوش اسلامی ، بحق انسانی طفل و مصئونیت خانواده خواهد بود.

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا همچنان معتقد بر این اصل حقوقی است که نباید مسآله سن بلوغ و مکلفیت های که از دیدگاه افراد محدود تحت نام شریعت مطرح میگردد، بدون توجیه با سن رشد ،یکسان ، مورد پرخاش، جدل و دعوا قرار داده شود.

 دولت بحیث یک موسسه سیاسی، بزرگترین مسئولیت را در تاٌمین منافع ، مصئونیت و رفاه عامه ، قانوگذاری، حراست و تطبیق قانون دارد ، مسئولیت برزگ را همچنان در عرصه تاٌمین حقوق طفل ، مادر و خانواده دارد. در حالات که خطرات ناشی از امنیت و مصئونیت فزیکی و روانی طفل حاد باشد ولی دولت حق مداخله قانونی را نداشته باشد، بیان پذیرش تظلم و میدان باز کردن برای انحرافات اجتماعی برای طفل و ادامه سو استفاده جسمی و جنسی اطفال در کشور خواهد بود که سالانه به لشکر آسیبدیده ها و آسیب پذیر های جسمی و روانی اضافه تر خواهد شد وعلاوتن به جرایم شدید استفاده جنسی از کودکان مهر تآئید و تشویق گذاشته خواهد شد.

 انجمن از تمامی وکلای پارلمان افغانستان تقاضا مینماید تا به حق طفل افغان که اسیبدیده ترین بزرگترین قربانی جنگ اند، با وسعت نظر تمکین نمایند که هیچگونه تقابل و تضاد با ارزش های دینی ما ندارد.

 شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا ضمن این پیام و بیان مواضع و نکات نظر خویش با تمام نهاد های حمایت حقوق شهروندان، مجتمع جامعه مدنی و وکلای محترم پارلمان افغانستان که در راستای تصویب مسوده قانون حمایت حقوق اطفال صدا بلند کرده و پیگیرانه تلاش میورزند، همصدا بوده از خواست های آنان حمایت مینماید.

 با احترام

  از نام شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 میر عبدالواحد سادات

 رئیس انجمن

 

روز جهانى صلح را گرامى ميداريم

 

روز ( ٢١ ) سپتامبر را سازمان ملل متحد بحيث روز جهانى صلح اعلام نموده اند که بر بنیاد آن از ( ١٩٨٢ م ) باينطرف ازين روز تجليل می گردد.

 اعلام رسمى ازين روز در واقع بازتاب بار گران مسئوليت اين سازمان در راستاى " حفظ صلح " و " امنيت بين المللى " از اهم مقاصد ايجاد اين سازمان معتبر جهانى ميباشد كه به صورت مشرح در اولين ماده منشور سازمان ملل متحد مسجل گرديده است و ارگانهاى اين سازمان و منجمله مجمع عمومى و به صورت خاص شوراى امنيت آن ،مطابق به احكام فصل پنجم منشور، صلاحيت دارد تا " اقدامات موثر دسته جمعى براى جلوگيرى و رفع تهديد عليه صلح و متوقف ساختن هرگونه عمل تجاوز و ساير اعماليكه ناقض صلح و يا وضعيت كه منجر به نقض صلح گردد بر طبق اصول عدالت و موازين حقوق بين المللى ازان جلو گیری و تصمیم اتخاذ نمايد. "

 صلح بزرگترين ارمان بشريت و ركن اصلى احترام به كرامت و حقوق انسانى ميباشد كه در گام اول با أيده صلح ، تقويت و مراقبت از ان متجلى ميگردد و با نفرت از جنگ و خشونت مصداق می يابد .

 بى جهت نميباشد كه در كشور جرمنى ازين روز بحيث روز " مخالفت با جنگ " تجليل ميدارند و بيشترينه بنام روز اتش بس نيز مسمى ميگردد.

 فلسفه اعلام روز جهانى صلح معطوف به جلب توجه ، تمكين و عطف توجه رهبران سياسى و سكانداران جهان به اين نياز مبرم بشريت است كه : بايد لااقل یك روز در سال به صلح فكر نمايند كه پايه تداوم كره زمين و ابناى بشر ميباشد و به قربانيان جنگ و خشونت و عواقب دهشتبار آن كه صداى وجدان بشريت ميباشد ، توجه گردد.

 در روز جهانى صلح بايد اين سوال را مطرح ساخت كه: 

 چرا بزرگترين سازمان جهانى و با ارمان بزرگ در امر صلح و امنيت جهانى ناكام است ؟

 اين ناكامى در گام نخست از عدم وفادارى اعضاى دايمى شوراى امنيت سازمان ملل متحد به انديشه صلح و فقدان پاسدارى ازين انديشه متبارز است كه در عمل با نقض اشكار موازين حقوق بين الملل منجر گرديده است.

 متاسفانه جهان در موقعيت اسفناك قراردارد، با وجودیکه اعضاى دايمى شوراى امنيت سازمان ملل متحد كه رسالت حفظ " صلح " و " امنيت جهانى " را عهده دار ميباشند ، اشكارا به نقض صلح ، جنگ افروزى و خشونت پرورى متهم ميباشند.

 فقدان معيار ها و موازين قبول شده حقوق بين المللى ، نقض احكام منشور سازمان ملل متحد و ميثاقها و كنوانسيونهاى جهانى ، نوعى قانون جنگل را در جهان مستولى ساخته و شباهت به " جهان هابسى " و جواز شمردن " خوردن ماهى هاى خورد ، توسط ماهى هاى كلان " صلح و امنيت جهانى را در مخاطره قرارداده است.

 قربانى اين احوال هولناك مردمان مظلوم و زنان و كودكان در بخش هاى بزرگ از جهان ميباشند كه با نهايت تاسف افغانستان و افغانان در صدر اين قربانى ها قراردارند.

 بيشتر از چهار دهه است كه جنگ: اين نفرت انگيز ترين و مخوفترين برگه تاريخ زندگى مردم به عزا نشسته و مظلوم افغانستان را رقم ميزند و در واقع:

 افغانستان و مردم ان بزرگترين قربانى جنگ و خشونت تحميلى ميباشند و تراژيدى خونبار شان معلول و محصول مداخله و تجاوز خارجى است.

 در حاليكه صلح مبرمترين اولويت مردم و شرط و رمز بقاى افغانستان ميباشد ، حوادث يكسال اخير و تبديل پروسه صلح به " پروژه صلح " و تبديل شدن به ابزار كمپاين انتخابات ايالات متحده امريكا ، گويايى اين حقيقت تلخ است كه در تالابهاى خون و خشونت ، هنوز اندرخم يك كوچه باشيم ! كه چنين مبادا!

 در تجليل از روز جهانى صلح ، انجمن حقوقدانان افغان در اروپا ، يكبار ديگر بخاط دستيابى به صلح واقعى و پايدار به ضرورت فورى آتش بس سرتاسرى تاكيد و بذل توجه جدى مراجع افغانى و بين المللى را به فراخوان انجمن بخاطر انفاذ آتش بس جلب و پيشنهاد مينمايد.

 با حرمت

 

هيات رهبري انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

8 سپتامبر 2019

  

فراخوان بخاطر آتش بس فورى و سرتاسرى

 لغو مذاكرات و يا قطع خشونت و كشتار افغانان

 

در يكسال اخير كه بر اساس صوابديد کمپاین رئيس جمهور امريكا، پروسۀ صلح افغانستان بيك "پروژه " پرشتاب مبدل و بعد از (٩) دور مذاكرات با طالبان، صحبت از تكميل طرح "موافقت نامه صلح " ميشود، درحالیکه در افغانستان حمام خون برپا و همه روزه در نقاط مختلف كشور حوادث همانند كربلا ، صبرا و شطيلا تكرارميگردد و گويى به "صلح مسلح" و دور جديد بحران و آشوب " توافق " صورت گرفته است؛ اما ما هيچگاهى شاهد كدام اعتراض بر عاملان اين همه قتل و كشتار نبوده ايم، در حاليكه هميشه طالبان مسووليت آنرا رسماً به عهده گرفته اند . اكنون آقاى ترامپ رئيس جمهور امريكا به بهانه قتل يك منسوب نظامى شان كه مايه تاسف است مذاكرات با طالبان را لغو مينمايد كه هيچ اثر مثبت بر تراژيدى خونبار افغانستان ندارد ، زيرا : جنگ اعلام ناشده پاكستان با ابعاد پيچيده آن دوام دارد و درين راستا حملات انتحارى، جنگ و كشتار طالبان نيز شدت خواهد يافت . بدينرو بسيار ضرور است تا در پرتو منافع و مصالح علياى افغانستان و پاسخ به نداي نعش آغشته بخون مادر وطن ، خواست واقعى مردم مظلوم و به عزا نشسته افغان را بخاطر ختم خشونت، قتل و كشتار و صلح واقعى مطرح ساخت.

 در تراژيدى خونبار افغانستان كه معلول و محصول مداخله و تجاوز خارجى است، بعد از چهاردهه و حضور گسترده نظامى، سياسى و اقتصادى امريكا و تجربه اولين ماموريت سازمان نظامى ناتو در قاره آسيا، صفحات خونين ديگر گشوده ميگردد . افغانستان كه در چهار دهه ونيم اخير در معرض جنگ اعلام ناشدۀ پاكستان قراردارد و قربانى تجاوز و ترور بوده است، آماج دور جديد ترور، قتل و كشتار اهالى ملكى، خشونت، شرارت، قساوت، دهشت طالبان و بمباردهای هولناك و عملیات زیانبار شبانهٔ ناتو توأم با تلفات مردم بيگناه ملکی قرار دارد که همه انکارناپذیر و مشهود است پس آنچه در افغانستان انجام ميابد مطابق به تمام معيارهاى حقوق بين المللى از كنفرانس لاهه ( 1907 م ) تا اساسنامه نورنبرگ ، ديوان جزايى بين المللى، دادگاه لندن، كنوانسيونهاى چهار گانه ژنيو و معيارهاى هفت گانه صليب سرخ بين المللى در كتگورى جنايات جنگى، ضدبشرى و عليه بشريت تعريف ميگردد . تيورى پردازيها در راستاى توجيه تشديد جنگ و خشونت در اوج "مذاكرات صلح" بخاطر كسب امتياز سياسى در احوال افغانستان مصداق ندارد . جنگ و خشونت در كشور ما بحساب " منازعات متعارف " غيرقابل تعريف است . ايالات متحده امريكا از لحاظ سوابق تاريخى و هم در عمل بر هردو طرف اصلى جنگ (طالبان و دولت) اشراف دارد و با كشور ميزبان و حامى جدى طالبان "تعهد" و تمكين دارد و پاكستان عنوان "متحد غير اروپايى ناتو " را حايز ميباشد . اظهر من الشمس است كه استيلاى خون و خشونت مبين پيچيدگى و بغرنجى مسايل و مصايب وطن ما و بازگو كننده اين حقيقت است كه : صلح افغانستان همانند جنگ آن بايد محصول تفاهم قدرتهاى رقيب بين المللى و منطقوى باشد و مقدرات تاريخى كشور ما در " دورجديد بازيهاى بزرگ " و توسط امريكا و رقباى جهانى جيوپولوتيك آن در حالى رقم ميخورد كه جنگهاى نيابتى قدرتهاى رقيب منطقوى و گره زدن معضله كشمير با صلح در سرزمين ما و عوامل متعدد ديگر، منجمله مافياى اقتصاد جرمى مواد مخدر و معادن و ... چالش آفرين ميباشند . بدينرو رسالت انسانى ، ملى ، وطنى و تاريخى افغان ها است تا : با عقلانيت سياسى و چنگ زدن به مصالح علياى افغانستان از:

  ـ حق موجوديت و تداوم افغانستان، حق دستيابى به صلح واقعى كه بقاى كشور در گرو تحقق آن است،

 ـ حق مردم و كشور بخاطر گذار بشاهراه صلح و توسعه دفاع نمايند .

 بى نياز از اثبات است كه صلح : خواست برحق، اولويت اساسى ، سوال مرگ و زندگى و آرمان گمشده مردم به عزا نشسته ما ميباشد . اما هميشه بياد داشته باشيم كه اين آرمان والاى انسانى، اسلامى، افغانى و شريفانه بحيث خواست عالى اخلاقى فقط و فقط در وجود مكانيسم دقيق و شفاف سياسى و همنوایی کامل ميتواند متحقق گردد . بياد بايد داشت كه صلح واقعى نه معامله كتمانى است و نه " پروژه " يى كه مطابق ذوق طراحان فقط در خدمت منافع يك جانب قرار گيرد. خوب است جانب امريكا اين سخن ارزنده ابراهام لينكن رئيس جمهور اسبق امريكا را ملاك عمل قراردهند كه : «هيچ معضله يى حل نخواهد شد تا زمانيكه عادلانه حل نگردد »

 صلح پروسه كثيرالجوانب است كه با مرگ و زندگى سى مليون انسان مرتبط ميباشد و مردم "مارگزيده " حق دارند و مستحق ميباشند تا آنچه بر سرنوشت شان ميگذرد آگاه و در حل مشکلات شان سهیم باشند . صلح در گام نخست ارج گذاشتن و احقاق حقوق مردم است كه مالك حق حاكميت ملى ميباشند و اِعمال آن بطور انحصارى بمردم تعلق دارد . چگونه ميتوان از صلح صحبت كرد و حقوق سه اكثريت بزرگ زنان كه بيشتر از نيم پيكر جامعه را تشكيل ميدهند ، قربانيان جنگ و مستمندان و جوانان كه تا هفتاد فيصد جامعه ميباشند ؛ در انحصار سى تن از به اصطلاح " سياستمداران مطرح " قرارداد تا در همه جا و هر مورد " وكيل " مدام العمر و تام الاختيار تمام اقشار مردم باشند . اعتراف جناب خليل زاد به اشتباهات گذشته و عواقب آن برسرنوشت افغانستان نكته مثبت است ، اما درس گرفتن و عدم تكرار آن و «كلوخ را ماندن و از آب گذشتن» بايد مطمح نظر باشد . قباحت زدايى از يكطرف و مشروعيت زدايى از طرف ديگر و تضعيف و دورزدن نهاد و موسسه دولت موجود، افغانستان را به نقطه صفرى ميبرد و در آن حالت تكرار همان فاجعه و جنايات سال ( 1992 م ) محتمل خواهد گرديد.

   پاشنه آشيل افغانستان فقدان دولت ملى مقتدر، قانون محور و عدالت گستر كه صلح بايد راه تحقق آنرا مساعد بسازد و درغير آن صلح واقعى ومثبت وجود نخواهد داشت . براى رسيدن به اين كليدى ترين بخش معضله چندين دهه افغانستان بايد به متعارفترين مكانيسم محصول تجربه جهانى تمكين گردد كه همانا : مذاكرات مستقيم دو طرف اصلى جنگ، طالبان و دولت موجود افغانستان ميباشد . اين مذاكرات بايد غيرمشروط بخاطر بحث بر مجموع مسايل بشمول قيمت صلح واقعى است كه هردو طرف بايد آنرا بپردازند . " بن بست " موجود و " لغو مذاكرات " معلول عدم توجه به همين موارد فوق الذكر است ، در حاليكه جناب خليل زاد بارها اطمينان داده است كه : در هيچ مورد موافقه نخواهد گرديد تا بر مجموع هر چهار مورد آجندا توافق صورت نگيرد " در حاليكه " عقد موافقتنامه " در دستوركار قرار دارد تا كنون طالبان از مذاكره مستقيم با دولت اجتناب مينمايند و به عوض آتش بس جنگ و خشونت را گسترش داده اند . بدينرو انجمن حقوقدانان افغان در اروپا بمثابه يك نهاد مسلكى و شخصيت حقوقى مستقل و غيروابسته به طرفين متخاصم جنگ ، بخاطر توقف قتل و كشتار افغان ها ، فاجعه حقوق بشر و جلوگيرى از سقوط افغانستان وتقسيم بساحات نفوذ، تروريستان و جنگ سالاران مركزوقانون ستيز، پيشنهاد مينمايد تا هر سه جانب دولت، تحريك اسلامى طالبان و امريكا آتش بس فورى و سراسرى را اعلام و نافذ نمايند . آتش بس بايد پيشرط هرنوع توافق و مذاكره با طالبان بويژه از جانب امريكا مطرح گردد . همزمان با اعلام اوربند مذاكرات مستقيم دولت و تحريك اسلامى طالبان آغاز گردد و رهايى محبوسان طالبان منوط به انفاذ و رعايت آتش بس گردد.

 انجمن با كمال احترام از جلالتماب سرمنشى سازمان ملل متحد كه در جلسه ديروز شوراى امنيت آن سازمان «وضعيت بد امنيتى افغانستان افزايش تلفات اهالى ملكى ، حقوق بشر و ... را بسيار نگران كننده و مستلزم كمك سازمان ملل متحد دانست» تقاضا مينمايد تا با استفاده از صلاحيت شان كه در منشور سازمان ملل متحد مسجل است ، مساعى جميله شانرا بخاطر اعلام و انفاذ آتش بس فورى بخرج داده ومكانيسم نظارت از تطبيق آتش بس را زير نظر داشته باشند . چگونگى برخورد جوانب جنگ به موضوع آتش بس محک آزمايش و مبين نيت و اراده آنان بخاطر صلح واقعى ميباشد و مردم در عمل تشخيص ميدهند كه: که طرفدار خونريزى وعامل قتل و كشتار چندصد افغان در يك روز ميباشند و بالاثر تداوم جنگ و خشونت زمينه ساز حضور نظاميان خارجى در كشور ميگردند .

 انجمن همچنان با مراجعه به افغانان با درد و احساس در داخل و خارج كشور تمام سازمانهاى سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى ، جوامع مدنى و مدافعان حقوق بشر تقاضا می دارد تا بخاطر نجات افغانستان و دستيابى به صلح واقعى به ندايى مادر وطن لبيك گفته : اعلام و رعايت اتش بس فورى را مطابق شرح بالا منحيث مبرمترين خواست مردم مظلوم به كمپاين همگانى مبدل سازند تا تحريك طالبان و جانب امريكا و سازمان ناتو متقاعد به خواست برحق دولت و مردم مظلوم ما تمكين نمايند.

 ما باور و ايقان كامل داريم كه : حق داده نميشود ،تا گرفته نشود و ما حق افغان و افغانستان را ميخواهيم.

 

با حرمت

 هيات رهبرى انجمن

 مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 


پیام شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا بمناسبت روز بین المللی  منع کاراطفال

 " همه در دفاع از حقوق اطفال  و منع کار اجباری اطفال"

 ملل متحد  دوازدهم جون را روز بین المللی منع کار اطفال اعلام نموده ، هر ساله این روز در کشور های جهان مورد توجه نهاد های حمایت حقوق اطفال، دول امضاً کننده و مجامع سیاسی قرار داده میشود.

 سالانه ملیون ها طفل قربانی شرایط اقتصادی در موجودیت لایه های خشن و منفعت جو در اکثریت کشور ها قرار میگیرند و از نعمت رشد سالم جسمی و رونی محروم میگردند. کارفرما های نهاد های خصوصی بزرگ و متوسط  تولیدی و زمینداران در کشور های فقیر با بد ترین و خطر ناک ترین شیوه های کار، اطفال را مستقیم و یا توسط والدین شان وادار به کار های شاقه و با مزد اندک میسازند و حتی بمانند برده ها مورد سو استفاده جسمی قرار میگیرند. بدون شک هر گونه شیوه کار اجباری و شاقه نه تنها خطرات جدی را متوجه رشد و تکمیل شخصیت طفل میسازد ، بلکه موانع جدی و عمدی را برای کسب تعلیم و تربیه و جایگاه سالم در اجتماع بر اطفال تحمیل مینماید.

 کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق طفل در ماده 32 بند 1 قید نموده است که هر طفل حق دارد تا در برابر سوء استفاده اقتصادی و در برابر کار که به صحت جسمی وی خطر را ایجاد نماید و یا مانع رشد و انکشاف و تعلیم و تربیه وی گردد، با وضع و تطبیق قوانین  حمایت گردد.

 بیشترین توافقات و دساتیر بین المللی در مورد مبارزه علیه کار اطفال  در کنوانسیون بین المللی سازمان جهانی کار پیرامون حد اقل سن  کار برای اطفال در ماده 138 واضحن قید گردیده اند. همچنان در ماده 182 آن کنوانسیون در مورد منع آنی استفاده و شیوه های شدید کار اطفال  تآکید صورت گرفته است.

  در بیشترین  اسناد و پرنسیپ های بین المللی ملل متحد مسئولیت موسسات تولیدی  در حفاظت و حمایت  اطفال  در برابر کار های شاقه  که خطرات جسمی  و روانی را با عث میگردد و موانع جدی را در مقابل رشد و انکشاف اطفال ایجاد مینمایند، هوشدارانه تآکید نموده است.

 در کشور های پیشرفته سالانه بخش قابل ملاحظه امکانات مالی برای حفاظت و ارائه خدمات و  تآمینات اجتماعی اطفال ارائه میگردد تا طفل در مراحل مختلفه سنی و بخصوص جوانی و نو جوانی در شرایط مصئون خانواده گی ،  ومحیط زنده گی به  رشد و انکشاف جسمی و رانی خویش نایل آید. درک مسئولیت حقوقی  والدین نیز متکی بر قوانین اختصاصی در مورد کودک و خانواده اهمیت خاص را دارد.

 در کشور فقیر و جنگ زده ما افغانستان سالانه ضمن آنکه صد ها هزار طفل تحت شرایط  فقر شدید و عوامل گوناگون مانند عدم مساعد بکار  بودن والدین ،  تلف شدن والدین در جنگ ها که نان آور و تاًمین کننده خانوده اند، معاش حد اقل والدین و اعتیاد به مخدرات والدین، فکتور های دردآور اند که مستقیم و یا غیر مستقیم اطفال را وادار به انجام کار های اجباری و شاقه میسازد.

 با وجود آنکه در کشور برنامه های از جانب دولت و دها نهاد های غیر دولتی بین المللی بخاطر منافع حقوقی ، تربیتی و تآمینات اجتماعی اطفال طرح گردیده اند، ولی وضع رقتبار اطفال در تحمیل کار اجباری وخیم و تشویش آور باقی مانده است. این   چالش بزرگ اجتماعی در شهر های بزرگ ، بخصوص شهر  کابل، که بیشترین و پر مصرف ترین پروژه ها برای اطفال تمویل و رویدست گرفته شده اند، در سطح بلند دیده میشود.

 لشکری ازاطفال ، حتی طفل چهار و پنج ساله در شهر کابل   تو سط والدین شان مجبور بکار میشوند. موجودیت هزاران گدا، دستفروش و اسپندیها بخاطر یک یا دو نان خشک روز های طولانی را در جاده ها در گشت و گزار اند . آنها از طفل بودن ، روابط با همسالان و بازیهای طفلانه محروم اند.

 اطقال خورد سال و نوجوانان بدست والدین خود شان در اختیار باند های مافیائی قرار داده میشوند تا همه روز را به گدائی بپردازند و حاصل این کار تحقیر آمیز را به  سر دسته های مافیائی تحویل بدهند. حتی تعداد گدایان حرفوی اطفال معییوبب ومریض را بادادن دوا ها و مواد مخدر خوابآوردر محلات مزدحم شهر و در زیر آفتاب سوزان روی جاده گذاشته ظالمانه ازوجود آنها برای بدست آوردن پول گدائی سواستفاده مینمایند.

 انجمن حقوقدانان افغان در اروپا ضمن ابراز تشویش از استفاده برده وار اطفال در کار های شاقه که رشد وانکشاف سالم و مصئون و پروسه تکمیل شخصیت طفل و تعلیم و تربیه انها را در خانواده و محیط به موانع جدی مواجه میسازند، اقدامات موسسات زیربط دولتی،بخصوص ادارات حراست حقوق  افغانستان، موسسات بین المللی ملل متحد و نهاد های غیر دولتی حمایت حقوق اطفال را ناکافی و درحکم خاک در چشم زدن تلقی مینماید. انجمن ازهمه این نهادهای مسئول و زیربط  دولتی، بین المللی و غیر دولتی جدن تقاضا مینماید تا همه اقدامات خویش راباهم تلفیق داده ، در روشنی کنوانسیون بین المللی حمایت حقوق اطفال ، توافقات و سایراسناد  المللی پیرامون منع کار اجباری و خطر ناک و مانع انکشاف جسمی وروانی، در حمایت حقوق طفل اقدامات عملی را بکار گرفته در تطفیق آنها مسئولیت قانونی واخلاقی خویش را ادأ نمایند.

 انجمن همچنان ازسائر نهاد های مدنی، حقوق بشر واحزاب سیاسی متوقع است تا همه با هم یک  کمپاین بزرگ را در حمایت از حقوق طفل و منع کار اجباری و سو استفاده از اطفال را براه اندازند تا باشد با گره زدن توانائی ها ،نیرومندانه،  در این امر حقوق بشری قدم متین برداشته شود،

 با احترام

 شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 


پیام تسلیت

 

بمناسبت وفات پوهاند دوکتور غلام سخی مصوون، موسس و رئیس افتخاری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 مرگ صاحبدل جهانى را دليل كلفت است

 شمع چون خاموش گردد، داغ محفل ميشود 

 با تأثر و تألم بى پايان بخاطر خاموشى شمع زندگانى يكى از بزرگترين شخصيت هاى ورجاوند علمى و ملى افغانستان و شخصيت پروجاهت حقوقى بين المللى، انسان والا و افغان وطنخواه و انسانگرا جناب پروفيسر داكتر غلام سخى مصوون، استاد بزرگوار ما، بنيادگذار  انجمن و نخستين رئيس انجمن حقوقدانان افغان در ارروپا و رئيس افتخارى و افتخار افرين انجمن ما عزادار ميباشيم. 

  استاد بزرگوار ما صبحگاهان امروز 26 جنوری 2019 به عمر 96 ساله گی به ابدیت پیوست.

 هيات رهبرى انجمن بمناسبت وفات المناك استاد بزرگوار و فقيد ما، عميق ترين مراتب تاثر و تسليت خود را بخانواده گرامى مصوون، اعضاى انجمن، شاگردان  ، اهل حقوق، دوستان و اقارب استاد مرحوم،  جامعه علمى افغانستان و مردم حق شناس افغانستان تقديم و روان ان پير خرد و فرزانه روزگار را شاد ميخواهد.

 از شمار خرد يك تن كم 

 واز شمار خرد هزاران بيش 

  در روزگاریكه مبارزه تاریخی علم و جهل مقدرات ما را رقم میزند، فقدان يكى از پاسداران سترگ علم و معرفت، دانش و خرد و ترقی و تمدن و به علم برداران نور و روشنایی، " پیر خرد" و معرفت و یكی از معماران معارف و تحصیلات عالی و استاد واستاد سابقه دار و رئیس اسبق فاکولته حقوق و علوم سیاسی پوهنتون كابل، استاد مصوون گران ارج و فقيد كه در بیشتر از نیم قرن چند نسل از شاگردان و محصلان را آموزش داده و شاگردان شان در ارگانهای حراست حقوق، قوه قضا، لوی سارنوالی، وزارت عدلیه، وزارت امور خارجه و سایر اورگانها مصدر خدمات شایسته بوطن گردیده و تا سطح قاضی القضات، لوی څارنوال و ریاست دولت مسئولیت داشته اند، يك ضايعه بزرگ ملى ميباشد.

 استاد مصوون بزرگوار از مفاخر علمی افغانستان و شخصیت أكادمیك با وجاهت بود كه در مجامع علمی اروپا نیز مورد حرمت قرار دارد و شش دهه قبل از یونورستی هامبورگ دوكتورای خود را در رشته حقوق بین الدول اخذ و دوره های كسب تخصص را در كشور های امریكا و جرمنی سپری و در دها كنفرانس علمی در سطح ملی و بین المللی اشتراك داشته اند.

 در صد سال اخیر و با انفاذ نخستین قانون اساسی افغانستان (1924 م) كه ساختن دولت ملی و قانون سالار مطرح است و جدل تاریخی سنت و تجدد بعد از شمس النهار بر مبنای اهداف مشروطه خواهان در وجود قانونگرایان و حاكمیت قانون و دشمنان ان تداوم میابد و از زنده یاد عبد الواسع قندهاری مؤلف " تمسك القضات الامانیه " بحیث پدر قانون و تقنین یاد مینماییم، در بعد از جنگ دوم جهانی و انفاذ منشور ملل متحد و میثاقهای بین المللی كه حقوق بین المللی مدرن در افغانستان مطرح میگردد، در جمع سایربزرگان، جايگاه و مقام معنوى پوهاند داكتر مصوون بمثابه یكی از پدران حقوق معاصر در افغانستان ميباشد كه در نضج گیری مفهوم قانون و تسجیل ارزشهای قبول شده حقوق بین المللی در حقوق ملی و قوام یافتن حاكمیت قانون سهم ارزنده ایفا نموده اند.

 استاد بزرگوار در تدوین لوایح، مقررات و قوانین زیاد سهیم و در جمع أهل خبره عضویت كمیته تسوید پنجمین قانون اساسی را در دومین جمهوریت افغانستان داشته اند و در مطابقت متن قانون اساسی با معیار های حقوق بین المللی و انعكاس میثاقهای جهانی در مواد ان نقش ارزنده را ایفا نموده است.

 پوهاند داكتر مصوون شخصیت بزرگ ملی، مستقل و غیر وابسته به احزاب سیاسی و از خادمان صادق وطن كه حتی در دوران تقاعد نیز از خدمت بمردم و مسلك و انتقال تجارب به جوانان دورنبود و در سال (1985 م) با اشتراك مساعی شاگردان و أهل حقوق انجمن حقوقدانان افغانستان را در کشور تأسیس و در اولین كنگره آن بحیث رئیس آن انتخاب گردید و در جلای وطن و غربت نیز بخاطر وضع ناهنجارافغانستان و افغانان ناقرار و در دفاع از حق و حقوق افغان و بلند نگهداشتن صدای دفاع از داعیه افغانستان یكدهه قبل با تشویق شاگردان و همسلكان، انجمن حقوقدانان افغان در اروپا را در شهر هامبورگ ایجاد و در سمت اولین رئیس ان انتخاب گردید و تا كنون نیز بمثابه رئیس افتخاری بركت شاگردان بود و همت عالی این " پیر خرد " جوانان را در رسیدن به منزل مقصود الهام بخش  بود و نام و خاطرات شان براى هميشه رهنما میباشد.

 استاد بزرگوار ما شخصیت عالی و محبوب القلوب شاگردان و دوستان و با صفات عالی انسانی، مهربانی و مروت حیثیت پدر معنوی را دارد كه سراسر زندگی، كار، صداقت و خرد او نمونه ذیقیمت است كه همچون برلیان ناب سزاوار حرمت حق شناسان و قدرشناسان  قرار خواهد داشت.

 در کنار انجمن حقوقدانان افغان در اروپا درين روز ماتم در كنار خانواده استاد فقيد ما سوگوار بوده و به جاودانگى پيوستن استاد فقيد را بمثابه غم مشترك متحمل و روان شانرا شاد و نام سترگ شانرا جاودان ميخواهيم .

 

با احترام

 شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 

پاسدارى از ارزشهاى متعالى و جهانشمول

پيام پنجمين كنفرانس علمى - مسلكى انجمن

 در پنجمين كنفرانس علمى - مسلكى انجمن اين دو موضوع : 

 - پاسدارى از ارزشهاى متعالى ، جهانشول و ديموكراتيك مندرج در قانون اساسى و قوانين نافذ افغانستان در پروسه صلح و مصالحه 

 - سهمگيرى افغانان مقيم اروپا در پروسه هاى ملى افغانستان 

 بر مبناى  مقالات پژوهشى و همجانبه حقوقدانان برجسته و معاونان انجمن ، محترمه عفيفه ازادزوى و محترم پوهنیار عبدالبصيردهزاد  ، مورد بحث گسترده شركت كنندگان كنفرانس قرارگرفت ، كه به صورت فشرده درين پيام با همسلكان عزيز وهموطنان گرامى شريك ميگردد، تا با نقد و نظر شان در مقياس ملى و بين المللى بحث، پاسدارى از ارزشهاى متعالى و جهانشمول كه متضمن صلح واقعى و پايدار است ، منحيث رسالت تاريخى و وظيفه مبرم ملى در قبال سرنوشت وطن و مردم ، مورد توجه همگانى قرار گيرد.

 بى نياز از اثبات است كه  صلح نيازحياتى ، خواست اساسى مردم ، شرط بقاى افغانستان و گذار ان بشاهراه ترقى ميباشد و مردم مظلوم و غيور ما كه بيشتر از چهاردهه جنگ تحميلى و مصايب جانكاه انرا متحمل و اماج ترور وتجاوز ميباشند ، حق دارند و مستحق ميباشند تا از مصيبت جنگ خانمانسوز رهايى يابند و درسرزمين شان صلح دايمى برقرارگردد . 

 اظهرمن الشمس است كه  قطع جنگ و دستيابى به ارمان تاريخى و شريفانه مردم به عوامل متعدد تاريخى ، داخلى ، منطقوى و بين المللى كه تراژيدى خونبار افغانستان معلول ان است ، مرتبط ميباشد . 

  در پروسه صلح  با تمام پيچيده گى و كثيرالجوانب بودن ان ، چگونگى نقش و اشتراك مردم ، بيدارى عمومى و سهمگيرى فعال شان ارتباط دارد . تحقق مكانيسم پروسه صلح وابسته به نقش كليدى دولت ميباشد . 

 درك منطق اين اصل مستلزم فكركلان ملى و تكيه بر مصالح علياى افغانستان ميباشد و متاسفانه ما كه با دولت ناكام و هزارويك مشكل  و منجمله با بحران اعتماد مواجه هستيم ، در تشخيص درد جانكاه وطن بيشتر و ژرفتر باندیشیم و عاقبت انديش باشيم.

 تجربه دردناك و عبرتناك تاريخ مبين اين واقعيت است كه : 

 فقدان دولت ، خطر افرين تر از دولت ناكارا است و هرنوع  " دولت زدايى  و ناديده گرفتن نقش دولت  و پيش كشيدن نسخه هاى مغرضانه  "  دولت موقت " نمك پاشى به نعش اغشته بخون مادروطن وآب ريختن به اسياب دشمنان تاريخى كشور ما ميباشد  كه منجر به تقسيم افغانستان بساحات نفوذ ، انارشيسم و تكرار تراژيدى دهه نود قرن گذشته ميگردد . 

 طرح اين حقايق با تنزيل پروسه صلح به تسليم شدن مخالفان مسلح بدولت ، مغالطه نگردد و صلح عادلانه و عزتمند مستلزم رعايت خواست هاى مشروع و رفتن بلاشرط بميز مذاكره و مشروط ساختن شرايط صلح واقعى و پايدار ( صلح مثبت ) متحقق ميگردد . 

 درست در همين ارتباط موضوع پاسدارى از ارزشهاى متعالى ، جهانشول و ديموكراتيك مطرح ميگردد كه بدون رعايت ان آرمانهای شريفانه صلح  يك سراب ميباشد .

 

 از دستاورد هاى ( هجده سال اخير ) بحيث ابزار سياسى ، بسيارموهوم و مجهول زياد صحبت ميشود و از ان  " اقليت منفور  " تاجران دين ، تيكه داران " جهاد " و دكانداران قوم ( كليپتوكرات هاى مشمول شركت سهامى كليپتوكراسي هجده سال اخير )  " پيراهن حضرت عثمان " ساخته اند . 

 و اما  : 

 ارزشهاى متعالى كه بايد بمثابه دستاورد هاى تاريخى مردم  بحيث خط قرمز پنداشته شود و در معادلات و معاملات سياسى قربان نگردد ، مطمح نظر ما  همان ارزشهاى والاى است كه مردم در طول تاريخ و بويژه در صد سال اخير و با ايجاد نخستين دولت ملى و انفاذ اولين قانون اساسى و تا بخاطر ان رزميده اند و ميتوان از ان بمثابه ميراث معنوى بزرگ محصلان استقلال و ازاديخواهان سترگ و شاه امان اله ياد كرد كه در قوانين اساسى بعدى تداوم يافته و بحيث ارزشهاى جهانشمول مندرج در حقوق بين المللى معاصر ( منشور م م  ، اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاقهاى بين المللى ناشى از ان )  و متعلق به تمام بشريت در فصل دوم قانون اسايى نافذ مسجل ميباشد و با ارزشهاى تاريخى ، ملى و اسلامى مردم ما منافات ندارد . 

 

در صدر فهرست اين ارزشها  :

 - استقلال ، تماميت ارضى و حاكميت ملى ( كه صلاحيت انحصاري مردم ميباشد ) قراردارد . 

  - جمهوريت  و نظام جمهورى ، تا هرنوع تشويش در مورد بازگشت به  " امارت " و " خلافت " را منتفى سازد. 

 - اصالت قانون : 

 زمانيكه صحبت از مصلحت گرايى و مصلحت جامعه ميگردد ، بايد بخاطر داشته باشيم كه : 

 قانون  بمثابه بالاترين مصلحت اجتماعى ، بايد برتر و رهبر تمام جوانب در جامعه بشدت منقطب ، منشعب و كثيرالقوامى ما ، باشد . 

 در مبارزه تاريخى علم و جهل واز شمس النهار و جدل سنت و تجدد و درين صد سال اخير و از نهضت امانى و تا كنون ، قانون و حاكميت ان بحث محورى و كليدى در گذار بشاهراه ترقى و حيات مدنى پنداشته ميشود .

 انفاذ قانون جزا و كود مدنى در جمهوريت اول ( محمد داود فقيد ) بزرگترين دستاورد تاريخ تقنين در افغانستان ميباشد و منطبق با روحيه ملى و اسلامى مردم ما ميباشد. 

 در قرن بيست و يكم  رعايت ميثاقهاى بين المللى كه افغانستان با ان الحاق نموده و برطبق حكم ماده هفتم قانون اساسى ملزم برعايت ان ميباشد ، پل وصل افغانستان با جهان متمدن ميباشد.

 - موضوعات عدالت اجتماعى ، برابرى و تساوى حقوق شهروندان اعم از زن و مرد ، ازادى عقيده و بيان ، پرنسيپ هاى مشروعيت جرم و جزا و رعايت اصول " تبعيض مثبت " در مورد زنان و هموطنان سك و هندوباور. 

  دستيابى به اهداف سترگ ياد شده در گرو بيدارى عمومى و سهمگيرى فعال مردم در احقاق حقوق شان ميباشد . 

 درين راستا افغانان مقيم اروپا ( اروپايى هاى افغان ) ، مهاجران افغان مقيم اروپا نيز ميتوانند سهم ارزنده يى ايفا نمايند . 

 " اقليت افغان " مقيم اروپا كه بر طبق قانون ميتوانند در پروسه هاى ملى كشور شريك باشند و در مباحث كلان مربوط بسرنوشت ملى نقش داشته باشند . 

 موضوع صلح و چگونگى دستيابى به ان ، پاسدارى از ارزشهاى كه به تفصيل تذكار يافت ، سهمگيرى در پروسه تدوين قوانين و اشتراك در انتخابات و نظرخواهى در مسايل مربوط به حيات ملى و ... موارد اند كه تعلق  " اقليت افغان " اروپا را به مادروطن و سهمگيرى در پروسه هاى ملى متبارز ميسازد . 

 انجمن معتقد بر این اصل است که افغانان مقیم اروپا ، با احساس عالی عشق به مادر وطن و تمام علایق معنوی و راونی حق سهمگیری در پروسه های ملی ، اخصن پروسه ملی انتخابات را دارند. برای تعمیل این حق اساسی تعدیل درمواد قانون انتخابات کشور ضروری به نظر میرسد.

 البته در تحقق اين هدف نيك كه در واقع استفاده از فرصت ها سرمايه هاى معنوى به نفع افغانستان سفارتخانه هاى افغانى مقيم اروپا و وزارت امور مهاجرين بايد تدابير مشخص را رويدست گيرند . 

 موجوديت و تداوم افغانستان و گذار ان بشاهراه صلح و ترقى در گرو وحدت ووفاق ملى ان است و رسيدن به اين مأمول بزرگ با تمركز به منافع كلان ملى و مرجع دانستن مصالح علياى افغانستان از تعلقات قومى ، زبانى ، مذهبى ، تنظيمى ، ايديولوژيك ، شخصى و ... ميسر ميگردد . 

 بيدارى عمومى و پاسدارى از " انقلاب اميد "  ، قوت خلل ناپذير مردم را شكل ميدهد ( د خلكو زور ، د خداى زور ) افغانان را در موقعيت قرار ميدهد كه از حق خود در برابر هر غاصب داخلى و خارجى دفاع نمايند . 

 جامعه بين المللى و در راًس آن ايالات متحده امريكا كه مقدرات تاريخى ما را بر وفق منافع ملى شان رقم زده اند ، مسووليت حقوقى و اخلاقى دارند تا بحق حاكميت ملى افغانستان احترام و  به  " زخم خونين " افغانستان كه بزرگترين قربانى تجاوز و اماج تروريسم بين المللى و جنگ اعلام ناشده پاكستان ميباشد و در دور جديد بازى هاى بزرگ قدرتهاى رقيب بين المللى و جنگ هاى نيابتى بخاك و خون كشانيده ميشود ، و سرنوشت جنگ و صلح ان با امنيت ملى شان  گره خورده است ، با تصاميم عجولانه و بحث خروج غير مسولانه نمك اضافى نپاشد . 

 بسيار ضرور و مفيد است تا در احوال جارى و در پروسه صلح به عوض ادرس هاى پراگنده و متفاوت ، از  نقش و سهم سازمان ملل متحد جانبدارى گردد . 

 شركت كننده گان پنجمين كنفرانس انجمن با مراجعه به تمام نهاد هاى افغانى  پاسدارارزشهاى متعالى ياد شده در داخل و خارج كشور صميمانه تقاضا ميدارد تا : 

 تا صداى شانرا در دفاع از حق گذار افغانستان و مردم به اعزا نشسته ان بشاهراه صلح پايدار بلند تر و نزدیکترسازند. 

  با حرمت

  اشتراك كنندگان پنجمين كنفرانس علمى - مسلكى انجمن 

         منعقده كشور شاهى بلجيم ( ٢٠١٨ م ) 

 

گزارش خبری کنفرانس ۸ دسامبر ۲۰۱۸ انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 

پنجمین کنفرانس علمی سالانه انجمن حقوقدانان افغان در اروپا بروز شنبه ۸ دسامبر ۲۰۱۸ در شهر انتورپن کشور شاهی بلژیک موفقانه دایر گردید.

 کنفرانس که شامل بخش های مختلف بود، حوالی ساعت ۳ بعد از ظهر آغاز گردید، الی ساعت 9:30 شب ادامه یافت.

 کنفرانس با صحبت خیر مقدم توسط محترم نقیب الله رادمل عضو شعبه بلجیم انجمن آغاز گردید. جناب رادمل ضمن اینکه مقدم مهمانان را خوش آمدید گفتند، با توضیحات مختصر انجمن فرهنگی و تعلیمی افغانان «خط سوم» مقیم شهر انتورپن را به مهمانان معرفی و جهات فعالیت این انجمن را بر شمردند.

 کنفرانس که با گرداننده گی محترم بصیر دهزاد معاون و سکرتر مسئول انجمن آغاز یافت، نخست محترم میر عبدالواحد سادات رئیس انجمن ضمن افتتاحیه کوتاه از محترم فضل احمد گردیزی یکی از حقوقدانان سابقه دار کشور و یکی از پیشگامان انجمن تقاضا نمود تا صحبت مقدماتی شان را ارائه نمایند. محترم گردیزی طی این صحبت موضع انجمن را بحیث یک نهاد مستقل و مسلکی مورد تحسین و تمجید قرار داده و افزودند که این انجمن با نشر اعلامیه ها، پیام ها و نامه های سر گشاده و سائر اسناد و امکانات دنیای مجازی، موضع مسلکی و دفاع از تنور، ارزش های بزرگ ملی، حاکمیت قانون و روند های جامعه مدنی، عدالت در کشور و همچنان دفاع از منافع و حقوق پناهجویان افغان و در مجموع از اقلیت افغان در کشور های اروپائی، خویش را متبارز و حفظ نموده است.

 کنفرانس صحتمندی و طول عمر برای استاد بزرگوار پوهاند دوکتور غلام سخی مصئوون موسس و رئیس افتخاری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا را آرزو نمود و برای تعداد از هم مسلکان که نسبت معذرت های صحی نتوانستند در کنفرانس شرکت نمایند، استدعای صحتیابی عاجل نمود. همچنان روح هم مسلکان وفات نموده و یا در اثر فعالیت های تروریستی جام شهادت نوشیده ُ شاد و بهشت برین شان آرزو نمود.

 در اولین بخش کنفرانس انجمن نخستین مقاله پیرامون ارزش های قانون اساسی افغانستان از زوایای مختلف توسط محترمه عفیفه آزاد زوی، معاون انجمن ارائه گردید. این مقاله بیشتر متمرکز به حراست و پاسبانی از ارزش های بزرگ حقوقی و دموکراتیک در روشنی مواد شامل فصل دوم قانون اساسی کشور بود. محترمه آزاد زوی در مقاله اش اهمیت حفظ، حراست و احترام این ارزش ها را حتی در معاملات و معادلات صلح با طاالبان، برای حفظ و تعمیق دموکراسی و حقوق بشری شهروندان کشور، حاکمیت قانون و ایجاد یک دولت مبتنی بر اراده و اقتدار ملی، ضمانت برای روند ترقی، دموکراسی و روشنگری کشور تلقی نمود. در این مقاله نکات نظر روشن انجمن حقوقدانان افغان در اروپا صراحت یافت که این ارزش ها باید در مقاطع مختلف سیاسی کشور باید مورد احترام و رعایت قرار گرفته، نباید با تاریک اندیشی ها و طرح های قرون اوسطائی تعویض و مبادله گردند.

 یعداٌ برای ۴۰ دقیقه حاضرین سوالات شان را مطرح نمودند که بدانها پاسخ و توضیحات ارائه گردید.

 مقاله دوم از محترم پوهنیار بصیر دهزاد بود که تحت عنوان «جا و موقف اقلیت افغان در اروپا در پروسه های ملی کشور» ارائه گردید. در این مقاله ضمن ارائه تعریف مشخص از پروسه های ملی، پروسه های ملی را از زوایا و ابعاد مختلف به توضیح گرفتند و تامین حق شرکت افغانان مقیم در اروپا را در انتخابات افغانستان کی یکی از مهمترین پروسه های ملی در شرایط کنونی کشور است، متکی بر محتوای اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و قانون اساسی افغانستان به توضیح گرفتند. جناب دهزاد در این مقاله فکتور ها و عوامل کنونی مهاجرت به دلایل جنگی و عدم مصئونیت و سائر دلایل بشری را درتفاوت و مقایسه با محتوای کنوانسیون ۱۹۵۱ ملل متحد در مورد پناهنده گی وضاحت دادند؛ و همچنان بالای قانون انتخابات افغانستان مکثی کوتاهی نموده در زمینه پیشنهادات خویش را بخاطر تآمین قانونی حق انتخاباتی اقلیت افغان در اروپا ارائه نمود.

 در ادامه حاضرین سوالات زیادی را ارائه نمودند که محترم دهزاد به پاسخ و توضیح سوالات پرداختند.

 قابل تذکر است که نتیجه گیریها ُ تکمیلات و پیشنهادات حاضرین کنفرانس طی پیام از نام این کنفرانس در آینده نزدیک به نشر خواهد رسید. همچنان انجمن در هر زمان که موضوع تعدیل مواد قانون اساسی افغانستان مورد بحث احتمالی قرار گیرد، نکات نظر خویش را با طرح ها و پیشنهادات مطرح و به آگاهی هم مسلکان و هموطنان خواهد رسانید.

 

در بخش بعدی از چهره جوان اکادمیک، استاد موسسه تحصیلات عالی شهر اوتریخت هالند ِ محترم استاد پرویز صمیم عضو شورای رهبری انجمن، که برای سه بار لقب بهترین استاد شایسته را بدست آورده و همچنان با نوشتن چهار کتاب درسی در رشته حقوق برای مکاتب تحصیلات عالی نشان عالی اکادمیک را بدست آورده اند، با تفویض یک لوح تحسین توسط پوهندوی دوکتور احسان فایز یکی از استادان سابقه دار دانشگاه کابل و عضو افتخاری انجمن مورد تقدیر کنفرانس و شورای رهبری انجمن قرار گرفت.

 

در ادامه شعبه بلجیم انجمن حقوقدانان افغان در اروپا ایجاد و محترم محبوب جان احمد زاد بحیث مسئول شعبه انتخاب گردید و محترمان نقیب الله رادمل و محترم عبدالله غنی بحیث اعضای رهبری انتخاب گردیدند.

 

آخرین بخش کنفرانس به برنامه اختصاصی انجمن فرهنگی و تعلیمی افغانان «خط سوم» اختصاص یافته بود که روی تربیت طفل در محیط و خانواده بحث و تبادل نظر صورت گرفت. در بخش اول این برنامه محترم وحید صافی رئیس انجمن «خط سوم» صحبت را روی فعالیت های انجمن پیرامون جهات مختلف زنده گی افغانان در شهرانتورپن ارائه نمودند و متعاقبن محترم محبوب جان احمد زاده نتیجه یافته ها و تجارب کاری خویش را در یک مقاله تصویری پیرامون آسیب پذیری های طفل به توضیح گرفت که مورد علاقمندی حاضرین قرار گرفت.

 

در این شام مهمانان با غذای گرم که از جانب انجمن فرهنگی و تعلیمی افغانان «خط سوم» تدارک و آماده شده بود، مورد مهمان نوازی گرم انجمن قرار گرفتند.

 

کنفرانس بعد از یک برنامه کلتوری که شامل موزیک لایف بود، با هنرنمائی محترمان شریفی، قیومزاده و نجرابی ساعت ۲۱: ۳۰ شب به پایان رسید.

 

در اخیر دسته های گل از جانب رهبری انجمن توسط محترم بصیر دهزاد به هنرمندان و همچنان به عنوان سپاسگزاری از رهبری انجمن فرهنگی و تعلیمی «خط سوم» به ایشان اهدا گردید.

 

در این کنفرانس قریب به یکصد تن اعضا و علاقمندان انجمن شامل ۲۵ تن زنان و تعداد از وکلای مدافع و حقوقدانان جوان از کشور بلجیم نیز اشتراک نموده بودند.

 

بجا میدانیم که بهترین مراتب سپاسگزاری شورای رهبری انجمن حقوقدانان افغان در اروپا را به رهبری و اعضای انجمن فرهنگی و تعلیمی افغانان «خط سوم» شهر انتورپن کشور بلجیم بخاطر تدارک مالی سالون، تهیه غذای شام، برنامه کلتوری و سائر امکانات، تقدیم نماید. همچنان از همکاری های محترمان گل احمد بازساز عضو فعال و یکی از پیشگامان انجمن و محترم سخی میزباز عضو شورای رهبری انجمن در سازماندهی این کنفرانس سپاسگزاری میگردد.

 

با احترام

 

سکرتریت

 


یکشنبه 9 سپتامبر 2018

 جلالتماًبآنتونیو گوترش سرمنشی سازمان ملل متحد،

  انجمن حقوقدانان افغان دراروپا بمثابه یك نهاد مسلكی ومستقل كه مسایل افغانستان را بدقت تعقیب مینماید، با احساس مسئولیت در قبال تراژیدی خونبار انكشور، قبل ازانكه افغانستان در حضور گسترده جامعه جهانی وسازمان ملل متحد با سقوط و فروپاشی مواجه گردد، لزوماٌ به سازمان ملل متحد و جلالتماًب شما كه در روزهای اخیر با حسن نظرو درك از ضرورت عاجل صلح و استقرار آتش بس فوری را مطرح فرمودید، مراجعه وبا طرح پیشنهادات مشخص، خواستارعطف توجه و مساعی جمیله سازمان ملل متحد و شخص شما میباشیم .

  بیشتراز چهار دهه است كه افغانستان در آتش جنگ تحمیلی میسوزد و تراژیدی خونبار آن كه معلول و محصول مداخله خارجی است، به زخم خونین ناسور و ساری مبدل گردیده است .

 افغانستان كه در اوج جنگ سرد بمركز تصفیه حسابات ابرقدرتهای رقیب عضو شورای امنیت مبدل گردید، جنگ و قربانی بزرگ را متحمل گردیده است. در حالیكه به مساعی جمیله سازمان ملل متحد و در حضور یكی از اسلاف شما و وزرای خارجه ایالات متحده امریكا و اتحادشوری قرارداد ژینو عقد گردید، افغانستان بطرف دهه دهشتبارسیطره پاكستان، انارشی تنظیمی و استبداد قرون وسطایی طالبان سوق و هست و بود این کشور را نابود و بمركزامن  تروریستان شریر بین المللی مبدل و عواقب ان در  آتش برج و باروی آسمان خراشهای مقر سازمان ملل متحد بازتاب یافت .

 درهفده سال اخیر مندرجات قطعنامه های مبارزه با تروریسم، دولت سازی، بازسازی و تقویت نهاد های دیموکراتیک  و نابودی  هیروئین فراپان صحبت گردیده و متاسفانه با وجود قربانی های بزرگ مردم، احوال خونبار جامعه گویای این حقایق تلخ میاشد :

 به عوض دولت ملی مقتدر وقانون سالار، شركت سهامی به اشتراك ناقضان حرفوی حقوق بشر ، غاصبان ملكیت ها ، تاجران دین ، تیكه داران " جهاد " ، دكانداران قوم ، كلیپتوكراسی هسته گزاری شد و بلاخره حالت را مستولی ساخته اند كه سی ملیون مردم در گرو یك اقلیت منفور

  جلابان فساد سالار، گروگان ساخته اند و مردم مظلوم در حرمان از حقوق شان بحران وسیع اجتماعی ، سیاسی و فقر گسترده را با انتحار و انفجار تروریستان متحمل میشوند .

  احوال اسفبارمردم را از حقوق شان محروم و :

  - حق حیات و زندگی شان با تهدید روزمره مواجه است  .

 - موانع بسیار جدی در برابر اعمال حق حاكمیت ملی كه بطورانحصاری بمردم تعلق دارد، وجود دارد .

 - با وجود اراده مردم افغانستان از حق گذار بشاهراه صلح و ترقی محروم میگردد .

 افغانستان درحضور وسیع نظامی ناتو در معرض هجوم بیسابقه سازمانهای تروریستی اعم ازالقاعده ، طالبان، داعش و گروهك های وابسته به انان قراردارد. گروه های كه به اعتراف خانم كلینتون ، خانم بینظیر بوتو، جنرال مشرف ، برژینسكی و ... بمثابه ابزارتحقق أهداف جیوپولوتیك قدرتهای بزرگ عضو شورای امنیت ایجاد و مردم مظلوم افغانستان قربانی جنایات شان میباشند .

 مراكز تجهیز و امن این سازمانهای تروریستی درپاكستان قراردارد كه سرانجام سكانداران جهان بعدازچهل سال به حقانیت ادعای افغانستان معترف وحتی رئیس جمهور بزرگترین كشور حامی انكشور اقای ترامپ  در سپتامبر ( 2017 م ) و در نخستین تویتر سالجاری  پاكستان را مركز تروریسم  و دولت انكشور را حامی سازمانهای تروریستی اعلام واز عزم  جدی بخاطر تغیر انكشور وعده سپرد.

    افغانستان اماج جنایات علیه بشریت قراردارد :

 روزانه تا سه صد تن دركشور از بین میروند و همه روزه در نقاط مختلف تروریستان مردم را بخاك و خون می كشانند و صبرا و شطیلا و كربلا ایجاد مینمایند و بشكل " هدفمند " و  " از قبل پلان شده " و با " قساوت "  بر  اهالی ملكی ، مراكز اموزشی ، مدارس ، مساجد و تكایا  حملات را انجام میدهند .

 که بر طبق تمام معیار های بین المللی از لاهه ( ۱۹۰۷ م ) ، اساسنامه نورنبرگ ، دیوان جزای بین المللی ، منشوردادگاه بین المللی لندن ، کنوانسیونهای چهارگانه ژینو ( ۱۹۴۸ م ) و اساسنامه دیوان جزای بین المللی  ( ۱۹۹۸ م ) این جنایات در جرایم بین المللی تعریف گردیده است :

 - جنایات علیه بشریت،

 - جنایات جنگی ،

 - جنایات ضد بشری ،

 - جنوساید ، نسل كشی و كوچ دادن اجباری اهالی،

 - مجبور ساختن اطفال به فعالیت های جنگی و تروریستی،

 - زندان های شخصی و زندانی ساختن غیر قانونی،

 - جنایات علیه صلح،

 - تحریکات مخاصمت های قومی ، زبانی و مذهبی،

 - تاراج وچپاول معادن و اثار فرهنگی و تخریب آبدات تاریخی،

 - سو استفاده و تعرض جنسی  زنان و کودکان در مناطق تحت تسلط زورداران.

 و دها جرایم دیگر که دولت موجود با نا توانی و در معاملات بخاطر حفظ موقف خویش ، در حکم بیننده را دارا میباشد.

  مطابق به كنوانسیون ژینو ( 1948 م ) " تمام موارد نقض حقوق بشر در منازعات و درگیری ها كه سلامت جسمی ، روانی و اخلاقی را صدمه میرساند " شامل جنایات جنگی میگردد .

 مطابق به احكام كنوانسیون های یاد شده، در تمام مواردیكه آمار داده شده، الزامات اظهر من الشمس است، که بایست بدون تآخیر  مجرمین، سازمان های عامل و دولت حامی آنها مورد محاكمه قرار گیرند ولی متاسفانه درین ارتباط كار دقیق انجام نیافته و حتی ازآمدن سارنوال  بین المللی بررسی جنایات جنگی به أفغانستان که درنوامبر سال گذشته خواستار مجوزبررسی جرایم یاد شده گردیده بود ،  جلوگیری شده است

 ( البته یك بخش جرایم جنگی كه توسط سربازان امریكایی انجام یافته ،بنابرعدم پیوستن انكشور به اساسنامه دیوان جزائی بین المللی و همچنان دادن امتیاز " معافیت جزائی " در موافقت نامه دفاعی و امنیتی كابل - واشنگتن مورد بررسی قرار نگرفته است )

  اکنون در حالیكه دور جدید و خونین بازی های  بزرگ وكشمكش های جیوپولیتیك رقبای منطقوی و بین المللی و جنگ های نیابتی افغانستان را در محراق این كشمكش ها قرار داده است وافزون بر آن مصایب طبعی و سونامی كمبود آ ب تهدید جدی را متوجه هست و بود كشورماساخته است توقع میبریم  تا قبل ازانكه افغانستان درحضورداشت گسترده جامعه بین المللی وسازمان ملل متحد به  یک  سوریه  دیگر مبدل وبه قبرستان اعلامیه جهانی حقوق بشر و ارزشهای جهانی حقوق بین المللی مبدل گردد، 

 به جلالتماًب شما كه بر ورود و حسن نظر شما به درد كشور ما ، ایقان داریم  ، مراجعه و در عرصه های اتی ، خواهان تدابیر جدی و مساعی جمیله سازمان ملل متحد میباشیم:

   ایجاد یک كمیسیون حقیقت یاب: 

 در افغانستان در هفده سال گذشته وبعد از قضیه قتل وزیر هوانوردی و ملكی در فبروری ( 2002 م ) و تا كنون در هر مورد یك كمیسیون ایجاد گردیده ولی  هیچكدام نتایج عملی در قبال نداشته است و امیدوارم تا كمیسیون مطمح نظر ما از طرف سازمان ملل متحد با نتایج و اقدامات عملی بوجود اید تا جنایات هولناك علیه بشریت را در حوادث تروریستی هولناك كابل ، سرپل ، كندز ، جلال أباد ، عزنی، حوادث خونبار اخیر در غرب کابل و سایر محلات بررسی و عاملین معلوم الحال  ، سازمان عامل و دولت حامی آنان را به جهانیان معرفی و به محاكمه بكشاند.

  وضع تعزیرات بین المللی توسط ملل متحد بر كشور پاكستان:

  جنگ اعلام نا شده پاكستان علیه افغانستان در بیشتر از چهار دهه و نقش ان كشور بحیث مركز تروریستان شریر بین المللی و حمایت دولت آن از سازمانهای تروریستی ، دیگر از كفر ابلیس معروفتر و ارائه دلیل اضافی در حکم خرما بردن به بغداد است.

 این دیگر به تمسخر گرفتن شورای امنیت ملل متحد است كه پاكستان هم عضو سازمان ملل متحداست و هم ناقض منشور آن سازمان میباشد و از عجائب دیگر این است كه ایالات متحده امریكا هم با افغانستان قرارداد ستراتیژیك دفاعی و امنیتی دارد و هم با پیمانكار خود پاكستان سردوستی دارد.

 عرف قدیم و معمول بین المللی (pacta sent sarwanda( و افغانستان بر طبق منشور سازمان ملل حق دارد تطبیق قرارداد ها و مقاولات بین المللی را مطالبه نماید.

 اجازه میخواهیم بپرسیم: آیا هنوزهم  وقت آن نرسیده است؟ تا شورای امنیت سازمان ملل متحد اصل(United Nations sencations    فصل هفت و متكی بر اصل)كشور پاكستان را بحیث مركز تروریستان و مكان امن دهشت افگنان و دولت انكشور را بمثابه  حامی تروریسم بر طبق اصل Leal settlement  sencation ) (م حامی تروریزم مورد تعزیرات جدی قراربدهد.

  كمك به افغانستان درمبارزه علیه فساد وفسادسالاران:

 یونوما اعلام داشته است كه

 " فساد گسترده  درافغانستان ، غیر انسانی وبسیاربیشرمانه است كه همه راشگفت نموده ... " والبته اظهارات مشابه از طرف مراجع بین المللی و منجمله سازمان سیگارانجام میابد و جایگاه افغانستان را در صدر فهرست دولت های فاسد طرازبندی نموده اند ومراجع امریكایی از تاراج بخش وسیع كمك صد ملیارد دالری شان شكوه مینمایند و اما تا كنون هیچ فهرست سیاه از فساد سالاران بزرگ  ، پول شویان و قاچاقبران مواد مخدر و ... اعلام و محاكمه نشده اند . بر عكس در برابر اربابان فساد قالین سرخ فرش و تكریم میشود و چندین هزار منسوب قوای مسلح مصروف تأمین امنیت همین اقایان میباشند.

 وقت ان رسیده است كه از اراده و ارمان مردم در مبارزه قاطع علیه فساد و ایجاد حاكمیت قانون دفاع صورت گیرد . این استدالال كه گویا " دولت سازی " كار افغانان است ، بیشتر بیك فكاهی میماند تا سخن مسولانه در قبال تراژیدی خونبارمردم به عزا نشسته افغانستان . این استدالال وقتی توجیه میداشت كه  فقدان دولت مقتدر محصول كارعاملین بینالمللی نمیبود و دراخرین مورد همین نسخه آقای وزیر خارجه اسبق امریكا اقای جان كیری دیموكراسی نیم بند را سلاخی و حاكمیت ملی را به گروه های رقیب انتخاباتی تقسیم نمود كه ما عواقب فلاكتبار انرا شاهد میباشیم.

 سازمان ملل متحدمیتواند از درراستای استقرار حاكمیت قانون و افشای فسادسالاران كمك بزرگ و موثری را انجام دهد..

 استقرار صلح أساسی ترین نیاز افغانستان است و درحالیكه از بذل توجه جلالتماًب شما از درك این ضرورت سپاس میداریم ، أكیدا تقاضا داریم تا:

  استقرار آتش بس را دردستور كار شورای امنیت قرارداده و از مساعی جمیله شان درین راستا بخاطر قطع كشتار وخونریزی مساعدت فرمایند.

 انجمن با مراجعه بشما تنها به حسن نیت فردی واخلاقی متكی نبوده ، بل درین اقدام به مسولیت اخلاقی  ( Moralobligation  ) جامعه جهانی  وسازمان ملل متحد در قبال تراژیدی خونبارافغانستان تاكید میدارد.

  با تجدید احترامات فائقه

 از نام هیاٌت اجرائیه انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

 میر عبد الواحد سادات

 رئیس انجمن

 

9 جولای 2017

 

دردفاع از حق و حقوق افغانستان

 

اظهارات اخیرجناب رییس جمهوردولت اسلامی ایران باعث تنش و تشنج زیاد گردیده که از دیدگاه حقوقی و از موضع حق، حقایق تاریخی و حقوق افغانستان برآن لزوماٌ مکثی مینمائیم. ایشان در کنفرانس بین المللی گرد و غبار و بحساب تخریب محیط زیست بیان داشته اند:

 

«ما نمیتوانیم در برابرآنچه محیط زیست ما را تخریب میکند، بی تفاوت باشیم. احداث سدهای متعدد در افغانستان وبند های کجکی تا سلما و کمال خان و دیگر سدها و بند ها در شمال و جنوب بر استان خراسان، سیستان و بلوچستان ما تاثیر میگذارد »

 

در گام نخست این اظهارات که با تحکم و تهدید انجام یافته، نقض حاکمیت ملی افغانستان و مداخله آشکار در امور داخلی کشور ما میباشد که متاسفانه با عدم رعایت عرف دیپلوماتیک و حسن همجواری، مشترکات دینی، تاریخی و فرهنگی دو کشور را زیر پا گردیده اند.

 

بدون شک تخریب محیط زیست یک معضله جهانی است و آنچه در کشور برادر ایران انجام یافته، ارتباط مستقیم با ساختن بند های یاد شده ندارد و به قرار اظهارات متخصصین ایرانی طی سالهای قبل و به اثر تغیر اقلیمی و ناشی از سوٌ مدیریت آبهای سرازیرشده از افغانستان میباشد.

 

جالب است که جناب رییس جمهور ایران از ساختن بند ها در افغانستان نا راض است و اما توضیح نفرموده است که مطابق کدام عرف و معیار حقوقی «بند دوستی» را در مسیر دریای هریرورد به ترکمنستان در خاک ایران اعمار نموده اند.

 

رژیم حقوقی دریای هیرمند را معاهده (1973 م) هلمند مشخص میسازد و بر طبق آن جانب ایران (26) متر مکعب آب فی ثانیه مستحق میباشد که طی چهار دهه جنگ و آشوب در افغانستان تا سه برابر آن به ایران سرازیر گردیده است و در یک نرخ حد اقل تا چند صد ملیارد دالر دولت جناب شان مقروض جانب افغانی میباشد.

 

اظهر من الشمس است که معضله آب یکی از سه خطر اساسی است که بشریت را تهدید مینماید و با وجودیکه سه بر چهار بخش کره زمین را آب تشکیل میدهد، متاسفانه صرف دوفیصد آن آب شیرین میباشد و آنهم غیر عادلانه دردو صد کشور قرار گرفته است، (9) کشور تا (60) فیصد آب را در اختیار دارند و قاره آسیا با تمام زیبایی آن خشک تعریف گردیده و با تاسف کشور برادر ایران در ردیف کشور های خشک روبه گسترش به حساب میآید وشاید به همین دلیل در چهار صد سال اخیر این کشور (25) بار با همسایه بر سر آب درگیری داشته است.

 

جنجال جانب ایران با آبهای افغانستان با انقراض امپراطوری درانی آغاز یافته و در صد سال اخیر و از گولدسمید (1871 م) و مکماهون و ... سرانجام با انعقاد معاهده هیرمند (1973 م) رژیم حقوقی دریای یاد شده مشخص و مسجل گردیده و در مطابقت کامل با نورمهای قبول شده حقوق بین المللی و میثاق جهانی (1997 م) سازمان ملل متحد قرارداشته و نافذ و مرعی الاجرا میباشد.

 

ماده پنجم این معاهده حقوق جانب افغانستان را چنین مسجل نموده است: «افغانستان بر باقی آب رود هیرمند، هر طوریکه خواسته باشد از آن استفاده مینماید و آنرا به مصرف میرساند. ایران هیچگونه ادعایی بر آب هیرمند، بیشتر از مقدار که طبق این معاهده تثبیت شده است، ندارد »

 

در احوال پر آشوب کنونی که افغانستان در آتش مداخلات بیرونی با جنگ و بی ثباتی مواجه است و آماج جنایت علیه بشریت قراردارد و هست و بود و صلح و ثبات آن با بازسازی و اعمار و ساختمان کشور و منجمله مدیریت دقیق آبهای آن گره خورده است، معق